سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خانه / گلزار ادب / شعر / رایحه باران
رایحه باران

رایحه باران

ترنم باران

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزل های فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

حمیدرضا برقعی

رایحه باران

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آن جا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته

جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد

آن چه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد

حمیدرضا برقعی

با یک کلیک در «ویژه نامه میلاد اسلام(ص)» یا در یکی از «عنوان های زیر» از مطالبی در باره «پیامبر اسلام(ص)» بهره مند شوید:

  1. وحدت
  2. ربيع‎الاول
  3. میلاد نور
  4. زیباترین نور
  5. ابر بالای سر
  6. عوامل وحدت
  7. نور محمد رسید
  8. میلاد پیامبر(ص)
  9. سیره پیامبر(ص)
  10. پیامبر رحمت(ص)
  11. ماه حیات و زندگی
  12. سلام برپيامبر(ص)
  13. معجزات پیامبر(ص)
  14. پرچمدار علوم اسلامي
  15. لبخند سنّت پیامبر (ص)
  16. ویژه نامه وحدت اسلامی
  17. ویژه نامه میلاد اسلام(ص)
  18. سیره «وحدت» آفرین پیامبر(ص)
  19. پرتویى از سيره و سيماى حضرت محمّد(صلّى الله عليه و آله و سلّم)

باکس شناور "همچنین ببنید"

دریا

دریا

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد آن چه خود داشت، زبیگانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + هفت =