چله

چلّه

چله

یک عمر گذشت تا به لطف خدا و عنایت اهل بیت علیهم السّلام، انقلاب به ٤٠ سالگی خود رسید. عدد ٤٠ در نگاه اول یک عدد کاملا ساده مانند تمامی اعداد دیگر است، امّا این عدد رازهایی را یدک می‌کشد که در نوع خود جالب است. تا عدد ٤٠ بشمارید امّا از آن ردّ نشوید. کمی به این عدد فکر کنید؛ چه چیزی به یادتان می‌آید؟ «٤٠ سالگی انقلاب» ٤٠ سالگی انقلاب اگر فقط یک عدد بود، هیچ اهمیّت و ارجحیّتی نداشت، امّا واقعیّت این است که رسیدن به ٤٠ سالگی و ورود به دوران بلوغ دارای یک بار معنایی سمبلیک است که آن را دارای اهمیّت می‌کند. در همین چارچوب است که جشن ٤٠ سالگی انقلاب با جشن سی و نه سالگی یا ٤١ سالگی تفاوت دارد. در این میان که در ٤٠ سالگی انقلاب هستیم از ٤٠ بگوییم. عجب عددی است ٤٠ که امروز هرکجا را می نگری ٤٠ را می بینی و دنبال آن هزاران هزار شور و عشق و شعف را هم می نگری. عدد ٤٠، از مهم‌ّترین رمزهای عددی رایج در میان بسیاری از اقوام و فرهنگ‌ها است و جایگاهی خاصّ و واقعیتی تکوینی در سرشت آدمی دارد، نه جایگاهی اعتباری و قراردادی یا سمبلیک. در سنّت اسلامی، برخی گونه‌های کاربرد عدد ٤٠، بر برخی دیگر ترجیح یافته‌است و به سبب خاصیتِ افاده کثرت، به طور عمده جنبه تقویت‌کنندگیِ تشویقی یا تحذیری دارد، مانند توصیه به: ٤٠ بار ختم قرآن، حفظ ٤٠ حدیث، دعا کردن در حقّ ٤٠ مؤمن، حضور یافتن ٤٠ نفر در تشییع جنازه و گواهی دادن به ایمان وی برای آمرزش، بازماندگان سوگوار مردگان، پس از ٤٠ روز از موقعیت سوگی خارج شوند و زندگی عادی را از سر گیرند. حدّ همسایگی ٤٠ خانه از هر سوست. برای هر قدمی که برای صله رحم برداشته می‌شود، ٤٠ هزار حسنه نوشته و ٤٠ هزار سیئه پاک می‌شود؛ کسی که مسجدی بسازد، خدا به ازای هر ذرع از مسجد برای او ٤٠ هزار شهر از طلا و نقره در بهشت بنا می‌کند. روشن است که منظور از عدد ٤٠در این جا عدد ١+٣٩ نبوده است، بلکه مراد کثرت است؛ البته «کثرت معین».(۱) به همین دلیل است که:

  • خداوند، پیامبر(ص) را در ٤٠ سالگی به پیامبری مبعوث کرد.
  • خداوند، اکثر پیامبران را در ٤٠ سالگی به پیامبری مبعوث نمود.
  • خداوند، حضرت موسی(ع) را ٤٠ شب برای مناجات، به میقات دعوت کرد.
  • وقتی بنی اسرائیل برای آزاد سازی سرزمین خود، حاضر به جنگ با اشغالگران نشدند، خداوند فرمود: این سرزمین تا ٤٠ سال بر بنی اسرائیل حرام است و در بیابان سرگردان خواهند بود تا در این ٤٠ سال نسلی آزاده و شجاع روی کار آید که با همکاری آن ها دشمن متجاوز از سرزمین موعود اخراج شود.(۲)
  • فردی از امام رضا(ع) پرسید: چرا نماز کسی که شراب خورده تا ٤٠ روز قبول نیست؟ امام (ع) فرمود: چون اثر شراب به مدّت ٤٠ در وجود انسان باقی می ماند. راوی سئوال کرد: چرا ٤٠ روز می ماند، نه کمتر و نه بیشتر؟ امام رضا(ع) فرمود: چون نطفه، پس از آن که در رحم قرارگرفت، ٤٠ روز طول می کشد تا تبدیل به علقه(خون بسته و لخته) شود.(۳) علقه هم ٤٠ روز طول می کشد تا تبدیل به مُضغه(گوشت جویده) شود.(۴) مُضغه هم ٤٠ روز طول می کشد تا تبدیل به استخوان شود.(۵)

عدد ٤٠ در قرآن
قرآن، ٤٠ سالگی را دوران کمال انسان معرفی می کند. کلمه الله، ٤٠ بار در سوره مجادله تکرار شده است. سوره ضحی از٤٠ کلمه تشکیل شده است. سوره نباء و قیامت هر کدام ٤٠ آیه دارد. خداوند در قرآن به ٤٠ چیز قسم خورده است. در چهار سوره کلمه اربعین استعمال شده:

سوره بقره؛ آیه۵۱ سوره مائده؛ آیه۲۶ سوره احقاف؛ آیه۱۵ سوره اعراف؛ آیه۱۴۲

عدد ٤٠ درتهذیب و تعالی انسان
عدد ٤٠ به واسطه ابتنای آن بر عدد چهار که در عددشناسی اقوام کهن، به‌ویژه به سبب نماد شکلی آن(مربع)، رمز استواری و استحکام و تمامیت و کمال است.  وقتی خداندمتعال اراده کرد با حضرت موسی سخن بگوید و کتاب آسمانی تورات را به او نازل کند برای آماده شدن آن حضرت، امر کرد از میان قوم خود خارج شده و در دامنه طور سینا به مدّت سی شب به عبادت و مناجات بپردازد؛ پس از اتمام سی شب، خداوند ده شب دیگر بر آن افزود و میقات پروردگارش ٤٠ شب کامل شد. و سی شب با موسی وعده نهادیم و ده شب بر آن افزودیم تا وعده پروردگارش ٤٠ شب کامل شد.(۶) آن سی شبی که حضرت موسی(ع) در طور سینا عبادت کرد، ماه ذی القعده بود و آن ده شبی که بر آن افزوده شد، ده شب اول ذی الحجه بود به همین دلیل عرفا فرموده اند: بهترین زمان برای اربعین گیری و چله نشینی، ماه ذی القعده و دهه اول ذیحجه است. سهروردی دراین باره می گوید: خدا، گِلِ آدم را در ٤٠ روز سرشت. چون خداوند اراده کرد که حضرت آدم را به خلافت خویش برگزیند، وی را ترکیبی بخشید و او را در ٤٠ روز ترشیح و تخمیرکرد و هر روز از این ٤٠ روز صفتی در آدم به وجود آمد که موجب تعلّق وی به این عالم گردید و هر تعلّقی حجابی شد که او را از مشاهده جمال حضرت حقّ، محروم ساخت و هر حجابی سبب دوری او از عالم ملکوت شده و سبب نزدیک شدنش به عالم شهادت گردید آن گاه که. روز ٤٠م فرا رسید حجاب ها متراکم گردید و آدم آفریده شد. سالک، به مد ت ٤٠ روز به واسطه اخلاص عمل برای خدا، هر روز یک حجاب را برطرف می سازد تا آن که روز ٤٠م، تمام حجاب ها ازبین می رود و انوار حقّ در وی تجلّی می یابد و به مشاهده جمال حقّ نائل می شود پس حکم در این ٤٠ روز عکس ترتیب اول است، یعنی؛ در مرحله تخمیر آدم، حجاب روی حجاب آمده و آدم از عالم غیب دور شده به عالم شهادت قدم نهاد؛ امّا در مدّت چله نشینی، سالک از عالم شهادت، حجاب ها را برداشته به عالم غیب و ملکوت قدم می گذارد.(۷)

تکامل انسان در ٤٠ سالگی
در سنّت اسلامی، ٤٠ سالگی بهترین مقطع زمانی میان دوره جوانی و پیری است؛ یعنی، زمانی که میان قوای جسمی و قوای روحانی و عقلانی تعادل برقرار است. «و به انسان سفارش نمودیم که به پدر ومادر خوداحسان نماید؛چون(مادرش او را)در دوران بارداری(به سختی وزحمت حمل نموده وبه سختی ومشقت به د نیا می آورد؛ و دوران حاملگی وشیرخوارگی او، سی ماه است تا زمانی که به کمال و اوج قدرت جسمانی وبه ٤٠ سالگی رسید)دعا می کند و سه چیز را از خداوند متعال تقاضا می کند:

  1. پروردگارا! توفیقم بده تا شکر نعمتی را که به من و پدرومادرم ارزانی داشتی به جا آورم.
  2. به من توفیق ده تا عمل صالحی به جا آورم که موجب خوشنودی تو شود.
  3. صلاح و رستگاری را در فرزندان و دودمان من تداوم بخش.»(۸)

در یک جمع بندی به این نتیجه می رسیم، چنین درخواست هائی ازخداوند متعال در دوران ٤٠ سالگی، نشانه بلوغ و کمال عقل است و به نقش کلیدی عدد ٤٠ در تکامل انسان، پی می بریم. واقعیت خارجی هم همین مطلب را تاییدمی کند و مشاهده می شود که از ٤٠ سالگی به بعد دوران عیاشی و شهوترانی و طغیان گری فروکش کرده و انسان به تدریج به یاد خدا و توبه و شکر نعمت و عمل صالح می افتد. بایک نگاه ابتدائی به مساجد، ملاحظه می کنید که اکثر قریب به اتفاق نماز گزاران مساجد را افراد بالای ٤٠ سال تشکیل می دهد.

عدد ٤٠ و تکامل جامعه
وقتی حضرت موسی(ع) به بنی اسرائیل امر کرد که وارد سرزمین فلسطین شوند، بنی اسرائیل به علت عقده حقارت وخود کم بینی و ترس گفتند: ای موسی قوم جباری درآن سرزمین هستند تا آن ها از آن جا خارج نشوند ما وارد نمی شویم وقتی خارج شدند ما هم وارد می شویم. به همین خاطر خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود: همانا آن سرزمین بر آن ها به مدّت ٤٠ سال حرام است در این مدّت در زمین سرگردان خواهند بود و برای مردم فاسق ناراحت و متاسف نباش.(۹) آری باید ٤٠ سال بگذرد تا به تدریج نسل موجود از بین برود و در فضای حریت و آزادی، یک نسل ٤٠ ساله با ایمان و شجاع و سلحشور و با کمال جسم و عقل، به وجود آید و با قیام خود دشمن را از سرزمین موعود اخراج نموده و وارد آن شوند. در ذکر فضائل و محاسنِ علما و عرفا استفاده از عدد ٤٠، مفیدِ تقویت و اغراق در روایت بوده، مثلا گفته شده است: ابوحنیفه ٤٠ سال با وضوی عشا، نماز صبح گزارد و عطاء سلیمی، صوفی‌خائف، ٤٠ سال سر فراز نکرد و ٤٠ سال خنده بر لب نیاورد و مقدس اردبیلی ٤٠ سال، گِردِ فعل مباح هم نگشت چه رسد به مکروه و حرام.(۱۰)

دیگر کاربردهای عدد ٤٠: در فرهنگ ایرانی وقتی گفته می‌شود: «٤٠‌ستون» یا «٤٠ چراغ» یا «٤٠ دختر» و «٤٠ گیاه» منظور به طور دقیق عددی با کمیّت معین نیست، بلکه بیش تر مفهومی کیفی و نمادین دارد. اغلب بزرگان و علمای اسلام برای اعداد قدسیّت یا نحوست ذاتی قائل نیستند، ولی از جنبه اجتماعی سنّت‌هایی وجود دارد که لزوما منشأ قدسی ندارد. استفاده گسترده و فراوان از رمز عددی ٤٠، بیش تر مبتنی بر تلفیقی از دو گونه کاربرد آن، یعنی؛ الف- دلالت عدد ٤٠ بر کثرت و حدّ لازم تکرار برای رسیدن به قوام و ب- کمال مطلوب و تقویتِ اثربخشی عدد ٤٠ در عملیات جادویی، بوده است، مانند: استفاده از جام ٤٠ کلید(۱۱)؛ ٤٠ بسم‌اللّه(۱۲)، ٤٠ تاس و جز این ها برای دفع چشم‌زخم، رفع سترونی و غیره.(۱۳) کاربردهای دیگر عدد ٤٠ عبارت است از:

  1. طلسم ٤٠ کاف
  2. چله‌بری به شیوه‌های متنوع
  3. دعای ٤٠ کل برای بندآوردن باران
  4. پختن‌ آش ٤٠ گیاه برای درمان نازایی
  5. نذر ٤٠ بشقاب برای روا شدن حاجات
  6. ٤٠ بار صلوات فرستادن در حجامت رگ‌زنی(۱۴)

٤٠ سالگی همواره آغاز یک مرحله‌ی جدید در زندگی انسان تلقی می‌شده است. در معارف اسلامی کسی که چهل سال از عمرش گذشته باشد را دارای «کمال عقل» می‌دانند. اکنون عمر جمهوری اسلامی به چهل رسیده است. مردم با هر فرهنگ، قوم و پیشینه‌ای ٤٠ سالگی انقلاب خود را جشن می‌گیرند و نشان خواهند داد که علی‌رغم هر فشار‌ی، سر خود را در برابر زورگویان خم نخواهند کرد. اکنون که در ٤٠ سالگی انقلاب قرار داریم، بی شک از بنیان‌ها و پایه‌های اصلی و اساسی پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم آن متکی بر آراء و اندیشه ­های سیاسی الهی امام(ره) که منظومه­ ای منسجم از آرا و عقایدی است که ریشه در تفکر ناب اسلامی دارد. خارج از این چارچوب این عددها معنایی پیدا نمی‌کنند و در مقابل این چارچوب است که آن ها را سرشار از معانی سمبلیک و استعاری در عالم سیاست و حتی در فضای افکار عمومی می‌کند. به اعتبار همپوشانی معنایی سن ٤٠ سالگی با آغاز دوران بلوغ می‌توان گفت که انقلاب ما هم‌اکنون در نقطه مهمّی ایستاده که دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است؛ انقلاب در این نقطه هم دارای تجربه و انباشتی از دانسته‌های حکومت‌داری است و هم نیرو و طراوت جوانی و انرژی خویش را به کمال احساس می‌کند. هم از یک سو بخشی از نسل اول انقلاب همچنان در جامعه حضور دارند که شور و احساس روزهای پر التهاب سال ۵۷ و تحولات قبل و بعد از ۲۲ بهمن را درک کرده‌اند و هم از سوی دیگر نسل پس از آن انقلاب در اوج تجربه آموزی قرار گرفته‌اند. بی‌شک هیچ گاه دیگر چون این موعد ٤٠ سالگی نتوانیم شاهد همکاری و همپایی چنین بازه گسترده‌ای از نسل‌های مختلف باشیم. چه آن که پیش تر در دهه‌های قبل نسل‌های پس از انقلاب هنوز ورود به عرصه‌های مختلف را با این وسعت تجربه نکرده بودند و در دهه‌های بعد هم احتمالاً به اندازه امروز به نسل اول انقلاب دسترسی نداشته باشیم.

چلّه

کلیک کنید: تا کنون مطلب‌های فراوانی درباره ٤٠ نوشته شده است، مانند:

  1. ٤٠ لذّت
  2. ٤٠ حدیث
  3. ٤٠ داستان
  4. ٤٠ حدیث برگزیده۱
  5. ٤٠ حدیثِ برگزیده۲
  6. ٤٠ روز بعد از عاشوراء
  7. ٤٠ در فرهنگ اسلامی
  8. ٤٠ حدیث گهربار از امام زمان(عج)
  9. ٤٠ حدیث گرانبها از امام باقر علیه السّلام
  10. ٤٠ حدیث از حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)
  11. ٤٠ حدیث از سخنان ارزنده امام موسى كاظم(ع)
  12. ٤٠ حدیث برگزیده از كلمات نورانى اِمامُ الجَواد(ع)
  13. ٤٠ حدیث برگزیده از اسوه علم و فضیلت امام صادق(ع)
  14. ٤٠ حدیث گرانبها از میان كلمات قدسى حضرت ابا عبدالله(ع)
  15. ٤٠ حدیث برگزیده از كرامت و اخلاق انسانى امام حسن مجتبی(ع)
  16. ٤٠ حدیث برگزیده از میان سخنانِ منجىِ بشریّت مهدى موعود(عج)
  17. «٤٠»، مقاله شماره۵۶۱۳، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی

پاورقی:

  1. ٤٠: [چ ِ هَِ] (عدد، ص، اِ) عدد ٤٠؛ چهار برابر ده. چهار دهه. عددی که از چهار برابر کردن عدد ده واحد مرتبه ٔ دوم یا مرتبه ٔ دهگان(عشرات) پیدا شود.(٤٠= ۱٠ * ٤) عدد مابین سی و نه و ٤١. چل. ٤٠ه. چله. اربعون. اربعین. ربعون. قرنطین. قرنطینه و نماینده ٔ آن در ارقام هندیه «٤٠» است و در حساب جمل«م» مُسلِف؛ زنی که به ۴۵سالگی رسیده باشد. گاه‌شمار دوره باستان بر پایه ٤٠بوده است به این معنا که یک سال خورشیدی به ۹برج ٤٠روزه تقسیم می‌شده است. برابر این گاه‌شمار که متأثر از آیین مهرپرستی بوده است، شب تولد خورشید یا مهر که به نام شب یلدا موسوم است، جشن می‌گرفته‌اند و مراسم شب چله را به جا می‌آوردند و فاصله آن با جشن سده نیز ٤٠روز بود و… چنین بود که در آیین مهر عدد ٤٠مقدس به شمار می‌رفت. در ادیان گوناگون همواره زمان‌های مقدس وجود دارد، در تورات در وصف توفان نوح گفته شده: ٤٠ روز و ٤٠ شب بر زمین باران بارید.(عهد عتیق، ترجمه پیروز سیار، انتشارات هرمس، صفحه ۱۵۰) یا در جای دیگر گفته شده: موسی ٤٠ روز و ٤٠ شب در کوه سینا بماند (همان، صفحه ۳۷۱) که میقات حضرت موسی(ع) در ٤٠ شب در قرآن تأیید شده است: و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممنا ها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله… (اعراف، ۱۴۲). می‌گویند این آیه منشأ چله‌نشینی صوفیان شده است.
  2. قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ ۛ أَرْبَعِینَ سَنَةً ۛ یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ؛ [خدا به موسى‌] فرمود: «[ورود به‌] آن [سرزمین‌] ٤٠ سال بر ایشان حرام شد، [كه‌] در بیابان سرگردان خواهند بود. پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور.» سوره مائده آیه ۲۶
  3. نطفه یا جنین که هنوز به‌صورت پارۀ خون بسته است.
  4. طور سوم از ادوار نطفه نطفه ء بسته است. گوشتک(اندیشه های فلسفی ایرانی) لقمه، گوشت جویده شده، پاره گوشت.
  5. حسین بن خالد می‌گوید: محضر مبارک حضرت رضا(ع) عرض کردم؛ برای ما از پیامبر(ص) روایت شده که فرموده‌اند: کسی که شراب بیاشامد تا ٤٠ روز نمازش مقبول نیست، آیا این روایت صحیح است؟ حضرت(ع) فرمودند: راویان این حدیث راست گفته و حدیث را صحیح نقل کرده‌اند. عرض کردم: چرا نمازش تا ٤٠ روز مقبول نیست نه کمتر از آن و نه بیش تر؟ حضرت(ع) فرمودند: برای این که حقّ تعالی خلقت انسان را مقدر و معین فرموده با این بیان: وقتی نطفه انسان در رحم مادر قرار می‌گیرد ۴۰روز به حال نطفه بعد تبدیل به علقه می‌شود. تا ۴۰روز سپس مضعه می‌شود و ۴۰روز به این حالت است(و همین طور جلو می‌رود تا خلقت کامل شود) بنابراین وقتی شخصی شراب می‌خورد آن شراب ۴۰روز در بدن او می‌ماند و تا این زمان که بقایا و ذرات شراب درجوف او باقی است نماز نباید مقبول درگاه الهی واقع شود.رعلل الشرایع، ج ۲، ص ۱۲۷ و کافی، ج۶، ص ٤٠۲، ح۱۲
  6. وَ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ۚ وَ قَالَ مُوسَىٰ لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ؛ و با موسى، سى شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام كردیم. تا آن كه وقت معین پروردگارش در ٤٠ شب به سر آمد و موسى[هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت: «در میان قوم من جانشینم باش، و[كار آنان را] اصلاح كن، و راه فسادگران را پیروى مكن.» سوره اعراف آیه۱۴۲
  7. عمربن محمد سهروردی، کتاب عوارف المعارف، ج۱، ص۲۰۸، بیروت ۱۹۶۶ و مصباح الهدایه، ص ۱۶۲، به نقل از کتاب اسرار عدد ٤٠، تالیف؛ محس آشتیانی، ص۱۹
  8. وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکرَ نِعْمَتَک الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَی وَ عَلی والِدَی وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیتی إِنِّی تُبْتُ إِلَیک وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمینَ؛ آدمى را به نیكى كردن با پدر و مادر خود سفارش كردیم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمین نهاد. و مدت حمل تا از شیر بازگرفتنش سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به ٤٠ سالگى درآید، گوید: اى پروردگار من، به من بیاموز تا شكر نعمتى كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى به جاى آرم. كارى شایسته بكنم كه تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسلیم‌شدگانم. سوره احقاف، آیه ۱۵
  9. قَالَ فَإِنَّهَا محُرَّمَةٌ عَلَیهْمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فىِ الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلىَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِین». معنای یتیهون فی الارض چیست؟ آیا حضرت موسی نیز با آنان بود؟ سوره مائده، آیه ۲۶٫ چون حضرت موسی(ع) دعا کرد: خدایا بین ما و این قوم جدایی بیفکن. دعای انبیاء هم مستجاب است، پس این دو با آن گروه در آن بیابان نبودند. آن بیابان ۱۲فرسخ طول داشت و ۶فرسخ عرض و موضع آن تیه میان فلسطین و ایله مصر بود و آن جماعتى که مخالفت کردند از صبح راه مى ‏افتادند تا شبانگاه و شبانگاه در همان منزل اول بودند، و به قولى در روز محبوس بودند و شب ها راه می رفتند. سرانجام همه نقبا- جز «یوشع» و «کالب»- و اکثر افراد آنها مردند و اطفال آنها بزرگ شدند و به جنگ «اریحا» رفتند و آن جا را فتح کردند. بانوى اصفهانى، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ۴، ص ۲۹۵، نهضت زنان مسلمان، تهران، ۱۳۶۱ ش
  10. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۱۰، ص۱۰۷، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰، ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۶، ص۲۲۱، چاپ محمدامین خانجی، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، محمدبن ابراهیم عطار، تذکرةالاولیاء، ج۱، ص۱۱۵، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۶۰ش، کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۹ و ابن‌بابویه، کتاب الخصال، ج۲، ص۵۳۷ـ ۵۳۸، چاپ علی‌اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش
  11. جام برنجی یا مسی که آیات قرآن بر آن حک شده و ٤٠ قطعه کلیدِ مانند کوچک بدان آویخته است.
  12. به صورت مکتوب بر کاغذ یا به صورت گردن‌بندی از پولک های فلزی که بر هریک، «بسم‌اللّه» حک شده است.
  13. جعفر شهری‌باف، طهران قدیم، تهران ۱۳۸۱ش، ج ۳، ص۱۶۵-۱۶۶، ۱۷۹؛ صادق همایونی، فرهنگ مردم سروستان، مشهد ۱۳۷۱ش، ص۳۶۵؛ علی بلوکباشی، نوروز: جشن نوزایی آفرینش، تهران ۱۳۸۰ش، ص۶۰، ۱۱۳؛ مهدی علمداری، فرهنگ عامیانه دماوند، تهران ۱۳۷۹ش، ص۳۳
  14. فصد؛جعفر شهری‌باف، طهران قدیم، تهران ۱۳۸۱ش، ج ۱، ص۵۰۷، محمود پاینده، آئینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران ۱۳۵۵ش، ص۲۰-۲۱، صادق همایونی، فرهنگ مردم سروستان، مشهد ۱۳۷۱ش، ص۴۱۱-۴۱۲ و عارف نوشاهی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی موزه ملی پاکستان: کراچی، اسلام‌آباد ۱۳۶۲ش، ص۸۷۳

باکس شناور "همچنین ببنید"

حجّ

حجّ

عبادت مخصوصى که به‌منظور اطاعت و تقرّب به خدا، در مکّه و در ذی‌حجّه انجام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *