خانه / آیین زندگی / احکام امداد
احکام امداد

احکام امداد

احکام امداد

امداد دیگران یا گره‌گشای دیگران بودن هنری است که نصیب هرکسی نمی‌شود. کمک به خلق و گره‌گشایی از کار یکدیگر از کارهای مستحبی است که در روایات و سیره بزرگان به‌عنوان «برترین اعمال مستحبی» شمرده‌شده است. چه خوب است که اگر کاری از دستمان برمی‌آیید با شاد کردن دلی، خدا و مخلوق خدا را شاد کنیم و خود را از اجر و ثواب دنیوی و اخروی محروم نکنیم. ممکن است در طول زندگی کارهای خیر زیادی برای دیگران انجام دهیم اما می‌بینیم که باوجود گره‌گشا بودن، عملمان بی‌تأثیر است و آن‌چنان‌که باید آثار و برکاتی ندارد! البته امداد به دیگران، گره‌گشایی و کمک به خلق‌الله از برنامه‌های بنیادی و اساسی اسلام است که بسیار مورد تأکید قرارگرفته و با تأمل درآیات و روایات می‌توان به اهمیت آن دست‌یافت. در کمک و امداد به دیگران فرقی بین انسان‌ها وجود ندارد، هرچند که ثروتمندان به دلیل توانایی مالی وظایف سنگین‌تری دارند چراکه همیشه وظایف بر اساس امکانات تعیین می‌شود اما ازآنجاکه انسان‌ها رئوف هستند، بی‌نیازها نسبت به نیازمندان مهربانی و عطوفت می‌کنند و در مسائل مالی به یکدیگر کمک می‌کنند. چنان‌که امام کاظم (ع) نسبت به همه‌ی مردم، با مهربانی و عاطفه رفتارمی کرد و در رفع حوایج و مشکلات آن‌ها سعی و کوشش فراوان داشت. هیچ‌کس به‌سوی خانه‌ی آن حضرت (ع) روی نمی‌آورد مگر آنکه خوشحال و راضی برمی‌گشت. «علی بن طاهر صوری» از یکی از اهالی ری نقل می‌کند که می‌گفت: یکی از نویسندگان «یحیی بن خالد» به حکومت ری منصوب شد. من مقداری از مالیات بدهکار بودم و می‌ترسیدم که اگر آن را از من مطالبه کند تهیدست شوم. عده‌ای گفتند: او طرفدار مذهب اهل‌بیت است ولی من همچنان از رفتن پیش او بیمناک بودم. سرانجام تصمیم گرفتن به مکه روم و مولایم موسی بن جعفر (ع) را در جریان بگذارم. پس‌ازاینکه خدمت امام (ع) رسیدم، آن حضرت (ع) نامه‌ای بدین مضمون به والی ری نوشت: به نام خداوند بخشنده مهربان. بدان! برای خداوند در زیر عرشش سایه‌ای است که از آن بهره‌ای نمی‌گیرد مگر کسی که به برادرش نیکی کند، یا او را از غم و اندوهی رهایی بخشد و یا او را خوشحال سازد؛ حامل نامه برادر توست. والسلام.

  • پس از بازگشت به نزد والی رفتم و گفتم: فرستاده امام «صابر» هستم.
  • والی، با پای‌برهنه تا در خانه آمد. مرا بوسید. از حال امام (ع) پرسید. پس از مشاهده دستخط حضرت (ع) قسمی از اموالش را بخشید. آنگاه در دفتر مالیات روی اسم من قلم کشید و نسبت به تسویه بدهی‌هایم رسید داد … . (۱)

کمک به دیگران تنها به مسائل مالی مربوط نمی‌شود بلکه هر کس در حد وسع وتوانش اگر بتواند گره‌ای از کار مؤمنی بگشاید باید به هم نوعش کمک کند مثلاً در مسائل معنوی مانند راهنمایی کردن در مسائل زندگی، مشکل اداری، اجتماعی، اندوه‌زدایی از دیگران و… هم اگر کاری از دستمان برمی‌آیید برای یکدیگر انجام دهیم چنان‌که پیامبر (ص) مى‏‌فرماید: مؤمنان برادران یکدیگرند که بعضى از آن‌ها نیازهاى بعضى دیگر را رفع مى‏‌کند و خداوند هم نیازهاى او را برآورده مى‏‌کند. از بهترین اعمال این است که انسان مؤمنى را شاد، یا گرسنگى را از او دفع کند و از غصه برهاند یا قرض او را ادا کند یا به او لباس بدهد. گاهی می‌بینیم که برخی با کمک‌های مادی و معنوی خود گره‌گشای دیگران هستند اما از آن‌طرف با فاش کردن کمک خود به دیگران باعث آبروریزی می‌شوند و هم اجر خود را از بین می‌برند و هم آبروی طرف مقابل را می‌ریزند اینجاست که امام علی (ع) فرموده‌اند: کارگشائی از مردم کامل نمی‌شود مگر به سه چیز: کوچک شمردن آن تا خود بزرگ گردد، پنهان نگه‌داشتن آن تا خود آشکار شود، شتاب و سرعت در آن تا  گوارا  گردد. (۲) همچنین امام صادق (ع) فرمود: اگر کسی بداند که برادر مؤمنش به کمک نیاز دارد و نیاز او را برطرف نکند تا اینکه سؤال نماید و سپس اقدام کند خداوند به او پاداش نمی‌دهد. (۳) از مرحوم صاحب جواهر نقل‌شده است که اگر خداوند جانت را بگیرد و سپس به تو بازگرداند و یا این‌که به تو بگویند که تا چند روز دیگر زنده هستی چه می‌کنی؟ آیا به عبادت و نماز صرف می گذارنی یا کار دیگر انجام می‌دهی؟ آن بزرگوار می‌فرماید: «این مدت را به خدمت خلق خدا مشغول می‌شوم.» روزی حضرت موسی بن عمران (ع) سؤال کرد، خدایا اگر تو انسان بودی چه عبادتی را انجام می‌دادی؟ البته، منظور حضرت موسی (ع) این بود که بداند کدام عبادت بیش تر مطلوب خداست. خداوند متعال وحی فرمود: «ای موسی، اگر مخلوق بودم خدمت به خلق می‌کردم؛ اما برای خدا.»  در «کافی» جلد دوم، درباره رفع نیاز مؤمن نقل‌شده است: روزی «صفوان» در محضر امام صادق (ع) نشسته بود که ناگهان مردی که برایش گرفتاری پیش‌آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاری‌اش را شرح داد. امام (ع) به «صفوان» دستور فرمودند که فوراً حرکت کن و برادر خود را در کارش یاری کن. «صفوان» رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل مشکل او به‌پیش حضرت بازگشت. امام (ع) در مورد کار او سؤال نمودند. «صفوان» گفت: «خدا اصلاح کرد.» حضرت (ع) خطاب به وی گفتند که همین حاجتی که برآوردی از هفت طواف دور کعبه «محبوب‌تر» و «برتر» است.  «سید جواد عاملی» صاحب مفتاح الکرامه از شاگردان «علامه سید مهدی بحرالعلوم» (ره) است. شبی موقع صرف شام، علامه‎ بحرالعلوم، سید را به منزل خویش احضار کرده و وقتی شاگرد به منزل استاد می‌رسد؛ می‌بیند استاد کنار سفره نشسته و دست به غذا نمی‌زند و شاگرد را مورد عتاب قرار داده، می‌فرماید: «سید جواد! از خدا نمی‌ترسی، از خدا شرم نداری؟» شاگرد که متحیر مانده، تقصیر خود را از استاد جویا می‌شود؟ خلاصه، قضیه به این صورت بوده که سید جواد همسایه‌ای داشته که هفت شبانه‌روز چیزی برای خوردن نداشته‎ است و از بقال خرما قرض می‌کرده و روز هفتم دیگر بقال به او قرض نداده و شرمنده شده است. شاگرد اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. علامه او را مورد توبیخ قرار می‌دهد که همه‎ دادوفریادهای من برای این است که چرا اطلاع نداشتی وگرنه، اگر باخبر بودی و کمک نمی‌کردی مسلمان نبودی، سپس سینی غذای بزرگی را که آماده کرده بود و مقداری پول به شاگرد می‌دهد تا به همسایه‌اش برساند. (۴)

تا توانی به جهان خدمت محتاجان كن بـه دمـی یا دِرَمـی یا قـلـمی یا قدمی(۵)

امداد

خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست  تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری (۶)

احکام امداد در استفتائات جدید حضرت آيت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

  • س: آيا وجوب امدادرسانى به مصدومين و آسيب‌ديدگان، فقط اختصاص به اقدام و تلاش براى نجات جان آن‌ها دارد يا كمك‌هاى مالى، همچنين نگهدارى از اموال آسيب‌ديدگان را نيز شامل مى‌شود؟ حكم كلى در اين خصوص چيست؟
  • ج) اگر كمك مالى و نگهدارى اموال آسيب‌ديده براى حفظ جان مصدوم لازم باشد اين نيز واجب است و در غير اين صورت نيز اگر نيروى امدادى ازنظر مقررات ادارى موظّف به آن باشد واجب است عمل كند.
  • س: آيا اهمال و مسامحه در امداد كه منجر به نقص عضو يا موت مصدوم گردد، موجب ضمان و ديه است؟
  • ج) هرچند مسامحه در اين‌گونه امور گناه محسوب مى‌شود ولى موجب ضمان و ديه نيست.
  • س: چنانچه برخى سازمان‌ها يا امدادگران ما را از اقدام امدادگرى و امدادرسانى نهى نمايند ولى اطمينان داريم كه مى‌توانيم مصدوم را نجات دهيم و يا در نجات مصدوم كمك كنيم، وظيفه شرعى چيست؟
  • ج) اگر خلاف مقررات يا دستور مسئولين مربوطه نباشد برفرض اطمينان به توانايى بر نجات مصدوم، اقدام واجب است.
  • س: اگر در حال انتقال اجساد، براثر پرت شدن جسد يا انباشته شدن آن‌ها يا به سببى ديگر، جسدى آسيب ببيند، آيا امدادگر ضامن است؟ در صورت ضمان، آيا بين مواردى كه امدادگر از روى قصور يا تقصير يا ناچارى اقدام نموده تفاوتى وجود دارد؟
  • ج) اگر در انجام‌وظیفه خود كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست.
  • س: آيا در وجوب امداد و نجات مصدومين تفاوتى بين مسلمان و غیرمسلمان وجود دارد؟
  • ج) امداد و نجات مسلمان واجب و غيرمسلمانى كه در حال جنگ با مسلمان‌ها نباشد، مستحب است.
  • س: در مقام تزاحم امداد، ترجيح با چه مصدومينى است؟ در اين‌گونه موارد معيارهاى ترجيح را چه مى‌دانيد؟
  • ج) در وجوب امداد و نجات مسلمان تفاوتى بين افراد نيست مگر آن‌كه نسبت به فرد يا افرادى مصلحتى اهم وجود داشته باشد
  • س: اگر نجات انسان مشروط به تخريب با استفاده از اموال ديگران باشد، ضامن اموال كيست؟ اگر امدادگر ضامن باشد ممكن است در خيلى از موارد به همين علت از نجات مصدوم خوددارى كند، تكليف چيست؟
  • ج) در فرض سؤال، خسارت وارده بايد از بيت‌المال پرداخته شود.
  • س: آيا چشم‌پوشى از حيات بعضى مصدومين يا عدم امدادرسانى به آن‌ها كه به‌منظور از بين بردن بيمارى‌هاى مهلك و مُسرى و پيشگيرى از تلف شدن جمع زيادى از مردم آن منطقه صورت مى‌گيرد، جايز است يا نه؟ در صورت جواز، ديه دارد يا نه و بر عهده چه كسى است؟
  • ج) نجات مصدوم واجب است و در صورت امكان بايد مردم را از آن‌جا كوچ داد يا به طريقى ديگر از آسيب‌ ديدن ديگران جلوگيرى كرد ولى در فرض يقين به اين‌كه با امدادرسانى به مصدوم، جمع زيادى تلف مى‌شوند و هيچ راهى جز ترك امداد وجود ندارد، تكليف ساقط است.
  • س: آيا تشخيص و گواهى اطبّا مبنى بر فوت افراد داراى مرگ مشكوك در حوادث و بلايا (صاعقه، زلزله، سكته و…) كفايت مى‌كند يا اين‌كه براى يقين به موت بايد تا مدتى صبر كرد؟ اگر نگهدارى ممكن نباشد، تكليف چيست؟
  • ج) بايد يقين حاصل شود هرچند به گفته طبيب باشد.
  • س: اگر متخصّصان براى كنترل يك بيمارى مسرى، مُصرّ به سوزاندن جسد ميّت مسلمان باشند، آيا سوزاندن آن جايز است؟ در صورت جواز آيا ديه هم دارد؟ اگر ديه دارد به عهده چه كسى است؟
  • ج) در صورت ضرورت و اضطرار اشكال ندارد ولى ديه‌ى آن از بيت‌المال پرداخته مى‌شود.
  • س: براى نجات افراد حادثه‌دیده و نيز بيرون آوردن مصدومين و جنازه‌ها از زير آوار و عدم وجود امدادگر مَحرم و عدم امكان پوشاندن بدن‌هاى عريان، ناچار به نگاه به بدن نامحرم يا لمس آن هستيم، وظيفه چيست؟
  • ج) در صورت ضرورت، به‌قدر ضرورت اشكال ندارد.
  • س: اگر مصدوم يا قيّم و بستگان او مانع امداد و نجات حادثه‌دیده شوند، تكليف امدادگر چيست؟
  • ج) اگر جان وى درخطر باشد، نجات دادن مصدوم واجب است و نهى ديگران تأثيرى ندارد.
  • س: تنفس دهان‌به‌دهان (CPR) نامحرم توسط امدادگر در موارد ذيل چه حكمى دارد:

  1. در صورت نبود هم‌جنس و مَحرم.
  2. عدم آشنايى هم‌جنس و مَحرم با امور امدادى
  3. حادّ بودن حال مصدوم و عدم مجال رسيدن مَحرم و هم‌جنس.
  • ج) در فرض نبود هم‌جنس يا مَحرمِ آشناى به اين امور و ضرورت نجات مصدوم از اين طريق، جايز بلكه لازم است ولى اگر به هر طريق بتواند بدون لمس بدن نامحرم اين وظيفه را انجام دهد، لمس جايز نيست.
  • س: اگر شخص نامحرمى در حمام يا استخر مصدوم شده باشد آيا پوشاندن بدن وى، پيش از نجات درصورتی‌که پوشاندن برايش مضرّ باشد، مثل گرمازده بازهم واجب است؟ همچنين اگر پوشاندن بدن باعث تأخير در نجات مصدوم و يا منجر به مرگ وى شود، چطور؟
  • ج) اگر پوشاندن بدن مصدوم ضرر معتنابهى براى او داشته باشد يا سبب تأخير در نجات وى شده و ممكن است منجر به مرگ او بشود، لازم نبوده بلكه جايز نيست.
  • س: اگر نجات يك مصدوم متوقّف بر امرى غیرشرعی (مثل خوراندن مشروب الكلى براى مسموميت با گازهاى خاص) باشد، وظيفه چيست؟
  • ج) اگر نجات جان مصدوم متوقف و منحصر به اين امر باشد به مقدار ضرورت اشكال ندارد ولى درصورتی‌که راه ديگرى‌ وجود دارد اقدام به عمل حرام براى نجات وى جايز نيست.
  • س: يكى از راه‌های اضطرارى امداد سرمازده، ايجاد تماس بدنى وسيع با بدن امدادگر است در اين صورت اگر امدادگر به جهت تماس با مصدوم سرمازده‌ى نامحرم خوف وقوع در مفسده را داشته باشد يا درملأعام صورت خوشى ندارد، وظيفه چيست؟
  • ج) در غير مقام ضرورت جايز نيست و بايد براى نجات مصدوم از راه ديگرى اقدام شود و امكانات لازم را قبلاً فراهم نمايند.
  • س: اگر انسان زنده‌اى كه از زير آوار بيرون آورده مى‌شود، براثر نخوردن غذا و غيره (مثلاً كودكى كه براثر نبود شير و دارو) ممكن است جان بدهد، آيا مى‌توان از مواد غذايى، دارو و وسايل ديگران بدون اذن آن‌ها براى نجات اين‌گونه افراد استفاده كرد؟ ضمانت مال به عهده چه كسى است؟
  • ج) اگر هيچ راهى جز استفاده از اموال ديگران براى نجات مصدوم نباشد، جايز است ولى ضمان دارد و درصورتی‌که مأمور امداد طبق وظيفه ادارى و حكومتى عمل كرده باشد، از بيت‌المال پرداخته مى‌شود.
  • س: آيا استفاده از امكانات دولتى يا خصوصى در منطقه حادثه‌دیده بدون اجازه (چون امكان كسب اجازه نيست) جهت امدادرسانى حادثه ديدگان جايز است؟ در صورت ضمان آيا اجرت‌المثل به عهده امدادگر است يا دولت؟
  • ج) در فرض ضرورت، استفاده از آن‌ها اشكال ندارد و چنانچه امدادگر طبق وظيفه ادارى و استخدامى عمل كرده باشد، اجرت‌المثل آن از بيت‌المال جبران مى‌شود.
  • س: آيا نيروهاى امدادى كه به منطقه حادثه‌دیده رفته‌اند، مى‌توانند در حدّ ضرورت از ميوه‌هاى درختان منطقه و مواد غذايى مغازه‌ها و منازل ویران‌شده مجهول‌المالك يا مالكين كه امكان اجازه از آن‌ها نيست استفاده كنند؟ آيا استفاده موجب ضمان است يا خير؟
  • ج) در فرض ضرورت، مثلاً خوف مرگ يا ضرر نفسى غیرقابل‌تحمل يا اينكه اجناس در معرض فاسدشدن باشد، اشكال ندارد ولى ضمان دارد.
  • س: حكم استفاده نيروهاى امدادى از كمك‌هاى مردمى كه معلوم نيست فقط جهت استفاده‌ى حادثه‌دیدگان فرستاده‌شده است يا نيروهاى امدادى هم حق استفاده از آن‌ها رادارند، چيست؟
  • ج) جايز نيست مگر از قرائن معلوم شود كه اهداكنندگان راضى هستند.
  • س: آيا اشخاص مصدوم يا مصيبت‌زده را كه در محل حادثه هستند و مانع امداد و نجات ديگران مى‌شوند مى‌توان اجباراً از منطقه خارج نمود يا با علم از نبود خطر جانى، آن‌ها را چندساعتی بی‌هوش كرد؟
  • ج) در فرض ضرورت خارج نمودن آن‌ها از منطقه اشكال ندارد.
  • س: حكم اشتباه عمدى و غیرعمدی امدادگر كه منجر به فوت يا نقص عضو مصدوم مى‌شود چيست؟ در صورت ضمان، اين ضمان به عهده امدادگر است يا دولت؟
  • ج) اگر فوت يا نقص عضوِ مصدوم، به سبب قصور يا تقصير امدادگر باشد ضامن است و در غير اين صورت اگر به وظيفه امدادگرى عمل كرده باشد، بر بيت‌المال است.
  • س: اگر مصدومى زير آوار مانده و پايش گیرکرده و احتمال ريزش بقيه آوار هم هست و ممكن است تلف شود و ما مى‌توانيم با قطع كردن پايش او را نجات دهيم، درصورتی‌که اين كار در تخصص ما نباشد، تكليف چيست؟ و درصورتی‌که متخصص، پاى چنين فردى را براى نجات جان او قطع كرد آيا ضمان دارد يا خير و اگر ضمان دارد به عهده اقدام كننده است يا حكومت؟
  • ج) اگر براى نجات مصدوم از مرگ راهى جز قطع پاى او وجود ندارد، قطع پاى او جايز بلكه واجب است و با توجه به اين‌كه راهى غیرازاین براى نجات مصدوم وجود نداشته، ضمان ندارد.
  • س: اگر بيرون آوردن زيورآلات ميّت موجب مجروح شدن بدن او يا قطع انگشت وى شود، وظيفه چيست؟
  • ج) اگر ارزش چندانى ندارد با او دفن شود، ولى اگر ارزشمند است بايد آن را بريده و درآورند و اگر راهى جز آنچه در سؤال ذکرشده براى بيرون آوردن آن‌ها نيست اشكال ندارد.
  • س:
  1. مرگ از ديدگاه فقهى چيست؟
  2. آيا مرگ مغزى هم مرگ شرعى است؟
  3. آيا مبتلاى به مرگ مغزى را مى‌توان دفن كرد؟
  4. آيا قطع معالجه بيمار مبتلابه مرگ مغزى مانند جدا كردن دستگاه تنفس دهنده از بيمار جايز است؟
  • ج) اگر قطع معالجه و استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصیف‌شده‌اند براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آن‌ها شود جايز نيست و در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو موردنیاز باشد، اشكال ندارد.
  • س:
  1. آيا مرگ ترحمى جايز است؟(۷)
  2. در صورت عدم جواز، ديه بر عهده كيست؟
  3. آيا مرگ ترحمى حکم قصاص هم دارد يا خير؟
  • ج) جايز نيست و موافقت بيمار يا بستگان وى حتى امر آن‌ها تأثيرى در مسئله ندارد و در صورت اقدام به چنين عملى ديه بر مباشر عمل است و در فرض عمدى بودن موجب قصاص است.
  • س. در برخی از حوادث غیرمترقبه مثل زلزله و تصادف که اشخاص زیر آوار قرار می‌گیرند، ما مجبوریم برای نجات آن‌ها، با دست یا ابزار، آن‌ها را بیرون بکشیم ولی در بین عملیات به بدن آن‌ها آسیب وارد می‌شود. حال سؤال این است که آیا باید دیه آن‌ها را بدهیم (البته در این موارد در حدّ معمول، دقت را انجام داده‌ایم)؟
  • ج. در فرض سؤال که نجات جان مستلزم آن بوده و کوتاهی نکرده، ضامن نیست.

ر ک به:

  1. امدادرسانی
  2. فرشتگان امدادگر
  3. لبخند به یاد ماندنی
  4. هلال احمر و صلیب سرخ

پانویس:

  1. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۴۸، ص ۱۷۴
  2. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۷۴، ص ۳۱۸
  3. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۷۴، ص ۳۱۲
  4. سیمای فرزانگان، رضا مختاری، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه‎ علمیه قم، چ ۸، ص ۳۵۱، ۱۳۷۴.
  5. جمال‌الدين ابومنصور، حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلّى، محمد بن حسن بن مطهر حلى (۶۸۲ – ۷۷۱ ق)، معروف به «فخرالمحققين»، فرزند علامه حلی
  6. مرگ ترحمى: كشتن بيمارى كه مبتلابه مرض غيرقابل علاج شده است و از درد رنج مى‌برد چه با موافقت بيمار يا بستگانش يا بدون اطلاع و موافقت آن‌ها.

 

منابع:

  1. بحارالانوار، علامه مجلسی، نشر الوفاء، بیروت، ۱۰۴۰ ق.
  2. سیمای فرزانگان، رضا مختاری، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه‎ علمیه قم، ۱۳۷۴.
  3. پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی.

باکس شناور "همچنین ببنید"

روزگار جوانی

روزگار جوانی

روزگار جوانی بهترین و شایسته‌ترین مرحله‌ی زندگی است و نقش محوری در سازندگی آدمی دارد. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *