اسفند

اسفند

اسفندبه آخرین ماهِ شمسی، ماه دوازدهم از سال خورشیدی؛ ماه سوم زمستان و روز پنجم از هر ماه شمسي را، اسفند یا اسپند(incenso) گویند. این واژه در اوستایی «سْپِنْتَه آرمَئیتی»(Spenta-Ârmaiti) می‌باشد و نام چهارمین اَمشاسپَند است، از دو بخش «سپنته»(Spenta) یا «سپند» به معنای پاک و مقدس و «آرمئیتی»(Ârmaiti) به معنای فروتنی و بردباری تشکیل شده‌است و در کل به معنای فروتنیِ پاک و مقدس است.[۱] این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «اسپندارمزد» و «سپندارمزد» و «اسپند» و «اسفند» شده‌است. خیام در رساله‌ای موسوم به نوروزنامه که‌جزو رسایل منسوب به اوست، دربارهٔ این نام می‌نویسد: «بدان جهت این ماه را اسفندارمذ نامیده‌اند که اسفند به زبان پهلوی به معنی میوه است، یعنی اندر این ماه، شکوفه‌های میوه‌ها و گیاهان به روییدن و آماده شدن برای رُستن آماده شوند و اندر این ماه، آفتاب، اندر برج حوت باشد.»[۲] برج فلکی اسپندماه برج حوت(ماهی) است که دوازدهمین برج فلکی از دایرةالبروج است. نماد برج اسپند، دوماهی(در انگلیسی Pisces) نامیده می‌شود. عنصر این برج آب است. در گاه‌شماری رسمی ایران نام این ماه از نام ماه دوازدهم گاه‌شماری اوستایی نو برگرفته شده‌است.

اسفنداسفند هم چنین با نام علمی(Peganum harmala) گیاهی است چندساله یا پایا از تیره نیتراریاسه(Nitrariaceae) و سدابيان که به آن سپند، اسفند، سدابِ سوری، سِداب آفریقایی یا هارمِل هم گفته‌اند، گياهي است  که بيش تر در نواحي مرکزي و شرقي و جنوبي و غربي آسيا در آب و هواي بحرالرومي يا معتدل و نواحي استوايي مي رويد.[۳] اسپند اصالتاً گیاه بومیِ آسیا است و در خاورمیانه و قسمت‌هایی از آسیای جنوبی، به خصوص هند و پاکستان رشد می‌کند. در ایالات متحده و ایالت نیو مکزیکو، این گیاه اولین بار در ۱۹۲۸توسط کشاورزی که قصد داشت از این دانه‌ها رنگ «قرمز ایرانی» استخراج کند، کاشته شد. از آن به بعد این گیاه بطور انبوه و گسترش یابنده در آریزونا، کالیفرنیا، مونتانا، نوادا، اُرگون، تگزاس و واشینگتن رویش یافت. ارتفاع آن حداکثر ۶۰سانتی‌متر بی‌کرک و با برگ‌های نوک‌تیز به طول حداکثر ۶سانتی‌متر و دارای بریدگی شانه‌مانند و با تقسیمات خطی و گوشوارک‌های کوچک و خطی و اغلب خمیدهـ برگشته و گل‌آذین انتهایی و دیهیم تُنُک با گل‌های منفرد سفید و میوهٔ کروی به قطر حداکثر ۱۰میلی‌متر ظاهر آن بوته مانند، دارای برگ‌های سبز با تقسیمات باریک و دراز و نامنظم است. گل‌های آن درشت و دارای کاسبرگ نازک و گلبرگ بزرگ برنگ سفید مایل به سبز، میوه آن پوشینه و حاوی دانه‌های متعدد برنگ سیاه است. در صورت خشکی خاک، ریشه‌های این گیاه می‌توانند تا ۶ متر نفوذ کنند. این گیاه در نیمکرهٔ شمالی از اوائل خرداد تا اوائل شهریور گل می‌دهد و گل‌های آن سفید رنگ هستند. کپسول‌های مدوّرِ حاوی دانه، سه حفره‌ای بوده و حدود پنجاه دانه را در خود نگهداری می‌کنند.[۴] در ترکیه کپسول‌های خشک شدهٔ اسپند را برای محافظت از چشم بد در خانه‌ها و داخل ماشین‌ها آویزان می‌کنند. در مراکش برای محافظت در برابر جن به شدت رواج دارد. در سوریه، عراق، عربستان سعودی، اردن و بسیاری کشورهای دیگر، مانند ایران دانه‌های خشک اسپند را برای محافظت از چشم و نظر غریبه‌ها در آتش می‌ریزند و با خواندن دعای خاصی که در هر فرهنگی متفاوت است، دود آن را به سمت خود و اطرافیان و اطراف محل فوت می‌کنند. این آیین توسط پیروان مذاهب مختلف از جمله اسلام، زرتشت، مسیحیت، یهودیت و هندوئیسم اجرا می‌شود. در بعضی از نسخه‌های دعاهایی که در حین این مراسم خوانده می‌شود، نام یک پادشاه باستانی زرتشتی به نام نقشابند برده می‌شود که گفته می‌شود او اولین بار این دعا را از پنج فرشتهٔ نگهبان به نام یزدها دریافت کرده‌است. رسم سوزاندن اسپند در آتش برای دود تطهیر دهنده‌اش تا قسمت‌هندی کشمیر هم نفوذ کرده‌است و در آن جا در مراسم عروسی وداها برای دور کردن تاریکی از زندگی جدید عروس و داماد آن را می‌سوزانند.

اسفندمناسبت‌ها:

نامگذاری‌ها:

  • روز مهندسی در ایران
  • روز احسان و نیکوکاری
  • روز امور تربیتی و تربیت اسلامی
  • روز ملی حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان

ر ک به:

  1. نفط
  2. گاه‌شمار
  3. بوی سبزه
  4. صنعت نفت
  5. شهر مُرَکَّبات
  6. روز مهندسی
  7. اسپند دود کن
  8. میوه‌جات اسفند
  9. کودتا Operation Ajax

پانویس:

  1. اسفند. [اِ ف َ](اِ) در اوستا سپنته صفت است(در تأنیث سپنتا) یعنی پاک یا مقدس، برابر سانکتوس لاتینی. این صفت در اوستا از برای خود اهورمزدا و گروهی از ایزدان و مردمان و جز آن آورده شده است از آن جمله برای ارمیتی. سپنته در بسیاری از کلمات بسیط و مرکب فارسی بجا مانده مانند: اسفند یا سپند گیاهی که در لاتینی روتا نام دارد و دانه ٔ آن بُخوری معروف است. کلمات و نام های امشاسپند[اَ پ َ (اِ) فرشته و ملک] و گوسپند(گوسفند) و اسفندیار و آذرباد مهراسپند از همین لغت سپنته ترکیب یافته است. رجوع به فرهنگ ایران باستان پورداود ج ۱ ص ۷۸، ۸۲ شود.
  2. کلیات آثار پارسی حکیم عمر خیام. با تحقیق و اهتمام محمد عباسی. تهران، ۱۳۳۸(صفحه ۲۰۹–۲۱۱) و مقاله‌ای از دکتر شاهین سپنتا
  3. اسفند: [اِ ف َ](اِ) اسفندانه. نام داروئی است که آنرا هزاراسفند نیز گویند و آن نوعی از سداب کوهی باشد و به عربی حرمل عامی خوانند.(برهان) تخمی است که سوزند چشم زخم را. حَرمَل.(تاج العروس) حَرمَلَه. اسپند. سپند. حرمل عامی. حرمل احمر. ابن البیطار در مفردات خود گوید: ابن سمجون گفته است : ازحرمل سپید و سرخ باشد، سپید آن حرمل عربی است که بیونانی مولی نامند و سرخ آن حرمل عامی است که آنرا بزبان فارسی اسفند خوانند.(المعرب، جوالیقی، چ احمد محمد شاکر ۱۳۶۱ هَ. ق. ص ۱۸، ۱۹). رجوع به اسفند شود.
  4.  «اسپند» [گیاهان دارویی] هم‌ارزِ «Peganum»؛ گروه واژه‌گزینی، «فارسی»، در دفتر سیزدهم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (ذیل سرواژهٔ اسپند) واژه‌های مصوّب فرهنگستان تا پایان دفتر دوازدهم فرهنگ واژه‌های مصوّب

منابع:

  1. فرهنگ ایران باستان، پورداود، تکراری اساطیر، ج۱
  2. المعرب، جوالیقی، چ احمد محمد شاکر، ۱۳۶۱ هَ.ق
  3. کلیات آثار پارسی حکیم عمر خیام. با تحقیق و اهتمام محمد عباسی. تهران، ۱۳۳۸
  4. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی(ذیل سرواژهٔ اسپند)

باکس شناور "همچنین ببنید"

سفر

احکام سفر

رفتن از شهری به شهر دیگر، مسافرت کردن، مسافرت رفتن، سفر رفتن، کوچیدن، مهاجرت کردن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *