خانه / گلزار ادب / شعر / گل‌بیز
گل‌بیز

گل‌بیز

گل‌بیز

اگرچه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز است

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

صُراحی‌ای و حریفی گرت به چنگ افتد

به عقل نوش که ایام فتنه‌انگیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن

که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است

به آب‌دیده بشوییم خرقه‌ها از می

که موسم ورع و روزگار پرهیز است

مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر

که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است

سپهر برشده پرویز نیست خون‌افشان

که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ

بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

معنی لغات غزل:

  1. فرح‌بخش: شادی‌آور.
  2. گل‌بیز: گل‌افشان، گل‌ریز، عطرافشان، بویا، خوشبو، دماغ‌پرور، عاطر، عطرآگین، عطرآمیز، گل‌بو، گل‌بیز، نافه‌بو.
  3. به بانگ چنگ: به همراه آواز چنگ.
  4. محتسب: نهی‌کننده کارهای ناروا، بازدارنده کارهای نامشروع، لقب امیرمبارز‌الدین.
  5. تیز: شنوا، تند و حاد، بران، قاطع و برنده، خروج گاز شکم با صدا.
  6. صُراحی در شکل و طرح های متفاوتُ ظرفی است برای نگهداری مایعات و معمولاً از مواد بی‌اثر (مانند شیشه‌ای) ساخته می‌شود. صُراحی ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد: الف– ظرف شراب با گردن‌دراز که به شکل مرغابی و حیوانات می‌ساخته و شراب از چشم و نوک آن خارج می‌شده است. ب– قسمی از ظروف شیشه یا بلور با شکمی نه بزرگ و نه کوچک و گلوگاهی تنگ و دراز که در آن شراب یا مسکری دیگر کنند و در مجلسی آرند و از آن در پیاله و جام و قدح ریزند. ج– ظرف شیشه‌ای یا بلوری شکم‌دار و دهان تنگ که در آن شراب می‌نوشیدند؛ ظرف شراب؛ تنگ شراب: به زبان صراحی و لب جام / هاتف صبح را جواب دهید. (خاقانی: ۵۹۴) صُراحی: [صُ] (از ع، اِ) عربی آن صراحُیّة. ابن درید گوید: این لغت عربی نیست.
  7. حریف: مصاحب، هم‌پیاله، مراد یار و محبوب است.
  8. به عقل نوش: از روی عقل بنوش، محتاطانه بنوش.
  9. فتنه‌انگیز: آشوبی، پرآشوب.
  10. مرقع: وصله‌دار، رقعه رقعه به هم دوخته‌شده، خرقه وصله‌دار.
  11. چشم صراحی: محل خروج شراب از صراحی که از چشم شکل پرنده است.
  12. ورع: پرهیزکاری، پارسایی، تقوا.
  13. باژگون: واژگون، وارون.
  14. دور باژگون سپهر: گردش چرخ وارون.
  15. صاف: زلال، خالص، کنایه از مایع زلال رویی خم شراب.
  16. دردی‌آمیز: کدر، آمیخته به درد و ته‌نشین شراب.
  17. پرویزن: غربال، الک.
  18. ریزه: ذرات از الک گذشته، ذره‌های الک شده.
  19. عراق: استان‌های اصفهان، همدان، ری و مرکزی.

خواجه حافظ شیرازی

ر ک به:

  1. گل‌بیز
  2. گاه‌شمار
  3. سفر نوروزی
  4. آیین هاى ویژه
  5. نوروز پرهیزکاران
  6. تو را من چشم در راهم
  7. اشعار حافظ شیرازی درباره عید نوروز

منبع:

گنجور » دیوانحافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱

باکس شناور "همچنین ببنید"

قلقلکِ ذهن

قلقلکِ ذهن

خیلی وقت‌ها به امتحان دیکته فکر می‌کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *