یکشنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۷
خانه / تفرجگاه / بذله‌گویی
بذله‌گویی

بذله‌گویی

بذله‌گویی

«بذله‌گویی» از موارد رفتار خوب انسان است. به همین جهت در آداب دینی برای «بذله‌گویی» حدّ و مرزی مشخص شده که نباید از آن حدّ تجاوز کرد تا آثارش، مطلوب باشد. بنابراین، انسان باید مالک زبان خودش باشد و هنگام «بذله‌گویی»، مزاح و شوخی بُعد مثبت آن را در نظر بگیرد و حتّی الامکان از «بذله‌گویی نامناسب» بپرهیزد که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. اگر کسی زندگی خود را با «بذله‌گویی» سپری کند و در «بذله‌گویی» به حدّ افراط کشیده نشود به تدریج در اثر عادت به «بذله‌گویی» در برخورد با مسائل جدّی خواهد بود و کسی که در زندگی و در برابر وظایف خود احساس مسئولیت کند، می‌تواند به حال خود و اجتماع مفید باشد. بدیهی است کسی که روح «بذله‌گویی مناسب» بر او غلبه کند و حسّ واقع بینی را از دست ندهد و آن گونه که باید حقایق را درک کند، درک می‌کند و دیگران نیز مطالب او را در «بذله‌گویى‌های مناسب» او جدّی تلقّی می‌کنند. آن چه از مجموعه روایات ائمه(ع) استفاده می‌شود، این است که «بذله‌گویی مناسب» تا حدّی مطلوب است، زیرا به طور مطلق از «بذله‌گویی مناسب» نهی نکرده‌اند، بلکه «بذله‌گویی مناسب» را به طور نسبی و در شرایط خاصّ ستوده‌اند و حتّی خود آن بزرگواران گاهی «بذله‌گویی» می‌کردند، چنان که پیامبر(ص) فرمود: من مزاح می‌کنم ولی سخنی جز حق نمی‌گویم.(۱) از دليل‌هاى اين مطلب اين است که پیامبر(ص) در مواردى بذله‌گویى‌های مناسب و شوخى‌هاى لطيفى انجام مى‌داده است. از جمله:

  1. پیامبر(ص) به پيرزنى فرمود: پيرزنان به بهشت وارد نمى‌شوند. آن پيرزن با شنيدن اين جمله به گريه افتاد. پیامبر(ص) فرمود: تو در آن روز پيرزن نخواهى بود.(۲)
  2. روزى پیامبر(ص) با امام علی(ع) مشغول خوردن خرما بود، پیامبر(ص) خرما مى‌خورد و هسته اش را جلوى امام علی(ع) مى‌گذاشت وقتى دست کشيدند تمام هسته‌ها جلوى امام علی(ع) جمع شده بود. پیامبر(ص) فرمود: يا على! تو چقدر خوردى! امام علی(ع) عرض کردند: يا رسول الله! پرخور کسى است که خرما را با هسته اش مى‌خورد.(۳)

اگر «بذله‌گویی مناسب» موجب انبساط روح شود ستايش و اگر «بذله‌گویی نامناسب» موجب شکستن احترام و شخصيت افراد شود، در روايات نکوهش شده است.(۴)

  • ناصر: مجيد مى ‏آيى برويم شنا؟
  • مجيد: نه نمى‏ توانم.
  • ناصر: چرا؟
  • مجيد: چون اگر غرق بشوم پدرم مرا مى‏ كُشه!
  • بيمار: آقاى دكتر، مدتى است كه دچار ضعف حافظه شده‏ ام و همه چيز را خيلى زود فراموش مى ‏كنم!
  • دكتر: چند وقت است؟
  • بيمار: چى، چند وقت آقاى دكتر؟
  • يك نفر پشتش مى‏ خاريد دستش نمى‏ رسيد آجر زير پاش گذاشت.
  •  پدر: تكتم جان مگه مشق ندارى؟
  • تكتم: نه بابا جون!
  • پدر: چرا ؟
  • تكتم: چون خانم معلم گفته است اگر مى ‏خواهى بد خط بنويسى، اصلاً ننويسى بهتر است.
  • یارو از قنادی شیرینی کشمشی خریده بود ولی دید یک دانه کشمش هم در آن نیست. وقتی اعتراض کرد قناد گفت؛ عجب آدمی هستی‌ها؟ مگه شیرینی ناپلئونی که می‌خری توی هر کدومش یک ناپلئونه؟!
  • روزى مردى خود را به مردن زد. مردم او را در تابوت گذاشتند، همان طور كه مى ‏رفتند، به رودخان ه‏اى رسيدند، بر سر دوراهى مانده بودند كه از كدام طرف بروند، حوصله مرد سر رفت، براى همين از جاى خود بلند شد و گفت: ما قديم‏ ها از آن طرف مى‏ رفتيم!…
عبسر ک به:

  1. زاکان
  2. فواید خنده
  3. کاریکلماتور
  4. لطیفه های کلاسی
  5. لطیفه ها و حکایت ها
  6. چند لطیفه از عبید زاکانی

پانویس:

  1. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۱۶٫
  2. روزی پیرزنی به پیامبر(ص) عرض کرد، دعا فرمایید که خداوند مرا اهل بهشت قرار دهد، پیامبر(ص) فرمودند: پیرزن وارد بهشت نمی‌شود! آن پیرزن گریه کرد، پیامبر(ص) خندید و به او فرمودند: آیا نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: «إِنَّآ أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَآءً، فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَاراً»، یعنی ما آن‌ها را آفرینش نوینی بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم.(بحارالانوار، ج۱۶ ص۱۹۵ و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج۶، ص۳۳۰)
  3. یک روز پیامبر(ص) با امیرمؤمنان(ع) خرما می‌خوردند، پیامبر(ص) از روی مزاح و شوخی، هسته‌های خرماهایی را که می‌خورد، پیش‌روی امیرمؤمنان(ع) می‌گذاشت، وقتی که از خوردن خرما فارغ شدند، همه هسته‌ها نزد امام علی(ع) جمع شده بود، پیامبر(ص) به امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «یا عَلِیُّ اِنَّکَ لَاَکُولٌ»، ای علی! تو پرخور هستی، امام در پاسخ (مزاح و شوخی آن حضرت) عرض کردند: «اَلْاَکُولُ مَن یَأْکُلُ الرُّطَبَ وَالنَّوا»، پرخور کسی است که خرما را با هسته‌اش می‌خورد!(زهرالربیع، ص۷)
  4. «بذله‌گویی» و مزاح یکی از موارد حسن رفتار است. آن چه از مجموعه روایات ائمه(ع) استفاده می‌شود این است که مزاح و شوخی تا حدّی مطلوب است، زیرا پیشوایان دینی ما به طور مطلق از مزاح نهی نکرده‌اند بلکه شوخ طبعی را به طور نسبی و در شرایط خاصّ ستوده‌اند. امام باقر(ع) فرمود: خداوند انسان شوخ طبع را دوست دارد.(محمد بن يعقوب کليني، الکافي، ج۲، ص۶۶۳) امام صادق(ع) به شخصي فرمود:«آيا با يكديگر مزاح مي‏ كنيد؟ آن مرد گفت: كم مزاح مي‏كنيم. امام(ع) فرمود: اين طور نباشيد زيرا شوخي نشانه خوش خلقي است و به وسيله شوخي برادر ديني خود را خوشحال مي ‏كني. سپس فرمود: پیامبر(ص) براي اين كه كسي را خوشحال كند با او مزاح مي‏كرد. حضرت علي(ع) فرمود:پیامبر(ص) هرگاه يكي از اصحاب خود را اندوهگين مي‏ ديد او را با شوخی و مزاح خوشحال مي ‏كرد.» از امام رضا(ع) پرسیده شد: قربانت شوم، اگر کسی در میان جمعیتی باشد که هنگام سخن گفتن با یکدیگر شوخی می‌کنند و می‌خندند وظیفه او چیست؟ فرمود: باکی نیست تا زمانی که نباشد. من گمان دارم که مقصود حضرت فحش بود. یعنی در صورتی که مزاح و شوخی توام با فحش و ناسزاگویی نباشد، اشکالی ندارد. سپس فرمود: پیامبر(ص) این گونه بود که مرد اعرابی خدمت آن حضرت می‌رسید و برای ایشان هدیه‌ای می‌آورد و همان جا می‌گفت بهای هدیه‌ام را بپردازید و پیامبر(ص) می‌خندید. پیامبر(ص) هر گاه هم اندوهگین می‌شد، می‌فرمود: آن مرد چادر نشین چه شد؟ ‌ای کاش نزد ما می‌آمد!…(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۳، شيخ حر عاملي، رسائل الشيعه، ج۱۲، ص۱۱۳، احياء العلوم، ج۳، ص۱۱۱، محجة البيضاء، ج۵، ص۲۳۲ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸ ص۴۰۷)

باکس شناور "همچنین ببنید"

سلام تابستان

سلام تابستان

به قول معروف توی یک چشم به هم زدن تابستان هم می گذرد و ما …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − یک =