خانه / اسوه ها / سرگذشت امیر نظام
داستان امیرِبزرگ

سرگذشت امیر نظام

داستان امیرِبزرگمیرزامحمّدتقی‌خان فراهانی مشهور به امیرِکبیر(امیرِنظام و امیرِبزرگ)، از صدراعظم‌های ناصرالدّین‌شاه قاجار، بزرگ ترین وزیر و مردِسیاسی ایران در دوره ٔاسلامی است. متولد ۱۲۲۳هَ.ق که در دستگاه میرزا ابوالقاسم قائم مقام بزرگ شد و همان جا خواندن و نوشتن را فرا گرفت. وی بر اثر استعداد فطری که داشت در سنین جوانی علوم و فنون لازم را فرا گرفت تا آن که در عنفوان جوانی، مردی قوی الاراده، خردمند، باتجربه و کاردان شد و در دستگاه محمدخان زنگنه(امیرنظام عباس میرزای ولیعهد در آذربایجان) وارد و مشغول خدمت دولت و از مستوفیان وی شد. در دستگاه امیرنظام، خدمات برجسته و قابل تقدیری انجام داد و بر اثر حسن تدبیر و نشاط طبیعی و حافظه ٔ قوی و اراده ٔ خستگی ناپذیری که در انجام دادن کارها و وظایف، از خود نشان داد امیرنظام را بر آن داشت که روز به روز بر حسن نظر و توجّه مخصوص در باره ٔ او بیفزاید و به قدری محرم و نزدیک شود که در کلیه ٔ امور کشور از جزئی و کلّی با او مشورت نماید و او را در کارها دخالت دهد. میرزا تقی خان بر اثر حسن سلوک و آشنائی کامل که به آداب معاشرت با مأموران خارجی داشت توجّه عباس میرزای ولیعهد را هم جلب کرد و هنگامی که خسرومیرزا(نوه ٔ فتحعلی شاه) را در شوال ۱۲۴۴ برای پوزش خواهی از قتل گری بایدوف به پایتخت روسیه نزد امپراتور نیکلای اول مأمور کردند، میرزاتقی خان نیز به همراهی وی اعزام شد. میرزاتقی خان پس از بازگشت از مأموریت بر اثر لیاقتی که از خود نشان داده بود به مقام وزارت نظام آذربایجان رسید و ملقب به وزیر نظام گردید. در ۱۲۴۵هنگامی که نیکلای اول امپراتور روسیه به قصد سرکشی، شهرهای گرجستان و قفقاز را دیدن می کرد به وسیله ٔ نامه ای از محمدشاه قاجار دعوت نمود که به ایروان برود و یکدیگر را ملاقات کنند ولی محمدشاه چون قصد لشکرکشی به افغانستان و تسخیر هرات داشت به جای خود ولیعهد ناصرالدین میرزا را که در آن موقع بیش از ۷سال نداشت و در آذربایجان به سر می برد به همراهی چند تن از مردان کاردیده روانه ٔ ایروان کرد. میرزا تقی خان در این سفر به همراهی محمدخان زنگنه و چند تن دیگر به ایروان رفت و مورد توجّه امپراتور روسیه قرار گرفت. همچنین در اختلافات دو دولت ایران و عثمانی میرزا تقی خان بنمایندگی از طرف دولت ایران با دویست تن از افسران کاردیده و رجال آزموده به ارزروم رفت و مدّت ۴سال در این شهر با نماینده ٔ دولت عثمانی در حضور نمایندگان دو دولت روس و انگلیس درمذاکره بود تا این که توانست در ۱۶جمادی الثانی ۱۲۶۲موضوع اختلافات دو دولت را در طی عهدنامه ای شامل ۹فقره فیصله دهد و حقوق دولت ایران را در محمره و اراضی جانب شرقی ولایت زهاب پایدار سازد. میرزا تقی خان پس از مراجعت به ایران دوباره به پیشکاری ولیعهد منصوب گردید و پس از آن که محمّدشاه در تهران(۶شوال ۱۲۶۴) وفات یافت به سلطنت رسیدن ناصرالدین میرزا در تبریز، با وجود مدعیان تاج و تخت و خردسالی ولیعهد و دور بودن از پایتخت خالی از اشکال نبود، لیکن میرزا تقی خان با تدبیر و تمهید مقدماتی نخست در ۱۴شوال ناصرالدین میرزا را با تشریفات خاصّی در حضور قنسول های خارجی مقیم تبریز بتخت نشانید و سپس درصدد تهیه ٔ مقدمات سفر شاه به تهران برآمد و به احضار و مرتب ساختن قشون پرداخت، به طوری که در ظرف مدت چند روز ۱۲ارابه توپ و ۸هنگ سرباز و مقداری تجهیزات آماده ساخت و شاه را از تبریز به سوی تهران حرکت داد. ناصرالدین شاه در باسمنج تبریز منشور لقب و مقام امارت نظامی را که سابقاً با محمدخان زنگنه بود به میرزا تقی خان وزیر نظام تفویض کرد و او را به لقب امیرنظام ملقب ساخت و در چمن توپچی به لقب امیرکبیر اتابک اعظم سرافرازش کرد. ناصرالدین شاه در ۱۸ذیقعده ٔ۱۲۶۴به تهران رسید و در ۲۲ذیقعده مقام صدارت عظمی را با اختیارات تمام و با یک توپ جامه ٔ فاخر و مطرز به مروارید، برای میرزا تقی خان فرستاد. میرزا تقی خان وقتی به صدارت ایران رسید که امور کشوری به کلی خراب و سازمان داخلی کشور به کلی از هم گسیخته و خزانه ٔ دولت بر اثر بی کفایتی حاجی میرزا آقاسی و عدم توازن هزینه و درآمد به کلی تهی گردیده بود زیرا به واسطه ٔ اغتشاشات و وجود ملوک الطوایفی بیش تر مالیات نقاط مختلف کشور به سهولت وصول نمی شد و مقداری هم که عاید دولت می گردید به جیب حکام شهرستان ها می رفت و مبلغ بسیار کمی از آن ها به مرکز می رسید و آن مقدار را هم حاجی میرزا آقاسی صرف حفر قنوات و ساختن توپ های بی مصرف و حقوق گزاف درباریان، شاعران، مصارف بیهوده و حقوق زیاده از حدّ شاهزادگان می کرد، فرمانداران در شهرستان ها در نتیجه ٔ ضعف حکومت مرکزی هر یک خود را شاهی می دانستند و برخی از ایلات و عشایر خودسری اختیار کرده بودند و از اطاعت حکومت مرکزی سرپیچی می کردند. عبور و مرور کاروان ها و مسافران در راه ها بر اثر ناامنی به حدی رسیده بود که هیچ کس نمی توانست با خیال آسوده از شهری به شهری برود و حتی عبور و مرور در کوچه های تنگ و تاریک پایتخت هم در شب و گاهی در روز خالی از مخاطره نبود. وضع قضائی مملکت بسیار نامرتب و نابسامان بود. ارتشاء در کلیه ٔ امور به حد اعلی رواج داشت. به علاوه فتنه ٔ محمدحسن خان سالار پسر الله یارخان آصف الدوله صدراعظم سابق فتحعلی شاه در خراسان که در اواخر ایام سلطنت محمدشاه شروع شده بود بر نابسامانی و هرج و مرج اوضاع کشور افزوده و پریشانی خاطر اولیای دولت را فراهم آورده بود. امیرکبیر که وضع خراب و درهم و برهم و تشکیلات ویران و ازهم پاشیده ٔ داخل کشور را به خوبی می دانست در درجه ٔ اول شروع به تصفیه ٔدستگاه های دولتی و عزل و نصب مأموران کشوری و لشکری نمود و برای تصدی هر شغلی شایسته ترین و صدیق ترین افراد را انتخاب کرد و رشته ٔ هر کار را به اهلش سپرد. بعد از تقسیم کارها به اصلاح مالیه ٔ کشور پرداخت و وقتی که دفتر خرج و دخل مملکتی را بررسی کرد جمع مخارج را ۱ملیون تومان بیش تر از درآمد کل کشور یافت. برای توازن دخل و خرج به اصلاحات زیر دست زد:

  1. از دست اندازی شاه به خزانه و جواهرات سلطنتی ممانعت به عمل آورد.
  2. از بخشش ها و هزینه های بی مورد جلوگیری کرد و نگذاشت مشتی متملق اخّاذ که دور شاه را گرفته بودند به عناوین مختلف اخاذی و جیب خود را پر کنند.
  3. طرز وصول درآمد را تغییرداد و وصول درآمد را از روی ممیزی به طور عادلانه مقررداشت، برخی از مالیات های بی موضوع را ملغی ساخت و در بعضی موارد مالیات جدیدی وضع کرد.
  4. از هزینه های بی موضوع و حقوق گزاف درباریان و شعرا و شاهزادگان و حتی شاه تا حدی که ممکن بود کاست. این امر یعنی کم کردن حقوق درباریان و شاهزادگان و دیگر اشخاص موجب خشم و غضب درونی آنان گردید و دل ها را از کینه ٔ امیرکبیر پر کرد.
  5. هزینه و درآمد کل کشور را طوری حساب کرد که در سال مجموع کل درآمد ۱ملیون تومان بیش از مجموع کل مخارج کشور باشد و این ۱ملیون تومان برای احتیاط در خزانه ٔ دولت ذخیره شود تا اگر موقعی دولت بخواهد لشکرکشی و یا مخارج اساسی نماید سیم و زر مسکوک در خزانه ٔ دولت به حد کافی موجود باشد.

امیرکبیر به زودی در سراسر ایران امنیتی که نظیر آن کمتر دید شده بود برقرار ساخت. مسافران و کاروان ها با خیال راحت در تمام کشور گردش می کردند. دزدی و راهزنی به کلی منسوخ شد. امیرکبیر پس از اصلاح مالیه به اصلاح قشون پرداخت. خود امیر اغلب روزها صبح زود به سربازخانه می رفت و اسلحه و مهمات را بازدید می کرد. افواج نظامی موظف بودند که همه روزه به مشق و تعلیمات نظامی بپردازند. هم چنین برای هر هنگ پزشکی معین کرد. امیرکبیر به وضع اقتصادی و مسأله ٔ صادرات و واردات توجّه کامل کرد و از واردات حتی المقدور جلوگیری کرد و چون در آن موقع احتیاج به مصنوعات خارجی مثل امروز نبود به تأسیس کارخانه های دستی برای رفع احتیاجات کشور همت گماشت و در اندک مدتی مال التجاره های خارجی را در بازارهای ایران بی مشتری گذاشت. شال های امیری بازار شال های کشمیری را به کلی از رونق انداخت. قلمکارها و ابره و قدک ها و اطلس ها و زری ها و مخمل های امیری اصفهان و یزد و کاشان بکلی بازار پارچه های البسه ٔ خارجی را کساد کرد. همچنین ظروف کاشی و چینی قم و بلور ایران رواج کامل پیدا کرد. زراعت نیشکر مازندران و خوزستان را توسعه داد و کشاورزان را تشویق کرد و از پرداخت مالیات معاف داشت. با این ترتیب بود که در اندک مدتی مقادیر کل شکر سرخ مازندران و شکر خوزستان برای فروش در بازارهای داخلی فراهم شد و به تجارت شکر خارج نقصان کلی وارد آمد. زراعت زعفران و برخی از ادویه ٔ خارجی را در خراسان توسعه داد. از نظر ایجاد رقابت در مقابل صنایع خارجی کارگران و صنعتگران ایرانی را بانواع ممکن تشویق کرد و آنان را وادار نمود که با صنایع خارجی رقابت کنند. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در کتاب منتظم ناصری در ضمن وقایع ۱۲۶۷و۱۲۶۸می نویسد: در تهران و اصفهان کالسکه هایی ساختند که بخوبی کالسکه های ممتاز فرنگ بود. امر معدن قراچه داغ نظم گرفت. شال کرمانی بطوری ترقی کرد که مشتبه بشال کشمیر گردید. شکر مازندران را بطوری تصفیه نمودند که مثل شکر هندوستان شد. قطران که برای مصارف توپخانه از روسیه وارد می شد در رحمت آباد گیلان به خوبی و به اندازه ٔ کفایت ساخته شد. زراعت پنبه در ارومیه توسعه داده شد. در بلوک ناپنج مازندران تصفیه ٔآهن را به درجه ٔ کمال رسانیدند. در مورد امور قضایی با این که امیر به علت نامساعد بودن محیط و مقتضیات زمان نمی توانست تغییرات کلی در اساس قضائی کشور بدهد با وجود این به اصلاح برخی از محاضر شرع پرداخت و کسانی را که احکام ناسخ و منسوخ یا احکام برخلاف حقیقت صادر می کردند برکنار ساخت و اشخاص متقی و فقیهان پرهیزگار را متصدی امور قضائی کرد. امیرکبیر برای آن که از روابط درباریان و روحانیان و دیگران با بیگانگان مقیم تهران آگاهی حاصل کند و نیز مأموران وظیفه شناس را از خائنان تشخیص دهد اداره ٔ سرّی مخصوص که هویت و مشخصات کارکنان آن کاملاً مخفی بود در تهران دایر کرد. این اداره در کار مأموران دولتی و امنیت کشور و تسلط دولت بر امور تأثیر شگرفی بخشید. امیرکبیر به منطقه ٔ زرخیز خوزستان توجّه کافی مبذول داشت، برای ساختن سدهای خوزستان اوامر مؤکدی صادر کرد و مأموران مخصوص را بدان منطقه اعزام داشت. از اقدامات مهم امیرکبیر تأسیس دارالفنون تهران بود، ولی متأسفانه این مرد بزرگ نتوانست افتتاح مدرسه ای را که خود آن را پایه گذاری کرده بود به چشم ببیند، هنگامی که در ۵ربیع الاول ۱۲۶۸دارالفنون افتتاح می شد امیرکبیر در کاشان به سر می برد. دیگر از اقدامات امیر تأسیس روزنامه ٔ وقایع اتفاقیه است که به عقیده ٔ برخی از مورخان نخستین روزنامه ایست که در ایران انتشار یافته، اولین شماره ٔ این روزنامه روز جمعه ۵ربیع الثانی ۱۲۶۸هَ.ق/۷فوریه ٔ۱۸۵۱م. انتشار یافت، این روزنامه تا ۱۰سال به همین نام انتشار می یافت. امیرکبیر در امور سیاسی و روابط ایران با دول همسایه و خارج نیز اقدامات اساسی شروع کرد، به وضع سفارتخانه های ایران در خارج سر و صورتی داد، افراد متین و لایق و کاردان را برای سفارت انتخاب کرد، رفتارش با سفارتخانه های دول بزرگ در تهران طوری بود که از صدراعظم یک دولت مستقل و متکی به خود انتظار می رفت، ورود کشتی های جنگی و تجارتی روسیه را به مرداب انزلی ممنوع کرد، سفارتخانه های خارجی را از پناه دادن به افراد ماجراجو و خطاکار که قبل از آن سابقه داشت بازداشت و در مورد هرات و خلیج فارس و مرزهای غربی ایران اقداماتی شروع کرد و تدابیری اتخاذ نمود که مسلماً اگر دستگاه سلطنتی تباه و فاسد نبود و عوض عزل و قتل، او را تأیید می کرد اوضاع مملکت ما امروزه غیر از این و مرزهای سیاسی ما به جز حدود فعلی بود. باید گفت که محیط اجتماعی ایران در آن عصر به واسطه ٔ ارتباطی که بین ایران و روسیه و فرانسه و انگلیس در دوره ٔ پادشاهی فتحعلی شاه و محمدشاه حاصل شده بود تا حدی برای اصلاحات مساعد بود و ناصرالدین شاه نیز به تمدن غرب علاقه داشت و کشور تا اندازه ای بر پذیرش یک تحول و رفرم بزرگ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آماده بود. اما اطرافیان پادشاه و درباریان که بقای اوضاع را به حال خود از لحاظ منافع شخصی لازم می دانستند ذهن پادشاه جوان را نسبت به اقدامات امیرکبیر مشوش می کردند لیکن امیرکبیر درباریان و نزدیکان شاه را به هیچ می شمرد و با اراده ٔثابت و محکم و بدون تردید و تزلزل به اصلاحات و اقدامات خود ادامه می داد. امیرکبیر مردی بود که از عمق اجتماع منحط آن روز برخاسته و به بالاترین مقامات مملکتی که دربست در انحصار اشراف و طبقات ممتاز بود رسیده بود. از دردهای اجتماع آگاه بود. یکه و تنها با مستبدترین و خودخواه ترین پادشاه قاجاریه و انبوه درباریان متملق و فاسد و ملانمایان مبارزه کرد و سرانجام جان خود را در این راه از دست داد. ناصرالدین شاه به اغوای درباریان و اطرافیان فاسد خود و با تحریک خارجیان، امیرکبیر را از صدارت معزول کرد و عنوان ریاست و فرمانده کل قشون را برای او باقی گذاشت. چند روز بعد او را به حکومت کاشان منصوب و ۲۵محرم۱۲۶۸امیرکبیر را به طرف کاشان حرکت دادند و در حقیقت او را با وضع نامناسبی تبعید کردند. آن گاه تمام عناصر مخالف داخلی و خارجی که در زمان صدارت امیرکبیر در کمین نشسته بودند دست به دست هم دادند و حکم قتل او را از شاه گرفتند و حاج علی خان حاجب الدوله با این که امیرکبیر نسبت به او مهربانی های بسیار کرده بود مأمور اجرای فرمان شد و در ۱۷ربیع الاول ۱۲۶۸مأموریت خود را در حمام فین کاشان به انجام رسانید. بدین ترتیب بزرگ ترین مرد تاریخ قرون اخیر ایران را به فرمان پادشاهی که امیر بر گردن او حقوق خدمت و تربیت داشت و به توطئه ٔ یک مشت خائن ناکس به خاک و خون کشیدند و به حیات پرافتخار آن رادمرد بزرگ و مظهر مردانگی و غیرت و وطن پرستی پایان دادند تا به آسودگی و خیال راحت بتوانند به حیات ننگین و سراسر فجایع خود ادامه دهند. این حادثه ٔ جانگداز برای ایران و ایرانی متضمن ۲رشته آثارسوء بود:

  • یکی زشت نامی و ذکر بسیار بدی بود که بر اثر این قتل شنیع در ممالک خارج و در میان خارجیان دامنگیر قوم ایرانی گردید.
  • دیگر آن که بی اغراق خاک مذّلت بر فرق کشور و قومی ریخت که امیرکبیر عمر خود را برای نجات آن ها از حال نکبت و بدبختی صرف کرد و از میان رفتن او بار دیگر کشور و این قوم را بیش از پیش در گرداب ذلّت و پستی انداخت.

امیرکبیر در تاریخ ۲قرن اخیر ایران مانند چراغ تابناکی بود که به ناگاه درخشیدن گرفت و در دل میهن، پرتوئی از امید افکند و پس از مدّت بسیار کوتاهی خاموش شد و با خاموشی او بار دیگر تاریکی محض سراسر خاک این کشور را فرا گرفت. مورخان و کسانی که با امیرکبیر آشنایی پیدا کرده و در احوال وی به مطالعه پرداخته اند عموماً زبان به تحسین امیر گشوده و او را مرد بزرگ و فوق العاده ای دانسته اند چنان که این ستایش ها گاهی جنبه ٔ اغراق آمیز پیدا می کند. واتسون انگلیسی می نویسد نسل تازه ٔ ایران را نمی توان به کلی سست و فرسوده شمرد چه می تواند مردی چون میرزا تقی خان به وجود آورد، او در میان رجال مشرق زمین که تاریخ جدید نام آن ها را ثبت کرده مقام بی همتائی را داراست. امیرنظام همان کسی است که دیوژن در روز روشن با چراغ در پی او می گشت، او سزاوار است که به نام اشرف مخلوقات خداوند بشمار آید.

 ۲۰ دی سالروز شهادت امیرِبزرگ امیرکبیر به دستور ناصرالدین شاه قاجار

ر ک به:

  1. امیرکبیر
  2. ماموریت امیرکبیر
  3. تاریخ بیداری ایرانیان
  4. اصلاح طلب بود و عاشق
  5. قهرمان مبارزه با استعمار
  6. ستاره بي نظير تاريخ ايران

منابع:

  1. امیرکبیر و ایران؛ فریدون آدمیت،
  2. میرزا تقی خان امیرکبیر؛ عباس اقبال،
  3. زندگانی میرزا تقی خان امیرکبیر؛ حسین مکی،
  4. منتظم ناصری، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه.

باکس شناور "همچنین ببنید"

گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

انقلاب کبیر اسلامی ایران در حالی چهلمین سالگرد پیروزی خود را پشت سر گذاشت و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *