خانه / دین شناسی / لطایف قرآنی
لطایف قرآنی

لطایف قرآنی

لطایف قرآنیز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد؛ لطایف حکمی با نکات قرآنی (حافظ) قرآن، چراغ راه حقیقت جویان است و هماره در پهنای زمین و وسعت زمان، نور هدایتی بوده است در فرارویی حقیقت طلبان. قرآن در میان مسلمانان، هم چون قلب در کالبد و پیکر انسان است و هرگاه که قرآن در میان آن ها حاکم بوده هیچ گاه غبار ندامت و پشیمانی و  افسوس بر پیشانی آن ها ننشسته است. اهتمام به قرآن در میان مسلمانان تا آن جا پیش رفته است که حتّی در ادبیات آن ها، ضرب المثل های روزمره، اشعار، حکایات و … آن ها، جایگاهی درخور، شایسته و سزاوار یافته است. استشهادهای(گواهی خواستن) ظریف به آیات قرآنی نیز از همان جمله است که جمع آوری آن ها از کتاب های مختلف، مجموعه ای را فراهم می آورد که نکات و لطایف قرآنی را دربردارد. از جمله:

  1. سلطان سلیمان(از سلاطین عثمانی)، روزی قصد زیارت امام علی (ع) را کرد. نزدیکی حرم به احترام امام (ع) از اسب فرود آمد تا حرم پیاده رود. یکی از همراهان با دیدن این صحنه به شگفت آمد. بر سلطان خرده گرفت که شما شأن خود را با این عمل پایین آوردید. سلطان گفت: احترام امام (ع) بر من واجب است. قاضی قانع نشد و اصرار کرد تا به قرآن تفأّل زده شود. سلطان چنین کرد. این آیه آمد: «کفش های خود را در آور، چرا که در مکان مقدّسی هستی».(طه، ۱۲)

  2. «مأمون» به «محمد بن عباد مهلبی» گفت: بسیار مالت را تلف می‌كنی. وی كه بسیار بخشنده بود، در پاسخ گفت: «تو مانع سخاوت و بخشش هستی و به خدا گمان بد داری، در حالی كه پروردگار می‌فرماید: «و هر چیزی را در راه او انفاق كنید، عوض آن را می‌دهد و جای آن را پر می‌كند.»(۱)

  3. هنگامی كه عبدالله‌ بن مُطَرّف در گذشت، پدرش(مُطَرّف) با لباس‌های نو و در حالی‌كه خود را معطّر كرده بود، در برابر مردم ظاهر شد. در این حال بستگانش بر او ایراد گرفتند كه: عبدالله مرده است و تو این‌گونه در میان ما آمده‌ای؟! مطرف گفت: آیا باید گریه كنم، در حالی‌كه پروردگارم به ۳ویژگی مرا وعده داده و این ویژگی‌ها برای كسانی است كه می‌خواهند از این دنیا به سوی خدا بروند؟ خدا می‌فرماید: «آن‌ها كسانی هستند كه هرگاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: ما از آن خداییم؛ به سوی او باز می‌گردیم، این‌ها همان‌ها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و ‌آن‌ها هدایت‌یافتگان هستند.» آیا باز هم بعد از این باید گریه كنم؟ سپس این مصیبت بر بستگان وی آرام شد. در حقیقت خداوند با لطف و رحمت بی انتهایش به آن هایی كه صبر می كنند و شكیبایی می ورزند، نیرو می بخشد كه در این راه پر از خوف و خطر، گرفتار اشتباه و انحراف نشوند. لذا در انتهای آیه می فرماید: هدایت شدگان واقعی اینانند. با توجه به این مطالب صبر، شاه كلید موفقیت در امتحانات الهی است و این كه دنیا با تمام مشكلاتش، گذرگاهی بیش نیست و این پیام دقیق، از آیه استرجاع«انا لله و انا الیه راجعون» فهمیده می شود، توجّه به این واقعیت كه همه از خدا هستیم این درس را به ما می دهد كه از ناگواری ها و از دست دادن نعمت ها ناراحت نشویم، چراكه همه این ها متعلّق به كسی است كه خود ما نیز به او تعلق داریم، یك روز می بخشد و روزی دگر می گیرد و از همه مهم تر اینكه هر دو به صلاح ماست. توجّه به این واقعیت كه همه به سوی او باز می گردیم، به ما اعلام می كند كه دنیا با تمام نعمت ها و سختی هایش وسیله ای است برای پیمودن مراحل تكامل، توجّه به این دو اصل اساسی، اثر عمیقی در ایجاد روحیه صبر و استقامت دارد.(۲)
  4. در زمان «مأمون» شخصی خلافی كرد و دستور دستگیری او صادر شد، امّا وی فرار كرد. برادرش را گرفتند و نزد «مأمون» آوردند. «مأمون» به او گفت: برادرت را حاضر كن و الّا تو را به جای او به قتل خواهم رساند. آن شخص گفت: ای خلیفه! اگر عامل تو بخواهد مرا بكشد و تو حكمی بفرستی كه مرا رها كنند، آیا آن عامل مرا رها می‌كند یا نه؟ وی پاسخ داد: آری! من نیز از پادشاهی كه اطاعت او بر تو لازم است، حكمی آورده‌ام كه مرا رها سازی. آن كیست و آن حكم چیست؟ آن كس خدای تعالی و حكم این آیه است: «و هیچ گنهكاری گناه دیگری را متحمّل نمی‌شود.» «مأمون» متأثّر شد و گفت: او را رها كنید، چون كه حكم صحیحی آورده است!(۳)
  5. در سال ۱۳۴۲ كه مأموران به منزل امام(ره) ریختند و امام را دستگیر كردند، من خیلی ناراحت بودم و از شدّت ناراحتی خوابم نبرد. صبح به همشیره‌زاده‌ی امام رسیدم و گفتم: من كه دیشب خوابم نبرد، شما چطور؟ گفت: بر عكس من با خیال راحت خوابیدم. گفتم: چطور با خیال راحت خوابیدید؟ گفت: من بسیار ناراحت بودم كه برای كشف چگونگی حال، دست به دامان قرآن شدم و چون آن را گشودم، این آیه آمد:«و بگو حق آمد و باطل نابود شد، یقیناً باطل نابود‌شدنی است.» فهمیدم عاقبت پیروزی با اسلام است، خیالم آرام گشت.(۴)لطایف قرآنی۱۲نکته لطیف درباره داستان‌های قرآنی
  1. ۲۰۸قطعه داستان قرآن، برخی ادامه برخی دیگر و بعضی از آن ها نیز کامل و مستقل می باشند.
  2. ۶۳سوره(بیش از نصف داستان‌های قرآن) حاوی قصه و حکایت است، یعنی؛ انتقال پیام با قصه پردازی است.
  3. بیش ترین داستان‌های قرآنی ابتدا در سوره اعراف و پس از آن بقره می باشند و سوره آل عمران در رتبه۳ قرار دارد.
  4. بیش ترین داستان‌های قرآن درباره حضرت موسی(ع) است. پس از آن، بالاترین آمار متعلق به داستان‌های حضرت ابراهیم(ع) و حضرت عیسی(ع) و مادرش حضرت مریم(س) است.
  5. هیچ یک از داستان‌های قرآنی براساس خیال پردازی یا شخصیت های فرضی نیست. همه داستان‌های قرآن واقعیت داشته اند و در واقع، روایتی الهی از یک رویداد حقیقی می باشند.
  6. گروهی از داستان‌های قرآن با استفهام تقدیری آغاز می شوند. این نوع استفهام، یکی از صنایع ادبی در فن داستان نویسی است که مخاطب را تشویق می کند تا قصه را پی گیری نماید.(۵)
  7. برخی از داستان‌های قرآنی با روش نوین چکیده نویسی آغاز می شود، یعنی؛ قبل از شروع متن اصلی، در جملاتی کوتاه، چکیده و هدف اصلی داستان آمده و پس از ایجاد آمادگی ذهنی، به اصل مطلب پرداخته می شود.(۶)
  8. گاهی از همین روش به صورت معکوس استفاده شده، یعنی؛ ابتدا داستان اصلی آورده شده، سپس به بیان خلاصه و چکیده آن پرداخته شده تا در جمع بندی به خواننده کمک نماید.(۷)
  9. شیوه قرآن در بیان داستان‌های عاشقانه بسیار لطیف و عبرت انگیز است و سعی شده تا با مسائل عشقی به صورت سمبلیک و اشاره وار برخورد شود و از ارائه جزئیات یا به زبان آوردن صریح و زننده، خودداری شود.(۸)
  10. در داستان‌های قرآنی، حصار زمان شکسته می شود. گاهی حتی یک داستان در دل داستان دیگر آورده می شود، در حالی که در زمان های مختلف رخ داده اند. این خصوصیت قرآن، باعث می شود تا انسان با دقت و موشکافی، سعی در چیدن صحیح قطعات مختلف این داستان‌ها نماید و تمرکز بیش تری پیدا کند.
  11. زنان در داستان‌های قرآنی، به وضوح معرفی می شوند و شخصیتی مستقل دارند. جایگاه خاص زنان و نقش تعیین کننده و محوری آنان نکته زیبایی در اغلب داستان‌های قرآنی است.(۹)
  12. قرآن در جاهایی که می خواهد الگویی عمومی ارائه کند و یا اندرزی فراگیر در داستان‌های خود مطرح کند، از کلمات عامی مانند مردی از خاندان فرعون(۱۰) یا زن لوط و زن نوح استفاده می کند.(۱۱)

ر ک به:

  1. قُرْآن
  2. نخستین آیات
  3. لطایف قرآنی۱
  4. نگاهى به قرآن
  5. اندرزهای قرآنی
  6. ۲۴ معمّای قرآنی
  7. داستان‌هاى قرآنی
  8. ضرب المثل های قرآنی
  9. آشنايي با مفاهيم قرآني

پی‌نوشت‌ها:

  1.  «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرّازِقینَ» سبأ، ۳۹ و العالم، ش ۶۳۲٫ محمد بن عباد بن عباد بن حبیب بن مهلب (۲۱۶ق/۸۳۱م)، معروف به مُزیقیا، وی در روزگار هارون و مأمون می‌زیست امارت بصره داشت. آن گاه که بشر بن داوود مهلبی امیر سند بر مأمون شورید، خلیفه، محمد بن عباد را که بزرگ بصره بود، به آن سامان فرستاد و او بشر را به عراق روانه کرد. محمد از جمله نزدیکان مأمون و مردی بخشنده بود. چنان که به‌رغم درآمد هنگفتش وقتی درگذشت ۰۰۰‘۵۰ دینار قرض داشت. اصفهانی از او روایاتی نقل کرده است. ابن اثیر فقط از تاریخ درگذشت او یاد کرده است.(دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «آل‌مهلب»، ج۲، ص۴۷۳)
  2. «الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَهُ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ». بقره، ۱۵۶ و ۱۵۷ و العالم، ش ۵۸۳٫ سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن ج۱ ص۲۰۰ به نقل از گنجینه معارف ص ۶۱۹٫ در تفسیر آیه شریفه از برگزیده تفسیر نمونه استفاده شده است.
  3. «وَ لا تَزِرُ وازِرَهُ وِزْرَ أُخْرى» انعام، ۱۶۴٫ این عبارت ۵بار در قرآن تكرار شده است. گنجینه لطایف، ص ۲۵۲ و «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقًا» اسراء، ۸۱
  4. مردان علم در میدان عمل، ج ۳، ص ۲۷۲
  5. در این روش معمولا داستان با این مقدمه آغاز می شود: «آیا این خبر را شنیده اید که …» طه/۹ و ص/۲۰
  6. به عنوان نمونه، به آیات ۱۰ تا ۲۰ سوره اعراف(داستان آفرینش) مراجعه نمایید.
  7. آل عمران/۵۹
  8. با خواندن داستان یوسف و زلیخا، این نکته را در خواهید یافت.
  9. تحریم ۱۰ و ۱۱
  10. مؤمن/۲۸
  11. تحریم/۱۰

باکس شناور "همچنین ببنید"

راه انس

راه انس

واژه اُنْسْ، یعنی خو گرفتن و آرام یافتن به چیزی و اُنْسْ گرفتن، یعنی همدم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *