چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷
روزی

روزی

تلاش, برای, روزیبه تمام نیازمندی‌هایی كه برای ادامه حیات موجودات ضروری است رِزق و روزی گفته می‌شود.[۱] از آن جا كه خداوند، خالق همه موجودات است و ادامه حیات هر موجودی، در واقع خلق مداوم و لحظه به لحظه او است، رِزق و روزی ‌رسان موجودات نیز اوست: هیچ جنبده‌ای در زمین نیست، مگر این‌كه رِزق و روزی او بر خداست. او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را می‌داند. همه این‌ها در كتاب آشكاری ثبت است.»[۲] «خداست كه خود روزى بخش نيرومند استوار است.»[۳] «خداوند رِزق و روزی ‌دهنده و صاحب قوّت و قدرت است.»[۴] حتی در آیه‌ای از قرآن، بدیهی بودن رِزق و روزی ‌رسانی از طرف خداوند هم چون سخن گفتن انسان بدیهی دانسته شده است: «و رِزق و روزی شما در آسمان‌ است و آن چه به شما وعده داده می‌شود، سوگند به پروردگار آسمان و زمین كه این مطلب حق است همانگونه كه شما سخن می‌گویید!.»[۵] پس چگونه روایاتی مشوّق تلاش برای رِزق و روزی و روایاتی منع از تلاش برای دنیا را توجیه و با یكدیگر جمع نماییم؟ اگر كار كردن ما نقشی در رِزق و روزی ما ندارد و ما فقط مسئول دریافت آن هستیم پس این همه كار و تلاش انبیاء و اولیا و ائمه معصومین(ع) برای چه بوده است؟ در پاسخ این سوال باید به دو نكته توجّه داشت:

  1. دقّت در منابع اسلامی نشان می دهد: آیات و یا روایاتی كه در نظر سطحی و ابتدایی-چه در این بحث چه در بحث های دیگر-متضاد به نظر می رسند، هر كدام به یكی از ابعاد مساله ای كه دارای بعدهای مختلفی است، نظر دارند كه غفلت از این ابعاد، موجب توهّم تناقض شده است. آن جا كه مردم با ولع و حرص هرچه شدیدتر به دنبال دنیا و زرق و برق جهان ماده می روند، و برای نیل به آن از هیچ جنایتی فروگذار نمی كنند، دستورات موكد و پشت سر هم وارد می شود و آن‌ها را به ناپایداری دنیا و بی ارزش بودن مال و جاه، توجّه می دهد و آن جا كه گروهی به بهانه زهد، دست از كار و كوشش و تلاش می كشند، اهمیّت كار و كوشش به آن‌ها گوشزد می شود. برنامه رهبران راستین نیز باید چنین باشد كه جلوی افراط و تفریط ها را به طرز شایسته ای بگیرند. آیات و روایاتی كه تاكید می كند: رِزق و روزی در دست خدا است، و سهم و بهره هر كسی را خدا تعیین كرده در حقیقت برای پایان دادن به حرص و ولع و دنیاپرستی، و فعالیت بی قید و شرط و بی حد و مرز برای كسب درآمد بیشتر است. نه این كه: هدف آن خاموش كردن شعله های گرم و داغ نشاط كار و كوشش برای زندگی آبرومندانه و مستقل و خودكفا است. و با توجه به این واقعیت، تفسیر روایاتی كه می گوید: بسیاری از رِزق و روزی ها است كه اگر شما هم به دنبال آن نروید به دنبال شما می آید، روشن می شود.
  2. از نظر جهان بینی توحیدی همه چیز به خدا منتهی می شود، یك خداپرست موحّد راستین چیزی را از ناحیه خود نمی داند، بلكه هر موهبتی به او می رسد، سرچشمه آن را از خدا می بیند و می گوید: بگو: «بار خدايا، تويى كه فرمانفرمايى؛ هر آن كس را كه خواهى، فرمانروايى بخشى؛ و از هر كه خواهى، فرمانروايى را باز ستانى؛ و هر كه را خواهى، عزت بخشى؛ و هر كه را خواهى، خوار گردانى؛ همه خوبيها به دست توست، و تو بر هر چيز توانايى. كلید همه خوبیها و نیكی ها به دست تو است و تو بر هر چیزی قادر و توانائی.»(۶) و به این ترتیب، او باید در هر مورد توجّه به این حقیقت داشته باشد كه حتّی فرآورده های سعی و كوشش و فكر و خلاقیّت او نیز-اگر درست بنگرد-از طرف خدا است و اگر یك لحظه نظر لطفش برگرفته شود همه این‌ها خاموش می گردد. او به هنگامی كه بر مركب سوار می شود، می گوید: «منزه است خداوندی كه این را مسخر ما ساخت. تا بر پشت آن‌[ها] قرار گيريد، پس چون بر آن‌[ها] برنشستيد، نعمت پروردگار خود را ياد كنيد و بگوييد: «پاك است كسى كه اين را براى ما رام كرد و[گرنه‌] ما را ياراى[رام‌ساختن‌] آن‌ها نبود.»(۷) هنگامی كه به نعمتی برسد، سرود توحید را سر می دهد و می گوید: «هر نعمتی داریم از تو است ای خدا.»(۸) و حتی هنگامی كه یك گام مهمّ اصلاحی هم چون پیامبران در مسیر نجات انسان‌ها برمی دارد، می گوید: «موفقیّت من تنها از ناحیه خدا است، بر او توكّل كردم، و به سوی او باز می گردم. گفت: «اى قوم من، بينديشيد، اگر از جانب پروردگارم دليل روشنى داشته باشم، و او از سوى خود روزى نيكويى به من داده باشد[آيا باز هم از پرستش او دست بردارم؟] من نمى‌خواهم در آن چه شما را از آن باز مى‌دارم با شما مخالفت كنم[و خود مرتكب آن شوم‌.] من قصدى جز اصلاح[جامعه‌] تا آن جا كه بتوانم، ندارم، و توفيق من جز به[يارى‌] خدا نيست. بر او توكّل كرده‌ام و به سوى او بازمى‌گردم.»(۹) ولی آن چه مسلّم است در كنار همه این بحث ها، اساس و پایه كسب رِزق و روزی، تلاش و فعالیّت صحیح، مثبت و سازنده و دور از هرگونه افراط و تفریط است. اما رِزق و روزی هایی كه بدون تلاش به انسان می رسد، جنبه فرعی دارد نه اساسی. شاید به همین دلیل، امام علی(ع) در كلمات قصارش در درجه اول، رِزق و روزی هایی را ذكر می كند كه انسان به دنبال آن می رود سپس آن‌ها كه به دنبال انسان می آید:  «ای فرزند آدم رِزق و روزی دو گونه است یكی آن رِزق و روزی كه تو به دنبال آن می روی، و دیگری آن رِزق و روزی كه به دنبال تو می آید.»[۱۰]

آیا امور معنوی، از قبیل توبه و استغفار، صدقه، دعا و … چه تأثیری در جلب رِزق و روزی دارند؟ در این جا چند دیدگاه مطرح می‌شود:

  1. منطق عدّه‌ای از دینداران آن است كه رازق، تنها خداوند است و بس. او خالق است و ما مخلوق، او رازق است و ما مرزوق. رِزق و روزی ما را او خود تضمین نموده و خداوند از وعده خود هرگز تخلّف نخواهد كرد.در این دیدگاه، برای كار و تلاش انسان امتیاز لازم در نظر گرفته نشده است. گویی كه تلاش انسان برای امرار معاش، دخالت در كار خداست و نوعی بی اعتنایی و حتی انكار تقدیر الهی است. از این نظر می‌توان این دیدگاه را دیدگاهی تفریطی دانست.
  2. عدّه‌ای هم كه خواسته‌اند ارزش لازم نسبت به تلاش انسان در نظر گرفته شود، می‌گویند: خداوند گرچه رازق است، اما كار انسان را به انسان واگذار كرده و خود او را مسؤول بدست آوردن رِزق و روزی ‌اش دانسته است. پس باید عقل حسابگر داشت و از زور بازو كمك گرفت. این طرز تفكر گرچه نقطه ضعف تفكر قبلی را ندارد و به كار و تلاش انسان ارزش می‌دهد، اما خالی از اشكال نیست و نقطه ضعف آن اصل قرار دادن كار انسان و بی‌توجهی به عوامل معنوی است. از این نظر می‌توان آن را دیدگاه «افراطی» نامید.
  3. راه اعتدال، راه سوم است كه با مراجعه به آیات و روایات و عملكرد معصومین(ع) در این زمینه در ابتداء مشخص شد.

محمّدرضا عابدی

پی نوشت:

  1. رِزق و رِزق و روزی : [رِ] (ع اِ) رِزق و روزی . آن چه از آن نفع رسد یا مالی حاصل گردد، مثل؛ زراعت، باران و غیره.(جمع: اَرزاق) هرچه از آن نفع بردارند.(ترجمان جرجانی، چ دبیرسیاقی، ص ۵۲، منتهی الارب، آنندراج، دهار، ناظم الاطباء، منتهی الارب و اقرب الموارد) داخم و قوت یومیه.(ناظم الاطباء) ترکیبات: رِزق و رِزق و روزی جستن؛ رِزق و روزی جستن، در تکاپوی رِزق و روزی بودن، جستجوی رِزق و روزی کردن، اکتساب، تکسب.(منتهی الارب) رِزق و رِزق و روزی معلوم؛ قوت یومیه. نصیب.(ناظم الاطباء) رِزق و رِزق و روزی مقدّر؛ رِزق و روزی تقدیرشده. | بخت نیک.(ناظم الاطباء). || باران ، و از آن است قوله تعالی : و ما انزل اﷲ من السماء من رزق.(قرآن ۵/۴۵). (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، اَرْزاق.(از اقرب الموارد). || شکر. ج ، اَرْزاق.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در اصطلاح اسم است برای آنچه می راند خدا بسوی زندگان تا آنرا بخورند اعم از حلال و حرام.(از تعریفات جرجانی ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون پس از ذکر و شرح تعریفات مختلف و نقد آنها گوید: پس خلاصه ٔ هردو تعریف این است که رزق آن چیزی است که حق جل و علاآن را برای حیوان رسانده است که از آن منتفع شود خواه متصف به حلال باشد و خواه منعوت به حرام ، یا موصوف به هیچکدام نباشد. پس این اعتراض که گفته اند: در صورتی که تعریف رزق مقید به قید حلال و حرام نباشد لازم آید که رزق حیوانات صحرا نه حلال باشد و نه حرام ، دفع خواهد گردید و بطور کلی در هیچ موردی دیده نشده است که از حلیت و حرمت روزی حیوانات در هیچ رساله ای سخن رانده باشند. و در خلاصةالملوک گفته که: اهل حقیقت گفته اند: رزق آن چیزی است که بهره ٔ بندگان خدا باشد از اقسام آنچه بدان نیازمند است از خوراک و پوشاک و آشامیدنی.(از کشاف اصطلاحات الفنون ). پیش معتزله عبارت است از مملوکی که مالک آن را بخورد، بنابراین رزق حرام نمی شود. (از تعریفات جرجانی ). نزد معتزله روزی حیوانات مطلقاً حلال باشد از اینرو در تفسیر رزق نوبتی آنرا به مملوک تعبیر کرده اند که مالک حق هر گونه تصرف را نسبت به ملک خود دارد و در مجمع السلوک در فصل اصول اعمال در بیان توکل گوید: مشایخ رزق را چهار قسم کرده اند: ۱- رزق مضمون ۲- رزق مقسوم ۳- رزق مملوک ۴- رزق موعود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به هریک از رزق های چهارگانه ٔ مزبور شود.
  2. «وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا ۚ كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»؛ هود، ۶٫
  3. «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ»؛ الذاریات، ۵۸٫
  4. علاوه بر آیات فوق، آیه۴۰ سوره روم، ۷۰ سوره اسراء و ۷۳ سوره نحل به این مطلب اشاره كرده‌اند.
  5. «وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ»؛ الذاریات، ۲۳و۲۲٫
  6. «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛ آل عمران-۲۶٫
  7. «لِتَسْتَوُوا عَلَىٰ ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ»؛ زخرف-۱۳٫
  8. «اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ؛ اى خدا هر نعمت به ما بندگان رسد همه از جانب توست»؛ تعقیبات نماز مغرب، مفاتیح الجنان.
  9. «قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا ۚ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ ۚ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ ۚ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ ۚ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ»؛ هود-۸۸٫
  10. «وقال عليه السّلام: يَا بْنَ آدَمُ الرِّزْقُ رِزْقَانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ، وَرِزْقٌ يَطْلُبُكَ، فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ، فإن لم تاته أتاك فلا تحمل همّ سنتك على همّ يومك كفاك كلّ يوم على ما فيه فإن تكن السّنة من عمرك فإنّ اللّه تعالى سيؤتيك في كلّ غد جديد ما قسم لك و إن لم تكن السّنة من عمرك فما تصنع بالهمّ فيما ليس لك و لن يسبقك إلى رزقك طالب و لن يغلبك عليه غالب و لن يبطئ عنك ما قد قدّر لك، ترجمه: اى فرزند آدم!روزى دو گونه است:رزقى كه تو آن را مى‌جويى و معاشى كه تو را مى‌جويد؛اگر به سراغش نروى به سويت مى‌آيد.پس دل‌مشغولى سال خود را بر دغدغه امروزت نيافزا،كه بر طرف كردن دغدغه هر روز از عمر،براى تو بس است. اگر سال آينده در شمار عمر تو باشد، همانا خداى بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آن چه كار؟ هرگز جوينده‌اى در گرفتن روزى‌ات بر تو پيشى نگيرد و چيره شونده‌اى بر تو چيره نگردد و آن‌چه برايت مقدّر گشته، بى‌كم و كاست به تو خواهد رسيد. شرح: شريف رضى مى‌گويد: اين سخن امام عليه السّلام را نك: شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ۱۹، ص ۳۱۷؛ فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج ۵، ص ۴۹۶. در سايه سار نهج البلاغه، مغنیه، محمّدجواد، محقّق: غریری، سامی مترجم: معموری، محمّدجواد ناشر: دارالکتاب الاسلامی، محلّ نشر: قم-ایران، سال نشر:۱۳۸۷، ج ۶، ص ۴۸۴ و تفسیر نمونه، ج۱۱، ص ۳۴۹٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

استرس سفر هوایی

سفرِهوایی

برای همه واضح است که سریع ترین راه حمل و نقل، «سفرِهوایی» است.(۱) در بین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + چهارده =