پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷
خانه / دسته‌بندی نشده / مبارزه با اِسْتِكْبار
اِسْتِكْبار بزرگ مَنِشى فخرفروشانه

مبارزه با اِسْتِكْبار

اِسْتِكْبار بزرگ مَنِشى فخرفروشانه

مظهر اِسْتِكْبار، آمریکا است. ۱۳آبان، یادآور حادثه های مهمّی است که در شکل گیری انقلاب و بیرون راندن مظهر اِسْتِكْبار از ایران نقش اساسی دارد. ۱۳آبان، حامل ۳حادثه‌ی تاریخی است؛ تبعید امام در سال ۱۳۴۳، کشتار دانش‌آموزان نوجوان در سال ۱۳۵۷، و سرانجام تسخیر لانه‌ی جاسوسی در سال ۱۳۵۸. ۱۳آبان ۱۳۴۳، مأموران شاه، امام(ره) را در قم دستگیر و به دستور آمریکا، به ترکیه تبعید کردند. ۱۳آبان ۱۳۵۷، دانش آموزان تهرانی در اعتراض به دخالت های آمریکا در ایران، راه پیمایی کردند، ولی مأموران شاه، به آنان حمله کرد و آنان را به خاک و خون کشید. ۱۳آبان۱۳۵۸، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، لانه جاسوسی آمریکا را در تهران تسخیر کردند و جاسوسان آمریکایی را به گروگان گرفتند. بدین ترتیب، مبارزه ضد آمریکایی مردم، ابعاد جدیدی پیدا کرد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ۱۳آبان را  «روز ملّی مبارزه با اِسْتِكْبار» نام گذاری کردند.(۱)

دانش آموزان و مبارزه ی ملّی با اِسْتِكْبار
بی گمان، دانش آموزانِ آگاه و رشید ما در مبارزه با اِسْتِكْبار، همواره نقشی فعّال و فراموش ناشدنی ایفا کرده اند. این عزیزان بودند که در ۱۳آبان ۱۳۵۷، به مردم مسلمان ایران، شور و شعور و عشقی دوباره بخشیدند. آنان از آینه ی احساس و شعور مردم انقلابی، غبار بر گرفتند و هویت مسلمانی، خود اتکایی و مبارزه با اِسْتِكْبار را به همگان آموختند. این نوجوانان دانش دوست بودند که با شعارهای توفنده و مشت های گره خورده، پایه های حکومت مزدور پهلوی را سست کردند و لرزه بر اندام زمام داران کاخ سفید انداختند. این جوانان دانش پو بودند که با قیام خویش، به مستضعفان آموختند که برای به دست آوردن حقوق از دست رفته ی خود، باید با ستم گران جهانی بستیزند. اینک، آن رشادت ها و حماسه آفرینی ها، ایجاب می کند که قشر دانش آموز ما، در مبارزه با اِسْتِكْبار، سهم مهمّی بر عهده گیرند و هم چون گذشته از پیش گامان این قیام ملّی باشند.

وحدت کلمه
۱۳آبان، در تاریخ ایران، همواره برجسته و سربلند است. ۱۳آبان، فرزندان ایثارگر و فداکار این مرز و بوم به جهانیان فهماندند که با توکّل به قدرت ایمان می توان در برابر هر طاغوتی ایستاد. در ۱۳آبان، ثابت شد که با تکیه بر قدرت آن بزرگوار آفریننده و توانای زنده می توان، استعمار را به خاک مذلت افکند. در ۱۳آبان، این نکته به اثبات رسید که امنیت و آرامش را از حقّ کُشان و ستم کیشان که به مظلومان امنیّت و آسایش نمی دهند، می توان باز گرفت. حماسه ۱۳آبان، ثابت کرد که همه ی قدرت های به اصطلاح عظیم شیطانی و طاغوتی، از درون، پوچ و پوشالی است. در ۱۳آبان مردم عدالت خواه و ایمان مدار ما، خویشتن را باور کردند و به چشم خود دیدند آن قدرتی که در ذهن عده ای کج اندیش و کوته فکر، هم چون کوهی استوار است، «کاهی» بیش نیست. در ۱۳آبان وحدت کلمه معنا شد؛ تکیه بر محبوب بندگان و خدای خمینی آفرین، تفسیر شد و قدرت رهبری دینی بار دیگر تجربه گشت. در ۱۳آبان، ملّت با عشق و ایمان به آرمان خویش، همه ی قدرت های اِسْتِكْباری را به سخره گرفتند و شکوه پوشالی شان را پایمال کردند. در ۱۳آبان، مردان پاک سرشت، در سال گرد قربانی شدن دانشجویان و تبعید سرسلسله ی بیداردلان، بر دیو پلیدی و پلشتی، مردانه تاختند و لانه ی فساد را درهم کوبیدند. این است که ۱۳آبان، در تاریخ این دیار شهیدپرور، برگی زرین را به خود اختصاص داده است و بسان ستاره ای فروزان در آسمان میهن اسلامی می درخشد.

واقعه ۱۳آبان به نقل از یک شاهد عینی
«شنبه ۱۳آبان سال ۱۳۵۷ ساعت ۱۱ صبح، بیش از ۷هزار دانش آموز و دانشجو و دیگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند و گروهی به سخنرانی گوش می کردند که ناگهان یک کپسول گاز اشک آور در هوا چرخید و روی زمین دانشگاه فرود آمد.عده ای سراسیمه به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در همین موقع صدای تیراندازی بلند شد. سربازان از  پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک کردند. هنوز فریادهای “نترسید تیراندازی هوایی است” بلند بود که دانشجویی به زمین غلتید، از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابان های اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گریز شد.دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن به سوی منزل مرحوم آیت الله طالقانی راه پیمایی کنند. درست هنگامی که عزم خروج از دانشگاه کردند با تیراندازی نیروها مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهای خونین شد. مجروحان توسط دانشجویان به بیمارستان منتقل شدند.”در همان ساعات اولیه نیروهای ضربت وارد دانشگاه شدند و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند.با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابان های اطراف دانشگاه و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابان های اطراف پراکنده شدند. تظاهر کنندگان در چند نقطه  خیابان های: جمهوری اسلامی، ولی عصر و خیابان های منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اکبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات می دادند. ساعت دو بعد از ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان که در داخل دانشگاه بودند، تیراندازی کردند که در همان لحظات اول عده ای از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلتیدند. دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن شمار کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن  شعار الله اکبر خمینی رهبر به راه پیمایی پرداختند. جنگ و گریز مأموران نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت … .»

به یادِ مردی که اِسْتِكْبار را از گستره ی ایران زدود
سلام بر روان پاک روح خدا و سلام بر همه ی روان های خدایی! سلام بر آن که بیداری رابه ما هدیه داد؛ آزادی را برای مان به ارمغان آورد؛ ما رابه وادی استقلال برد و جمهوری اسلامی را به ما، ارزانی بخشید. سلام بر دست های سبزی که بذر محبت خدا را در دل های کوچک فرزندان ما کاشت. سلام همه ی صالحان و سپیدرویان، بر روان بیدارگر روح پاک خدا باد. بزرگ مردی که با موضع گیری آگاهانه و مدبّرانه ی خویش، هر توطئه ای را نقش بر آب می کرد. حکیم دوراندیشی که گره های کور را به سرپنجه ی تدبیر، می گشود. دلاوری که مستکبران، با نفس گرم اش بر خاک افتادند.

ملّی مبارزه با اِسْتِكْبار در کلام رهبری
– با تهذیب نفس و تقویت روح مسئولیت، صحنه‌های انقلاب را خصوصا آن چه به پاسداری از ارزش ها و فرهنگ و روحیه‌ی انقلابی است، پر کنید.۱۳۶۹/۰۸/۱۳
– به کلیه‌ی قشرهای مردم عزیز، مخصوصا کسانی که از آگاهی بیش تری نسبت به حقایق موجود جهان و ایران برخوردارند، توصیه می‌کنم که بیش از همه چیز، یک عنصر اساسی را همیشه در مد نظر داشته باشند و آن، وحدت کلمه و حفظ یکپارچگی عموم ملّت است. این را اصلی بدانید که باید بر همه‌ی گفتارها و کردارها و فعالیتهای فردی و اجتماعی ملّت ما حاکم و ناظر باشد. ۱۳۶۹/۰۸/۱۳
ارزش‌های انقلاب: به فرزندان و برادران عزیز و انقلابیم، جوانان، دانش‏آموزان و دانشجویان که این بزرگ به نام آنان است، عرض می‏ کنم که شأن و وضع شما، چه در حال و چه بیشتر در آینده، به گونه‏ یی است که بار اصلی انقلاب بر دوش شماست و اسلام عزیز و اولیای شهیدان و امام بزرگوار و صالحان ملّت، به شما نظر و امید و از شما انتظار دارند بکوشید و برای رسیدن به کمالات و اهداف انقلاب عظیم، فرصت ها را مغتنم شمارید و معرفت و فهم دینی را در ذهن و دل خود، وسعت و عمق بخشید. با تهذیب نفس و تقویت روح مسئولیت، صحنه‏ های انقلاب را خصوصاً آن چه به پاسداری از ارزشها و فرهنگ و روحیه‏ی انقلابی است، پُر کنید و پیوند خود را با جامعه و اقشار مختلف و بخصوص روحانیت معظم تقویت کنید و از حیله‏های شیطانی و دسایس و ترفندهای ابلیسی که گاه حتّی در لحن و قالب دلسوزی است، برحذر باشید. در مسیر مبارزه‏ی افتخارآمیز ملّت ایران، جوانان همیشه باید پیشاهنگ و پیشرو باشند. خود را آماده‏ی پیشاهنگی در خط صحیح و بی‏انحراف نگهدارید و هوشمندانه خط صحیح و مستقیم را از کج‏راهه‏ های انحرافی بازشناسید و صبغه‏ ی الهی را ترویج و شعایر اسلامی را تعظیم کنید. ۱۳۶۹/۰۸/۱۳
– ۱۳آبان، را مظهر چهره‌ی مصمم ملّت ایران برای رسیدن به هدف ها و ایستادگی در مقابل دشمنان است. در مورد مسئله‌ی ۱۳آبان، که در ادبیات نظام اسلامی ما به عنوان مبارزه‌ی با اِسْتِكْبار نام گرفته است، حرف های گفتنی بسیار است. مسئله فقط این نیست که ما یک خاطره‌ی تاریخی را می خواهیم زنده نگه داریم یا به آن افتخار کنیم؛ مضامینی در دل این مسئله وجود دارد. ۱۳آبان، حامل ۳حادثه‌ی تاریخی است؛ تبعید امام در سال ۴۳، کشتار دانش‌آموزان نوجوان در سال ۵۷، و سرانجام تسخیر لانه‌ی جاسوسی در سال ۵۸. در هر سه حادثه، یک طرف ملّت ایران است، احساسات مردم است، مظهر مبارزه یعنی امام بزرگوار است و مردم ایران؛ یک طرف قضیه هم دولت مستکبر آمریکاست. بنابراین یک مبارزه‌ای بین نظام جمهوری اسلامی و انقلاب و ملّت ایران با این اعتقاد از یک طرف، و دولتمردان آمریکا و حکومت مستکبر آمریکا از طرف دیگر در جریان است. این مبارزه از کِی شروع شد؟ شما جوانها با نگاه تاریخی به مسائل کشور، باید روی این مسئله تأمل کنید. دو نکته‌ی اساسی در اینجا وجود دارد که باید مورد بررسی قرار بگیرد: یکی اینکه این مبارزه از کجا شروع شد و چه مراحلی را طی کرد و به کجا رسید؟ دوم اینکه نتیجه‌ی این مبارزه چه شد؟ بالاخره دو گروه، دو دسته، دو انسان وقتی با هم مبارزه میکنند، یکی باید پی باشد، یکی باید شکست بخورد. نتیجه چه شد؟ در این مبارزه‌ی طولانی، کی پی شد؟ کی شکست خورد؟ در مورد سؤال اول که مبارزه از کِی شروع شد؟ مبارزه از قبل از سال ۴۳ شروع شد؛ یعنی از سال ۳۲ با کودتای ۲۸ مرداد که به وسیله‌ی آمریکائی‌ها در ایران انجام گرفت و حکومت دکتر مصدق را سرنگون کردند. مأموران آمریکائی–که اسم و رسم و نام و خصوصیاتشان کاملاً مشخص است، همه هم آن ها را میشناسند، کتاب ها هم در این زمینه نوشته شده –رسماً آمدند ایران، با چمدان های پر از دلار، الواط و اوباش و اراذل و بعضی از سیاست مداران خود فروخته را تطمیع کردند و کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ را در این جا راه انداختند و حکومت مصدق را سرنگون کردند. جالب این است که بدانید حکومت مصدق که به وسیله‌ی آمریکائی‌ها سرنگون شد، هیچ گونه خصومتی با آمریکائی‌ها نداشت. او در مقابله‌ی با انگلیسی‌ها ایستاده بود و به آمریکائی‌ها اعتماد کرده بود؛ امیدوار بود که  آمریکائی‌ها به او کمک کنند؛ با آن ها روابط دوستانه‌ای داشت، به آن ها اظهار علاقه میکرد، شاید اظهار کوچکی می کرد. با این دولت، آمریکائی‌ها این کار را کردند. اینجور نبود که دولتی که در تهران سر کار است، یک دولت ضد آمریکائی باشد؛ نه، با آن ها دوست بود؛ اما منافع اِسْتِكْباری اقتضاء کرد، آمریکائی‌ها با انگلیسها همدست شدند، پول ها را برداشتند آوردند اینجا و کار خود را کردند. عنصر اصلی کودتا در تهران، یک فرد آمریکائی بود؛ اسمش هم معلوم است، شخصش هم مشخص است، بنده هم کاملاً اطلاع دارم، در کتاب ها هم نوشته‌اند. بعد که کودتا را به ثمر رساندند و شاه را که فرار کرده بود، به اینجا برگرداندند، شدند همه‌کاره‌ی کشور؛ یعنی زمام اختیار کشور را در دست گرفت. تقریباً ده سال از این قضیه گذشت، حادثه‌ی قیام مردم در پانزده خرداد و انقلاب و مبارزات اسلامی و نهضت اسلامی پیش آمد. یعنی اینها ده سال فشار آوردند، کتک زدند، زندان کردند، اعدام کردند، هر کار خواستند در این کشور کردند؛ بالاخره یک انفجاری در ده سال بعد از این قضیه در خرداد ۴۲ اتفاق افتاد. این جا هم طرف قضیه اگرچه حکومت ظالم طاغوت و حکومت پهلوی بود، اما آمریکائی‌ها پشت سر این حکومت قرار داشتند؛ آن ها بودند که آن را تقویت می کردند و به وسیله‌ی او بر همه‌ی امور کشور ما مسلط شده بودند. این مبارزه ادامه پیدا کرد تا سال ۴۳؛ آمریکائی‌ها ناگزیر شدند مستقیماً داخل مسائل بشوند. امام بزرگوار را در سال ۴۳ تبعید کردند. اینجا هم به حسب ظاهر، آن ها توانستند حرف خودشان را پیش ببرند و به خیال خودشان ملّت ایران را مغلوب کنند؛ اما ملّت ایران مغلوب نشد. بعد از سال ۴۳ که حکومت مطلقه‌ی شاه به پشتیبانی آمریکائی‌ها در کشور هزاران فاجعه آفرید و آمریکائی‌ها هم هرچه توانستند، به غارت و چپاول و توسعه‌طلبی و تجاوز در ایران ادامه دادند؛ ده ها هزار مستشارشان در ایران بردند، خوردند، پول گرفتند، شکنجه تعلیم دادند، هزاران جنایت در ایران کردند، بالاخره در سال ۵۶ و دنباله‌اش سال ۵۷ این حرکت عظیم ملّت ایران به رهبری امام بزرگوار شروع شد. این دفعه، این مبارزه دیگر مبارزه‌ای نبود که امید پی ی برای دشمن وجود داشته باشد. ملّت ایستاد، مقاومت کرد، فداکاری کرد؛ مردانش، زنانش، حتّی دانش‌آموزانش در خیابانها کشته شدند؛ اما سرانجام در سال ۱۳۵۷ ملّت ایران پی شد. یعنی در این مبارزه‌ی طولانی از سال ۳۲ تا سال ۵۷ – در طول مدّت ۲۵سال مبارزه–بالاخره آن که پی میدان شد، ملّت ایران بود. انقلاب پی شد، حکومت متکی به آمریکا سرنگون شد، حکومت پادشاهىِ طولانی‌مدتِ استبدادىِ خبیثِ فاسدِ وابسته نابود شد و حکومت ملّت ایران، حکومت انقلاب و نظام اسلامی بر سر کار آمد. ۱۳۹۱/۰۸/۱۰

اِسْتِكْبار یا اِمپـِریالیسم(imperialism)
اِمپـِریالیسم سیاستی است که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر می باشد و مبتنی بر توسعه و بسط نفوذ و تجاوز قوای یک کشور بر کشورهای دیگر است. امپریالیسم به نظامی گفته می‌شود که به دلیل مقاصد اقتصادی یا سیاسی می‌خواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمین‌ها و ملّت ها و اقوام دیگر را زیر سلطهٔ خود درآورد.[۲] سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است. رژیمی که بر اثر از میان رفتن خرده‌سرمایه‌داری داخلی و پدید آمدن تراست ها و کارتلها دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای به‌دست آوردن مستعمره و بازار به دیگران تجاوز کند. این واژه در مفهوم امروزی به معنای کنترل کشوری از سوی کشور دیگر بکار می‌رود؛ فرایند تحمیل ارادهٔ کشوری بر کشور دیگر. مثلاً گاهی گفته شده‌است نظارت آمریکا بر کشورهای خاورمیانه امپریالیسم آمریکایی است.[۳] اصطلاح اِمپـِریالیسم به فرانسوی:(Impérialisme) خود از واژهٔ قدیمی‌تر امپراتوری(empire) آمده‌است. امپریالیسم عنوانی است برای قدرتی(یا دولتی) که بیرون از حوزهٔ ملی خود به تصرّف سرزمین‌های دیگر بپردازد و مردم آن سرزمین‌ها را به زور وادار به فرمانبرداری از خود کند و از منابع اقتصادی و مالی و انسانی آن‌ها به سود خود بهره کند.[۴] از واژهٔ اِمپـِریالیسم تعاریف گوناگونی به دست داده شده‌است:

  • اِمپـِریالیسم آمریکا: اِمپـِریالیسم آمریکا:(American imperialism) اصطلاحی‌است که به نفوذ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایالات متحده در سایر نقاط جهان اطلاق می‌گردد.
  • اِمپـِریالیسم فرهنگی: اِمپـِریالیسم فرهنگی گونه‌ای از اِمپـِریالیسم است که می‌توان آن را به این صورت تعریف کرد: کاربرد قدرت سیاسی و اقتصادی برای پراکندن ارزشها و عادت‌های فرهنگ متعلق به آن قدرت در میان مردمی دیگر و به زیان فرهنگ آن مردم.
  • اِمپـِریالیسم‌ستیزی: اِمپـِریالیسم‌ستیزی(Anti،imperialism) یا استعمارستیزی (Anti،colonialism) در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، ضدیت با استعمار، امپراطوری استعماری، هژمونی و اِمپـِریالیسم است.
  • اِمپـِریالیسم زبانی: فلیپ سان(۱۹۹۲) در واکنش به رویکرد نئواستعماری کشورهای انگلیسی زبان برای احیای سلطه خود در کشورهایی که در گذشته مستعمره بوده‌اند از طریق گسترش و ترویج مدل‌های آموزش زبان انگلیسی، نظریه اِمپـِریالیسم زبانی را تبیین کرد.

درس های ۱۳آبان
۱۳آبان، به همه ی مستضعفان آموخت که می توانند چپاول گران را به زباله دان تاریخ بسپارند. ۱۳آبان، به مسلمانان آموخت که در معبد انسانیت، آزادنه و آگاهانه در برابر والایی های ارجمند مکتب توحید، به نماز بایستند، تنها در برابر «اللّه» به کرنش و سجود بنشینند و جز او، همه را طرد کنند. واقعه ی ۱۳آبان، به دل های مؤمنان قوت بخشید و غروری مقدس و حماسه آفرین را در آنان زنده کرد. پرتوی تابناک از انوار الهی بر آنان تابانید و درس هایی بزرگ از شهادت و رشادت و دلیری به آنان آموخت. در ۱۳آبان مردم سرافراز ایران به همه ی مستضعفان جهان نشان داد که دیوار ستم، شکستنی است. ۱۳آبان برگی زرین از تاریخ ملّت ایران است ، ی که در آن سه فصل مهمّ درآغاز ، پی ی و تداوم انقلاب ایران جلوه نمایی می کند.

آری! امام(ره)، وجدان بیدار قرن و نادره مرد گاران بود. قائدی بی نظیر و قائمی بی بدیل بود که با قیامی الهام گرفته از رهنمودهای قائم آل محمد(عج)، زنگ ها و زنگارها را از چهره ی دل ها و جان ها باز شست و نور معرفت و بیداری را بر قلب ها تاباند. ستم ها را سربرید، ستم گران را به زوال کشاند، و پلیدی و پلشتی اِسْتِكْبار و استعمار را از گستره ی ایران زدود. اینک در سال ۱۳آبان؛ ملّی مبارزه با اِسْتِكْبار جهانی، یاد او را گرامی می داریم و بر روان بیدارگرش درود می فرستیم و این را گرامی می داریم.

پانویس:

  1. اِسْتِكْبار سیاسی؛ پدیده ایی جهان خواری، طغیان، گردن‌کشی، زورگویی ناشی از داشتن قدرت با رفتاری بزرگ مَنِشانه و فخرفروشانه و بزرگ منشى خودخواهانه است. اِسْتِكْبار؛ خود را بزرگ پنداشتن، تكبّر نمودن، از قبول حقّ و حقيقت خودداري كردن و روي برگرداندن، بزرگي و كبرياء، كبر و غرور، خود را بزرگ مرتبه پنداشتن و پندار تکبُر کردن. گردن کشی کردن.(زوزنی، منتهی الارب و غیاث)
  2. واژهٔ امپریالیسم در ۱۸۹۰م در انگلستان توسط هابسون و چند سال بعد در روسیه توسط لنین به کار رفت. این واژه به زودی در زبان‌های دیگر بکار گرفته شد و از آن برای بیان کشاکش‌های قدرت های اروپایی رقیب برای به دست آوردن مستعمره و حوزهٔ نفوذ در آفریقا و دیگر قاره‌ها استفاده شد. اِسْتِكْبار یا اِمپـِریالیسم(imperialism)، سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است. سیاست مبتنی بر توسعه و بسط نفوذ و تجاوز قوای یک کشور بر کشورهای دیگر.فرهنگ فارسی معین و دانشنامهٔ سیاسی، داریوش آشوری،نشر مروارید، چاپ شانزدهم ۱۳۸۷، ص۳۷
  3. دانشنامهٔ سیاسی، داریوش آشوری،نشر مروارید، چاپ شانزدهم ۱۳۸۷، ص۲۷
  4. فرهنگ علوم اجتماعی،باقر پرهام و همکاران، نشر مازیار، ص ۹۳
  5. دانشنامهٔ سیاسی، داریوش آشوری،نشر مروارید، چاپ شانزدهم ۱۳۸۷، ص ۳۶

منابع:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
گلبرگ؛ مهر ۱۳۸۰، شماره ۲۰، ملی مبارزه با اِسْتِكْبار جهانی(۱۳آبان)
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

ر.ک به:

  1. ۱۳ آبان
  2. قيام خونين
  3. انقلاب دوم
  4. امام خمینی(ره)
  5. روزهای ۱۳خرداد
  6. روزهای ۱۴خرداد
  7. روزهای ۱۵خرداد
  8. ملّی مبارزه با اِسْتِكْبار
  9. فرهنگ اصطلاحات سیاسی دلاوری‌زاده، تهران، نشر فرهنگ، ۱۳۷۲، محمد علی دلاوری‌زاده، جواد محمدی و کاظم مبروحی
    مجله سیاست جوان، تهران، سال هفتم، خردادماه ۱۳۶۵، شمارهٔ ۳، صفحه ۲۶، درآمدی بر امپریالیسم، تقی مهاجران‌زاده

باکس شناور "همچنین ببنید"

انقلاب اسلامى

فجر انقلاب

پـيروزى انقلاب اسلامى ايران در تاريخ بـشري، پيروزى جنبـشی مردمى و حادثه ایی مهمّ و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =