یکشنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۷
خانه / دین شناسی / قُرْآن
قُرْآن

قُرْآن

قُرْآنقُرْآن(Quran) کلام خدا , نام کتاب آسمانی است که بر پیامبر(ص) نازل گردید. قُرْآن، قُرْآن نامیده شد،(۱) زیرا در میان سوره ها، آیه ها و حرف های آن مقارنه وجود دارد.(۲) قُرْآن مشتق است از قرائن و به هر تقدیر بدون همزه است و نون آن اصلی است که همزه را برای تخفیف حذف کرده اند و حرکت همزه را به حرف ساکن پیش از آن منتقل ساخته اند. قُرْآن مصدر «قرأت» است و کتاب مقروء(خوانده شده) را قُرْآن(خواندن) خوانند.(۳) در قُرْآن از موضوعات گوناگونی چون مسائل اعتقادی، اخلاق، احکام شرعی، داستان‌های گذشتگان، مبارزه با منافقان و مشرکان سخن به میان آمده است. برخی از مضامین مهم قُرْآن عبارت است از: توحید، معاد، رویدادهای صدر اسلام همچون غزوات پیامبر(ص)، قصص القُرْآن، احکام عبادی و حقوقی و جزایی دین اسلام، فضایل و رذایل اخلاقی و نهی از شرک و نفاق.(۴) حدوث و قِدَم، از مباحث و مسائل فلسفه و كلام اسلامى و مربوط به آغاز پیدایش جهان است. حدوث زمانی به معنای این است که پیدایش جهان، توسط خداوند از یک زمانی آغاز شده است و قبل از آن زمان، عالمی در کار نبوده است. قدم زمانی نیز به این معناست که جهان از ازل وجود داشته است و هیچ زمانی نبوده که جهان در آن زمان وجود نداشته باشد. بحث حادث یا قدیم بودن قُرْآن مرتبط با همین بحث است. این مسئله مبحث قدیمی است که از قرن ها پیش تاکنون فیلسوفان و متکلمان در مورد آن اختلاف نظر داشته‌اند.(۵) حدوث، از ریشه “ح د ث” و به معنای پدید آمدن و به وجود آمدن چیزی، پس از نبودنش است.بر این اساس، قدیم نیز که از ریشه “ق د م” گرفته شده برخلاف حدوث، سابقه نیستی و نبودن ندارد. و مدت زمان زیادی بر آن گذشته است.(۴) تعبیر قدیم در آیات «کالْعُرجُونِ الْقَدیم»(۶) و «اِفْک قَدیم»(۷) نیز به همین معنا به کار رفته است.(۸) در زبان فارسی، واژه «دیرینه شدن» معادل معنای قدیم است.(۹)

قدم یا حدوث قُرْآن: قُرْآن یا کتاب خدا که کلام خدا است مخلوق نیست و آن همان است که در مصحف های ما نوشته شده و در دل های ما نگهداری گردیده و به زبان های ما خوانده و به گوش های ما شنیده می شود در حالی که آن کلام در مصحف ها و دل ها و زبان ها و گوش ها حلول نکرده است. زیرا سخن خدا از جنس حروف و اصوات نیست چه حروف و اصوات حادثند و کلام خدا صفات ازلی و قدیم است، که با سکوت یعنی ترک تکلم با قدرت بر آن منافات دارد، بلکه سخن خدا صفتی است قدیم که به ذات حق پایدار است، به لفظ می آید و شنیده می شود و با نقوش و اشکالی که برای حروف وضع شده و دلالت بر کلام خدا دارند نوشته می شود چنانکه گویند آتش جوهری است سوزنده که با لفظ از آن یاد می شود و با خامه آن را نویسند ولی این باعث نمی شود که حقیقت آتش صوت یا حرف باشد و تحقیق مطلب این است که هر چیز دارای وجودی است در ذهن ها و دارای وجودی است در نوشته. نوشته بر عبارت دلالت کند و عبارت بر آن چه در ذهن است و آن چه در ذهن است بر آن چه در خارج است پس هنگامی که قُرْآن را با صفتی از لوازم قدیم وصف کنیم مانند آنکه بگوئیم قُرْآن آفریده نیست مراد ما حقیقت وجود خارجی آن است و هنگامی که قُرْآن را با صفتی از صفات لازم مخلوقات وصف کنیم مراد ما از آن، الفاظ منطوق و مسموع است چنانکه گویی من نیمی از قُرْآن را خوانده ام، یا الفاظ خیالی است چنانکه گوئی قُرْآن را از بر کردم یا مراد اشکال قُرْآن است چنانکه گویی کسی که وضو و طهارت ندارد حرام است که قُرْآن را لمس کند حال باید دید که کلام قدیم که صفت خدای تعالی است آیا رواست که شنیده شود. این مذهب اشعری است ولی ابواسحاق اسفرایینی آن را باور نداردو همین مختار شیخ ابومنصور است پس معنی این آیه: «حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ،(۱۰) حتی یسمع ما یدل علیه» است چنان که گویند: دانش فلان را شنیدم، پس موسی(ع) آوازی راشنید که بر کلام خدا دلالت داشت ولی چون بدون واسطه ٔ کتاب و فرشته بود به نام کلیم اختصاص یافت و گویند کلیمش خوانند چون برخلاف عادت از همه سو آواز را شنید ولی کسی که شنیدن کلام قدیم را روا دارد، گوید موسی به لقب کلیم ملقب گشت از آن جهت که کلام ازلی را بی حرف و صوت شنید چنان که ذات خدا در آخرت بی کم و کیف دیده می شود. اگر گویند هرگاه کلام خدا در معنی قدیم حقیقت باشد و در کلمات تألیف شده و به نظم در آمده مجاز باشد، صحیح است که بگوییم کلمات منظم و مؤلف قُرْآن نیست ولی اجماع برخلاف این مطلب است و نیز معجزه کلام حقیقی خدا است با این که ما قطع داریم که همین کلمات منظم واقع در قُرْآن معجزه است، گوییم تحقیق مطلب این است که کلام خدای تعالی مشترک است میان کلام نفسی قدیم و کلام لفظی حادث. در صورت نخست معنی اضافه ٔ کلام به خدا این است که کلام صفت حق تعالی است. و در صورت دوم این است که کلام مخلوق خدای تعالی است و در هر دو صورت صحیح نیست که قُرْآن را از آن نفی کنیم و اعجاز نیز در کلام خدا واقع شده است و آن چه در عبارت برخی از بزرگان دیده می شود که کلمات منظم و مؤلف مجاز است به این معنی نیست که قُرْآن برای کلمات منظم وضع نشده بلکه کلام حقیقةً و بالذات اسم است برای معنی قائم بنفس و تسمیه ٔ لفظ به اسم کلام به اعتبار دلالت لفظ است بر معنی پس اختلاف و نزاعی میان دانشمندان درباره ٔ وضعنیست و تسمیه به اعتبار معنی مجازی نیز حقیقت است چنانکه به اعتبار معنی مجازی حقیقی بود. و آن چه در شرح تجرید آمده، گفته ٔ ما را تأیید می کند، در آنجا گوید: خلافی نیست در اطلاق اسم قُرْآن و کلام اﷲ به طور اشتراک بر معنی قدیم قائم بنفس و بر معنی تألیفی حادث وهمین در نزد عامه و قراء و اصولیان و فقیهان متعارف است و خواصی که از صفات حادث است به سوی این قول برمی گردد. اختلاف است که قُرْآن و کلام اﷲ اسمند برای این کلمات مؤلف مخصوص که از نخستین زبانی که خدا بدان تکلم کرد برخاسته است بطوری که هرکس دیگر آن ها را از زبان خود مثل نخستین زبان ادا کند مثل آن است نه عین آن و قول درست این است که قُرْآن اسم است برای آن کلمات ولی بدون تعیین محل، پس میتوان گفت وحدت نوعی دارد. بنابراین هر خواننده ای آن را بخواند عین آن است نه مثل آن، و همین گونه است در هر کتابی که به مؤلفش انتساب دارد. و بنا بر هر دو فرض گاه اسم از برای مجموع است چنانکه بر بخشی از آن صادق نیاید و گاه اسم است برای کل که بر مجموع و بر هر بخشی از بخشهای آن صادق است پس اینکه گویند آن چه در هر مصحفی نوشته شده و آن چه به هر زبانی خوانده می شود کلام اﷲ است به اعتبار همین وحدت نوعی است و آن چه گویند که آن حاکی از کلام خدا و مثل آن است کلام خدا همان است که خداوند آن را در زبان فرشته ای گذاشت به اعتبار وحدت شخصی است و اینکه گویند کلام خدا بزبان یا دلی قیام ندارد و در مصحفی حلول نکرده است مراد از آن کلام حقیقی نفسی است. تا این جا سخنان شارح تجرید بود. صاحب مواقف گوید: معنی این سخن استادان که کلام خدا قدیم است این نیست که مدلول الفاظ معنی قدیم بوده باشد بلکه آن امری است قائم به غیر پس کلام نفسی نزد دانشمندان امری است که شامل لفظ و معنی هر دو می شود و قیام به ذات حق تعالی دارد و آن در مصحفها نوشته و به زبان ها خوانده می شود و در دلها نگهداری می گردد و آن جز خواندن ونوشتن و حفظ کردنی است که هر سه حادثند. این که گویند که حروف و الفاظ مرتب و به دنبال یکدیگرند(و این از صفات حدوث است) باید گفت ترتیب و تعاقب در تلفظ است به سبب آن که زبان یک باره کلمات را نتواند القاء کرد پس تلفظ حادث است ولی ملفوظ حادث نیست. پایان سخن صاحب مواقف.(۱۱)

ر ک به:

  1. قُرْآن
  2. قلب قُرْآن
  3. عطر قُرْآن
  4. تلاوت قُرْآن
  5. خادمه قُرْآن
  6. منابع قُرْآنی
  7. تفكّر در قُرْآن
  8. همتای قُرْآن
  9. کاشف قُرْآن
  10. نام‌های قُرْآن
  11. انس با قُرْآن۱
  12. انس‌ با قُرْآن۲
  13. ماه نزول قُرْآن
  14. اسماء در قُرْآن
  15. مسیح در قُرْآن
  16. دعاهای قُرْآنی
  17. لطایف قُرْآنی۱
  18. نگاهى به قُرْآن
  19. اندرزهای قُرْآنی
  20. عیدهای قُرْآنی۱
  21. عیدهای قُرْآنی۲
  22. آداب تلاوت قُرْآن
  23. ۲۴ معمّای قُرْآنی
  24. ثواب قرائت قُرْآن
  25. مترجم قُرْآن کریم
  26. ویژگی های قُرْآن
  27. بهترین قاری قُرْآن
  28. قُرْآن محور وحدت
  29. قَدْر در نگرش قُرْآن
  30. داستان های قُرْآنی
  31. گیاهان قُرْآنی؛ سیر
  32. نبی و رسول در قُرْآن
  33. عالم مرگ از نگاه قُرْآن
  34. آینده جهان از نظر قُرْآن
  35. ضرب المثل های قُرْآنی
  36. آداب باطنی تلاوت قُرْآن
  37. صبر و استقامت در قُرْآن
  38. مقام والاى مادر در قُرْآن
  39. آشنایی با مفاهیم قُرْآنی
  40. فاطمه(س) از دیدگاه قُرْآن
  41. ماهیت مرگ از دیدگاه قُرْآن
  42. خواندنی‌های لطیف قُرْآنی
  43. رفتار قُرْآنی میهمان و میزبان
  44. قُرْآن و هنجارشناسی خوابیدن
  45. آیا متن قُرْآن از جانب خداست؟
  46. اندیشیدن از دیدگاه تعالیم قُرْآن
  47. حضرت فاطمه زهرا(س) و قُرْآن
  48. امیدبخش ترین آیه قُرْآن کدام است؟
  49. قُرْآن در کلام حضرت فاطمه علیها السّلام
  50. با قاریان قُرْآن، استاد احمدمحمد بسیونی

پانویس:

  1. قُرْآن: [ق ُ] (ع مص) فراهم آوردن و گرد کردن چیزی را به چیزی. گویند: قَرَاءَ الشی ٔ قُرْآناً(از باب نصر و فتح) || بچه دادن حامل. گویند: قرأت الحامل قُرْآناً؛ بچه داد آن حامل.(منتهی الارب و ناظم الاطباء) || قرائت. قَرء. خواندن.(منتهی الارب) رجوع به قرء شود. قُرْآن: [ق ُرْ] (اِخ) نام کتاب آسمانی مسلمانان که بر پیامبر اسلام حضرت محمدبن عبداﷲ(ص) نازل گردید.
  2. اتصال و پیوستگی و ارتباط.(ناظم الاطباء). مقارنة. || مصاحبت و همدمی. یاری. همراهی. با يکديگر قرين شدن، يار و رفيق و مصاحب شدن، به يکديگر پيوستن. ملازمه و همزمانی.(یادداشت به خط مرحوم دهخدا)
  3. خرمشاهی، «قُرْآن مجید»، ص۱۶۳۱، ۱۶۳۲.
  4. رجوع کنید به: دلالة الحائرین، ج ۱، ص۱۸۳ و المحیط بالتکلیف، ص۳۷ـ ۳۹؛ الارشاد الی قواطع الادلة فی اصول الاعتقاد، ص۳۹ـ۴۰؛ حدوث‌العالم، ص۲ـ۴؛ دلالة الحائرین، ج ۱، ص۱۹۵ـ۱۹۶؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۲۸
  5. الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح‌العربیة، ذیل «حدث»، «قدم»
  6. یس(۳۶):۳۹
  7. اَحقاف(۴۶):۱۱
  8. شرح الاصول الخمسة، ص۱۱۷؛ الشامل فی اصول‌الدین، ص۱۰۹
  9. رجوع کنید به کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۲۱۱.
  10. سوره توبه، آیه ۶.
  11. المواقف عنوان کتابی با موضوع علم کلام است که قاضی عضدالدین ایجی تألیف کرده‌است. در تألیف این کتاب به آثار امام فخر رازی و سیف‌الدین الآمدی استناد شده‌است. شرح‌ها و حاشیه‌های متعددی بر این کتاب نوشته‌شده‌است که از آن جمله می‌توان به شرح شریف جرجانی اشاره کرد. این کتاب در معرفی کلام اشعری جایگاه ویژه‌ای دارد و از مهم‌ترین منابع کلامی اشعری‌ها و هم چنین همه اهل تسنن محسوب و در حوزه‌های علمیه شیعه نیز به‌عنوان کتاب درسی تدریس می‌شده‌است. این کتاب در موضوع علم کلام است، اما علاوه بر آن، موضوعات دیگری مانند فلسفه، نجوم و فقه نیز در آن ملاحظه و به جای استناد به دلیل‌های نقلی مانند آیات و روایات، بر استدلال عقلی و جدلی هم استوار است. با این حال، در مواردی از شواهد نقلی هم برای تأیید استدلال‌ها استفاده شده‌است.[«المواقف في علم الكلام(كتاب)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای عربی، «Nwf.com: المواقف فی علم الکلام: عبد الرحمن بن أ: کتب». «المواقف – ویکی‌نور، دانشنامهٔ تخصصی». wikinoor.ir.] این کتاب ۶موقف(فصل) دارد و هر موقف مشتمل بر چندین مرصد و مقصد است. مؤلف در این کتاب به همهٔ موضوعات و مسائل علم کلام-که تا زمان او مطرح بوده‌-پرداخته است.

منابع:

  1. «آداب ختم قُرْآن در ماه رمضان»، گلستان قُرْآن، ش۹۱، ۱۳۸۰ش.
  2. جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، اسراء، چاپ ششم، ۱۳۸۹ش.
  3. بلاغی، صدرالدین، قصص قُرْآن، تهران، امیرکبیر، چاپ هفدهم، ۱۳۸۰ش.
  4. جباری راد، حمید، «نورنگاران معاصر»، دوماهنامه بشارت، ش۵۸، ۱۳۸۶ش.
  5. جعفری، عالیه، «تأثیر قُرْآن در شعر فارسی»، دوماهنامه بشارت، ش۶۷، ۱۳۸۷ش.
  6. ترابی سفیدآبی، « تأثیر قُرْآن در شعر و ادب فارسی»، دوماهنامه بشارت، ش۴۵، ۱۳۸۳ش.
  7. اسکندرلو، محمدجواد، «علوم قُرْآنی»، قم، سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
  8. آذرنوش، آذرتاش، «ترجمه قُرْآن به فارسی»، دانشنامه جهان اسلام، ج۷، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.

باکس شناور "همچنین ببنید"

صلوات

صلوات

صَلَوات؛ «الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم» ذکری خاصّ است شامل؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 4 =