خانه / اسوه ها / حافظ نوروز
حافظ نوروز

حافظ نوروز

اشعار حافظ شیرازی درباره عید نوروز

گلچینی از زیباترین اشعار حافظ درباره عید نوروز:

حافظ نوروز

شماره ۱

نوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به‌گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت‌بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

شماره ۲

صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

هوا مسیح نفس گشت و باد نافه‌گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

زفکر تفرقه باز آن تاشوی مجموع
به‌حکم آنکه جو شد اهرمن، سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد

چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه‌پوش آمد

زخانقاه به میخانه می‌رود حافظ
مگر زمستی زهد ریا به هوش آمد

شماره ۳

خوش‌آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد
که در دستت به‌جز ساغر نباشد

زمان خوش‌دلی دریاب و دریاب
که دائم در صدف گوهر نباشد

غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد

ایا پرلعل کرده جام زرین
ببخشا بر کسی کش زر نباشد

بیا ای شیخ و از خمخانه ما
شرابی خور که در کوثر نباشد

بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد

ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حسنش بسته زیور نباشد

شرابی بی خمارم بخش یا رب
که با وی هیچ دردسر نباشد

من از جان بنده سلطان اویم
اگرچه یادش از چاکر نباشد

به تاج عالم آرایش که خورشید
چنین زیبنده افسر نباشد

کسی گیرد خطا بر نظم حافظ
که هیچش لطف در گوهر نباشد

شماره ۴

عید است و آخر گل ویاران در انتظار

ساقی به روی شاه ببین ماه و می به یار

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه‌دار

دل در جهان مبند و به مستی سؤال کن

از فیض جام و قصه جمشید کامگار

جز نقد جان به دست ندارم شراب کو

کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار

خوش دولتیست خرم و خوش خسروی کریم

یا رب ز چشم‌زخم زمانش نگاه‌دار

می خور به شعر بنده که زیبی دگر دهد

جام مرصع تو بدین در شاهوار

گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست

از می‌کنند روزه گشا طالبان یار

زان جا که پرده‌پوشی عفو کریم توست

بر قلب ما ببخش که نقدیست کم‌عیار

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود

تسبیح شیخ و خرقه رند شراب‌خوار

حافظ چو رفت روزه و گل نیز می‌رود

ناچار باده‌نوش که از دست رفت کار

شماره ۵

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم

که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم

چند روزیست که دورم ز رخ ساقی و جام

بس خجالت که به روی آمد ازین تقصیرم

من به خلوت ننشینم پس‌ازاین، ور به‌مثل

زاهد صومعه بر پای نهد زنجیرم

پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن

من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم

آن‌که بر خاک در میکده جان داد کجاست

تا نهم در قدم او سر و پیشش میرم

می به زیر کش و سجادهٔ تقوی بر دوش

آه اگر خلق شوند آگه از این تزویرم

خلق گویند که حافظ سخن پیر نیوش

سالخورده میی امروز به از صد پیرم

نوروز ۶

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه‌کشید

هلال عید در ابروی یار باید دید

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من

کمان‌ابروی یارم چو وسمه‌کشیده بازکشید

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت

که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید

نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود

گل وجود من آغشته گلاب و نبید

بیا که با تو بگویم غم ملالت دل

چراکه بی تو ندارم مجال گفت و شنید

بهای وصل تو گر جان بود خریدارم

که جنس خوب مبصر به هر چه دید خرید

چو ماه روی تو در شام زلف می‌دیدم

شبم به روی تو روشن چو روز می‌گردید

به لب رسید مرا جان و برنیامد کام

به ررسید امید و طلب به سر نرسید

ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند

بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید

خواجه حافظ شیرازی

ر ک به:

  1. گل‌بیز
  2. گاه‌شمار
  3. سفر نوروزی
  4. آیین هاى ویژه
  5. نوروز پرهیزکاران
  6. تو را من چشم در راهم

منبع:

  1. حافظ

باکس شناور "همچنین ببنید"

زیارت

زیارت

جایگاه زیارت امام حسین (ع) بسیار والاست، به‌طوری‌که دهه عزاداری تنها برای ایشان تجویزشده و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *