خانه / مناسبت ها / قمری / چهارم شعبان

چهارم شعبان

آينه عبادت

 
 

چهارم،شعبانگويي نماز، دلتنگ عبادت اوست و خاک، دلواپسِ سجده هايش!

 
 

گويي دعا منتظر ترنّم اوست و صحيفه، در انتظار تبسّم دست هايش!

 
 

گويي جهاد، آيينه ايمان اوست و واژه ها در انتظار جلوه خطبه هايش! گويي شام غريبان، دلواپس ناله هاي عاشورايي اوست و “زينب عليهاالسّلام “، دل‎ ‎نگران زخم دلش!

 
 

گويي عاشورا منتظر حضور اوست و کربلا منتظر ادامه نگاهش؛

 
 

نگاهي که نوراني ديدن و نوراني انديشيدن را به نسل هاي خاموش بياموزد!

 
 

سروش آسماني، بشارتي را به “شهربانو” مي دهد؛ بانويي که آسمان، مقابل عظمت نامش‎ ‎تواضع مي کند و خورشيد، به جمال معنوي اش رشک مي برد.

 
 

بانويي که نام مبارکش همچون “صحيفه”، مقدس و همچون “کربلا” معطّر است.

 
 

بشارت مي دهد طلوع نوري را که از مشرق عرفاني ولايت طلوع مي کند و رنگين کمان‎ ‎هدايت خويش را ارزاني آسمان “ايران” مي کند!

 
 

نوري که فصلي جديد از ايمان و اعتقاد در دل “پارسيان” پديد خواهد آورد تا شاهد‎ ‎ظهور عظمتي بي نظير در تاريخ باشند؛ ظهور مشرقي ترين حکومت الهي.

 
 

مولاي صحيفه هاي عاشقانه عبادت مي آيد تا آسمان به وجود فرزندان “نبوت” ببالد؛‎ ‎به وجودي ببالد که عبادتش پيامبروار و حلمش علي وار است.

 
 

کرامتش حسني عليه السّلام و شهامتش حسيني عليه السّلام است.

 
 

خطبه هايش، آيينه سخنان زهرا عليهاالسّلام و کلمات آتشين بيانش، بت شکن است.

 
 

وقارش وقار خليل عليه السّلام و کلامش کلام کليم عليه السّلام است.

 
 

از انفاس قدسي اش، مسيحا عليه السّلام در شگفت و از شکيبايي وجودش، ايوب عليه‎ ‎السّلام درس آموز است.

 
 

حضورش، ترکيب بند حماسه کربلا و صحيفه کلامش، آيينه بشکوه عاشوراست.

 
 

درويش ترين امير کشور دل که عارفانه ترين غزل ها از تبسّم نگاهش مي تراود و‎ ‎عاشقانه ترين دوبيتي ها از ترنّم دعايش.

 
 

مي آيد تا آسمان را درس تابندگي بياموزد.

 
 

مي آيد تا زمين را از آسيب جهالت حفظ کند.

 
 

مي آيد تا دل هاي مؤمن، بي نيايش نمانند.

 
 

مي آيد تا کربلا بهانه‌اي براي ادامه زندگي داشته باشد.

 
 

مي آيد تا شام به وسعت تيرگي خويشتن بنالد.

 
 

مي آيد از مشرقي ترين لحظات شيرينِ خلقت، تا فرصتي تازه براي شادماني ما‎ ‎باشد.

 
 

مولا!

 
 

اي چلچراغ ايمان در فصلي از احاطه جهل! حضورت مبارک و ظهورت روشني بخش سايه زار‎ ‎زمين است.

 
 

حضورت مغتنم و سايه لطفت بر سرمان مستدام باد!

 
 

ماه عجم، شاه عرب

 
 

از ميهن بانوى ايران سر زد از خاك عرب

 
 

آفتابى كز جمالش شد عيان آيات ربّ

 
 

حجّت حقّ، رحمت مطلق، علىّ بن الحسين

 
 

درّة التّاج شرف، ماه عجم، شاه عرب

 
 

حَبّذا شاهى كه محكم شد از او كاخ كمال

 
 

فرّخا ماهى كه روشن شد از او مهد ادب

 
 

زينت پرهيزكاران بود در زهد و عفاف

 
 

زان خدا سجّاد و زين العابدين دادش لقب

 
 

آن شنيدستم كه در عهد ولى عهدى هشام

 
 

رهسپار كعبه شد، با مردم شام و حلب

 
 

خواست تا بوسد حجر را، گشت مانع، ازدحام

 
 

شد ز جمعيّت برون، كاسايد از رنج و تعب

 
 

ديد ناگه صف ز هم بشكست، ماهى شد پديد

 
 

كافتاب از پرتو صبح جمالش در عجب

 
 

ماه گرد كعبه مى گرديد و خلقى گرد ماه

 
 

سنگ را از بوسه‌اى سيراب كرد از لعل لب

 
 

چون هشام، آن عزّت و قدر و جمال و جاه ديد

 
 

از شرار آتش كين حسد شد ملتهب

 
 

زان ميان يك تن از او پرسيد كاين شه زاده كيست

 
 

كاين چنين بر دامن مطلوب زد دست طلب

 
 

كرد در پاسخ تجاهل، گفت نشناسم كه كيست

 
 

زان تجاهل ها كه بر اعجاز احمد بولهب

 
 

چون فرزدق آن سخن‌دان توانا از هشام

 
 

اين سخن بشنيد، شد آشفته از خشم و غضب

 
 

گفت گر نامش ندانى با تو گويم نام او

 
 

گر بپرسى خاك بطحا را وجب اندر وجب

 
 

از زمين و آسمان و آفتاب و مشترى

 
 

زهره و پروين و ماه و كهكشان و ذو ذنب

 
 

مروه و بيت و صفا و زمزم و ركن و مقام

 
 

مى شناسندش نكونام و نسب اصل و حَسَب

 
 

ميوه بستان زهرا، قرّة العين حسين

 
 

آن كه شد پيدايش او آفرينش را سبب

 
 

كوكب صبح هدايت، آن كه نور طلعتش

 
 

كرد محو از ساحت دين، ظلمت جهل و شغب

باکس شناور "همچنین ببنید"

روزگار جوانی

روزگار جوانی

روزگار جوانی بهترین و شایسته‌ترین مرحله‌ی زندگی است و نقش محوری در سازندگی آدمی دارد. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *