خانه / اسوه ها / انبیاء
انبیاء

انبیاء

انبیاواژه انبیاء جمع نبی به معنای پیامبران، نام بیست‌ویکمین سوره از سوره های مکی قرآن، با ۱۱۲ آیه و خاتم انبیاء؛ از عنوان‌های پیامبر (ص) است. از طرف خداوند انبیاء همواره به‌عنوان‌ِهادی برای‌ هدایت‌ انسان‌ها مطرح بوده‌اند و در این‌ موضوع هیچ‌ شکی‌ نیست؛ چراکه‌ هم‌ عقل‌ بدان‌ حکم‌ می‌کند و هم‌ خود انبیاء چنین‌ اِدَّعا و داعیه ایی‌ داشته‌اند. ازنظر قرآن آفرینش انسان در پی هدفی خاصّ، یعنی؛ تکامل و دستیابی به کمال مطلق و تقرّب به جوار حقّ است و بدین منظور هرچند به انسان استعداد فطری و نیروی تفکّر داده‌شده، اما برای شکوفایی این استعدادها نیاز به‌وسیله ‏ای است تا بتواند انسان را راهنمایی کند و او را با آن هدف غیرمادی مرتبط سازد. آن وسیله انبیاء هستند که ماهیتی بشری دارند و از ویژگی‌های انسان برخوردارند، امّا در بعد معنوی سرآمد تمام افراد عصر خود بوده‌اند. اگر انبیاء‌ برای‌ هدایت‌ آمده‌اند و مأمور ابلاغ‌ تعالیم‌ خدا به‌ انسان‌ها هستند، مسلماً‌ باید معصوم‌ باشند تا بتوانند وحی‌ را سالم‌ به‌ دست‌ مردم‌ برسانند و مردم‌ بتوانند در این‌ خصوص‌ به‌ آن‌ها اعتماد کامل‌ داشته‌ باشند. آن‌ها الگوی افراد هستند و انسان‌ها با اقتدا به آن‌ها درراه حقّ گام ‌نهند: « آن‌ها کسانی بودند که خدا خود آن‌ها را هدایت نمود، تو نیز از راه آن‌ها پیروی نما و (امّت را) بگو که من مزد رسالت از شما نمی‌خواهم، این نیست جز یادآوری و پندی برای اهل عالم (که به یاد خدا متذکّر شوند.)!» (انعام، ۹۰) هرچند هدایت انبیاء در عرض هدایت الهی نیست، بلکه در طول آن است. خداوند رحمان لطف او ایجاب می‌کند که بشر را به‌سوی سعادت ابدی هدایت کند و برای عملی کردن این هدف، افرادی از بین انسان‌ها را برمی‌گزیند که ویژگی‌های انسانی دارند و قادرند با انسان تماس برقرار نمایند تا انسان‌ها بتوانند دعوت آن‌ها را درک کنند. از سوی دیگر آن‌ها در بعد معنوی باید به‌گونه‌ای باشند که قابلیت ارتباط با عالم معنی و گرفتن وحی را از آن منشأ لطف داشته باشند و این افراد انبیاء هستند. خداوند برای ارشاد و هدایت مردم، برای نجات انسان‌ها از زیر یوغ اسارت‌های فکری، سیاسی و اجتماعی، یعنی طاغوت زدایی، شرک زدایی و زدودن هرگونه عوامل و پیشینه‌هایی که موجب سقوط و عقب‌گرد بشر خواهد شد در میان تاریکی‌های متراکم گوناگون تا حقّ تجلّی در برابر باطل و باطل‌پرستی و نابودی هرگونه باطل و بیهوده گرایی کند. آیه ۱۶۴ آل‌عمران، وضعیت دوران قبل و بعد از بعثت پیامبر (ص) را این‌گونه ترسیم کرده است: « به تحقیق خداوند بر آن‌ها منت نهاد و در میان خودشان رسولی را برانگیخت؛ رسولی از خودشان که آیات او را بر آن‌ها تلاوت کند و آن‌ها را تهذیب و تزکیه نماید و رشد و تعالی ببخشد و کتاب و حکمت به ایشان بیاموزد؛ اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکاری به سر می‌بردند.» خداوند برای ارشاد و هدایت مردم بر اهل ایمان منّت گذاشت به آن‌ها علم کتاب (احکام شریعت) و حقایق حکمت ‌آموخت تا از آن گمراهی آشکار با صاعقه‌ای سوزان که بر خرمن مفسدان، تبه‌کاران و نیرنگ‌بازان زد تا دام‌های شیطان را براندازد و عوامل و طرفداران شیطان بسوزاند، یعنی: همان عروة الوثقی ایی که نجات و پیروزی به همراه داشت و به تعبیر قرآن در ۲ چیز خلاصه می‌شود: تکفیر طاغوت و ایمان به خدای بزرگ؛ همان عروة الوثقی ایی که در تسلیم در برابر حقّ و انجام کار نیک خلاصه می‌شود و ۱ ضرورت طبیعی و فطری است که تحقّق آن با بعثت انبیا و انبیاء الهی است؛ زیرا هرگز کتاب آسمانی به‌تنهایی کارساز نیست؛ خداوند انبیاء را برای تبیین راه و ارشاد و هدایت مردم به‌سوی حق و خیر و صواب، مبعوث کرده است تا حق برای همگان روشن گردد و این‌چنین بود که در طول تاریخ، انبیاء و یا اوصیای آن‌ها برای راهنمایی و ارشاد مردم آمدند و مردم را انذار و هشدار دادند تا مبادا درنتیجه تبعیت از هواهای نفسانی از صراط مستقیم منحرف شوند، لذا خداوند برای ارشاد و هدایت مردم، ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاده است. گاهی در قرآن هدایت به خداوند نسبت داده می‌شود و گاهی به عواملی دیگر. حال اگر قائل به عدم نقشی برای انسان شویم و هدایت را معلول اراده الهی بدانیم، درواقع اختیار را از کف انسان گرفته‌ایم و همان اشکالی که در بحث توحید مطرح است در اینجا نیز خودنمایی می‌کند. ما برای روشن شدن این مسئله با مراجعه  به آیات قرآن عوامل هدایت را، خداوند «قرآن و انبیاء» را راهنمایان بشر می‌داند. در این مورد، پیامبر (ع) فرمود: « … خداوند ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاد. من از همه‌ی آن‌ها گرامی‌تر و مقرّب‌تر هستم. خداوند ۱۲۴۰۰۰، وصّی آفرید. نزد خداوند، امام علی (ع) از میان آن‌ها برتر و گرامی‌تر از همه‌ی آن‌ها است. از ۱۲۴۰۰۰ پیامبر، تعداد ۳۱۳ نفر پیامبر مُرسَل هستند و ۱۲۴ کتاب آسمانی بر آن‌ها نازل‌شده است.» امام علی (ع) در بیان وضعیت اجتماعی اعراب دوران پیامبر (ص) می‌فرمایند: «خداوند پیامبر (ص) را برای هشدار به جهانیان و پاسداری از قرآن فرستاد، درحالی‌که شما گروه اعراب بر بدترین آیین و در فاسدترین جایگاه، قرار داشتید. در میان سنگ‌های درشت فرود می‌آمدید و با مارهای خشن سروکار داشتید. آب گندیده می‌نوشیدند و نان خشکیده می‌خوردید. بااین‌حال خون یکدیگر را می‌ریختید و با خویشان خود بدعمل می‌کردید. بت‌ها در میان شما برافراشته و گناهان سراسر وجودتان را فراگرفته بود. در چنین محیطی که مه غلیظ خرافه‌پرستی و سنّت‌های زشت جاهلی سرتاسر جامعه را فراگرفته بود، خداوند پیامبر (ص) را مبعوث فرمود تا آن‌ها را به چشمه حقیقت و راه مستقیم هدایت رهنمون گرداند.انبیاء

اسامی انبیاء در قرآن
اسامی انبیاء ای که در قرآن آمده عبارت‌اند از:

۱. حضرت آدم (ع)، ۲. حضرت نوح (ع)، ۳. حضرت ادریس (ع)، ۴. حضرت ابراهیم (ع)، ۵. حضرت اسحاق (ع)، ۶. حضرت اسماعیل‌(ع)، ۷. حضرت یعقوب (ع)،  ۸. حضرت یوسف (ع)، ۹. حضرت لوط (ع)، ۱۰. حضرت هود (ع)، ۱۱. حضرت صالح (ع)، ۱۲. حضرت شعیب (ع)، ۱۳. حضرت موسی (ع)، ۱۴. حضرت هارون (ع)، ۱۵. حضرت داود (ع)، ۱۶. حضرت سلیمان (ع)، ۱۷. حضرت ایوب (ع)، ۱۸. حضرت ذوالکفل (ع)، ۱۹. حضرت یونس (ع)، ۲۰. حضرت الیاس (ع)، ۲۱. حضرت الیسع (ع)، ۲۲. حضرت زکریا (ع)، ۲۳. حضرت یحیی (ع)، ۲۴. حضرت عُزیر (ع)، ۲۵. حضرت عیسی (ع) و ۲۶. پیامبر (ص). دیگر بعدازآن حضرت (ص) هیچ پیامبرى نیامده و نخواهد آمد.

انبیاء

انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ»: واژه انبیاء جمع نبی به معنای پیامبران و نام بیست‌ویکمین سورۀ قرآن، از سوره های مکی، با ۱۱۲ آیه و خاتم انبیا؛ از عنوان‌های پیامبر (ص) است. «أُولُوا الْعَزْمِ» به معنای صاحبان عزم و اراده، مردمان با عزم؛ کسانی که دارای صبر و کوشش و ثبات هستند که برگرفته از آیه ۳۵ سوره الاحقاف: (پس همان‌گونه كه انبیاء نستوه صبر كردند صبر كن و براى آن‌ها شتاب‌زدگی به خرج مده روزى كه آنچه را وعده داده می‌شوند بنگرند گویى كه آن‌ها جز ساعتى از روز را [در دنیا] نمانده‌اند [این] ابلاغى است پس آیا جز مردم نافرمان هلاكت‏ خواهند یافت.) است.  در این آیه برای برخى از انبیاء تعبیر «أُولُوا الْعَزْمِ» به معنای صاحبان عزم و اراده آمده است؛ و آن انبیاء با این تعبیر موردستایش واقع‌شده‌اند: « پس همان‌گونه كه انبیاء اولوالعزم صبر كردند، صبر كن. » در مورد این‌که مراد از انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» یادشده در این آیه چه کسانی هستند. در بین مفسرین اختلاف وجود دارد اما مشهور آن است که آن‌ها: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى و حضرت محمد (ص) هستند. كلمه «اولوا» به معناى صاحبان و دارندگان [۱] و «عزم» به معناى آهنگ و اراده كارى كردن [۲]، تصمیم گرفتن قطعى و به‌دوراز شك و تردید بر انجام كارى، قاطعیت و جدیت داشتن و صبر و استوارى داشتن در قصد انجام كار [۳] آمده است، بنابراین «أُولُوا الْعَزْمِ» كسانى هستند كه در تصمیم خویش قاطع و در اراده خود استوارند. واژه تركیبى» أُولُوا الْعَزْمِ» تنها ۱‌بار در قرآن و در آیه ۳۵ سوره احقاف به‌کاررفته است. در این آیه خطاب به پیامبر (ص) آمده است: «پس شكیبایى كن، همچنانکه انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» شكیبایى كرده‌اند… . » درباره این‌که مقصود از «أُولُوا الْعَزْمِ» چیست و انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» چه كسانى هستند ۳ نظریه مطرح‌شده است:

  • الف. برخى عزم را به معناى صبر دانسته‌اند و انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» را به انبیاء داراى صبر و تحمل در مقابل سختی‌ها و مشكلات تبلیغ احكام الهى تفسیر نموده‌اند. به دلیل آن‌که در آیه «أُولُوا الْعَزْمِ» از میان صفات، صفت صبر به‌عنوان ۱ صفت برجسته براى انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» مطرح‌شده است. [۴]
  • ب. بعضى از مفسرین با استناد به برخى از روایات، عزم در كلمه «أُولُوا الْعَزْمِ» را به معناى عهد دانسته‌اند. بعضى هم این معنا را از بعضى آیات قرآن هم چون آیه ۷ و ۸ سوره احزاب استظهار نموده‌اند چراکه در این آیات به مسئله گرفتن عهد و میثاق از انبیایى بزرگ هم چون حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى و محمد (ص) اشاره‌شده است.

هم‌چنین درآیاتى دیگر از انبیایى هم چون آدم نام‌برده شده است كه در عمل به عهد و میثاق الهى موفق نبوده است و از این عدم موفقیت به فقدان عزم در ایشان اشاره‌شده است. (سوره طه: ۱۱۵) بنابراین عزم به معناى عهد و میثاق هست. [۵] مطابق این تفسیر منظور از «أُولُوا الْعَزْمِ» انبیاء هستند كه خداوند از آن‌ها بر عبودیت و اطاعت تامه خویش [۶] یا بر ولایت پیامبر خاتم و اهل‌بیت ایشان (ع) [۷] پیمان گرفته است.

  • ج. عده دیگرى از مفسرین با توجه به پاره‌ای از روایات دیگر، انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» را به انبیاء داراى كتاب و شریعت تفسیر نموده‌اند. [۸] به‌عنوان نمونه در روایتى از امام رضا (ع) سؤال شد كه چگونه ایشان «أُولُوا الْعَزْمِ» شدند. حضرت فرمودند: زیرا نوح همراه با كتاب و شریعت مبعوث شد و هر كس بعد از ایشان آمد طبق كتاب و شریعت و روش ایشان عمل كرد تا این‌که ابراهیم با كتاب و صحف جدید آمد و هر پیامبرى بعد از ایشان آمد طبق شریعت حضرت ابراهیم عمل كرد. تا این‌که جناب موسى آمد و تورات را كه كتاب جدیدى بود آورد و بعدازآن هم مسیح با انجیل كه شریعت جدیدى بود آمد و تا زمان پیامبر (ص) هر كس می‌آمد طبق شریعت حضرت عیسى عمل می‌کرد تا این‌که پیامبر (ص) با قرآن و شریعت جدیدى آمد كه حرام و حلال آن تا روز قیامت به همان صورت باقى خواهد ماند. [۹]

انبیاءتعداد انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ»
مقصود از «أُولُوا الْعَزْمِ» آن گروه از انبیاء هستند كه صاحب‌شریعت بوده و شریعت پیشین را با ظهور خود نسخ کرده‌اند ـ و نخستین آن‌ها نوح، سپس ابراهیم و موسى و عیسى آن گاه پیامبر (ص) می‌باشند و همه‌ی آن‌ها سروران انبیاء بودند كه آسیاب رسالت بر محور  وجود آن‌ها می‌گردید. انبیاء كه درراه تبلیغ بسان كوه ایستاده و در برابر حوادث سخت، لغزش و هراسى به خود راه نداده‌اند. در رأس آن‌ها همان انبیاء صاحب‌شریعت یعنى نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و پیامبر اسلام بوده‌اند آن‌ها درراه تبلیغ آیین الهى برد بارى بیش‌تری داشته و باوجود تكذیب و آزار مخالفان بسان كوه استوار بوده‌اند. در مورد تعداد و مصادیق انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» گروه اى تمام آن‌ها را «أُولُوا الْعَزْمِ» دانسته‌اند و برخى «أُولُوا الْعَزْمِ» را ۱۸ رسولى دانسته‌اند كه نامشان درآیات ۸۲ تا ۹۰ سوره انعام آمده چون خداوند بعد از نام این انبیاء فرموده: پس به هدایت آن‌ها اقتدا كن و برخى بر اساس بعضى روایات، انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» را ۹ نفر دانسته و برخى دیگر آن‌ها را ۷ یا ۶ نفر دانسته‌اند. [۱۰] علامه طباطبائى و بعضى دیگر از مفسران «أُولُوا الْعَزْمِ» را ۵ پیامبر صاحب‌شریعت یعنى نوح، ابراهیم، موسى، عیسى و محمد دانسته‌اند [۱۱] که روایات دال بر این مطلب در حد مستفیض است. [۱۲] اما در مقابل بعضى دیگر معتقدند به دلیل آن‌که این روایات به حد تواتر نمی‌رسد، مفید یقین نیست و از آیات قرآن دلالتى قطعى بر انحصار انبیاء صاحب كتاب و شریعت در ۵ نفر در دست نیست. اگر به روایت یا روایاتى [۱۳] دست‌یابیم كه انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» یا صاحبان كتاب و شریعت را بیش از این ۵ نفر بیان كرده بود، می‌توان مفاد آن را تصدیق كرد. [۱۴] انبیاء «أُولُوا الْعَزْمِ» ۵ نفرند:

۱. حضرت نوح (ع)
۲. حضرت ابراهیم (ع)
۳. حضرت موسى (ع)
۴. حضرت عیسى (ع)
۵. حضرت محمّد (ص).

ر ک به:

  1. انبیاء الهی
  2. شغل انبیاء
  3. اهداف بعثت انبیاء
  4. وارث انبیاء و مبارز راه آزادی
  5. هدایت بشر توسط انبیاء الهی

پانویس:

  1. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۱۸۷، «الف».
  2. لسان‌العرب، ج‌۹، ص‌۱۹۳؛ القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۴۹۷، «عزم».
  3. التحقیق، ج‌۸‌، ص‌۱۲۱؛ اقرب الموارد، ج‌۳، ص‌۵۴۲‌، «عزم».
  4. تفسیر عاملى، ج ۷، ص ۵۳۳؛ تفسیر آیات الاحكام، ص ۶۸۰؛ تفسیر مراغى، ج ۲۱، ص ۱۳۲؛ التحریر والتنور، ج ۲۶، ص ۵۷.
  5. تفسیر القرآن العظیم، ج ۶، ص ۳۴۲ و كنزالدقائق، ج ۸، ص ۳۶۰.
  6. بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۳۵ و تفسیر القرآن الكریم، ج ۶، ص ۳۴۲.
  7. بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۳۵؛ المیزان، ج ۲، ص ۲۱۳؛ تفسیر الصافى، ج ۳، ص ۳۴۲، تفسیر قمى، ج ۲، ص ۶۶ و كنزالدقائق، ج ۸، ص ۳۶۰.
  8. المیزان، ج ۲، ص ۲۱۳؛ جوامع الجامع، ج ۶، ص ۲۷ و ۲۹؛ روح البیان، ج ۸، ص ۴۹۵؛ كنزالدقائق، ج ۱۲، ص ۲۰۳ و تفسیر المبین، ص ۵۵۰.
  9. البرهان فى تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۵۱؛ الصافى، ج ۵، ص ۱۹؛ كنزالدقائق، ج ۱۲، ص ۲۰۶؛ تفسیر البرهان، ج ۴، ص ۸۰ و عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۱۷۸.
  10. المیزان، ج ۱۸، ص ۳۳۳؛ روح المعانى، ج ۲۶، ص ۳۴ و ۳۵.
  11. المیزان، ج ۲، ص ۲۱۳؛ البرهان، ج ۳، ص ۷۷۶؛ تفسیر مراغى، ج ۲۱، ص ۱۳۲ و ج ۲۶، ص ۲۹.
  12. المیزان، ج ۲، ص ۱۴۵ و ۱۴۶ و ج ۱۸، ص ۲۲۰.
  13. روح المعانى، ج ۱۸، ص ۳۳۳.
  14. راه و راهنماشناسى، ج ۵، ص ۳۲۹ و المیزان، ج ۲، ص ۱۴۱ و ۱۴۲ و راه و راهنماشناسى، ج ۵، ص ۴۶.

منابع:

  1. مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۹۴.
  2. تفسیر برهان، ج ۴، ص ۱۷۹.
  3. عبدالله جوادى آملى- هدایت در قرآن، ص ۲۲.
  4. دانشنامه اسلامی؛ http://wiki.ahlolbait.com
  5. محمد امامى، مقاله بازكاوى هدایت و ضلالت در قرآن.
  6. مؤسسۀ فرهنگی هنری جام طهور؛ http://tahoor.com.
  7. خصال، ترجمه یعقوب جعفرى‏، نسیم كوثر، قم‏،۱۳۸۲‏، چاپ ۱، ص ۲۲۹.
  8. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فى تفسیر القرآن، جلد ۹ ص ۸.
  9. الفین، ترجمه جعفر وجدانى‏، سعدى و محمودى‏، تهران‏، چاپ ۱، ص ۱۰۱۳.
  10. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فى تفسیر القرآن، جلد ۱۲ ص ۲۹۲.
  11. امالى شیخ صدوق، ترجمه محمدباقر كمره‏اى‏، اسلامیه‏، تهران‏،۱۳۷۶، چاپ ۶، ص ۲۳۶.
  12. بحارالانوار، ترجمه موسى خسروى، ترجمه جلد ۷، اسلامیه‏، تهران‏،۱۳۶۳، چاپ ۲‏، ص ۶.
  13. دائرة‌المعارف قرآن، جلد ۵، مدخل «اولوالعزم» از محمدهادى ذبیح زاده روشن، در دسترس در دائرة‌المعارف قرآن (جلد ۵)، تاریخ بازیابی: ۱ شهریور ۱۳۹۵.
  14. دانشنامه کلام اسلامی، ج ۱، مدخل «اولوالعزم» از محمدجواد اصغرى، در دسترس در کتابخانه فقاهت، تاریخ بازیابی: ۱۷ آذرماه ۱۳۹۲.

باکس شناور "همچنین ببنید"

خانه‌اى در بهشت

خانه‌اى در بهشت

از کسانی که در اوج انسانیت و خدایی بودن قرار دارد، حضرت خدیجه (س) است. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *