وکیل

وکیل

وکیلکسی را که به او اعتماد کنند و کاری را به او بسپارند یا کسی را که از طرف کس دیگر برای انجام دادن کاری تعیین شود، در اصطلاح حقوقیُ وَكِيل(Lawyer) گویند، امّا به شخص مورد اعتماد در اداره و تدبير امري از امور – كفيل – مورد اعتماد در تدبير امور – از اَسماء الله در اصطلاح دینی است. لفظ وكيل در قرآن ۲۴ بار وارد شده و در چهارده مورد، وصف خدا قرار گرفته است. ابن فارس مى گويد: ماده «وكل» حاكى از اعتماد به ديگرى در كار است، و اگر به وكيل، وكيل مى گويند چون كار به او واگذار مى شود.راغب در مفردات مى گويد: «توكل» اين است كه بر غير خود اعتماد كنى و او را نائب خود قرار دهى.و لذا مى فرمايد: «وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلاً؛ به او بسنده كن تا كارهاى تو را انجام دهد». ولى بايد توجّه نمود كه اگر وكالت هاى عرفى به معنى، نائب گيرى و يا اعتماد به ديگرى است، ولى وكيل گرفتن خدا، معنى بالاتر از اين دارد و آن واگذارى كار به او است به هر صورتى كه بخواهد، و به همين جهت مى فرمايد: … وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الوَكيل.(۱) وکالت یک عقد جایز است که در چارچوب مقررات قانون مدنی منعقد می‌شود و طرفین آن وکیل و موکل نامیده می‌شوند. وکالت در لغت به معنای واگذار کردن، اعتماد و تکیه کردن به دیگری است.(۲) انگيزه انسان از وكيل گيرى دو چيز است:

  1. وكيل در انجام كار از بصيرت و آگاهى بيشترى برخوردار است.
  2. صاحب كار از انجام كار ناتوان است، يا كار مهمّ ترى در دست دارد، از اين جهت كار را به ديگرى واگذار مى كند.

تاریخچه ی وکالت: قاضی و وکیل دو بازوی عدالتند که در یک جهت و برای رسیدن به یک هدف مجاهدت و تلاش می نمایند و آن اجرای عدالت و احراز حقیقت است. تاریخ پیدایش وکالت دادگستری را از روزگاری می توان دانست که دیگر اختلافات مردم با زور و قدرت حل و فصل نمی گردید. از زمانی که حکومت قانون در اجتماعات مستقر گردید و برای رفع اختلافات قاضی تعیین شد. وجود وکیل در کنار قاضی ضرورت یافت. با نگاهی گذرا به تاریخچه ی وکالت در می یابیم که در ایران باستان افرادی بنام سخن گویان قاضی) طرف مشاوره مردم قرار می گرفتند و در محاکم به ایراد سخن و مدافعه از دیگران می پرداختندو هم چنین اسنادی وجود دارد که در پنج هزار سال پیش در تمدن سومری وکیل به دفاع از متهم می پرداخته است. در زمان مشروطیت وکلای غیر رسمی یا افرادی که آشنا به نگارش، معلومات، دانش فقهی، فصاحت و بلاغت کلام بودند با توسل به مبانی استنباط حقوق اسلامی، شرعی، فلسفی و با شعر و ادب به دفاع از موکلین خود می پرداختند. در زمان وزارت عدلیه ی مرحوم فروغی برابر قانون تشکیل عدلیه، وکلا موظف شدند برای امکان شرکت در محاکم، قبلا امتحان داده و تصدیق نامه بگیرند. پیدایش حرفه وکالت در کشورمان بی شباهت به سایر ممالک جهان نیست. قبل از استقرار مشروطیت قضاوت و دادرسی زیر نظر علماء و روحانیون قرار داشت. مرافعات مردم در محاضر مجتهدین و مراجع شرعی طرح و حل و فصل می شد. مقارن همان دوران افرادی به عنوان وکیل وارد کار شدند ولی حرفه و شغل رسمی آنان وکالت نبود بلکه بر سبیل اتفاق و به منظور حمایت از حقوق افراد بدون هیچ قید و شرطی به دفاع می پرداختند معذلک چون شرط اساسی انجام این وظیفه دانش و معلومات و سخندانی ونویسندگی بود از بین آشنایان به علوم قدیمه و محررین و امثال آن ها کسانی پیدا شدند که به این کار اشتغال ورزیدند و چون در این دوره ملاک قضاوت و فصل دعاوی اصول فقهی و استنباطات احکام شرع و فتاوای علماء و گاه از اوقات استحسانات قاضی بود لذا وکلای دعاوی نیز با توسل به مبانی فقهی و شرعی و یا فلسفی و گاه با شعر و ادب از موکلین خود دفاع می کردند.

وکالتانواع وکالت: وکالت در فقه و حقوق عبارت از عقدی جایز است، که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب(جانشین) خود قرار می‌دهد. وکالت دهنده را مُوَکِّل و وکالت گیرنده را وکیل می‌نامند. مهم‌ترین ویژگی یک وکیل خوب مورد اعتماد بودن وی می باشد. این امر مستلزم وجود صداقت، امانت و احساس مسئولیت پذیری در وکیل می باشد. در یک تقسیم بندی وکالت به وکالت قضایی و غیر قضایی تقسیم می شود. اما وکالت در تقسیم بندی دیگری عبارت است از:

  1. وکالت مقید: مورد وکالت معین است و وکیل باید در همان مورد معین، عمل نماید.(صرفا خرید خانه یا فروش ماشین و…..)
  2. وکالت مطلق: یعنی این که شخصی را برای تمام امور شخص دیگری را وکالت کند(فروش یا خرید یا پرداخت هزینه خانواده ……) که وکیل نیازی به اجازه از موکل خود را ندارد.
  3. وکیل اتفاقی: اگر شخصی تحصیل کرده رشته حقوق باشد ولی کار او وکالت نباشد بخواهد به صورت اتفاقی برای حل مشکلاتی که بستگان نزدیک او در مراجع قضایی دارند، خارج از چرخه و آزمون‌های سخت کانون وکلای دادگستری، از این کانون برای همان مورد خاص پروانه وکالت موردی بگیرد با طی مراحل قانونی و پرداخت هزینه مربوطه می‌تواند به این امر اقدام کند. شخصی که با این روش وکالت موردی برای دفاع از حقوق بستگانش گرفته‌است را وکیل اتفاقی گویند.
  4. وکیل معاضدتی: در مواردی که اشخاص برای دفاع از حقوق خود در دعاوی حقوقی نیاز به وکالت داشته باشند ولی بدلایلی امکان گرفتن وکیل نداشته باشند با تشخیص عُسر و حَرَج، موکل از سوی دادگاه یا تشخیص کمسیون معاضدت کانون وکلا وکیلی به صورت رایگان دفاع از حقوق شخص مُعسِر را برعهده می‌گیرد. عنوان وکیل یاد شده در این موارد، وکیل معاضدتی است.
  5. وکیل تسخیری(Public Defender or law officer):وکیل تسخیری یک وکیل مدافع(یا در مواردی هئیت وکلای مدافع) است برای دفاع از کسانی که از عهده دفاع از خود یا گرفتن وکیل خصوصی در امور کیفری بر نمی‌آیند. در مواردی که دعوایی کیفری جریان داشته و علیرغم ضروری بودن حضور وکیل، در دادرسی و محاکمات، به دلیل امتناع متهم از اخذ وکیل و یا نداشتن توانایی مالی برای این کار، وکیلی برای دفاع از متهم وارد پرونده نشده‌است که در این صورت به تشخیص دادگاه، از بین وکلای دادگستری وکیل رایگان برای او گرفته می‌شود. عنوان وکیلی که به این ترتیب وارد پرونده می‌شود، وکیل تسخیری است.
  6. وکیل انتخابی: در مواردی به کار می‌رود که شخصی، وکیل خود را انتخاب و با انعقاد قرارداد وکالت از او می‌خواهد وکالت او را برای دفاع از حقش در مراجع قضایی برعهده بگیرد.

مورد وکالت باید امری باشد که به موجب قانون یا طبیعتاً در انحصار شخص نباشد و خود شخص موکل بتواند آن را انجام دهد. برای نمونه وکالت در مجلس معامله که باید خودش عمل نماید و نمی‌تواند دیگری را وکیل نماید. وکالت به یکی از طرق زیر منحل می‌شود:

  1. از بین رفتن متعلق وکالت
  2. عزل وکیل به‌وسیله موکل
  3. استعفای وکیل از سمت وکالت
  4. فوت و جنون و سفه وکیل یا موکل

هفتم اسفند

روز استقلال کانون وکلا و روز وکیل

ر ک به:

  1. حقوق متقابل
  2. عدالت اجتماعی
  3. حقوق دانش‌آموزی
  4. حقوق کارگر و کارفرما
  5. دانستني‌هاي حقوقی

پانویس:

  1. وکیل: [ وَ ] (ع ص ، اِ) «وَکِل» به معناي واگذاردن کار به ديگري و اکتفا کردن به اوست. «وکيل» صفت مشبهه و معناي مفعولي، کسي است که کارها به او واگذار مي‌شود و در معناي فاعلي، حافظ و نگاهبان است. توکل بر خدا اعتماد و اطمينان به اوست.(احمد فيومي؛ المصباح المنير؛ ج ۱ و ۲، ص ۶۷۰ و ابن فارس؛ معجم مقاييس اللغة؛ ج ۶، ص ۱۳۶) وکیل یا نماینده یا جانشین کسی است که از طرف شخص دیگری – حقوقی یا حقیقی – به موجب عقد وکالت برای انجام کاری مأمور می‌شود. کارران یا کاردان.(ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی و مهذب الا سماء و شرح قاموس قزوینی) آن که بر وی کارگذارند، و برای جمع و مؤنث نیز گاه اطلاق گردد.(منتهی الارب و آنندراج) آن که کاری به وی واگذار شود. فعیل به معنی مفعول است زیرا به معنی موکول الیه است و گاه برای جمع و مؤنث نیز اطلاق گردد و به معنی فاعل است در صورتی که معنی حافظ را دارا باشد. به نماینده، پیشکار، کارگزار، مباشر، ناظر، قایم‌مقام، گماشته، مامور، ناظر، نایب، وصی، قیم، ولی، قانون‌دان، مدافع، سرجوخه گویند. خداوند تعالی نیز به آن موصوف می‌شود: «حسبنا ﷲ و نعم الوکیل؛ ما را كافى است و چه وكيل خوبى است». آل عمران/۱۷۳ و گویند وکیل در این آیه به معنی کافی رازق است. «آفريننده همه چيز است او را بپرستيد كه نگهبان همه چيز است». انعام/۱۰۲ «براى خدااست آنچه در آسمانها و زمين است وكافى است كه او حامى است».نساء/۱۳۲ «تو را بر بندگان من تسلطى نيست و كافى است كه خدا حامى و ياور است». اسراء/۶۵ || جری ٔ. ج وکلاء. (از اقرب الموارد) || نگاهبان.(ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی) || نایب. جانشین. خلیفه. قائم مقام.(فرهنگ فارسی معین) کسی که وظیفهٔ او عبارت بود از ادارهٔ امور مالی اداری و از حیث مرتبت در پایهٔ عالی‌تر از امراء دیگر قرار داشت، وکیل همایونی بود. کسی که لوازم معاش و سایر مایحتاج دیگری را خریداری و تهیه کند و به او رساند. کسی که مخارج خانه به عهده ٔ وی سپرده شده، وکیل خرج است. در دوران صفویه بالاترین مقام حکومت را وکیل می نامیدند.(فرهنگ فارسی معین از سازمان صفوی، ص ۸۱) وکیل وزیر اعظم؛ کسی که در غیاب وزیر اعظم(صدراعظم) امور را اداره می کرد.(سازمان حکومت صفوی) وکیل وزیر اعظم برابر قائم مقام است در عهد قاجاریه.(از سازمان حکومت صفوی ص ۸۴، ۸۵) در اصطلاح حقوق و فقه، کسی که به موجب عقد وکالت از طرف شخص دیگری[موکل]برای انجام دادن امری تعیین شده است، بدون آن که اختیار انجام دادن آن امر از منوب عنه ساقط شده باشد. رجوع به کتب فقهیه و شرایع محقق شود. جمع آن وُكَلاء است. وکیل در توکیل؛ آن که علاوه بر وکالت در انجام امری، اختیار دارد که به فرد دیگری وکالت دهد تا مورد وکالت را انجام دهد. وکیل مدافع؛ وکیل دعاوی. وکیل دادگستری. آن که دفاع از دعاوی حقوقی یا جزائی را از طرف یکی از اصحاب دعوا در دادگاه ها به عهده می گیرد.(فرهنگ فارسی معین) در اصطلاح(سیاسی) آن که به نمایندگی مجلس از جانب مردم برگزیده شود، وکیل یا نماینده ٔ مجلس گویند.(یادداشت مرحوم دهخدا)
  2. المنجد، ص ۹۱۶؛ مؤلف: لویس معلوف؛ ناشر: انتشارات اسماعیلیان تهران، چاپ اول، ۱۳۶۲.

منابع:

  1. تاریخچه کامل وکالت در ایران
  2. بیگدلو، محمدحسین. «وکالت». پژوهشکده باقرالعلوم
  3. منشور جاوید-جعفر سبحانی، ج دوم، صفحه۳۸۴ و ۳۸۵، پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سبحانی
  4. کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، ج۴، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ جهارم، ۱۳۷۸
  5. ترمینولوژی حقوق، محمدجعفر جعفری لنگرودی، تهران: کتابخانه گنج دانش، شابک ۹۶۴-۵۹۸۶-۰۷-۹
  6. کوثري، عباس؛(۱۳۹۴)، فرهنگ نامه تحليلي وجوه و نظائر در قرآن(جلد دوم)، قم: دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، معاونت پژوهشي، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول.

باکس شناور "همچنین ببنید"

سفر

احکام سفر

رفتن از شهری به شهر دیگر، مسافرت کردن، مسافرت رفتن، سفر رفتن، کوچیدن، مهاجرت کردن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *