خانه / دین شناسی / حدیث / أَبْرَار
إن الأبرار لفي نعيم

أَبْرَار

إن الأبرار لفي نعيمأَبْرَار، به معنای: نیکان، نیکوکاران، اهل مرتبه عالی ایمان، دارای منزلتی برتر از اولواالالباب (خردمندان) و نازل‌تر از مقرّبان، واﮊه‌ای است عربی که چندین‌بار در قرآن آمده و از این طریق در عرف و اهل سیر و سلوک نیز راه‌یافته است. مفهوم محوری واژه بِرّّ «نیکو‌بودن کار در برابر غیر» است و این معنا، با توجّه به اختلاف اشخاص، موضوعات و موارد، تفاوت دارد؛ چنان‌که بِرّّ خدا درباره بندگان، لطف و احسان به آن ها و درگذشتن از لغزش‌هایشان است و بِرّّ بنده در پیش‌گاه خدا، پیروی و عمل به وظایف بندگی است. بِرّ پدر به فرزندان، تربیت و تأمین آن ها و برآوردن نیازهایشان و بِرّّ فرزند به پدر؛ خدمت، خضوع و رحمت است و بِرّّ در سخن گفتن، راست‌گویی و در عبادت، منطبق بودن آن با شرایط ویژه عبادت است، وی اطلاق «بَرّ» بر قطعه‌های زمین و «بُرّ» بر گندم را نیز از همین باب می‌داند. در فرق خیر با بر برخی جامع‌ترین معنای بِرّّ را خیر دانسته‌اند؛ بااینکه این دو واژه مترادف نیستند؛ زیرا بِرّّ، خیری است که با «قصد» و «توجّه» توأم باشد؛ ولی در خیر، «قصد» شرط نیست؛ بلکه گاهی با «سهو» همراه است؛ ازاین‌رو «خیر» معنایی عام‌دارد. [۱]

أَبْرَارمعنای اصطلاحی بِرّ: مفهوم بِرّّ در فرهنگ قرآن، عام‌ترین مفهوم درزمینهٔ افعال اخلاقی و ویژه «افعال اختیاری» است. مفهوم قرآنی بِرّّ و به تعبیر دقیق‌تر، أَبْرَار در آیه ۱۷۷ سوره بقره به‌تفصیل بیان‌شده است، اوصاف أَبْرَار در این آیه، دربردارنده مراتب سه‌گانه اعتقاد، اخلاق و عمل است. بِرّّ همان احسان و تحقّق آن چنین است که آدمی کار خود را نیکو کند و کار نیک را برای نیک بودن آن یا ازاین‌رو که خیر دیگران در آن است، انجام‌دهد، نه برای پاداش یا تشکّر و در این راه، بر تلخی مخالفتِ با نفس، صبور باشد. خدای سبحان، بِرّّ را در کلام خود به‌ایمان و احسان در عبادت‌ها و معامله‌ها تفسیر کرده است.  به گفته برخی، بِرّّ حقیقی همان‌عمل صالح راستین است؛ امّا تظاهر به‌نیکوییِ عمل و بَر خود بستن پاکی، ورع و پیروی از آن‌ها و تظاهر به آن‌ها بِرّّ نیست. به‌گفته دیگر، طبق اجماع مفسّران، هرگونه اطاعتِ خدا بِرّّ نامیده می‌شود و به نظری، بِرّّ، هر چیزی از خیر و احسان و کار مورد رضایت خدا است که عامل نزدیکی به خدا باشد. [۲] بِرّّ به «گستردگی خیر و معروف» معنا شده است. برخی لغویان نیز این واژه را برگرفته از بَرّ یعنی بیابان (مقابل بَحْر) می‌دانند و چون در بَرّ وسعت لحاظ شده، بِرّّ را نیز به «توسّع در کار ‌نیک» معنا می‌کنند و برخی این سخن را تکلّف‌آمیز دانسته و گفته‌اند: بِرّّ با بَرّ که کلمه‌ای‌جامد و به معنای خشکی است، هیچ پیوندی ندارد؛ بلکه در حکمِ مشترک لفظی است.  برخی از مفسران و نیز بسیاری از فرهنگ‌نویسان این واﮊه را تنها جمع بَرّ دانسته‌اند. اما اکثر مفسران آن را جمع برّ و بارّ، هر دو، یادکرده‌اند. راغب اصفهانی نیز أَبْرَار را تنها جمع بارّ دانسته است. از آن‌جا که برّ به صیغۀ مفرد ۳ بار در قرآن مجید به‌کاررفته و بارّ در این کتاب مقدس نیامده است، نظر آن گروه از مفسران و فرهنگ‌نویسان که أَبْرَار را تنها جمع بارّ دانسته است. [۳] از آن‌جا که برّ به صیغۀ مفرد ۳ بار در این کتاب مقدس نیامده است، نظر آن گروه از مفسران و فرهنگ‌نویسان که أَبْرَار را تنها جمع برّ دانسته و جمع بارّ را بَرَرَه شمرده‌اند، استوارتر می‌نماید. در قرآن واژه «بِرّّ» با مشتقّاتش، درمجموع بیست بار در قرآن (أَبْرَار شش بار، بَرّ ۳ بار، بِرّّ هشت بار و بَرَرَة یک‌بار) به‌کاررفته است، اما أَبْرَار ۶ بار و در ۶ آیه از قرآن تکرار شده است. در ۴ آیه از این آیات به تعبیرات گوناگون از أَبْرَار به‌عنوان اهل نعیم و بهشت یادشده و در آیه‌ی أَبْرَار در علیین گفته‌شده است که کتاب (نامۀ اعمالِ) أَبْرَار در علیین (به اقوال گوناگون: زیر عرش، سدره المنتهی، لوحی از زبرجد آویخته در زیر عرش که اعمال افراد بشر در آن ثبت است، بالاترین طبقۀ بهشت) است و نیز در آیه‌ای دیگر از بان اولوالألباب (خردمندان) از پروردگار درخواست می‌شود که آن ها را با أَبْرَار بمیراند. [۴]

نیکان«أَبْرَار» در اسلام: یکی از اقسام نیکوکاران، أَبْرَار هستند. این نیکان روزگار در مرتبه بلندی قرار دارند. هم‌چنین قرآن جایگاه ویژه‌ای برای آن ها قائل شده و در سوره انسان اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) را به این نام ستوده و برخی از افکار و اعمال آن ها را بیان کرده است. مفسّران، در تفسیر أَبْرَار، تعریف‌ها یا تعبیرهای گوناگونی دارند؛ مانند کسانی که طاعت خدا را به‌طور کامل به‌جای آرند و او را از خود خشنود سازند و از گناهان بپرهیزند. آن ها که به خدا، پیامبر و روز بازپسین ایمانی از روی رشد و بصیرت دارند. مؤمنانی که در ایمان خود صادق‌اند. نیکوکارانی که کار نیک را فقط برای رضای خدا انجام می‌دهند؛ بی‌آنکه اغراض ناپسندی را در نظر داشته باشند.  برخی در تفسیر آیه ۱۹۳ سوره آل‌عمران مقصود از أَبْرَار را انبیا و اولیا دانسته‌اند. اگر بخواهیم همه ویژگی‌ها و صفات نیکان را بیان کنیم شاید مقدور نباشد، اما برخی از مهم‌ترین صفات ایشان در اینجا ذکر می‌شود تا با شناخت آن‌ها خود را آراسته به این صفات کرده در جرگه أَبْرَار درآییم.[۵] برخی از ویژگی‌های أَبْرَار و نیکان را بر اساس آموزه‌های اسلامی:

أَبْرَارمحبت خدا: از ویژگی‌های برجسته نیکان باید به محبت و دوستی خداوند اشاره کرد. پیامبر (ص) در حدیث قدسی می‌فرماید: یَقولُ اللّهُ عز و جل: طالَ شَوقُ الأَبرارِ إلى لِقائی، وأنَا إلَیهِم أشَدُّ شَوقا؛ خداوند عز و جل می‌فرماید: «نیکوکاران، به دیدار من شوق بسیار دارند؛ ولى من به آن ها مشتاق‌ترم». (الفردوس: ج ۵ ص ۲۴۰ ح ۸۰۶۷)

محبت پیامبر (ص): شکی نیست که ظهور محبت الهی را می‌بایست در محبت و اطاعت پیامبر (ص) و اهل‌بیتش (ع) ردگیری کرد. ازاین‌رو یکی از صفات نیکان و أَبْرَار دوستی و محبت ایشان است. امام على (ع) در یادکرد از پیامبر (ص) می‌فرماید: قرارگاه او [مکّه]، بهترین قرارگاه است و رویشگاهش، شریف‌ترین رویشگاه بود. در کاخ‌هاى کرامت و مهدهاى سلامت [و بی‌عیبی] رشد کرد. دل‌هاى نیکوکاران، متوجّه او شدند و زمامِ چشم‌ها به‌سوی او برگشتند. (نهج‌البلاغه: الخطبه ۹۶، بحار الأنوار: ج ۱۶ ص ۳۸۰ ح ۹۲)

محبت امام علی (ع): پیامبر (ص) دراین‌باره فرموده است: اى على! تو قسمت کننده بهشت و جهنّمی‌. با [معیار] دوستى توست که نیکوکاران، از بدکارانْ شناخته می‌شوند و میان بدان و خوبان، تمیز داده می‌شود. (الأمالی للصدوق: ص ۱۰۱ ح ۷۷) و درجایی دیگر، آن حضرت (ص) به على (ع) درباره این سخن خداوند تعالى: «پاداشى از نزد خداست»«و آنچه نزد خداست، براى نیکوکاران، بهتر است»؛ می‌فرماید: پاداش، تو هستى و نیکوکاران، یاران تو هستند. (تفسیر العیّاشی: ج ۱ ص ۲۱۲ ح ۱۷۷) ازاین‌رویت به دست می‌آید که خود حضرت امام على (ع) از ثواب‌های الهی به نیکان است. به این معنا که خود آن حضرت (ع) بهشتی برای أَبْرَار و نیکان به شمار می‌آید.

ابرارمحبت نیکان: نیکان به‌طور طبیعی نیکان را دوست می‌دارند، هرچند که ندیده و نشناخته باشند؛ زیرا این محبت قلبی و باطنی است و نیکان همواره مجذوب یکدیگر هستند؛ چنانکه گفته‌اند: کبوتر با کبوترباز با باز / کند هم‌جنس باهم‌جنس پرواز، این‌ها باهم این‌گونه هستند. سَدیر می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: به مردى برمی‌خورم و درحالی‌که تا پیش از آن روز، نه من او را دیده‌ام و نه او مرا دیده است، علاقه شدیدى نسبت به او احساس می‌کنم و چون با وى سخن می‌گویم، او را هم‌عقیده خویش می‌یابم و او نیز به من، اظهار می‌دارد که نسبت به من، چنین احساسى دارد. امام فرمود: «درست است، اى سَدیر‌! نیکوکاران‌، وقتى باهم روبرو می‌شوند، اگرچه دوستى خود را به زبان نیاورند، دل‌هایشان، به‌سرعت درآمیختن قطرات باران با آب رودخانه‌ها، به یکدیگر می‌پیوندند و بدکاران، وقتى باهم روبرو می‌شوند، اگرچه به زبان اظهار دوستى کنند، دل‌هایشان از یکدیگر دور است، همچون دورىِ دل‌هاى چارپایان از یکدیگر، هرچند روزگارى دراز بر سرِ یک آخور باهم علف بخورند». (الأمالی للطوسی: ص ۴۱۱ ح ۹۲۴) امام علی (ع) نیز می‌فرماید: با نیکوکارانْ مصاحبت نمی‌کنند، مگر همتایانشان. (غررالحکم: ج ۶ ص ۳۷۶ ح ۱۰۶۰۴) البته واکنش بدکاران نسبت به نیکان در هر دو حالت مثبت و منفی به نفع نیکان تمام می‌شود؛ زیرا امام صادق (ع) می‌فرماید: دوست داشتن نیکوکارانْ یکدیگر را، پاداشى براى نیکوکاران است؛ و دوست داشتن بَدانْ نیکوکاران را، فضیلتى براى نیکوکاران است؛ و نفرت بدکاران از نیکوکاران، زیورِ نیکوکاران است؛ و نفرت نیکوکاران از بدکاران، [مایه] خوارى و رسوایى بدکاران است. (الکافی: ج ۲ ص ۶۴۰ ح ۶)

اهل تسلیم در برابر خدا: نیکان از مصادیق بارز و آشکار مسلمانی هستند؛ زیرا در برابر خداوند تسلیم محض بوده و اماواگر نمی‌کند. ازاین‌رو امام علی (ع) درباره ایشان می‌فرماید: روش نیکوکاران، تسلیم شدن نیکوست. (غررالحکم: ج ۴ ص ۱۳۰ ح ۵۵۶۴)

وفاداری شایسته: هم چنین نیکان و أَبْرَار در وفاداری سر‌آمد هستند و شایسته‌ترین و نیکوترین وفا را به نمایش می‌گذارند. امام علی (ع) می‌فرماید: با وفادارىِ شایسته است که نیکوکاران، شناخته می‌شوند. (غررالحکم: ج ۳ ص ۲۳۶ ح ۴۳۳۱)

نیکی به والدین و فرزندان و برادران: اینان همواره به خویشان توجه و اهتمام ویژه‌ای دارند و به پدر و مادر و فرزندان و برادرانشان نیکی می‌کنند. پیامبر (ص) می‌فرماید: أَبْرَار، به این خاطر «أَبْرَار» نامیده شده‌اند که به پدر و مادر و فرزندان و برادران، نیکى کرده‌اند. (بحارالانوار: ج ۷۴ ص ۷۷ ح ۷۳) البته این نیکی در محدوده تنگ دنیا نیست بلکه حتی پس از مرگ آن ها با انواع روش‌ها بر آن هستند تا به آن ها نیکی روا دارند. ازاین‌رو پیامبر (ص) درجایی دیگر می‌فرماید: سید و سَرور أَبْرَار و نیکان در روز قیامت، کسى است که به پدر و مادرش بعد از وفاتشان، نیکى کند. (بحار الأنوار: ج ۷۴ ص ۸۶ ح ۱۰۱)

صبر و بردباری: از دیگر صفات برجسته نیکان این است که اهل صبر و مقاومت و بردباری در مشکلات و سختی‌ها و مصیبت‌ها هستند و صبرشان بلند و طولانی و زیباست. امام علی (ع) می‌فرماید: بردبارىِ درازْمدّت، از خصلت‌هاى أَبْرَار است. (غررالحکم: ج ۴ ص ۲۳۳ ح ۶۲۴۸)

تحمل خیر و خوبی‌ها: به این معنا که برای خیرخواهی پیشگام هستند و هر چه خیر بارشان کنند آن را تحمل می‌کنند و هرگز از خیر کردن خسته نمی‌شوند. امام علی (ع) می‌فرماید: طبیعت نیکوکاران، طبیعتى است که خیر بردار است. بنابراین، هراندازه که خیر، بارِ آن ها شود، آن را تحمّل می‌کنند. (غررالحکم: ج ۳ ص ۹۰ ح ۳۹۰۲)

گریزان از بدان: نیکان همان‌گونه که به نیکان گرایش دارند، از بدی و بدان گریزان هستند. این روش البته روش هر انسان کاملی است؛ زیرا تولی و تبری از اصول است و شخص همان‌گونه که باید جاذبه داشته باشد باید دافعه نیز داشته باشد تا مصداق اسم کمال شود؛ چراکه کمال در دو اسم جمال و جلال تجلی می‌کند. ازاین‌رو امام علی (ع) می‌فرماید: جان‌هاى نیکوکاران، از جان‌هاى بدکاران، گریزان است. (غررالحکم: ج ۶ ص ۱۹۰ ح ۱۰۰۰۸) آن حضرت (ع) درجایی دیگر می‌فرماید: جان‌هاى نیکوکاران، از [پذیرش] کردارهاى بدکاران، ابا دارند. (غررالحکم: ج ۶ ص ۱۹۰ ح ۱۰۰۰۹)

زهد و بی‌رغبتی به دنیا: پیامبر (ص) به امام على (ع) می‌فرماید: اى على! خداوند، تو را به زیورى آراسته است که بندگان به زیورى محبوب‌تر از آن در نزد خدا، آراسته نشده‌اند و آن، زیورِ أَبْرَار در نزد خداست: بی‌رغبتی به دنیا. خداوند تو را چنان قرار داده که نه تو از دنیا چیزى برمی‌گیری و نه دنیا از تو چیزى برمی‌گیرد. (حلیه‌ًْالأولیا: ج ۱ ص ۷۱)

ترک آزار رسانی به دیگران: نیکان را با اذیت و آزار میانه‌ای نیست. حفص بن غیاث می‌گوید: امام صادق (ع)[به من] فرمود: «اى حَفْص! خداوند- تبارک‌وتعالی- می‌داند که بندگان چه خواهند کرد و به چه سویى رهسپارند. ازاین‌رو، وقتى گناه می‌کنند، چون از پیش به آنچه می‌کنند، آگاه است، در برابرشان بردبارى می‌نماید. پس مبادا نرم‌خویی و مدارا از جانب کسى که بیم از دست دادن چیزى را ندارد (یعنى خداوند)، تو را بفریبد!». امام سپس این سخن خداوند متعال را: «آن است سراى واپسین» تا آخر آیه، خواند و شروع به گریستن کرد و فرمود: «به خدا سوگند که با این آیه، آرزوها از میان می‌رود!». سپس فرمود: «به خدا سوگند که نیکوکاران، رستگارند! آیا می‌دانى که آن‌ها چه کسانى هستند؟ آن ها، کسانى هستند که حتّى مورچه‌اى را نمی‌آزارند. براى ترس از خدا، علم [به او] کافى است و براى غرّه شدن به خدا، جهل [نسبت به او] بس است». (تفسیر القمی: ج ۲ ص ۱۴۶)

حیا و عفت: شکی نیست که بنیاد و پایه اخلاق همان حیا و عفت است که مظهر اصلی عقلانیت و دین‌داری نیز هست (کافی، ج ۱، کتاب عقل و جهل) پس نیکان که در اوج قله اخلاق نشسته‌اند، حامل عفت و حیا و مظهر روشن آن هستند. امام علی (ع) نیز می‌فرماید: حیا و خویشتن‌داری، از ویژگى‌هاى ایمان و این دو، از خصلت‌هاى آزادگان و شیوه أَبْرَار است. (غررالحکم: ج ۲ ص ۵۸۴ ح ۳۶۰۵)

عمل به واجب و ترک حرام: هم چنین نیکان به‌طور طبیعی از هرگونه حرامی پرهیز داشته و عامل به تمام واجبات هستند و هر گز از خدا و وظایف و تکالیف خود غافل نیستند. امام علی (ع) درباره ایشان می‌فرماید: ۳ چیز، از کارهاى نیکوکاران است: به‌جا آوردن واجبات، دورى کردن از حرام‌ها و پرهیز از غفلت در دین. (بحارالانوار: ج ۷۸ ص ۸۱ ح ۷۴)

اهل حکمت و سکونت: به این معنا که نیکان همه‌کاره‌ای‌شان حکمیانه و هدفمند بوده و در آرامش و سکونت به سر می‌برند و هرگز با چیزی دچار اضطراب نمی‌شوند. امام على (ع) می‌فرماید: حکمت را جامه زیرین خویش ساز و آرامش را رَداى خود؛ زیرا این دو، زیور نیکان است. (غررالحکم: ج ۲ ص ۱۸۷ ح ۲۳۲۴)

ایثار و ازخودگذشتگی: این امر را می‌توان از آیات سوره انسان که در وصف اهل‌بیت (ع) آمده به دست آورد. امام على (ع) می‌فرماید: ازخودگذشتگی، خصلت أَبْرَار و شیوه نیکان است. (غررالحکم: ج ۲ ص ۱۶۴ ح ۲۲۰۸ وج ۱ ص ۱۵۹ ح ۶۰۶) آن حضرت (ع)، درباره این سخن خداوند متعال: «و هرچند در خودشان احتیاجى مبرم باشد، آن‌ها را بر خودشان مقدّم می‌دارند»، (حشر/۹) فرمود: «خود را بر او (برادر دینی)، در چیزى که او به آن از تو محتاج‌تر است، مقدّم مدار». (مستدرک الوسائل: ج ۷ ص ۲۲۱ ح ۴۸۰۶۵)

صداقت وامانت: از دیگر ویژگی‌های نیکان راستی وامانت داری است. امام علی (ع) می‌فرماید: به‌راستی وامانت داری پایبند باش؛ زیرا این دو، خصلت نیکان است. (غررالحکم: ج ۲ ص ۱۸۷ ح ۲۳۲۵)

ترک عجب و خودپسندی: امام على (ع) درباره صفات بندگان خدا می‌فرماید: در دل، خود را مردمانى بد می‌بینند، درحالی‌که [درواقع] افرادى زیرک و أَبْرَار و نیکوکارند. (تحف‌العقول: ص ۳۹۴) خصلت‌های دیگر: البته در روایات خصلت‌های دیگری برای آن ها بیان‌شده که ازجمله آن‌ها این روایات است: پیامبر (ص) به کسى که از ایشان، درباره نشانه‌هاى نیکوکار پرسید، فرمود: نشانه أَبْرَار و نیکوکار، ده چیز است: براى خدا، دوست می‌دارد و براى خدا، دشمن می‌دارد؛ براى خدا، یار و همراه می‌شود؛ براى خدا، جدا می‌گردد و براى خدا، خشم می‌گیرد و براى خدا، خشنود می‌شود و براى خدا، کار می‌کند و خداجوست و در برابر خدا، خاشع است و ترسان و هراسان و پاک و بااخلاص و باحیا و مراقب [خود] است و براى خدا، نیکى می‌کند. (تحف‌العقول: ص ۲۱، بحار الأنوار: ج ۱ ص ۱۲۱ ح ۱۱) آن حضرت (ص) می‌فرماید: اى اُسامه! بدان که با منزلت ترینِ مردم پیش خدا و پُرثواب ترین و گرامی‌ترینِ آن‌ها به هنگام بازگشت به‌سوی او، کسى است که در دنیا، غم و اندوهش طولانى و مداوم باشد و نیز گرسنگى و تشنگی‌اش بیشتر باشد. آن ها، أَبْرَار، پرهیزکاران و نیکان‌اند که اگر [در مجلسى] حاضر باشند، شناخته‌شده نیستند و اگر غایب باشند، کسى در پىشان نمی‌رود. (مستدرک الوسائل: ج ۱۶ ص ۲۱۸ ح ۱۹۶۴۵) امام على (ع) نیز صفات دیگری را برای نیکان برمی‌شمارند. ایشان می‌فرماید: خداوند، بندگانى دارد که ترس از خدا، دل‌هایشان را شکسته است. ازاین‌رو، زبان از گفتار، فروبسته‌اند، درحالی‌که مردمانى سخنور و بلیغ و خِردمند و بزرگوارند. باکارهای پاک، به‌سوی خدا می‌شتابند، عمل بسیار را در پیشگاه او، بسیار نمی‌شمارند و به عمل اندک برایش خشنود نمی‌شوند. خود را بد می‌دانند، درحالی‌که مردمانى زیرک و نیکوکارند. (بحارالانوار: ج ۱ ص ۱۴۹ ح ۳۰) امام صادق (ع) نیز می‌فرماید: به خدا سوگند که نیکان، رستگارند و بَدان، زیانکار. آیا می‌دانى که آن ها، کیان‌اند؟ همانان که از او (خدا) می‌ترسند و از او پروا می‌دارند و باکارهای شایسته، خود را به او نزدیک می‌سازند و در نهان و آشکار، از او بیمناک‌اند. [آرى!] براى ترس از خدا، علم [به او] کافى است و براى غرّه شدن به او، جهل [و نشناختن او] بس است. (مستدرک الوسائل: ج ۱۱ ص ۲۳۳ ح ۱۲۸۳۵) حضرت عیسی (ع) نیز این صفات را برای نیکان برمی‌شمارد و می‌فرماید: نیکى، در ۳ چیز است: گفتار و نگاه و سکوت. کسى که گفتارش در غیر ذکر [خدا] باشد، بیهوده‌گویی کرده است؛ کسى که نگاهش بدون عبرتِ آموختن باشد، غافل است؛ و کسى که سکوتش همراه با اندیشیدن نباشد، وقتش را تلف‌کرده است. (ثواب الأعمال: ص ۲۱۲ ح ۱)

أَبْرَارمصادیق بِرّ: در تفسیر بِرّّ، در کلام دیگر مفسّران اموری ذکرشده که بیش‌تر از سنخ مصداق است؛ چون طاعت، صدق، ثواب یا بهشت، صله‌رحم یا پیوند، تقوا، اعمال مقبول، مهربانی، احسان  و صدقه. [۶]

بِرّ بر اساس شأن نزول: بااینکه مفسّران در برخی موارد، بر اساس شأن نزولِ آیات، مقصود از بِرّّ را مصادیقی خاص از «خیر» یا دیگر معانی بِرّّ ذکر کرده‌اند، حمل این واژه را بر مفهوم عام واصلی آن ترجیح داده‌اند. پیامبر (ص) در پاسخ پرسشی درباره بِرّّ، آیه ۱۷۷ سوره بقره را که دربردارنده برخی عقاید و اعمال واجب و مستحب است، تلاوت کرد. [۷]

نیکان و نیکوکارانر ک به:

  1. نیکوکاران
  2. تجلّی احسان
  3. پاداش نیکوکاری
  4. احسان و نیکوکاری
  5. شناسایی نیکوکاران

پانویس:

  1. بَر : ج أَبْرَار و بُرُور : مترادف ( البَارّ ) است به معنای نيكوكار ، راست‌گوی ، خوبان و صالحان ، راستگويان و از نامه‌ای خداوند متعال است. ج بُرُور : زمين خشك و بی‌آب و گياه ، بيابان ؛ « بَرّاً و بَحْراً »: خشكى و دريائى ؛ « جَلَسْتُ بَرّاً »: بيرون از خانه نشستم ؛ « خَرَجَ بَرّاً »: به‌سوی بيابان رفت. التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۴۹، «برّ»، مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲، الفروق اللغویه، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص‌۱۱۴، محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفه. ص‌۹۵ و لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۳۷۰، «برّ».
  2. اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۶۷‌، بقره /سوره ۲، آیه ۱۷۷، المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸، المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۴، بقره/سوره ۲، آیه ۱۷۷، المیزان، ج‌۵‌، ص‌۱۶۳، التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۰، «برّ»، جامع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۶۷ و مواهب‌الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۲.
  3. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۱، محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفه. زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳، بیروت، دارالمعرفه. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۱۴۲، قاهره، ۱۳۲۵ ق. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۲، ص ۹۰۸، هاشم رسولی محلاتی و فضل اللـه یزدی طباطبائی، بیروت، ۱۴۰۸ ق/۱۹۸۸ م. ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه، ج ۱، ص ۱۱۶، طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناجی، قاهره، ۱۳۸۳ ق/۱۹۶۳ ن. قرطبی، محمد ابن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۹، ص ۱۲۵، بیروت، ۱۹۶۷ م. طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، احمد حبیب قصیر العاملی، ج ۳، ص ۹۲، بیروت، داراحیاء التراث العربی. میبدی، احمدبن محمد، کشف الاسرار وعده الأَبْرَار، ج ۱۰، ص ۳۱۸، علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۶۱ ش. میبدی، احمدبن محمد، کشف الاسرار وعده الأَبْرَار، ج ۱۰، ص ۴۰۶، علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۶۱ ش. زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، ج ۱، ص ۴۸۹، بیروت، دارالمعرفه. فخر رازی، محمدبن عمر، التفسیر الکبیر، ذیل آیۀ ۱۹۳ از سورۀ آل‌عمران. طور/سوره ۵۲، آیه ۲۸. مریم/سوره ۱۹، آیه ۱۴ و آیه ۳۲. اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۰.
  4. اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۶۹، آل‌عمران/سوره ۳، آیه ۱۹۸.. دهر/سوره ۷۶، آیه ۵. انفطار/سوره ۸۲، آیه ۱۳. مطففین/سوره ۸۳، آیه ۲۲. مطففین/سوره ۸۳، آیه ۱۸. آل‌عمران/سوره ۳، آیه ۱۹۳.
  5. جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۸۲. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۹۰۸. التبیان، ج‌۳، ص‌۸۵. کشف‌الأسرار، ج ۱۰، ص‌۴۰۶. جامع‌البیان، مج ۱۴، ج‌۲۹، ص‌۲۵۷. المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۴. کشف‌الأسرار، ج‌۱۰ ص‌۳۱۸. التبیان، ج‌۱۰، ص‌۳۰۲. آل‌عمران/سوره ۳، آیه ۱۹۳ و کشف‌الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.
  6. آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۲۸۵. روح‌المعانی، ج‌۱، ص‌۳۹۳. آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۲۸۵. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲. زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، بیروت، دارالمعرفه. ج‌۱، ص‌۳۸۴. مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۴۰۸. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲. التفسیر الکبیر، ج‌۹، ص‌۱۴۶. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۳. زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳، بیروت، دارالمعرفه.
  7. زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳، بیروت، دارالمعرفه. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۴۰. روح‌المعانی، ج‌۱، ص‌۳۹۳. بقره/سوره ۲، آیه ۱۷۷. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص‌۱۱۴، محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفه.

منابع:

  • دانشنامه موضوعی قرآن. 
  • دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص۶۲۴.    
  • (۱) ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه، طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناجی، قاهره، ۱۳۸۳ ق/۱۹۶۳ ن.
  • (۲) ابن بابویه، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا، محمدمهدی خرسان، نجف، ۱۳۹۰ ق/۱۹۷۰ م.
  • (۳) ابن شهر آشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابی‌طالب، قم، مطبعه علمیه.
  • (۴) ابن عربی، محیی‌الدین، تفسیر القرآن الکریم، مصطفی غالب، بیروت، ۱۹۷۸ م.
  • (۵) ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روج‌الجنان، قم، ۱۴۰۴ ق.
  • (۶) احسایی، احمدبن زین‌الدین، شرح الزیاره الجامعه الکبیره، کرمان، ۱۳۵۵ ش.
  • (۷) انصاری، خواجه عبداللـه، صد میدان، قاسم انصاری، تهران، ۱۳۵۸ ش.
  • (۸) انصاری، خواجه عبداللـه، طبقات الصوفیه، عبدالحی حبیبی، کابل، ۱۳۴۱ ش.
  • (۹) باخرزی، یحیی بن احمد، اورادالاحباب و فصوص الآداب، ایرج افشار، تهران، ۱۳۴۵ ش.
  • (۱۰) راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفه.
  • (۱۱) روزبهان بقلی، عرائس البیان فی حقائق القرآن، نولکشور، ۱۳۰۱ ق.
  • (۱۲) زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، بیروت، دارالمعرفه.
  • (۱۳) سرّاج طوسی، ابونصر، اللمع، رینولد نیکلسون، لیدن، ۱۹۱۴ م.
  • (۱۴) سیوطی، الدرر المنثور، تهران، ۱۳۹۲ ق.
  • (۱۵) طبرسی، مجمع البیان، هاشم رسولی محلاتی و فضل اللـه یزدی، بیروت، ۱۴۰۸ ق/۱۹۸۸ م.
  • (۱۶) طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره، ۱۳۲۵ ق.
  • (۱۷) طوسی، محمدبن حسن، التبیان، احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
  • (۱۸) عطار، محمدبن ابراهیم، تذکره الاولیاء، رینولد نیکلسون، لیدن، ۱۹۰۵ م.
  • (۱۹) عیّاشی، محمدبن مسعود، التفسیر، هاشم رسولی محلاتی، تهران، ۱۳۸۰ ق.
  • (۲۰) فخر رازی، محمدبن عمر، التفسیر الکبیر.
  • (۲۱) قرطبی، محمد ابن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ۱۹۶۷ م.
  • (۲۲) میبدی، احمدبن محمد، کشف الاسرار وعده الأَبْرَار، علی‌اصغر حکمت، تهران، ۱۳۶۱ ش.
  • (۲۳) نسفی، عزیزالدین بن محمد، کتاب الانسان الکامل، ماریان موله، تهران، ۱۹۶۲ م.
  • (۲۴) نصیرالدین طوسی، محمدبن محمد، اخلاق ناصری، مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، ۱۳۶۰ ش.
  • (۲۵) هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، د ﮊوکوفسکی، لنینگراد، ۱۹۳۶ م.
  • (۲۶) طباطبائی، محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسه‌الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ ق/۱۹۷۱ م، ۷/۱۶۱-۱۶۵. (۲۷) فروزانفر، بدیع الزمان، احادیث مثنوی، تهران، ۱۳۶۱ ش.

باکس شناور "همچنین ببنید"

ارادت صادقانه

ارادت صادقانه

اِخلاص، به معنای پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل تنها برای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *