خانه / دین شناسی / خلوت‌نشینی
خلوت‌نشینی

خلوت‌نشینی

خلوت‌نشینیاِعْتِكاف یا خلوت‌نشینی، مصدر باب افتعال از ریشه «عَ کَ فَ» به معنای محبوس‌کردن و روی‌آوردن به چیزی است. اِعْتِكاف به معنای روی‌آوردن و ملازمت با چیزی، همراه با تعظیم آن است. [۱] به توقّف سه روز یا بیشتر در مسجد به‌قصد قربت و با شرایط مخصوص، اِعْتِكاف، و به شخص به‌جا آورندۀ اِعْتِكاف، معتکف گویند. [۲] اِعْتِكاف، یعنی وقوف، تنها برای خدا و به‌قصد قربت. اصل، وقوف است و ماندن در مسجد؛ اما دل‌های مؤمن طاقت نمی‌آورد که تنها بنشیند و به کاری و عبادتی مشغول نشود. [۳] اِعْتِكاف، فرصت چندروزه ایی است که انسان در اختیار دارد تا شیرینی عبادت دیگر را نیز بچشد؛ شیرینی نماز خالص در محضر خدا، شیرینی روزه و لب به دنیا نزدن، شیرینی ادعیه ایی که چنان پله‌های یک نردبان، موجب وصل بنده به پروردگارند. حضور پیوسته در عرصه اجتماع و کار و تلاش عملی، رفته‌رفته، روحیه عمل‌گرایی را در انسان تقویت می‌کند؛ ولی از سویی، چه‌بسا انسان را از درون تهی کند؛ تا آنجا که چیزی جز عمل بیشتر نیندیشد. شخص عمل‌گرا و عمل زده، حتی فرصت نمی‌یابد نتایج کارها و تلاش‌های خود را هم به‌درستی ارزیابی کند. اِعْتِكاف در مسجد، برای یک مسلمان، فرصتی است تا او به فراخور توان و مشاغل اجتماعی‌اش، هرچند گاه برای مدّتی از جامعه و مردم منقطع شود و به درون روی آورد. اِعْتِكاف کننده در فضای روحانی مسجد و دوران اِعْتِكاف، فرصتی می‌یابد با سعود خویش، هر چه بیشتر انس بگیرد و پیوندش را با مبداءِ هستی استوار نماید. اِعْتِكاف، زمینه مناسبی است تا آسان به کاوش درباره انگیزه‌ها و روحیات خویش بپردازد و در راستای رفع نقص وتکامل آن بکوشد. از دیگر کارهایی که تلاش برای برپایی اِعْتِكاف و برنامه‌های همانند آن را دوچندان می‌کند، نقش مهم و کارسازی است که این‌گونه مراسم عبادی و معنوی در رؤیایی بانفوذ فرهنگ بیگانه ایفا می‌کند. فردی که در مراسم اِعْتِكاف، طعم شیرین ایمان و انس باخداوند را می‌چشد، به‌مرورزمان، لذّت‌های مادی و شهوانی در دیدگانش حقیر و بی‌ارزش می‌شود و به‌آسانی در گرداب فساد و باورهای ضدّ دینی گرفتار نمی‌شود. سه روز کامل، در دریای عشق و عبادت الهی غوطه‌ور شدن و امساک از هرگونه مسائل دنیوی و خلوت باخداوند متعال، نیرویی شگرف در انسان پدید می‌آورد که می‌تواند سپر مقاومی در برابر تهاجمات بیگانگان ظاهری و باطنی باشد، به‌شرط آن‌که انسان از این نیرو محافظت کند و در مواقعی که باید، آن را به کارگیرد. مراسمی چون اِعْتِكاف، ازآنجاکه پیامی عملی و درسی عبرت‌آمیز برای مردم است، حضور مؤمنان در مسجد، حقیقت نوعی دعوت به خداپرستی و دین‌مداری است و برای آن‌ها‌که از روزمرگی‌ها خسته شده‌اند و به دنبال گوشه خلوتی در این دنیا می‌گردند تا به خود و کرده‌های خود بیندیشند، معرفی الگوی خوبی به شمار می‌آید. اِعْتِكاف، این جمله را در ذهن تداعی می‌کند که یک‌عمر خوردیم و خوابیدیم تنها برای دل خودمان؛ حالا فقط سه روز نخوردیم و نخوابیدیم فقط برای خود خدا… . اِعْتِكاف، از عبادت‌های ویژه اسلام نیست، بلکه در ادیان دیگر نیز وجود داشته و در اسلام، استمرار یافته است.

اِعْتِكاف در قـرآن: واژه اِعْتِكاف در قرآن نیامده؛ ولی مشتقات ماده «عکف» از ثلاثی مجرد به‌صورت اسم فاعل ۷ بار و در شکل اسم مفعول و مضارع هرکدام یک‌بار آمده است. در قرآن آیات متعددی وجود دارند که اصطلاح اِعْتِكاف در آن‌ها به‌کاربرده نشده است؛ اما بر حقیقت اِعْتِكاف که خلوت‌نشینی و دوری موقت از مردم و اشتغالات است، تأکید دارد؛ مانند داستان اصحاب کهف و خلوت‌نشینی حضرت ابراهیم (ع) و حضرت مریم (س)  و … . [۴] در تمام این آیات بشارت داده‌شده است که این اعتزال و خلوت‌نشینی، برای ایشان برکات و اثرات فراوانی داشته است. علامه طباطبایی (ره) ذیل آیه: «فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا …» [۵]: کلمه حجاب به معنای هر چیزی است که چیزی را از غیر بپوشاند. از این کلمه برمی‌آید که گویی حضرت مریم (س)، خود را از اهل خویش می‌پوشاند و در مسجد به اِعْتِكاف می‌پرداخت. [۶] می‌توان گفت برخی از آیات قرآن‌هم از ریشه‌دار بودن اِعْتِكاف در ادیان گذشته خبر می‌دهند. فرمودیم: به ابراهیم و اسماعیل توصیه نمودیم تا خانه‌ام را برای طواف کنندگان، معتکفان و نمازگزاران، تطهیر کنند. [۷] چنان چه لفظ «عاکفین» را به معنای معتکفین تفسیر کنیم، از این آیه استفاده می‌شود که در زمان حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) نیز عبادتی به نام «اِعْتِكاف» وجود داشته و پیروان دین حنیف، گرداگرد کعبه، معتکف می‌شده‌اند. از قرآن مجید هم‌چنین، استفاده می‌شود کرد که حضرت مریم (س) آنگاه‌که افتخار ملاقات با فرشته الهی نائل آمد، از مردم بریده بوده و در خلوت به سر می‌برده است. علامه طباطبایی آورده است: «گویا مقصود از دوری مریم از خودم، بریدن از آن‌ها و روی آوردن به اِعْتِكاف برای عبادت بوده است.» [۸] حتی برخی از روایات اهل سنّت نشان می‌دهد که در دوران جاهلیّت هم عملی به‌عنوان اِعْتِكاف، در میان مردم، رایج بوده است. علامه حلّی در کتاب «تذکرة الفقهاءِ» به مشروعیت اِعْتِكاف در ادیان پیشین تصریح کرده است. حضرت موسی (ع) با آن‌که مسئولیت سنگین رهبری و هدایت امت را بر دوش داشت، برای مدت‌زمانی، آن‌ها را رها کرد و برای خلوت کردن با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردی و با شتاب به‌سوی ما شتافتی؟ عرض کرد: پروردگارا به‌سوی تو آمدم تا از من راضی شوی. [۸] [۹] هم‌چنین قرآن مقام معتکفان و مقیمان درگاه الهی را آن‌چنان بالا می‌برد که می‌فرماید: وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاكِفینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم كه: خانه مرا براى معتكفان (طواف‏ كنندگان) و ركوع و سجودكنندگان پاكیزه كنید. [۱۰] خداوند به بندگان برگزیده خود، یعنی حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) دستور می‌دهد خانه مرا، برای معتکفان پاکیزه کنید و این فرمان از لطف و عنایت ویژه الهی به معتکفان حکایت می‌کند؛ چراکه خداوند، بندگان برگزیده خود را مأمور این کار می‌کند و تعبیر لطیف و مهربانه‌ای را به کار می‌برد و می‌فرماید: «خانه من را برای معتکفان پاک‌کنید.» خداوند مانند کسی که مهمانی ویژه‌ای ترتیب داده و به مهمان خود علاقه خاصّی دارد و از آمدن او خوشحال است، تکلّم فرموده است. [۱۱]

ارکان اِعْتِكاف: ارکان در هر عبادت یعنی اجزایی که اگر عمداً یا سهواّ ترک شوند، آن عبادت باطل می‌شود. اِعْتِكاف نیز ارکانی دارد که عبارت‌اند از:

  1.  نیت و قصد قربت
  2.  توقف درمسجد جامع شهر
  3.  کمتر از سه روز نبودن اِعْتِكاف

روزه‌دار بودن معتکف در ایّام اِعْتِكاف: روزهای ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ رجب که به «ایّام البیض» معروف‌اند، روزهای فرخنده ایی برای به‌جا آوردن این سنّت محمّدی (ص) به شمار می‌روند. هرساله شمار زیادی از مؤمنان، مشتاقانه در این ایّام که مصادف با مولود کعبه، فخر عالم امکان، امام علی (ع) هم هست، به مساجد جامع شهر می‌روند تا سهمی هم برای خلوت خود باخدا بردارند. ایّام اِعْتِكاف اگرچه روز خاصّی ندارد؛ امّا همان‌طور که در ایران، ۳ روز ایّام البیض برای اِعْتِكاف معروف شده است، در بسیاری از کشور‌های اسلامی دیگر، ده روز آخر ماه مبارک رمضان مساجد جامع برای اِعْتِكاف و پذیرایی از مؤمنان خداجو، خود را آماده می‌کنند. چنان چه در سیره پیامبر هم هست که به ده روز آخر ماه مبارک اهمیّت فراوانی می‌دادند. بستر خود را در این ده روز جمع می‌کردند و ایّام خود را تماماً به عبادت می‌پرداختند. از طرفی آن‌قدر این ده روز برایشان مهم بود که به جبران سالی که به خاطر جنگ بدر، نتوانسته بودند مراسم اِعْتِكاف را به‌جا بیاورند، سال بعدش، بیست روز اِعْتِكاف کردند و این نشان‌دهنده میزان اهمیت این سنّت نیکو در سیره پیامبر (ص) است. امام حسن و امام حسین (ع) نیز هرساله در مسجد معتکف می‌شدند و این سنّت را که از جدّ خودآموخته بودند، نسل به نسل منتقل می‌کردند. امام صادق (ع) می‌فرماید: ثواب زیارت امام حسین (ع) برابر با ثواب یک حجّ و یک‌عمره و دو ماه اِعْتِكاف در مسجدالحرام است. [۱۲] که درواقع همین حدیث، اهمیت و جایگاه بالای اِعْتِكاف را نشان می‌دهد؛ به گونه ایی که می‌شود ثواب آن را با ثواب زیارت امام حسین (ع) مقایسه کرد.

خلوت‌نشینیاعتکاف در ادب فارسی

زاهد خلوت‌نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

باز به پیرانه‌سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

قطره باران ما گوهر یک‌دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری

حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد [۱۳]

خلوت‌نشین

در حلقه درویش ندیدیم صفایی

در صومعه از او نشنیدیم ندایی

در مدرسه از دوست نخواندیم کتابی

در مأذنه از یار نشنیدیم صدایی

در جمع کتب، هیچ حجابی ندریدیم

در درس صحف، راه نبردیم به‌جایی

در بتکده، عمری به بطالت گذراندیم

در جمع حریفان، نه دوایی و نه دائی

در جرگه عشاق رویم تا که بیابم

از گلشن دلدار، نسیمی، ردپایی

این ما و منی، جمله ز عقل است و عقال است

در خلوت مستان، نه منی هست و نه مایی. [۱۴]

کتاب ستان:

  1. «اثرات و برکات اعتکاف»، معصومه حیدری؛ ناشر مؤلف.
  2. «حکمت عبادت»، آیةالله جوادی آملی، مرکز نشر اسرار.
  3. «اعتکاف، تطهیر صحیفه اعمال»، مسجد مقدّس جمکران.
  4. «اعتکاف، سنّتی محمّدی»، رحیم نوبهار، مؤسسه عمران مساجد.
  5. «اعتکاف، ره‌توشه سالکان»، سید مهدی شمس‌الدین، انتشارات قدس.
  6. «اعتکاف در خلوت انس»، سیّد حمید محمود زاده حسینی، انتشارات قدس.
  7. «اعتکاف، سیاحتی عرفانی و ضیافتی رحمانی» محمّدحسن مؤیدی، نشر آفرند.
  8. «با راهیان کوی دوست، اعتکاف»، مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما و مؤسسه فرهنگی طه.

برای کسب اطلاع بیش تر، ر ک به:

  1. اِعْتِكاف
  2. خلوت نياز
  3. خلوت‌نشینی
  4. در خلوت حراء
  5. احکام اِعْتِكاف
  6. اِعْتِكاف چیست؟

محمّدرضا عابدی

پانویس:

  1. اِعْتِكاف، ازنظر لغوی مصدر باب افتعال از «عکف» است، که به معنی درنگ کردن و ادامه دادن، گوشه گیری، عُزلت، در جائی مثل مسجد برای عبادت مقیم شدن است. در دین اسلام، منظور از اِعْتِكاف آن است که شخص به‌منظور عبادت در مسجد متوقّف شود. زبیدی، مرتضی، تاج‌العروس، ج ۱۲، ص ۳۹۶-۳۹۷، ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج ۹، ص ۳۴۰-۳۴۱، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات، ص ۵۷۹، «عکف»، معجم مفردات الفاظ القرآن و طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع‌البحرین، ج ۲، ص ۲۲۹. البته خلوت‌نشینی یا چلّه نشین ، كسي كه در كنج خلوت و تنهايي به سر می‌برد از اعمال و امور بنیادی عرفان و تصوّف است که اکثر نویسندگان در کتب عرفانی معمولاً قسمتی از کتاب را به این موضوع اختصاص داده و به بیان شرایط و آداب آن پرداخته‌اند. خلوت‌نشینی بنای اصلی سلوک راه دین و بهترین وسیله برای وصول به مقامات یقین است. خلوت‌نشینی وسیله‌ای برای رسیدن به محل منیف مقامات و منصب شریف احوال است. خواجه عبدالله انصاری در طبقات الصّوفیه خلوت را چنین تعریف می‌کند که خلوت بازداشتن اذیت و آزار خود از خلق است و نگریستن در دوستی است، طول مدت خلوت‌نشینی با استناد به آیه ۱۴۲ سوره اعراف و قول پیامبر (ص) که فرمود: هرکس خود را ۴۰ شبانه‌روز برای خدا خالص گرداند، چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبانش جاری گردد، ۴۰ روز تعیین‌شده و حکمت تعیین ۴۰ روز آن است که به هرروزی حجابی از حجب دل سالک مرتفع شود و قربی پدید آید تا بعد از ۴۰ روزی که صاحب خلوت به اخلاص برمی‌آورد حجاب‌های ۴۰‌ گانه مرتفع و منکشف گردد و مشاهده جمال ازلی او را محقق و مصور گردد و نیابیع حکمت از دل او بر زبانش جاری گردد. (ترجمه رساله قشریّه؛ قشیری، عبدالکریم بن هوازن، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه مشهور به مصباح‌الهدایه (به معنی چراغ‌راهنما)، عزّالدین محمود کاشانی، مرصادالعباد یا مرصادالعباد من المبدأ الی المعاد؛ نجم‌الدین رازی، عوارف المعارف؛ شیخ شهاب‌الدین ابو حفص عمر بن محمد سهروردی ملقب به شیخ‌الاسلام متوفای سنه ۶۳۲ ق، کیمیای سعادت؛ ابو حامد، امام محمد غزالی طوسی و طبقات الصّوفیه؛ خواجه عبدالله انصاری)
  2. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۱۵۹.
  3. طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة‌الوثقی، ج ۲، ص ۷۵.
  4. سوره کهف: ۶، سوره مریم: ۴۹، سوره مریم: ۱۷ و بنگرید: سوره یوسف: ۳۳، سوره اعراف: ۱۴۲. البته اسلام، عزلت را به‌عنوان یک‌رویه همیشگی برای پیروان خود نمی‌پسندد؛ ولی از آیاتی که گذشت و هم‌چنین از سیره پیامبر (ص) به دست می‌آید که خلوت‌گزینی و عزلت همراه شرایط که گاهی برای دوری از ظلم و فساد و گاهی برای تقویت بعد معنوی در وجود انسان است و گاهی برای از بین بردن برخی رذایل اخلاقی، مورد توجّه اسلام هست. برای آگاهی بیش‌تر از بحث خلوت‌گزینی، ر.ک به: سایت اخلاق: http://www.akhlagh.net/lib/۴/۱۷/content
  5. فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا؛ و در برابر آنان پرده‌اى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل‌] بشرى خوش‌اندام بر او نمايان شد. سوره مريم: ۱۷.
  6. الميزان، ج ۱۴، ص ۴۵.
  7. وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى ۖ وَ عَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعَاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ و چون خانه [كعبه‌] را براى مردم محل اجتماع و [جاى‌] امنى قرار دادیم، [و فرمودیم:] «در مقام ابراهیم، نمازگاهى براى خود اختیار كنید»، و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم كه: «خانه مرا براى طواف‌كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكیزه كنید.» بقره، ۱۲۵.
  8. المیزان، ذیل آیه ۱۶ و ۱۷ سوره مریم.
  9. وَ مَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَى ﴿۸۳﴾ و اى موسى چه چيز تو را [دور] از قوم خودت به‌شتاب واداشته است (۸۳) قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِي وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى ﴿۸۴﴾ گفت اينان در پى من‌اند و من اى پروردگارم به سويت‏ شتافتم تا خشنود شوى. (۸۴) سوره ۲۰: طهُ جزء ۱۶ُ آیه ۸۳ و ۸۴.
  10. بقره، ۱۲۵.
  11. البته درباره معناي کلمه «العاکفين» بين مفسّران اختلاف است؛ برخي از آن معاني، بر اعتکاف کنندگان اصطلاحي هم صدق می‌کند. براي کسب اطلاع بیش‌تر، ر.ک: مجمع‌البیان، ج‏۱، ص ۳۸۵؛ المفردات، ص ۵۷۹.
  12. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۱، ص ۷۱.
  13. دیوان اشعار امام خمینی (ره)، ص ۲۲۳، چاپ سیزدهم ۱۳۷۷، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)

منابع:

  1. اخلاق
  2. اسلام کوئیست
  3. اشارات: تیر ۱۳۸۷، شماره ۱۱۰.
  4. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، كتاب الاعتكاف.
  5. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج ۱، ص ۵۹۸ – ۶۰۰.

باکس شناور "همچنین ببنید"

راه انس

راه انس

واژه اُنْسْ، یعنی خو گرفتن و آرام یافتن به چیزی و اُنْسْ گرفتن، یعنی همدم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *