نماز

نماز

نماز

یکی دیوانه بود از اهل رازی

نکردی هیچ جز تنها نمازی

کسی آورد بسیاری شفاعت

که تا آمد به جمعه در جماعت

امام القصّه چون برداشت آواز

همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز

کسی بعد از نماز از وی بپرسید

که جانت در نماز از حق نترسید

که بانگ گاو کردی بر سر جمع؟

سرت باید بریدن چون سر شمع

چنین گفت او که امامم پیشوا بود

بدو چون اقتدای من روا بود

چو در الحمد گاوی می‌خرید او

ز من هم بانگِ گاوی می‌شنید او

چو او را پیش رو کردم به هر چیز

هر آنچه او می‌کند من می‌کنم نیز

کسی پیش خطیب آمد به تعجیل

سؤالش کرد از آن حالت به تفصیل

خطیبش گفت چون تکبیر بستم

دهی مِلکست جائی دور دستم

چو در الحمد خواندن کردم آغاز

به خاطر اندر آمد گاو دِه باز

باکس شناور "همچنین ببنید"

زیارت

زیارت

جایگاه زیارت امام حسین (ع) بسیار والاست، به‌طوری‌که دهه عزاداری تنها برای ایشان تجویزشده و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *