سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / شایسته ترین الگو
شایسته ترین الگو

شایسته ترین الگو

شایسته ترین الگوپیامبر(ص) در ارتباط با مسائل اجتماعی و در برخوردهای رفتاری با دیگران، با وجود علوّ مقام و درجاتش، پیامبر اخلاق، مدارا، گذشت، انصاف، محبّت و … بود. رفتار او با مردم، رفتار متواضعانه‌ای بود. به آن‌ها احترام می گذاشت، با خوش خلقی و حتّی در بسیاری از موارد، با مزاح و شوخی برخورد می کرد. پرداختن به سیره عملی(۱) و شیوه زندگی پیامبر(ص) و آشنایی با ارزش های اخلاقی و انسانی آن‌ حضرت(ص) می تواند انسان گم شده در وانفسای دنیای مدرن با ارزش های التقاطی و متناقض را، نجات بخش باشد. پیامبر(ص)، رسول خوبی ها و شایسته ترین الگو بشریّت است. اگر کسانی در زندگی خود به دنبال الگویی مطمئن هستند، نمی توانند الگویی مناسب تر از پیامبر(ص) برای زندگی خود بیابند. پیامبر(ص) می تواند در دستیابی به حیات طیّبه در رفتارهای فردی و اجتماعی رهنمونشان باشد و الگوی تربیتی بی بدیلی برای ارتباط شان با جامعه به شمار آید، لذا به برخی از ارزش های اخلاقی و رفتاری پیامبر(ص) نگاهی کوتاه داریم:

شایسته ترین الگو رفتاری: دل انسان به دنبال افراد کمال یافته و آراسته به فضائل و زیبایی های معنوی و حقیقی، است و بی اختیار آن‌ها را تحسین می کند. انسان برای دستیابی به مدارج بالاتر اخلاقی و تربیتی در زندگی، نیازمند الگو و سرمشقی مطمئن است. نیکوترین و مناسب ترین الگو «پیامبر(ص)» است. به یقین، تبعیت از آن حضرت(ص) می تواند انسان را برای دست یابی به حیات طیّبه در رفتارهای فردی و اجتماعی دنیوی و سعادت اخروی رهنمون سازد. رمز توفیق فرستادگان الهی، در جذب دل های پاک و مستعد را می توان در همین نکته جستجو کرد. چرا که انبیاء و اولیای الهی جامع فضائل و مناقب و شایسته ترین انسان های عصر خود بوده اند و حقیقت جویان و سعادت طلبان عالَم که وجدانی آگاه و عقلی پویا دارند. با مطالعه زندگی، رفتار و سیره اولیای الهی، از عمق جان شیفته آن‌ها می شوند و در بسیاری موارد مطالعه سیره آن‌ها، دل های مشتاق را به سوی حقّ و حقیقت هدایت می کند. پیامبر(ص) با وجود علوّ مقام و درجاتش، حتّی در برخورد با کودکان هم، با خوش خلقی، مزاح و شوخی برخورد می کرد. از اَنَس نقل است: گاهی من با برادر کوچکم به نزد پیامبر(ص) شرف یاب می شدیم. حضرت(ص) در برخورد با آن کودک، مزاح می کرد و می فرمود: «یا ابا عمیر ما فعل النُّغَیر».(۲) بنابراین، از خصوصیات اخلاقی که در قرآن برای پیامبر(ص) ذکر شده، برخورداری از شخصیتی والا و اخلاقی نیکو است: «تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری!»(۳) پیامبر(ص)، بهترین شیوه های تربیتی را فرا روی پیروان خود قرار داده است. زندگی متعالی آن‌ها می تواند به عنوان موفق ترین الگوهای تربیتی در طول تاریخ بشر مطرح شود. پیامبر(ص) به دلیل داشتن  و «رَحمَةٌ لِلعَالَمین»(۴)، نمونه و الگوی مکارم اخلاقى براى تمام انسان ها در تمام دوران ها است. پیامبر(ص) بهترین و کامل ترین اسوه ی راستین بشریّت، نسبت به تمام مردم بسیار دل سوز، صمیمی و مهربان بود. در راستای متخلّق بودن به اخلاق و کردار کریمانه بود که پیامبر(ص) در طول ۲۳سال نبوّت توانست، دل های گمراه بسیاری را شیفته اسلام کند. در بیان عظمت پیامبر(ص) می توان گفت که خداوند برای تکریم و تجلیل مقام پیامبر(ص)، در قرآن با لقب های بی همتایی، مانند؛ «یا ایّها الرَّسول» و «یا ایّها النَّبی»، از ایشان یاد می کند. هم چنین، جایگاه، عظمت و بزرگواری پیامبر(ص)، بدان حد بوده است که خداوند به وجود پیامبر(ص) سوگند یاد می کند: به جانت سوگند که این ها در مستی خود سرگردانند.(۵) علاوه بر آن، قرآن، پیامبر(ص) را به عنوان اسوه ای نیکو یاد نموده است که همگان باید به آن حضرت تأسّی نمایند: به یقین برای شما، در زندگی پیامبر(ص) الگوی نیکویی است.(۶) هم چنین خداوند می فرماید: به یقین تو اخلاق عظیم و بزرگی داری.(۷) هم چنین در آیه ای دیگر، خداوند مؤمنان را امر کرده تا از دستورات پیامبر(ص) پیروی کرده، فرامین او را به جای آورند و آن چه را از آن باز داشته است، رها سازند.(۸) در آیه دیگری: و از خدا و رسول اطاعت کنید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.(۹) سعد بن هشام گوید: «از عایشه در وصف اخلاق پیامبر(ص) سوال کردم. او در این باره گفت: آیا قرآن نخوانده ‏ای؟ گفتم: چرا؟ سپس گفت: «اخلاق پیامبر(ص) همان قرآن است».(۱۰) پیامبر(ص) را امام علی(ع) الگوی شایسته پیروی معرفی می کند و در باره الگوپذیری از ایشان می فرماید: «روش پیامبر(ص) برای الگو بودن تو کافی است. پیامبر(ص) در نکوهش دنیا و کاستی­ های و رسوایی ها و بدی­ های فراوان آن راهنمای تو می باشد. پس به پیامبر پاک و پاکیزه تمسّک جوی که راه و رسم او، الگویی برای همه الگوخواهان و مایه بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشند. دوست­ ترین بنده، نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام بر جای پای او نهد.(۱۱) امام صادق(ع) هم در بیان اهمیّت الگو گیری از پیامبر(ص) فرمودند: دوست ندارم مسلمانی بمیرد، مگر این که تمام آداب و سنّت های حضرت(ص)، را[اگر چه یک بار] انجام دهد.(۱۲)

شایسته ترین الگو عبادی: هدف از خلقت بشر و بعثت انبیاء «عبادت و بندگی خدا» است.(۱۳) به عنوان یک امر استمراری از هنگام بلوغ بشر شروع شده و تا لحظه مرگ ادامه می ‏یابد: پروردگارت را عبادت کن تا لحظه یقین مرگ فرا رسد.(۱۴) در وصف کیفیت عبادت(۱۵) پیامبر(ص) آمده است که: «پیامبر(ص) وقتی به نماز می ایستاد از ترس خدا رنگ از رخسارش می پرید و از درون دل و قفسه سینه اش صدائی نظیر صدای اشخاص خائف و وحشت زده شنیده می شد».(۱۶) پیامبر(ص) وقتی که نماز می خواند مانند پارچه ای می شد که در گوشه ای افتاده باشد. عایشه گفته است: «هنگامی که با پیامبر(ص) صحبت می کردیم، همین که موقع نماز می شد حالتی به خود می گرفت که گوئی نه او ما را می شناخته و نه ما او را می شناخته ایم.»(۱۷) امام علی(ع) هنگامی که والی مصر تعین کردند، در دستورالعملی فرمود: «مواظب رکوع و سجود خودت باش، زیرا؛ پیامبر(ص) از همه مردم نمازش کامل تر و در عین حال اعمالش در نماز از همه سبک تر و کمتر بود.»(۱۸) در میان انواع عبادت های پیامبر(ص)، هیچ یک با نماز یکسان نبودند. نماز محبوب ترین عبادت آن حضرت و نور چشمان ایشان بود.(۱۹) پیامبر(ص)، به ابوذر فرمود: «ای ابوذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را آنچنان محبوبِ من ساخته که غذا را برای گرسنه و آب را برای تشنه؛ [جز آنکه] گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر و سیراب می شوند اما من از نماز سیر نمی شوم».(۲۰) پیامبر(ص) در همه شرایط و اوضاع و احوال، تسلیم الهى بوده و رو به سوى او داشت. به یقین کسى که با تسلیم در برابر حقّ، به سوى خدا رو آورد، می توان گفت بهترین و برترین مظاهر دیانت را از خود نشان داده است. خداوند فرمود: «و دين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كرده و نيكوكار است.»(۲۱) این سخن الهى از لحاظ محتوایی در بین کتب آسمانى منحصر به فرد بوده و بیان گر چگونگى تسلیم شدن در برابر خدا است. قرآن پیامبر(ص) را مخاطب قرار داد: اى پیامبر، بگو نماز و طاعت و زندگى و مرگم براى خداوند پروردگار جهانیان است، شریکى ندارد و به همین کارها مأمور شده ‏ام و من نخستین کسى هستم که تسلیم امر خدا مى ‏باشم.»(۲۲) پیامبر(ص)، در بیان اهمیّت عبادت می فرماید: بهترین شما کسی است که اطعامِ طعام کند و افشای سلام نماید و در حالی که مردمان در خوابند، نماز گزارد.(۲۳)

شایسته ترین الگو علمی: در باره جایگاه، اهمیّت، عظمت و فراگیری علم و دانش از دیدگاه پیامبر(ص) آمده است: فردی از انصار نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: اگر بنا باشد جنازه ای را تشییع کنم یا در مجلس مرد دانشمندی حاضر شوم، حضور مرا در کدام یک از این دو دوست تر می دارید. پیامبر(ص) فرمودند: «اگر کسانی باشند که در پی جنازه روان شوند و آن را به خاک سپارند حاضر شدن در مجلس عالمی که علوم و احادیث و آیات الهی را بیان می نماید از حضور در تشییع ۱۰۰۰جنازه و عیادت نمودن از ۱۰۰۰بیمار و برپا ایستادن برای عبادت خدا در ۱۰۰۰شب و روزه داشتن در ۱۰۰۰روز و صدقه دادن ۱۰۰۰دینار به فقیر و گزاراندن ۱۰۰۰حج و حضور در ۱۰۰۰جنگ در راه خدا فضیلت بیش تری دارد. این ها کجا به پای حضور در مجلس علم الهی می رسد!؟ آیا ندانسته ای که حیات و زنده بودن قلب به آموختن علم الهی است و مرگ و نابودی قلب آدمی به جهل و نادانی است!؟».(۲۴) «کسی که به دنبال یادگیری علوم الهی و مسائل دینی اش اقدام کند مانند کسی است که روزها را روزه و شب ها را به شب زنده داری تا صبح پراخته و آموختن یک مساله شرعی برای شخص بهتر از این است که به اندازه کوه ابوقبیس در راه خدا طلا انفاق نماید».(۲۵) «شخص دانا و فهمیده نسبت به مسائل و احکام دینی در میان مردم نادان هم چون زنده ای است در میان مردگان و هر چیزی حتی ماهیان دریا و گزندگان و درندگان و چهار پایان برای دانشجوی علوم الهی طلب آمرزش می کنند، پس دانش دینی را بجوئید که آن و سیله پیوند میان شما و خدای عزوجل است و همانا طلب دانش دینی بر هر مسلمانی واجب است».(۲۶) «دو گروه در قیامت از همه مردم بیش تر حسرت می خورند؛

  1. گروهی که در دنیا برای طلب علم دین فرصت داشتتند ولی به خاطر تنبلی به جستجوی آن نرفتند،
  2. گروهی که دانش دین را به دیگران آموخته و آن‌ها به آن عمل نموده و به بهشت رفته اند، ولی خود عمل به آن دانش نکرده و باید به جهنم برود».(۲۷)

پیامبر(ص) در ارزش دانش می فرماید: «هر مؤمنی بمیرد و یک ورق کاغذ از او بماند که دانشی بر آن باشد آن ورقه روز قیامت میان او و دوزخ حائل و مانع شود و خدای تبارک و تعالی به هرحرفی که در آن کاغذ نوشته شهری در بهشت به او دهد که هفت برابر دنیا باشد».(۲۸)

مهربانی و تواضع پیامبر(ص): خوش خلقی پیامبر(ص) در هر جا و هر زمانی مورد ستایش قرار گرفته است و به رنج افتادن پیروانش بر پیامبر(ص)، دشوار است. «قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به[هدايت‌] شما حريص و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.»(۲۹) در مقابل در آیه دیگری سرسختی پیامبر(ص) را در برابر کافران ذکر می کند:  محمّد فرستاده خداست و کسانی که با اویند بر کافران سرسخت و در میان خود مهربانند.(۳۰) پیامبر(ص)، در برخورد مناسب و نیکو با خانواده، سفارش ویژه فرمودند: بهترین مردم از نظر ایمان، کسی است که دارای نیکوترین اخلاق باشد و لطیف ترین رفتار را با خانواده اش داشته باشد و من لطیف ترین شما نسبت به خانواده ام هستم.(۳۱) «کسی خوش خلق تر از پیامبر(ص) نبود. هیچ کس از اصحاب و خانواده اش او را صدا نمی کرد، مگر این که آن حضرت در پاسخ او لبّیک می­ گفت.»(۳۲) هنگامی که پیامبر(ص) با خانواده اش بود، شوخ ترین افراد به شمار می آمد(۳۳) پیامبر(ص) از کنار کودکان که عبور می کردند به آن‌ها سلام می کردند.(۳۴) خداوند، آن جا که شخصی از بنی امیه، با مرد نابینایی از سر خودبرتربینی برخورد می کند و چهره از او برمی گرداند، می فرماید: چهره درهم کشید و روی گردانید که آن مرد نابینا پیش او آمد. و تو چه دانی، شاید او به پاکی گراید. خداوند با نازل کردن این آیه، بر رفتار متکبرانه و مغرورانه فرد هشدار می دهد.(۳۵) در رفتارهای اجتماعی آن چه را می پسندید، همانا تواضع بود.(۳۶) سیره عملی پیامبر(ص) سرشار از تواضع و فروتنی و دوری از تکبّر و خود بزرگ بینی بود. خود از هر کاری که موجب تکبّر شود، دوری می نمود، پیروان خویش را هم از آن بر حَذَر می داشت و می فرمود: «هرکس با تکبر و خودخواهی بر روی زمین راه برود، زمین و آنچه در زیر آنست و آنچه بر روی آنست، او را لعن و نفرین نمایند».(۳۷)

گشاده رویی و حسن معاشرت پیامبر(ص): از زمانی که یتیم و بی کس بود، رفتارش با زمانی که به پیامبری رسید، راهنمایی و رهبری همه مسلمانان را بر عهده گرفت، هیچ تغییری نکرد. قرآن می فرماید: «به خاطر رحمت الهی بود که برای مردم نرم شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی، از دور تو پراکنده می شدند. پس به[بركت‌] رحمت الهى، با آن‌ها نرم خو[و پُرمِهر] شدى، و اگر تندخو و سخت دل بودى به طور قطعی از پيرامون تو پراكنده مى‌شدند. پس، از آن‌ها درگذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار[ها] با آن‌ها مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل‌كنندگان را دوست مى‌دارد.»(۳۸) از امام باقر(ع) فرمود: «۵کار است که تا آستان مرگ آن‌ها را ترک نمی کنم؛ غذا خوردن با بندگان بر روی زمین، سوار شدن بر الاغ به صورت برهنه، دوشیدن بزها با دستان خود، پوشیدن پشیمینه و در اختیار کودکان بودن. همه این ها بدان روست که این کارها به یک سنّت تبدیل شود.(۳۹) پیامبر(ص) همیشه رو به قبله و بر روی زمین می نشست. هنگام غذا خوردن و می فرمود: من بنده ای بیش نیستم، همان گونه که یک بنده غذا می خورَد، غذا می خورم و مانند بندگان می نشینم.(۴۰)  رحمت، محبّت و … پیامبر(ص) به نحوی وسیع و بی پایان بود تا آن جا که در عمل به دوستان و پیروان خود در سطحی بسیار وسیع، درس زندگی می آموخت.

محمّدرضا عابدی

ویژه نامه:

  1. ربيع‎الاول
  2. ماه مولود
  3. لبخند پیامبر
  4. اصحاب پیامبر
  5. رسول رحمت
  6. پیامبر مهربانی
  7. سلام بر پيامبر
  8. پیامبر و کودکان
  9. نور محمد رسید
  10. آموزه های نبوی
  11. پیامبر الگویی برتر
  12. پیامبر الگوی نمونه
  13. برترترین اسوه هستی
  14. سیره پیامبر قبل از بعثت
  15. ميلاد نور تاریخ زندگی پیامبر
  16. سنّت های پیامبر گرامى اسلام
  17. نورى که از افق حرا طلوع کرد
  18. پیامبر از نگاه امام صادق علیه السّلام
  19. پیامبراز نگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام
  20. وظائف مسلمانان درباره پیامبرصلّى الله عليه و آله و سلّم
  21. اس ام اس های ولادت پیامبر اکرم(ص) و میلاد حضرت صادق(ع)
  22. سيره و سيماى پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم

پانویس:

  1.  در فرهنگ لغات معانی متعددی برای سیره آمده است: سیره به معنای حالتی است که انسان یا غیر انسان بر آن‏ حالت باشد، چه آن حالت غریزی(غیر اکتسابی) باشد یا اکتسابی.(راغب اصفهانی، ۱۴۱۴ق، ص ۲۴۷) «سیره» به معنای؛ طریقه، هیأت و حالت است.(فرهنگ لغت مجمع البحرین؛ طریحی نجفی، ۱۳۹۶ق، ج ۳، ص۱۰۵) سیره، عبارتست از روش، طریقه عمل و یا رفتاری که با تکرار و استمرار همراه باشد، به نحوی که پس از مدتی به صورت یک قاعده و قانون برای رفتار تبدیل شود.(شهیدمطهری، ۱۳۷۵، ج ۱۶، ص۷۲)
  2. ابوطلحه انصاری کودکی به نام اباعمیر داشته که پرنده کوچکی همانند گنجشک  داشته و این پرنده که برای او عزیز بوده می میرد و پیامبر برای مزاح با او چنین می فرمودند.(اصبهانی، ۱۹۹۸م، ج ۱، ص ۱۵۴)  نغیر: [ن ُ غ َ] (ع اِ مصغر) تصغیر نُغر و نَغر. گنجشک نوک سرخ خرد و کوچک  که در عربی نُغیر نامیده می شود.(از منتهی الارب و ناظم الاطباء) تأنیث آن نغیرة است.(از اقرب الموارد) رجوع به نغر شود.
  3. «وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ»؛ سوره ی قلم، آیه ی ۴٫
  4. «رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ»؛ سوره ی انبیاء، آیه ی ۱۰۷٫
  5. «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ»؛ سوره ی حجر، آیه ی ۷۲٫
  6. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»؛ سوره ی احزاب، آیه ی ۲۱٫
  7. «وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ»؛ سوره ی قلم، آیه ی ۴٫
  8. «وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا»؛ سوره ی حشر، آیه ی ۷٫
  9. «وَ أَطِیعُواْ اللّهَ و َالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»؛ سوره ی انعام، آیه ی ۵۹٫
  10. سَعْد بن هشام از مسلمانان دوره نخستین اسلامی می باشد. فیض کاشانی، ۱۳۷۸، ج ۴، ص ۲۱٫
  11.  دشتی، ۱۳۸۲، خطبه ۱۶۰٫
  12. «اِنّی لاََکْرَهُ لِلرَّجُلِ اَنْ یَمُوتَ وَقَدْ بَقِیَتْ عَلَیْهِ خَلَّةٌ مِنْ خِلالِ رَسُولِ اللّه ِ لَمْ یَأْتِها.(صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۴۶۷).
  13. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»؛ جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا پرستش کنند. سوره ی ذاریات، آیه ی ۵۶٫
  14. «وَ اعبُد رَبُّکَ حَتی یَأتیَکَ الیَقین»؛ سوره ی حجر، آیه ی ۹۹٫
  15. «الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ سوره ی رعد، آیه ی ۲۸٫
  16. « پیامبر(ص) هنگامی که به نماز می ایستاد، چهره مبارکش از خوف خدا برافروخته می شد و بدن مبارکش هم چون جامه ای که در معرض باد است، تکان می خورد»؛ بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۸ و نوری، ۱۴۰۸ق، ج ۱، ص ۲۶۳٫
  17. «بارها اتفاق افتاد که پیامبر(ص) با ما مشغول صحبت بود، هنگامی که وقت نماز می رسید مشغول و متوجه عظمت خدا مي شد، گويا هرگز ما را نمي شناسند و ما هم او را نمي شناسيم.» محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۵۰.
  18. مفیدالدین طوسی نقل نموده: حضرت علی(ع) آن هنگام که ولایت مصر را به محمد بن ابی بکر داد، دستورالعملی به او تدوین نمود و در ضمن آن فرمود: «مواظب رکوع و سجود خودت باش، زیرا؛ پیامبر(ص) از همه مردم نمازش کامل تر و در عین حال اعمالش در نماز از همه سبک تر و کمتر بود.»(صدوق، ۱۴۰۸ق، ۱۵۶)
  19. «عن عمر بن یزید عن ابى عبدالله(ع) قال: قال رسول الله(ص): جُعل قرّة عینى فى الصلاة و لذتى فى النساء و ریحانتى الحسن و الحسین(محمد بن یعقوب کلینى، الکافى، ج ۵، ص ۳۲۱، ح ۹) و در منابع غیرشیعى به نقل از برخى اصحاب از پیامبر(ص) نقل شد: جعلت قرة عینى فى الصلاة؛(سلیمان بن احمد طبرانى، المعجم الکبیر، ج۲۰، ص۴۲۰؛ احمدبن على بغدادى، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۳۶۷ و ج۱۴، ص ۱۹۴ و حاکم حسکانی، ۱۴۱۱ق، ص ۵۰۴٫)
  20. حرعاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۵، ص۳۱۲٫
  21. «وَ مَنْ أَحْسَنُ دِیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ»؛ سوره ی نسا، آیه ی ۱۲۵٫
  22.  «قُلْ إِنَّ صَلاتِى وَ نُسُکِى وَ مَحْیاىَ وَ مَماتِى لِلَّهِ رَبِّ العالَمِینَ لاشَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ المُسْلِمِینَ»؛ سوره ی انعام، آیات ۱۶۲ و ۱۶۳٫
  23.  «خَیرُکُم مَن اَطعَمَ الطَّعام وَ أفشی السَّلام وَ صَلّی بِاللَّیلِ وَ النَّاس نِیام»؛ صدوق، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۰۳٫
  24. رَوضَةُ الْواعِظین وَ بَصیرَةُ الْمُتَّعِظین،محمّد بن حسن بن علی بن احمد بن علی فَتّال نیشابوری، ۱۴۲۰ق، ص۱۲٫
  25. بحارالانوار؛ محمّدباقر مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص ۱۸۴٫
  26. مفید، ۱۴۰۳ق، ص ۴۱٫
  27. پاینده، ۱۳۷۵، ص ۶۰٫
  28. صدوق، ۱۴۰۸ق، ص ۳۷٫
  29. «عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»؛ سوره ی توبه، آیه ۱۲۸٫
  30. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا؛ محمد[ص‌] پيامبر خداست؛ و كسانى كه با اويند، بر كافران، سخت گير[و] با همديگر مهربانند. آن‌ها را در ركوع و سجود مى‌بينى. فضل و خشنودى خدا را خواستارند. علامت[مشخصّه‌] آن‌ها بر اثر سجود در چهره‌هايشان است. اين صفت ايشان است در تورات، و مثَل آن‌ها در انجيل چون كشته‌اى است كه جوانه خود برآورد و آن را مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌هاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از[انبوهى‌] آن‌ها[خدا] كافران را به خشم دراندازد. خدا به كسانى از آن‌ها كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده‌است.»؛ سوره ی فتح، آیه ی ۲۹٫
  31. مجلسی،۱۴۰۳ق، ج ۶۸، ص ۳۸۷٫
  32. عبداللّه بن محمّدبن جعفر اصبهانی، اخلاق النبی و آدابه، بیروت، دارالعلم للنشروالتوزیع، ۱۹۹۸،ج ۱، ص ۱۳۷٫ داوودبن علی اصفهانی(اصبهانی یا بغدادی)، ملقب به ظاهری، حافظ، محدّث و فقیه قرن۳، مؤسس و پیشوای مذهب فقهی ظاهریه. کنیه‌اش ابوسلیمان بود.
  33. عبدالرؤوف المناوی، ۱۴۰۵ق، فیض الغدیر، مصر، المکتبة التجاریه الکبری، ۱۳۵۶ق، ج۵، ص۱۸۰٫
  34. ۵کار است که تا آستان مرگ آن‌ها را ترک نمی کنم؛ یکی از آن‌ها سلام کردن به کودکان است.(بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۵ و رفتار پیامبر با کودکان و جوانان، ص ۳۱؛ به نقل از شرف النّبی، خرگوشی، ج ۱، ص ۱۱۵) بر کوچک و بزرگ سلام می کرد و در سلام کردن بر همگان حتّی به کودکان پیشی می گرفت و به آن‌ها دست می داد و می فرمود: پیوسته در سلام کردن به بچه ها مراقبت دارم، تا پس از من به صورت یک سنّت میان مسلمانان باقی بماند و بدان عمل کنند. وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹، بخاری، ۱۴۰۷ق، ج ۵، ص ۲۳۰۶ابوعبداللّه‌ جُعْفی‌، از نامبردارترین‌ محدثان‌ اهل‌ سنّت‌ و نویسندة‌ اثر مهم‌ حدیثی‌ الجامع‌الصحیح‌ معروف‌ به‌ صحیح‌ بخاری‌(۱۹۴ـ۲۵۶)»
  35. «عَبَسَ و تولّی اَنْ جاءَهُ الْأَعْمی وَ مَا یُدْریکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّی»؛ سوره ی عبس، آیات ۱-۳٫
  36. «قُل اِنَّما اَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» سوره ی مبارکه ی کهف آیه ۱۱۰.
  37. صدوق، ۱۴۰۵ق، ص ۶۲۷٫
  38. «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» و محدثی، ۱۳۸۵، ص ۴۳.
  39. «خمس لا ادعهن حتی الممات: الاکل علی الحضیض مع العبید، و رکوبی الحمار مؤکفاً و حلبی العنز بیدی، و لبس الصّوف و التسلیم علی الصبیان لتکون سنّةً من بعدی.»؛ صدوق، ۱۴۰۸ق، ص۴۴٫
  40. مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۶، ص ۲۲۹٫

منابع:

  1. جماران
  2. دانشنامه‌ی اسلامی
  3. بحارالانوار؛ محمّدباقر مجلسی
  4. رَوضَةُ الْواعِظین وَ بَصیرَةُ الْمُتَّعِظین، محمّد بن حسن بن علی بن احمد بن علی فَتّال نیشابوری
  5. الگوی تربیتی پیامبر(ص)، روحی، ابوالفضل، مجله معرفت، بهمن۱۳۸۵، شماره ۱۱۰، ص۱۳-۱۴٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

دریا

دریا

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد آن چه خود داشت، زبیگانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 2 =