خانه / اسوه ها / سیری در سیره امام(ره)
امام خمینی(ره)

سیری در سیره امام(ره)

امام خمینی(ره)

هزار نقد به بازار کائنات آرند یکی به سکّه صاحب عیار ما نرسد(۱) جهت ترسیم سیمای حضرت امام(ره) ابتدا باید سیره نظری و عملی آن حضرت را شناخت، باید عظمت امام(ره) را درک کرد، امامی که احیا کننده ارواح گرفتار جمود و رکود و زندگی بخش جان های مرده و غافل بود. امام(ره) محیّ و مجدد بود. تجدید کننده حیات و عظمت گذشته اسلام، احیاگر ملّت و بلکه امّت بزرگ اسلام بود. آشکار است که با بیان یک یا چند سیره نمی توان ابعاد شگرف اندیشه و عمل امام را ترسیم کرد و به تصویر کشاند. ‏‏امام، انسانی بود جامع و در تمام ابعاد علمی و عملی از نوادر روزگار. آن حضرت(ره) در تمام ابعاد عرفانی، فلسفی، فقهی، تفسیری و … دانشمندی بزرگ و اندیشمندی صائب رأی بود. سخن گفتن در مورد هرکدام از جنبه های عظیم فکر و عمل امام(ره) وقتی فراخ و علمی تمام می طلبد. بدون تردید انقلاب به لحاظ ماهیتی از صبغه فرهنگ اسلامی برخوردار بود و این را به وضوح می‌توان در خاستگاه مردم و شعارهای دینی آن ها مشاهده کرد. رهبری امام(ره) به عنوان شاخص و نماد نهضت مردم بود که با الهام از آموزه‌های وحیانی و التزام عملی به آن توانست پشتوانه قاطع اکثریت مردم را به دست آورد و این انقلاب را به پیروزی برساند. از خصوصیات الگوی رفتار امام(ره) ایمان و اعتقاد راسخ به نصرت الهی و به وعده‌ی الهی بود؛ این هم آن نقطه‌ی اصلی. اتّکاء امام به نصرت الهی بود؛ همه‌ی تلاش خود را می کرد، با همه‌ی وجود در میدان بود، امّا امید او بسته‌ی به نصرت الهی و به قدرت الهی و تکیه‌ی او به قدرت الهی بود. امام به اِحدی‌الحُسنَیین اعتقاد واقعی داشت، ما لنا الّا اِحدی الحُسنَیین(۲) و معتقد بود که اگر کار را برای خدا بکنیم، درِ ضرر بسته است؛ اگر کار برای خدا انجام بگیرد، هیچ‌گونه ضرری متوجّه و عاید نخواهد شد؛ یا پیشرفت می کنیم، یا اگر پیشرفت هم نکردیم، کاری را که وظیفه‌ی ما بوده است انجام داده‌ایم و در مقابل پروردگار سرافرازیم.(بیانات در مراسم بیست و نهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)۱۳۹۷/۰۳/۱۴) با سیری در رفتارها و کردارهاي آن بزرگوار و سیره نظری و عملی بنیانگذار جمهوری اسلامی با جلوه‌هایی از التزام عملی حضرت(ره) آشنا شویم:

  1.  قرآن خواندن در هر فرصتی
    حجت‌الاسلام والمسلمین انصاری کرمانی: امام بعد از نماز شب قرآن می‌خواندند تا هنگام نماز صبح. پس از نماز صبح نیز قرآن می‌خواندند. ایشان در هر فرصتی که بین کارها فراغت داشتند، بین کار، قرآن قرائت می‌کردند و روزانه هشت مرتبه قرآن می‌خواندند. امام ماهی یک مرتبه قرآن را تمام می‌کردند.(برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج۳، ص۴) حجت‌الاسلام والمسلمین آشتیانی: امام قبل از فرا رسیدن وقت هر نماز، معمولاً قرآن تلاوت می‌کردند.(برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج۳، ص۶) حجت‌الاسلام و المسلمین فرقانی: وقتی مرحوم آقا مصطفی رحلت کرده بودند، قرار شد جمعی به اتفاق حاج احمد آقا به محضر امام برسند و به صورت تدریجی خبر را به امام برسانند. یکی گفت از حاج‌ آقا مصطفی تازه از بیمارستان چه خبر؟ آقای میرزا حبیب‌الله اراکی گفت: «الان از بیمارستان تلفن کردند که ایشان را مثل اینکه باید زودتر به بغداد برسانند». احمد آقا جلوی صدای گریه‌اش را نتوانست بگیرد ولی رویش را برگرداند که آقا او را نبیند. ولی امام صورتش را برگرداند و گفت: احمد چته؟ مگر حاج آقا مصطفی مرده؟ اهل آسمان‌ها می‌میرند و از اهل زمین کسی باقی نمی‌ماند. همه می‌میریم. آقایان بفرمایید سرکارتان. خودشان هم بلند شدند و وضو گرفتند و مشغول خواندن قرآن شدند(برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج۳ ص۷)
  2. امام و زن مستمند
    مرحوم آقای اسلامی تربتی که همسایه امام در قم بود نقل می کردند: روزی با امام در حال رفتن به درس مرحوم آقای شاه آبادی بودیم فصل زمستان بسیار سردی بود. از کنار مدرسه حجتیه عبور می کردیم که دیدیم خانمی کنار رودخانه نشسته و لباس می شوید(نمی دانم مال خودش بود یا …) می دیدیم که یخ های رودخانه را می شکست و کهنه می شست بعد دستش را از آب بیرون می آورد و مقداری با دمای بدنش گرم می کرد و دوباره می شست. امام قدری به او نگاه کرد و بعد به من فرمود: شما بروید بعد من می آیم. عرض کردم: چه کاری دارید اگر امری هست بفرمایید. گفتند: نه شما بروید و خودشان ایستادند و به کمک آن خانم لباس ها را شستند و کنار گذاشتند و چیزی هم یادداشت کردند که بعد معلوم شد نشانی آن خانم مستمند را از او گرفته بودند. هر چه از ایشان پرسیدم قضیه چه بود می فرمودند: چیزی نبود. بعد معلوم شد به آن خانم گفته اند: «شما بیایید منزل من دستور می دهم آب گرم کنند و شما دیگر اینجا نیایید و با آب گرم لباس بشویید و خود من هم کمکتان می کنم.» واقعیت این است که کمک به محرومین سیره عملی امام بود اگر معظم له می فرمود: « گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد پیش خدای تبارک و تعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد و یک موی این سر کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد.» باوری است که حضرت امام در طول حیات پر برکت خویش به آن پایبند و آن را عملی کرده است. خاطره مطرح شده عمق اعتقاد امام به توده های زجر کشیده و محروم را به خوبی ترسیم کرده است و این موضوع مهمی است است.
  3. طفل مکتب قرآن
    در نزدیکی خانه ما مکتب­‌خانه‌­ای بود به نام مکتب­خانه «مُلّا ابوالقاسم». من با برادرم «سیّدروح‌الله» به آنجا می­‌رفتیم و درس می‌خواندیم. هر بچّه‌ای در مکتب­خانه روزی نیم جزء قرآن می­‌خواند. هر وقت کسی قرآن را ختم می­‌کرد و به آخر می­‌رسید، رسم بود به ملا و سایر بچّه­‌ها ناهار بدهد.سیدروح‌الله هفت ساله شده بود که قرآن را ختم کرد.(مجله پاسدار اسلام، ش ۸۶، ص۲۳؛ به نقل از: آیت‌­الله پسندیده برادر امام(ره)
  4. اصرار بر نماز خواندن
    شخصی نزد حضرت امام(ره) آمده بود و از زن خویش شکایت می کرد که فریضه نماز را به جا نمی آورد و هر چند که مصرانه از او می خواهم، استنکاف می کند. وقتی امام(ره) علت را از آن خانم جویا شدند، در جواب گفت: درست است که او بر نماز خواندن من اصرار می ورزد؛ اما خودش نماز نمی خواند. امام(ره) یکی از فریادهایش این است که نگو من نماز می خوانم! این تکلیف است. تکلیف است که به مسجد بروی و نماز را به جماعت برگزار کنی، زیرا که انقلاب از مساجد است، مساجد سنگر است، این مساجد، این سنگرها باید حفظ شوند. امام(ره) در بعد عبادی از سیره عملی خویش نسبت به نوافل، نماز شب و نماز جماعت عنایت ویژه داشتند.(زیبایی ها سیره عملی امام)
  5. تابلوی زیبا
    وارد جماران که می­‌شدی، اوّلین چیزی که روی دیوارهای ساده حسینیه توجّهت را به خودش جلب می­‌کرد، تابلوی کوچکی بود که بالای سر امام نصب شده بود. روی آن با خط زیبایی نوشته بود: ««كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا» امام همیشه زیر سایه این آیه از سوره توبه/۴۰ می‌نشست.(مشاهدات عینی)
  6. بیت المال و امام(ره)
    ‏‏در مورد بیت المال امام(ره) بسیار ظریف و دقیق عمل می کرد و بسیار دقیق و حساس بود. پس از آزادی امام(ره) از زندان، یکی از آقایان که همسایه امام(ره) بود و در مقابل منزل آن حضرت(ره) سکونت داشت، به محضر امام(ره) آمد و مُصر بود که اجازه بفرمایید کسانی که می خواهند سهم سادات را پرداخت کنند، خودشان هزینه نمایند. امام(ره) مخالفت نمود و فرمود: حیف و میل می شود و باید زیر نظر ولایت باشد.(زیبایی ها سیره عملی امام)
  7. اگر قرآن نبود…
    حسینیه جماران در ۲۱ اردیبهشت ۶۲، پُر از جمعیّت شده بود. مسئولان نظام همه نشسته بودند. صحبت از عظمت قرآن بود. گفت: «اگر قرآن نبود، باب معرفهًْ‌الله بسته بود إلي الأبد.» بعدها این از معروف‌­ترین جمله‌­هایی شد که امام درباره قرآن گفته بود.(صحيفه امام، ج‏۱۷، ص۴۳۳) حجت‌الاسلام و المسلمین رحیمیان: در مورد احترام امام به قرآن نکته جالبی از ایشان به طور مکرر دیده‌ام. گاهی به دلایلی قرآن‌هایی را در کیف دستی در محضر امام می‌بردیم، در دفعات اولیه بدون توجه، قرآن را همراه با چیزهای دیگر از کیف بیرون آورده روی زمین می‌گذاشتم و امام که مراقب بودند آن را از ما می‌گرفتند و روی میزی که در کنارشان بود می‌گذاشتند. بعد ما متوجه شدیم که امام چون روی کاناپه نشسته‌اند، نمی‌خواهند قرآن روی زمین و در نتیجه پایین‌تر از جایی باشد که ایشان نشسته‌اند.(برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج۳، ص۱۰)
  8. منطق سیاسی
    «نه به کسی ظلم می­‌کنیم، نه زیر بار ظلم می­‌رویم.» این خلاصه­ منطق سیاسی امام بود، از متن قرآن گرفته بود: «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ؛ نه ستم می‌کنید، و نه بر شما ستم وارد می‌شود. سوره مبارکه البقرة، آیه ۲۷۹»(صحيفه امام، ج‏۴، ص۲۴۴)
  9. اجتناب از اسراف
    امام(ره) به هنگام وضو گرفتن آب بر می داشتند، شیر را می بستند به هنگام نیاز، دوباره شیر آب را باز می کردند. در مسجد سلماسی، فضای جلوی در که برای باز و بسته نمودن در بود، مفروش بود. امام(ره) کفش هایشان را بیرون مسجد در می آوردند و بعد وارد مسجد در می شدند. وقتی که دیدند برخی افراد با کفش به روی فرش مسجد قدم می گذارند، ناراحت شدند و به این عمل اعتراض نمودند.(زیبایی ها سیره عملی امام)
  10. پایمردی
    پای قرآن که به میان می‌­آمد، از پا نمی­‌نشست تا حکم قرآن را به کرسی بنشاند. می­‌گفت: «من از آن آدم­‌ها نيستم‏ كه اگر يك‏ حكمى كردم، بنشينم چرت بزنم كه اين حكم خودش برود… من راه مى‏افتم دنبالش.» وقتی حرفی می‌­زد، همه حساب کار خودشان را می­‌کردند، پای قرآن که در میان بود…(صحيفه امام، ج‏۱، ص۲۹۲)
  11. بهترین موعظه
    یک روز در نجف نامه‌­ای خدمت امام نوشتم و گفتم: «خواهش می­‌کنم مرا نصیحت کنید، هر چند یک نصیحت عام و کلّی باشد.» امام در جواب نوشتند: «بهترین موعظه آن است که خدا در قرآن فرموده: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى»‏.(پابه پای آفتاب، ج۴، ص۲۲۱، به نقل از آیت‌الله مؤمن)
  12. قرآن و سیاست
    می­‌گفتند: «در قرآن که اصلاً هیچ مطلب سیاسی وجود ندارد!»اوّلین کسی که محکم جلوی این حرف‌­ها­ ­ایستاد، امام بود. جوری جواب‌شان را داده بود که حرف­شان را پس گرفتند. دیدند دیگر بین مردم خریدار ندارند: «باید به این نادانان گفت که قرآن کریم آن قدر که در حکومت و سیاست، احکام دارد، در سایر چیزها ندارد. بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام، احکام سیاسی است.»(مستندات قرآنی فلسفه سیاسی امام،…، ص۴۷)
  13. مطالعه قرآن
    برای پسرش نامه نوشت، یک نامه عارفانه­ که در آن حاج احمدآقا را به مطالعه قرآن سفارش کرده بود: «پسرم! سوره مبارکه حشر را مطالعه کن که گنجینه­‌هایی از معارف و تربیت در آن است.» بعد هم به او گفته بود که اگر انسان یک عمر در این سوره تفکّر کند، ارزش دارد، خصوصاً آیات پایانی سوره: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ… تا آخر سوره.(صحيفه امام، ج‏۱۸، ص۵۱۳)
  14. پاسخ قرآنی
    خبرنگار تلویزیون «سی.بی.اس» آمریکا پرسید: «حضرت امام! انور سادات رئیس‌جمهور مصر كه يك مرد بسيار مذهبى و مسلمان است، به شما جسارت کرده و گفته است که شما آبروی اسلام را برده­‌اید! شما را هم دیوانه خوانده است!…» امام با خون­سردی جواب داد: «اسلامى كه پيش انور سادات هست غير از اسلامى است كه پيش مسلمانان است. اسلامِ انور سادات با نصّ قرآن مخالف است، قرآن كريم می­‌گوید با دشمنان اسلام دوستى نكنيد و ايشان با كارتر رئيس‌جمهور آمريكا و بگين نخست‌وزیر اسرائیل‏ دوستى كرده است.» بعد خیلی محکم رو کرد به آن خبرنگار و گفت: «معلوم مى ‏شود كه الفاظ در نظر شما هم يك معانى ديگرى پيدا كرده كه انور سادات را مذهبى و مسلمان مى‏ دانيد! قرآن می‌گوید كسانى كه با دشمنان اسلام دوستى مى‏ كنند، مسلمان نيستند. او فقط ادعای اسلام می­ کند…»خبرنگار خودش را جمع کرد. سریع رفت سراغ سؤال بعدی…(صحيفه امام، ج‏۱۱، ص۷۸)
  15. مبلّغ قرآن
    یازده ماه توی حرم حضرت عبدالعظیم؛ تحصّن کرد. آن‌جا یک دهه عاشورا منبر رفت. هر شب سه مرتبه یک مطلب را تکرار کرد، اول و وسط و آخر منبر. شب دهم، منبر آخر گفته بود: «خدایا تو شاهد باش که من میرزا محمّدعلی شاه‌آبادی در این ده شب ۳۰مرتبه این مطلب را گفته‌ام و حجّت را برای همه تمام کرده‌ام. امشب هم برای آخرین بار می‌گویم که رضاخان دست‌نشانده انگلیس است و هدفش از بین بردن قرآن و اسلام. اگر با منِ روحانی مبارزه می‌کند، نه به‌خاطر خود من است، بلکه به این دلیل است که من مبلّغ قرآنم. از همین جا به همه اعلام می‌کنم اگر حرکت نکنید، این خبیث، اسلام و قرآن را از بین می‌برد!» امام دست‌پرورده این استاد بود.(عارف کامل، نکته‌ها و خاطره‌های آیت‌الله شاه‌آبادی، ص۵۱)
  16. تأثیر یک تذکّر
    در نجف من یک وقتی سیگار می‌کشیدم و در اواخر حس کردم که برایم مضر است یعنی طوری بود که سرفه زیادی می‌کردم. تنگی نفس و سرگیجه هم داشتم. چون امام در رساله‌شان فرموده‌اند که هرچه مضر باشد استعمال آن جائز نیست، می‌خواستم از ایشان سؤال کنم که آیا این سیگار جزء همان مسئله است یا نه. از حرم که بیرون آمدیم عرض کردم آقا این سیگار کشیدن ضرر دارد؟ امام نفرمودند ضرر دارد یا ندارد بلکه حکایتی را برای من فرمودند که مرحوم میرزای شیرازی پیپ می‌کشید کسی خدمت ایشان رفته ودیده بود که دور تا دور منقلشان را پیپ چیده است آن شخص به مرحوم میرزای شیرازی عرض کرده بود این ها ضرر ندارد؟ آقا فرموده بودند، احتمال ضرر می‌دهی؟ گفته بود بله، فرمود جمع کن. همان شب این کلام امام چنان در من تأثیر کرد که دیگر سیگار نکشیدم و کسالت‌هایی هم که داشتم مرتفع شد.

امام(ره)

حال که امام عاشقان و مقتداي عارفان رخت به ديار ملکوت کشيده و در جوار رفيق اعلا آرميده است در اين ايام مبارک دهه ي فجر اميد داريم که حقايق و معارف گفتارها، رفتارها و کردارهاي آن بزرگوار، سالکان الي الله را چراغ راه و عارفان را شمع جمع و مناجاتيان را ذکر خلوت انس باشد. درود و سلام بی پایان الهی بر روح پاک و مطهری که در عصر غربت اسلام هم چون باران‏‎ ‎‏رحمت کویرستان عالم و آدم را حیاتی دوباره بخشید. سلام جمیع مؤمنین و انسان های آزاده بر اَبَر مردی که با هیبتی محمدی ذوالفقار‏‎ ‎‏خونین جدّش امام علی(ع) را از نیام برکشید و پشت ستم کاران زمان را به لرزه در آورد. اينک آن روح قدسي که اسلام را از پس قرن ها غربت تجديد کرد و ديگر بار سبب شکوه و عزت مسلمين گشت در رضوان الهي و جايگاه صدق، نزد مليک مقتدر، مقام گرفته و آن نفس مطمئن در جوار محبوب ماوا گزيده، بر روان تابناکش صلوات و سلام نثار مي کنيم و بر تربت منور او درود و تحيت مي فرستيم.

ر ک به:

  1. امام آمد …
  2. امام خمینی(ره)
  3. سیره امام خمینی ره

پانویس:

  1. هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی به دلپذیری نقش نگار ما نرسد. غزل شمارهٔ ۱۵۶ » حافظ » غزلیات
  2. قُل هَل تَرَبَّصونَ بِنا إِلّا إِحدَى الحُسنَيَينِ ۖ وَ نَحنُ نَتَرَبَّصُ بِكُم أَن يُصيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِن عِندِهِ أَو بِأَيدينا ۖ فَتَرَبَّصوا إِنّا مَعَكُم مُتَرَبِّصونَ: بگو: «آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟!(یا پیروزی یا شهادت) ولی ما انتظار داریم که خداوند، عذابی از سوی خودش(در آن جهان) به شما برساند، یا(در این جهان) به دست ما(مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار می‌کشیم!» سوره مبارکه التوبة، آیه ۵۲

منابع:

  1. سایت روح الله
  2. صحيفه امام، ج‏۱۱
  3. پابه پای آفتاب، ج۴
  4. پاسدار اسلام، ش۸۶
  5. پرتال امام خمینی (س)
  6. درس‌هایی از امام ره، انتشارات تسنیم، تهیه و تنظیم: رسول سعادتمند
  7. زیبایی های سیره عملی امام(ره)، پرتال امام خمینی(ره)، محسن قربانیان
  8. برداشت‌هایی از سیره امام خمینی (س)، ج۵، در عرصه تعلیم، تدریس، مرجعیت، غلامعلی رجایی، ص۳

باکس شناور "همچنین ببنید"

روزگار جوانی

روزگار جوانی

روزگار جوانی بهترین و شایسته‌ترین مرحله‌ی زندگی است و نقش محوری در سازندگی آدمی دارد. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *