خانه / دین شناسی / سرانجام قارُوْن
كلیم الله و قارون

سرانجام قارُوْن

كلیم الله و قارون«ما، او و خانه‌اش را در زمین فروبردیم و گروهی نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کنند و خود نیز نمی‌توانست خویشتن را یاری دهد». [قصص، ۸۱] «و قارُوْن و فرعون و هامان را [هم هلاک کردیم‏] و به‌راستی موسى براى آنان دلایل آشکار آورد، [ولى آن‌ها] در آن سرزمین سرکشى نمودند و [بااین‌همه بر ما] پیشى نجستند». [عنکبوت، ۳۹] البته قرآن از ذکر محل وقوع حادثه و سرانجام قارُوْن این‌که چه شد ساکت است. آیا در مصر بود، یا صحرای سینا (محل زندگی بنی‌اسرائیل)؟ قرائن و شواهد حاکی از آن است که قارُوْن در میان بنی‌اسرائیل زندگی کرده و به‌ظاهر از مؤمنان به شمار می‌آمد، اما درعین‌حال مطیع محض اوامر خدا و پیامبرش نبوده است. این‌که آخرین درگیری او با پیامبر زمانش دقیقاً چه بوده که به بلعیده شدن او در زمین انجامیده، در قرآن صریحاً چیزی در این زمینه بیان‌نشده است، اما در برخی روایات به ماجراهایی اشاره‌شده است که درنهایت بدان انجامید که قارُوْن و ثروتش در زمین محو شوند:

  1. قارُوْن مردى از قوم حضرت موسى (ع) و پسرعموی آن‌جناب بود و همواره در جست‌وجوى علم بود تا آن‌که دانش بسیارى جمع‌آورى نمود … تا روزى که بر حضرت موسى (ع) طغیان کرد و به وى حسد ورزید. حضرت موسى (ع) به او فرمود: «خداى تعالى به من دستور داده که از بندگانش زکات بگیرم، تو هم باید زکات مالت را بدهى»، قارُوْن از اطاعت این دستور سرباز زد و به مردم گفت: حضرت موسى (ع) می‌خواهد مال مردم را بخورد، اول دم از نماز زد، شما اطاعتش کردید و دستورهایى دیگری داد و همه را پذیرفتید، آیا بازهم حرفش را گوش کرده و اموالتان را به او می‌دهید، مردم گفتند: نه، ولى چاره‌ چیست؟! قارُوْن گفت: از یکى از زنان فاحشه بنى‌اسرائیل می‌خواهیم که موسی (ع) را متهم به زنا با خود کند! بنی‌اسرائیل هم به آن زن بدکاره گفتند: اگر شهادت دهى که موسى با تو زنا کرده است، هر چه بخواهى به تو می‌دهیم، زن هم پذیرفت. قارُوْن نزد حضرت موسى (ع) آمد و گفت: از بنى‌اسرائیل بخواه تا جمع شوند و آنان را به آنچه خدایت فرموده آگاه کن! حضرت موسى (ع) قبول کرد و به بنى‌اسرائیل فرمود: «شمارا جمع کرده‌ام تا به اطلاعتان برسانم که پروردگارم چه دستوراتى داده»، بنی‌اسرائیل گفتند: چه دستور داده؟ فرمود: «مرا دستور داده تا به شما بگویم تنها خدا را بپرستید، چیزى را شریک او مگیرید، صله‌رحم کنید و…» تا آن‌که فرمود: «و این‌که اگر کسى زنا کرد درصورتی‌که زن داشته باشد سنگسارش کنید»، گفتند: هرچند که خودت باشى؟ فرمود: «بله، اگر خودم نیز زنا کنم باید سنگسار شوم»، گفتند: تو زنا کرده‌اى و باید سنگسار شوى! حضرت موسى (ع) با تعجب پرسید: «من زنا کرده‌ام؟!». اطرافیان قارُوْن فرستادند نزد آن زن که بیا و شهادت بده، چون آمد، پرسیدند درباره حضرت موسى (ع) چه شهادت می‌دهى؟ حضرت موسى (ع) از او پرسید: «تو را به خدا سوگند راست بگو»، زن گفت: چون مرا به خدا سوگند می‌دهى [راستش را می‌گویم] این مردم با پرداخت رشوه از من خواستند که تو را متهم به زناى با خود کنم، ولی گواهی می‌دهم که تو پاکی و پیامبر خدایی! موسى با چشم گریان به سجده افتاد، خدا وحى فرستاد که چرا می‌گریى؟ با این‌که من زمین را مسخّر تو کرده‌ام، به زمین فرمان بده تا قارُوْن را ببلعد که اگر فرمانش دهى اطاعتت می‌کند. حضرت موسى (ع) سر از سجده برداشت و به زمین گفت: «قارُوْن و اطرافیانش را بگیر»، زمین پاهایشان را در خود فروبرد، آنان با وحشت و التماس، از موسی (ع) کمک خواستند! حضرت موسى (ع) دوباره به زمین فرمان داد که آنان را ببلعد! زمین آنان را تا گردن‌هایشان فروبرد، مجدداً فریادشان بلند شد، بعد از فرمان سوم حضرت موسى (ع)، زمین آنان را به‌صورت کامل بلعید! خدا به موسى وحى فرستاد که: بندگانم هر چه نزد تو التماس کردند، پاسخشان ندادی! به عزتم سوگند اگر مرا می‌خواندند پاسخشان را می‌دادم. [سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ‏۵، ص ۱۳۶، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ ق و نیز ر.ک: ابن ابى حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج ‏۹، ص ۳۰۱۸، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ ق، به نقل از ابن عباس]
  2. حضرت موسى (ع) نزد قارُوْن آمد و حکم زکات را به وى ابلاغ نمود، قارُوْن او را مسخره کرده و از خانه‌اش بیرون راند، حضرت موسى (ع) نزد پروردگارش از رفتار قارُوْن شکوه کرد، خدا هم او را بر وى مسلّط ساخت و زمین به‌فرمان وى، قارُوْن و خانه‌اش را در خود فروبرد. [قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‏۲، ص ۱۴۵، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ ق؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۶، ص ۸۴] در ارتباط با این روایات باید گفت که روایت اول موقوف است، یعنى از صحابى نقل‌شده و نه از پیامبر (ص) و روایت دوم نیز هم شامل سخنانی ناپسند بوده و هم ازنظر سند موقوف و بریده است و به همین دلیل، روایت ضعیفی ارزیابی می‌شود. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۶، ص ۸۴] درباره ابتدا و سرنوشت قارُوْن، قرآن کریم می‌فرماید: «قارُوْن از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم کرد، ما آن‌قدر از گنج‌ها به او داده بودیم که حمل کلیدهاى آن براى یک گروه زورمند مشکل بود! [به خاطر آورید] هنگامى را که قومش به او گفتند: این‌همه شادى مغرورانه مکن که خداوند شادی‌کنندگان مغرور را دوست نمی‌دارد». [قصص، ۷۶] ازاین‌رو؛ برخی از مفسران گفته‌اند؛ قارُوْن ازنظر اطلاعات و آگاهی، معلومات قابل‌توجهی از تورات داشت، نخست در صف مؤمنان بود ولی به دلیل ضعف ایمان، غرور، ثروت و کمی ظرفیت، زکات نداد و مخالفت و سرپیچی امر حضرت موسی (ع) را کرد و کافر شد. [ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۶، ص ۱۵۲، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش]

ر ک به:

  1. انبیاء
  2. قِبطی‌ها
  3. کلیم‌الله
  4. کشور فراعنه
  5. تفـکر قارُوْنـی
  6. اسلام کوئیست
  7. داستان‌هاى قرآنی
  8. تفاوت هاى معجزه با سحر

باکس شناور "همچنین ببنید"

راه انس

راه انس

واژه اُنْسْ، یعنی خو گرفتن و آرام یافتن به چیزی و اُنْسْ گرفتن، یعنی همدم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *