خانه / اسوه ها / بالاتر از فرشته‌ها
زهرا

بالاتر از فرشته‌ها

زهرابعد از مدتی انتظار صدای زیبای دختری بهشتی از خانه پیامبر (ص) بلند شد. پدر و مادر از دیدن نوزاد بسیار شاد و خوشحال شدند. پیامبر (ص) به امر خدا نام دخترش را فاطمه به معنی جدا شده از بدی ها نهاد. در تاریخ تولد حضرت فاطمه (س) مشهور آن است که آن حضرت (س) در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. حضرت فاطمه (ع) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد و از برای ایشان القاب و صفات متعددی هم چون: زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه و مرضیه است. نام مبارک آن حضرت، فاطمه (ع) است. فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نام گذاری آن است که: پیروان فاطمه (ع) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند. کنیه‌های فاطمه (س) نیز عبارتند از: امّ الحسین، امّ الحسن، امّ الائمه، امّ ابیها و … . امّ ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و پیامبر (ص) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (س) بسان مادری برای پیامبر (ص) بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (س) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش پیامبر (ص) بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگ ها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات پیامبر (ص). گاهی شکوه فاطمه (س) بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می‏ سازد که توان سخن گفتن را از انسان می‏ گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر (س) خیره کننده دیدگان هر بیناست.

زهرا زهرا

از القاب و صفات متعدد و مبارک آن حضرت فاطمه (ع) زهرا است و علت این نام گذاری آن است که زهرا، در لغت به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (ع) است که: « چون دخت پیامبر (ص) در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همان طور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد. » و صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی. ( تفسير فرات الكوفى، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم بن فرات کوفی، چاپ تهران، ص۵۸۱ )

بالاتر از فرشته‌ها

امشب شب سرور خدا و پیمبر است
امشب به جمع حور و ملک شور دیگر است
امشب فرشتگان همه سرمست و پایکوب
جبریل همچو گل پر و بالش معطر است
امشب تمام ارض و سماوات هرچه هست
بزم سرور ذات خداوند اکبر است
امشب ستارگان همگی نقل مجلس اند
دامان سبز رنگ زمین پر ز اختر است
دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است
شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است
تأثیر مهر مادریت بوده بر زبان
این واژه‌ها اگر به تغزل بدل شده است
مادر!حضور نام تو در شعرهای من
لطف خداست شامل حال غزل شده است
غیر از تو جای هیچ‌کسی نیست در دلم
این مسأله میان من و عشق حل‌شده است
سیاره‌ای که زهره نشد آه می‌کشد
آه است و آه آنچه نصیب زحل‌شده است
زهرایی و تلألؤ نور محبتت
در سینه‌ام ز روز ازل لم‌یزل شده است
بانام تو هوای غزل معنوی شده است
بی‌اختیار وارد این مثنوی شده است
هرگز نبوده غیر تو مضمون بهتری
تنها تویی که بر سر ذوقم می‌آوری
نامت مرا مسافر لاهوت کرده است
لاهوت را شکوه تو مبهوت کرده است
از عرش آمدی و زمین آبرو گرفت
باید برای بردن نامت وضو گرفت
نور قریش! تا که تویی صاحب دلم
غرق خداست شعب ابی‌طالب دلم
عمرت نفس‌نفس همه تلمیح زندگی است
حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگی است
از این شکوه ، ساده نباید عبور کرد
باید مدام زندگی‌ات را مرور کرد
چون زندگی‌ات ساده‌تر از مختصر شده است
پیش تجملات ، جهازت سپر شده است
آیینه‌ای و سنگ صبور پیمبری
در هر نفس برای پدر مثل مادری
اشک شما عذاب بهشت است ، خنده کن
لبخندت آفتاب بهشت است ، خنده کن
دنیای ما نبوده برازنده‌ی شما
هجده نفس زمین شده شرمنده‌ی شما
آیینه‌ای نهاده خدا بین سینه‌ام
حس می‌کنم مزار تو را بین سینه‌ام
مانند آن خسی که به میقات پر کشید
قلبم به‌سوی مادر سادات پر کشید

سید حمیدرضا برقعی

بالاتر از فرشته‌ها

خداوند مهربان تا ولادت حضرت فاطمه (ع) و بعدازآن چنین دختر پاک و درست کاری را به هیچ کس هدیه نداده بود، حتّی فرشته های آسمان نیز برای دیدن فاطمه (ع) به زمین می آمدند و از صحبت کردن با او لذّت می بردند. حضرت فاطمه (ع) چهره ای نورانی داشت و برای پدر و مادرش دختری خوب و مهربان بود. در تمام زندگی اش همیشه یار و غم خوار پیامبر (ص) بود. حضرت فاطمه (ع) بانویی بهشتی بود. او در طول عمرش هیچ وقت امیدش را از دست نداد و همیشه با صبر و آرامش از پروردگار بزرگ یاری می خواست. محبت آن بانوی بزرگواری در دل های ماست و تمام مسلمانان او را دوست دارند. پیامبر (ص) همیشه می فرمود: « فاطمه پاره ی تن من است. » در جوامع روایی، روایات مشهور متعددی بدین مضمون وجود دارد که پیامبر (ص) فرموده است: فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد من را آزرده است؛ «انما فاطمه بضعه منی یؤذینی ما آذاها.» [۱] «فاطمه بضعه منی، فمن أغضبها فقد أغضبنی.» [۲] و طبق آیه قرآن هر کس پیامبر (ص) را بیازارد مستحق عذاب است: « إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآَخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا؛ بى‌گمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى‌رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفت‌آور آماده ساخته است. » [احزاب/۵۷] نتیجه این قیاس چنین خواهد بود: هر کس حضرت فاطمه (س) را بیازارد، مورد خشم و لعن و عذاب خداوند در دنیا و آخرت قرار می‌گیرد. در این‌گونه احادیث عبارت «بَضْعَهٌ مِنِّی‏» یعنی این‌که او جزئی از من است، همان‌گونه که تکه‌ای از گوشت، جزئی از بدن است. [۳] این حدیث در منابع روایی، از روایات متواتر معنوی است که با الفاظ و تعابیر گوناگون توسط راویان متعدد بیان‌شده است؛ بلکه می‌توان گفت فراز اول حدیث یعنی عبارت «فاطمه بضعه منی» تواتر لفظی هم دارد و فقط فراز دوم حدیث است که با تعابیر مختلف بیان‌شده است. هم چنین پیامبر (ص) این سخن را در مواقع و موارد مختلفی بیان فرموده است:

  • اول: شخص نابینایی از حضرت فاطمه (س) اجازه خواست تا به حضور او برود، حضرت فاطمه (س) پرده‌ای انداخت و در پشت پرده قرار گرفت. پیامبر (ص) به او فرمود: «چرا در حجاب قرار گرفتی درحالی‌که او تو را نمى‏‌دید؟» حضرت فاطمه (س) پاسخ داد: «اگر او مرا نمى‏‌بیند، من او را مى‏‌بینم و او بوى تن مرا نیز حسّ مى‌‏کند» پیامبر (ص) فرمود: « أَشْهَدُ أَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنِّی‏؛ شهادت مى‏‌دهم که تو پاره‌ای از وجود من هستى. » [۴]
  • دوم: پیامبر (ص) در جمع اصحاب سؤال مطرح کردند که در چه حالی زن به خداوند نزدیک‌تر است و یا طبق عبارت دیگر روایت، چه چیزی برای زن بهتر است؟ اصحاب نتوانستند پاسخ دهند. امیرالمؤمنین (ع) به خانه آمد و این سؤال را با فاطمه (س) در میان گذاشت. ایشان فرمود: «بهترین چیز برای زن این است که نه او مرد نامحرم را ببیند و نه مرد نامحرم او را ببیند.» وقتی امام علی (ع) پاسخ حضرت فاطمه (س) را به پیامبر (ص) عرضه داشت، حضرت فرمودند: «فاطمه بضعه منی.» [۵]
  • سوم: امام علی (ع) وارد خانه شد درحالی‌که در چهره‌اش اندوهی شدید نمایان بود. حضرت فاطمه (س) از علت ناراحتی پرسید؟ امام علی (ع) فرمود: پیامبر (ص) در مورد زن از ما پرسید و در جواب گفتیم باید پوشانده شود. سپس پرسید در چه حالی زن به خدا نزدیک‌تر است؟ ما در پاسخش ندانستیم که چه بگوییم. حضرت فاطمه (س) فرمود: « به نزد پیامبر (ص) بازگرد و خبرده که آن­گاه‌که زن در درون خانه خویش باشد به خدا نزدیک‌تر است. » امام علی (ع) نیز این سخن را به پیامبر (ص) انتقال داد و پیامبر (ص) در این هنگام فرمود: « فاطمه راست گفت. به‌درستی که او پاره تن من است. » [۶]
  • چهارم: «رفاعه بن عبد المنذر» معروف به ابولبابه انصاری برای قبول شدن توبه‌اش، خود را به ستون بسته بود. پس آیه‌ی توبه نازل شد که توبه ابولبابه قبول شد. حضرت فاطمه (س) خواستند او را از ستون باز کنند. ابولبابه گفت: من قسم‌خورده‌ام که کسی جز پیامبر (ص) مرا باز نکند. پیامبر (ص) در این قضیه نیز درباره فاطمه (س) فرمود: «انما فاطمه بضعه منی.» [۷]
  • پنجم: جایی است که گویا هدف حضرت تنها معرفی حضرت فاطمه (س) بود. «ابن صباغ مالکی» از «مجاهد» نقل می‌کند که پیامبر (ص) دریکی از روزها، از خانه خارج شد، در حالی دست فاطمه (س) در دستش بود. سپس در حضور مردم فرمود: «هرکسی که فاطمه را می‌شناسد که می‌شناسد و هرکسی او را نمی‌شناسد، بداند او فاطمه دختر پیامبر و پاره تن من، قلب و روح من در میان بدن من است.» [۸]
  • ششم: در شب عروسی فاطمه (ع) بود که حضرت این جمله را فرمود. پیامبر (ص) در خطاب به حضرت فاطمه (س) فرمود: «ای دخترم، علی خوب شوهری است. با او مخالفت مکن.» سپس در خطاب به علی (ع) فرمودند: «یا علی! داخل خانه خود شو و با همسرت با مهر و محبت رفتار کن.» سپس این جمله را فرمودند: «ان فاطمه بضعه منّی، یؤلمنی ما یؤلمها و یسرّنی ما یسرّها.» [۹]
  • هفتم: «عمرو بن حزم الأنصاری» نقل می‌کند که پیامبر (ص) فرمود: «فاطمه پاره تن من است و آنچه که او را به خشم آورد مرا به خشم می‌آورد و آنچه او را خشنود می‌گرداند مرا خشنود می‌سازد.» [۱۰]
  • هشتم: برخى نقل کرده‌اند که پیامبر (ص) همین مطلب را خطاب به عایشه گفته است: «ای عایشه! فاطمه پاره تن من است، آن­چه او را ناراحت کند مرا ناراحت می‌سازد.» [۱۱]
  • نهم: ابوذر در روایتی طولانی می‌گوید: آنگاه‌که پیامبر (ص) در بستر بیماری‌ای بودند که منجر به رحلتشان شد به محضرشان رفتیم …. پیامبر (ص) رو به من کرد و فرمود: «یَا أَبَا ذَرٍّ آن‌ها بَضْعَهٌ مِنِّی‏ فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی: ای اباذر! همانا فاطمه پاره تن من است و هرکس او را اذیت کند؛ مرا اذیت کرده است. همانا او ارجمندترین بانوی جهان بوده و شوهرش نیز ارجمندترین جانشین پیامبران است ….» [۱۲]
  • دهم: «محمد بن حنفیه» فرزند امام علی (ع) از قول پدرش روایت می‌کند که پیامبر فرمود: «همانا فاطمه پاره تن من است پس کسی که او را غضب‌ناک کند مرا غضب‌ناک کرده است.» [۱۳]
  • یازدهم: از «ابوهریره» نقل‌شده است که پیامبر (ص) فرمود: «فاطمه پاره‌اى از تن من است، هر چیزى که او را ناراحت کند، مرا ناراحت کرده است.» [۱۴]

بنابراین با توجه به این روایات، رضایت خدا و رسول او در رضایت حضرت فاطمه (س) است و خشم و غضب خدا و رسولش نیز در خشم و غضب حضرت است. پس اگر کسی حضرت فاطمه (س) را بیازارد و ناراحت کند و حضرت از او راضی نباشد، بدون شک خدا را ناراحت و خشمگین کرده و خدا هرگز از او راضی نخواهد بود.

عبادت حضرت فاطمه (س): نیایش و عبادت حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) یک عبادت و نیایش نمونه است. « حسن بصری » که یکی از عباد و زهاد معروف دنیای اسلام است، درباره‌ی حضرت فاطمه (س) می‌گوید: به قدری حضرت فاطمه (س) عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد که پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محراب عبادت، ورم کرد! حسن بصری گوید: در بین این مردم كسی عابدتر از فاطمه نیست آن قدر در نماز می‌ایستاد كه قدم‌هایش ورم می‌كرد. [۱۵] امام مجتبی (ع): شب جمعه‌ای مادرم به عبادت ایستاد و تا صبح، وقتی که طلوع فجر شد عبادت کرد. مادر من از سر شب تا صبح مشغول عبادت بود و دعا و تضرع کرد. امام مجتبی (ع)، می‌گوید: شنیدم که دائم مؤمنین و مؤمنات را دعا کرد؛ مردم را دعا کرد؛ برای مسائل عمومی دنیای اسلام دعا کرد. صبح که شد گفتم: « مادرم! یک دعا برای خودت نکردی! یک شب تا صبح دعا، همه برای دیگران!؟ » در جواب فرمود: « اول دیگران بعد خود ما!» این، آن روحیه‌ی والاست. » امام حسن(ع) فرمود مادرم فاطمه را در شب جمعه ای دیدم كه در محرابش ایستاده بود و پیوسته در حال ركوع و سجده بود تا این كه روشنایی صبح نمایان شد و از او شنیدم كه برای مردان و زنان مومن دعا می كرد و با اسم آنان را نام می برد و برایشان زیاد دعا می كرد ولی برای خویش چیزی نمی خواست پس به او گفتم: مادرم چرا آنگونه كه برای دیگران دعا می كنی برای خود دعا نمی كنی؟ و او گفت پسرم اول همسایه بعد خانه. ( دیگران مقدم ترند. ) [۱۶] توجّه ویژه حضرت زهرا (س) به قرآن کریم، درس دیگری به شیفتگان این کتاب آسمانی می‏ دهد. حضرت فاطمه (س)فرمود: «حُبِّبَ اِلیَّ مِنْ دنیاکُمْ ثلاث، تِلاوَتُ کتاب اللّهِ، والنَّظَرُ فی وجه رسول اللّهِ وَالإِنفاقُ فی سبیل اللّه؛ سه چیز از دنیای شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدّس پیامبر (ص) ؛ انفاق در راه خدا.» فاطمه زهرا (س)، با قرآن مأنوس بود و پیوسته از خانه کوچکش آوای خوش قرآن به گوش می‏رسید. گفته‏های یاران و اصحاب رسول خدا (ص)مؤیّد این سیره و شیوه آن بانوی باعظمت است. حضرت فاطمه (س)به قرآن اهمیت می‏داد به گونه‏ای که وصیّت کرد در شب اوّل قبر، علی (ع) بر مزارش بسیار قرآن بخواند. [۱۷] 

ر ک به:

  1. دختر بابا
  2. هدیه الهی
  3. الگوی نمونه
  4. بلوغ دختران
  5. دختر یزدگرد
  6. روزه دختران
  7. دختر و درخت
  8. دختر خورشيد
  9. فاطمه دختر …
  10. اگر زینب نبود…
  11. روزي براي دختران
  12. دختران پیامبر(ص)
  13. عامل رحمت الهی
  14. چرا دختران زودتر از پسران به تکلیف می رسند؟
  15. دختر بچه ای که ۵ دقیقه جهان را به سکوت واداشت
زهرا فاطمه! ای همسر شیر خدا!
دخت نبی! شافع روز جزا!کوثری و چشمه فیض خدا!
از تو زند جوش زلال بقا!
زهرا

ویژه نامه:

  1. سادات
  2. فاطمیّه
  3. فاطمیّه
  4. پگاه پاکی
  5. عطر یاس
  6. یاس کبود
  7. یاس سفید
  8. سلاح اشک
  9. بهشت ویژه
  10. بیت الاحزان
  11. همتاي قرآن
  12. بانوی آزادی
  13. بانوی بانوان
  14. بانوی کرامت
  15. بانوی سربلند
  16. فریاد بی‌صدا
  17. تدارک بهشت
  18. زنان در انتظار
  19. تندیس عبادت
  20. جمادی الثانی
  21. خواهر خورشید
  22. الگوهای نیایش
  23. وامدار دامان مادر
  24. آمنه مادر خورشید
  25. خاکسپاری شبانه
  26. برترین بانوی جهان
  27. بانوي تازه مسلمان
  28. بَهْجَةُ قَلْبِ المُصْطَفی(ص)
  29. فاطمه ای که معصومه بود
  30. از فاطمه ای که معصومه بود
  31. احادیثی از حضرت زهرا(س)
  32. کتاب شناسی حضرت فاطمه(س)
  33. بزرگ ترین فضیلت حضرت فاطمه(س)
  34. حکم اهانت به حضرت فاطمه زهرا(س)
  35. قرآن در کلام حضرت فاطمه عليها السّلام

پانویس:

  • [۱]. صحیح مسلم، مسلم بن حجاج ابوالحسین قشیری نیشابوری، محقق: محمد فؤاد عبدالباقی، داراحیاءالتراث العربی، ج ۴، ص ۹۰۳.
  • [۲]. صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل البخاری، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۰۱ ق، ج ۴، ص ۲۱۰ و ۲۱۹ و ج ۵، ص ۳۶؛ صحیح بخاری، جزء ۷، باب فضائل فاطمه (س)، ح ۲۹.
  • [۳]. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی‏، سید احمد، ج ۴، ص ۳۰۰، کتاب‌فروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۵ ش.
  • [۴]. «قال علی (ع) استأذن أعمی علی فاطمه (س) فحجبته؛ فقال رسول‌الله (ص) لها: لم حجبته وهو لایراک؟ فقالت (س): إن لم یکن یرانی فإنّی أراه وهو یشمّ الریح. فقال رسول‌الله (ص): أشهد أنّک بضعه منّی». مناقبُ علی بن آبی طالب (ع)، ابن مغازلی شافعی، انتشارات سبط النبی، ۱۴۲۶ ق، ص ۲۹۰؛/ و دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا والأحکام عن اهل‌بیت رسول‌الله، قاضی نعمان مغربی، قاهره، دارالمعارف، ج ۲، ص ۲۱۴؛/ و النوادر، فضل‌الله بن علی راوندی کاشانی، محقق: احمد صادقی اردستانی، قم، دارالکتاب، چاپ اول، بی‌تا ص ۱۳–۱۴؛/ و الجعفریات (الأشعثیات)، محمد بن محمد اشعث کوفی، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، چاپ اول، بی‌تا ص ۹۵.
  • [۵]. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْکُوفِیُّ، قَالَ: نا مَالِکُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ، قَالَ: نا قَیْسٌ، عَنْ عبدالله بْنِ عِمْرَانَ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ زَیْدٍ، عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیِّبِ، عَنْ عَلِیٍّ رضی‌الله‌عنه، أَنَّهُ کَانَ عِنْدَ رسول‌الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَیُّ شَیْءٍ خَیْرٌ لِلْمَرْأَهِ؟ فَسَکَتُوا، فَلَمَّا رَجَعْتُ قُلْتُ لِفَاطِمَهَ: أَیُّ شَیْءٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ؟ قَالَتْ: أَلا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ، فَذَکَرْتُ ذَلِکَ لِلنَّبِیِّ (ص) فَقَالَ: إِنَّمَا فَاطِمَهُ بِضْعَهٌ مِنِّی رضی‌الله‌عنها». البحر الزخار (مسند البزار)، ابوبکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق بزار (م ۲۹۲ ق)، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، بیروت، مؤسسه علوم القرآن، مدینه، مکتبه العلوم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، ج ۲، ص ۱۵۹-۱۶۰؛/
  • ابو نعیم این حدیث را انس بن مالک نقل می‌کند: ثنا عبدالله بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْوَاسِطِیُّ، ثنا یَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ عَبَّادِ بْنِ الْعَوَّامِ، ثنا عَمْرُو بْنُ عَوْنٍ، ثنا هُشَیْمٌ، ثنا یُونُسُ، عَنِ الْحَسَنِ، عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: قَالَ رسول‌الله (ص): «مَا خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ؟ «فَلَمْ نَدْرِ مَا نَقُولُ، فَسَارَّ عَلِیٌّ إِلَى فَاطِمَهَ فَأَخْبَرَهَا بِذَلِکَ، فَقَالَتْ: فَهَلا قُلْتَ لَهُ: خَیْرٌ لَهُنَّ أَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَلا یَرَوْنَهُنَّ، فَرَجَعَ فَأَخْبَرَهُ بِذَلِکَ، فَقَالَ لَهُ»: مَنْ عَلَّمَکَ هَذَا؟ «قَالَ: فَاطِمَهُ، قَالَ»: إِنَّهَا بَضْعَهٌ مِنِّی». حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء، أبو نعیم أحمد بن عبدالله اصبهانی (م ۴۳۰ ق)، السعاده، مصر، ۱۹۷۴ م، ج ۲، ص ۴۰؛ بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ چهارم، ۱۴۰۵ ق، ج ۲، ص ۴۱؛/ و کنزالعمال، متقی هندی، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۶، ص ۶۰۲؛/ و سؤالات حمزه، دارقطنی، ریاض: مکتبه العارف، ۱۴۰۴ ق، ص ۲۸۰؛/ و سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیرالعباد، محمد بن یوسف الصالحی الشامی، ج ۱۱، ص ۴۵.
  • [۶]. بإسناده عن جعفر بن محمد عن أبیه أن فاطمه بنت رسول‌الله (ص) دخل علیها علی (ع) وبه کآبه شدیده فقالت: ما هذه الکآبه؟ فقال: سألنا رسول‌الله (ص) عن مسأله لم یکن عندنا لها جواب. فقالت: وما المسأله؟ قال: سألنا عن المرأه: «ما هی؟» قلنا: عوره! قال: «فمتى تکون أدنى من ربها» فلم ندر ما نقول، قالت ارجع إلیه فأعلمه أن أدنى ما تکون من ربها أن تلزم قعر بیتها. فانطلق فأخبر النبی (ص) فقال: «ماذا من تلقاء نفسک یا علی»، فأخبره أن فاطمه (علیهاالسلام) أخبرته، فقال (ص): «صدقت إن فاطمه بضعه منی (علیهاالسلام)»«. مناقب امیرالمؤمنین علی بن آبی طالب رضی‌الله‌عنه، أبو الحسن علی بن محمد الواسطی المعروف بابن المغازلی (م ۴۸۳ ق)، أبو عبدالرحمن ترکی بن عبدالله الوادعی، صنعاء، دار الآثار، چاپ اول، ۱۴۲۴ ق-۲۰۰۳ م، ص ۴۴۶، رقم ۴۲۹. متن کتاب.
  • [۷]. إمتاع الأسماع، مقریزی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰ ق، ج ۱۰، ص ۲۷۳؛/ و السیره الحلبیه فی سیره الأمین المأمون، حلبی، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۰ ق، ج ۲، ص ۶۷۴؛/ و جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی بن آبی طالب (ع)، شمس‌الدین أبوالبرکات محمد بن أحمد دمشقی شافعی، قم، مجمع إحیاء الثقافه الإسلامیه، ۱۴۱۵ ق، ج ۱، ص ۱۵۲؛/ و سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، محمد بن یوسف الصالحی الشامی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴ ق، ج ۱۰، ص ۳۲۸؛/ و الروض الانف، سهیلی، ج ۲، ص ۱۹۶.
  • [۷]. «خرج النبی (ص) و هو اخذ بید فاطمه فقال: من عرف هذه فقد عرفها و من لم یعرفها فهی فاطمه بنت محمد و هی بضعه منّی و هی قلبی و روحی التی بین جنبی«. الفصول المهمه فی معرفه الائمه، ص ۱۴۶.
  • [۸]. المناقب، الموفق بن احمد البکری المکی الحنفی الخوارزمی (م ۵۶۸ ق)، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ ق، ص ۳۵۳.
  • [۹]. «وَإِنَّ أَبَا بَکْرِ بْنَ مُحَمَّدٍ یَعْنِی عَمْرَو بْنَ حَزْمٍ حَدَّثَنِی، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ أَنَّ رسول‌الله قَالَ: «فَاطِمَهُ بِضْعَهٌ مِنِّی، وَیُسْخِطُنِی مَا أَسْخَطَهَا، وَیُرْضِینِی مَا أَرْضَاهَا ««. فوائد آبی بکر النصیبی، أبوبکر بن خلاد النصیبی (م ۵۱۰ هـ)، تحقیق: قسم المخطوطات بشرکه أفق للبرمجیات، مصر، شرکه أفق للبرمجیات، چاپ اول، ۲۰۰۴ م، ص ۵۳، ح ۲۱۷.
  • [۱۰]. «وروی عنه [ص] أنه قال لعائشه رضی‌الله‌عنها یا عائشه فاطمه بضعه منی یریبنی ما یریبها«. الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، علی بن محمد بن حبیب الماوردی البصری الشافعی (م ۴۵۰ هـ)، تحقیق الشیخ علی‌محمد معوض و الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۹ ق_۱۹۹۹ م، ج ۱۷، ص ۱۶۴.
  • [۱۱]. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الاثر فی النصّ علی الأئمه الإثنی عشر، محقق و مصحح: حسینی کوه کمری، عبد اللطیف،‏ ص ۳۶ – ۳۷، بیدار، قم، ۱۴۰۱ ق.
  • [۱۲]. «حدثنا بن عیینه عن عمرو عن محمد بن علی قال قال رسول‌الله (ص) إنما فاطمه بضعه منی فمن أغضبها أغضبنی«. الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ابوبکر عبدالله بن محمد إبن آبی شیبه الکوفی (م ۲۳۵ ق)، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ریاض، مکتبه الرشد، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، ج ۶، ص ۳۸۸.
  • [۱۳]. «حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، أَخْبَرَنَا أَبُو یَحْیَى التَّیْمِیُّ، حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ الْمَخْزُومِیُّ، عَنِ الْمَقْبُرِیِّ، عَنْ آبی هُرَیْرَهَ، قَالَ رسول‌الله (ص): إِنَّمَا فَاطِمَهُ حَذِیَّهٌ مِنِّی یَقْبِضُنِی مَا قَبَضَهَا«. غریب الحدیث، أبوإسحاق إبراهیم بن إسحاق الحربی (م ۲۸۵ ق)، تحقیق: د. سلیمان إبراهیم محمد العاید، مکه، جامعه أم القرى، چاپ اول، ۱۴۰۵ ق، ج ۳، ص ۱۱۸۶.
  • [۱۴]. قشیری نیسابوری، مسلم‌بن حجاج، صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله)، محقق: عبدالباقی، محمد فؤاد، ج ۴، ص ۱۹۰۲، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.
  • [۱۵]. مناقب آل أبی طالب عليهم‏السلام ، ابن شهر آشوب مازندرانی ج ۳ ، ص ۳۴۱ ؛ بحارالانوار،علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۴
  • [۱۶]. علل الشرائع، شیخ صدوق ج‏۱ ، ص ۱۸۱ ، ح ۱ ؛ كشف الغمة ،علی بن عیسی اربلی ج۱ ص ۴۶۸ ؛ دلائل الامامة ، محمد بن جریر طبری ص ۵۶ ؛ بحارالانوار، علامه مجلسی ج ۴۳ ص ۸۲ ح ۳ .
  • [۱۷]. نهج الحیاه، محمد دشتی، مؤسسه تحقیقات امیرالمؤمنین۷، قم، ۱۳۷۳، ص۲۷۱، وقایع الایام، خیابانی، ج صیام، ص۲۹۵ ، کنزالاعمال، ج۱، ص۵۸۲ ، بحارالانوار، ج۷۹، ص۲۷؛ مسند فاطمه، مهدی جعفری، مرکز تحقیقاتی جلیل، تهران، ۱۳۷۳، ص۴۴۰ و یسألونک عن الزهراء، جاسم الادیب، لجنة اصحاب الکساء، ص۵۶ .

باکس شناور "همچنین ببنید"

روزگار جوانی

روزگار جوانی

روزگار جوانی بهترین و شایسته‌ترین مرحله‌ی زندگی است و نقش محوری در سازندگی آدمی دارد. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *