خانه / دین شناسی / حدیث / دین‌داری
دینداری

دین‌داری

دینداری

برای دین، در کتاب‌های لغت معانی بسیاری آمده است، مانند؛ ملک و پادشاهی، طاعت و انقیاد، قهر و سلطه، پاداش و جزاء، عزّت و سرافرازی، اکراه و احسان، همبستگی، تذلل و فروتنی، اسلام و توحید، عادت و روش، ریاست و فرمان‌برداری، مذهب و کیش،  آئین و … . کیش (منتهی الارب) ملة (اقرب الموارد و تاج العروس) صبغة (ترجمان القرآن) طریقت، شریعت و مقابل کفر، (یادداشت مرحوم دهخدا) بی‌دین؛ که پیرو دینی نباشد. لامذهب: ترا با چنین علم و ادب که هست با بی‌دینی حجت نماند. (گلستان) اما در عربی مأخوذ از زبان‌های سامی است و تازیان این کلمه را مع الواسطه از زبان اکدی گرفته‌اند و در این زبان از کلمات دنو و دینو به معنی قانون و حق و داوری است و دانو به معنی حکم کردن و دیه نو به معنی قاضی است. دین و دیان از آرامی وارد زبان عربی شده است. (حاشیهٔ برهان، چ معین، به نقل از؛ یشت‌ها؛ ج ۲؛ صص ۱۵۹-۱۶۶، روزشماری؛ صص ۵۵-۵۷ و دائرة‌المعارف اسلام) علماء فقه اللغةاسلامی برای دین معانی مختلفی ذکر کرده‌اند که اساس کلیه آن‌ها در سه معنی خلاصه می‌شود:

  • الف: از اصل آرامی عبری به معنای حساب که به استعاره از آن اخذشده است.
  • ب: عربی خالص و معنای آن عادت یا استعمال است که هر دو کلمه از یک اصل‌اند.
  • ج: کلمه‌ای است فارسی به معنای دیانت و کلمهٔ دین به معنای دیانت در زبان عرب دورهٔ جاهلی مستعمل بوده و عادت یا استعمال از این ریشه است. (از دایرة‌المعارف اسلامی)

دین بر ملّت هر پیامبری اطلاق شود و دین را به خدای نسبت دهند زیرا از مصدر جلال خدایی صادر گردیده و به پیامبر نسبت دهند به‌واسطهٔ آنکه ظهور آن از پیامبر باشد و به امّت نسبت دهند زیرا امّت پابند و فرمان‌بردار دین است. (کشاف اصطلاحات الفنون) و در برخی از قرآن نیز به معانی لغوی آن هم اشاره‌شده است، ولی در هر آیه‌ای معنای مخصوص خودش را دارد، چنان‌که خداوند می‌فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ او كسى است كه پیامبرش را با هدایت و کیش و شریعت درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند. (صف، آیه ۹) که در این آیه دین به معنی کیش و شریعت آمده است و یا می‌فرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ؛ ما [این‌] كتاب را به‌حق به‌سوی تو فرود آوردیم، پس خدا را، درحالی‌که اعتقاد به توحید و یگانگی خود را براى او خالص‌كننده‌اى عبادت كن. (زمر، آیه ۱ و ۲) و در اینجا دین به معنای توحید و یگانگی است همین موارد استعمال واژه دین‏ در قرآن مى‏ تواند به‌عنوان راهى براى شناسایى و به دست آوردن تعریف دین از دیدگاه اسلام شمرده شود که «دین عبارت است از: اطاعت، گرایش، فرمان‌برداری و تسلیم در برابر حقیقت‏» که در این صورت، با معانى لغوى نیز سازگارى خواهد داشت معناى لغوى دین، انقیاد، خضوع، پیروى، اطاعت، تسلیم و جزاست و معناى اصطلاحى آن مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتى است که براى امور جامعه انسانى و پرورش انسان‌ها باشد گاهى همه این مجموعه، حق و گاهى همه آن باطل و زمانى مخلوطى از حق و باطل است اگر مجموعه حق باشد آن‌را دین حق و در غیر این صورت آن‌را دین باطل و یا التقاطى از حق و باطل می‌نامند. دین‌داری عمل به دین به معنای پای بندی عملی به آموزه‌های دینی است. نخستین وظیفه هر مسلمان، دین‌داری و حفظ دین خویش است (بحارالانوار؛ ج ۲؛ ص ۲۵۸) اما دین‌داری زمانی درست شکل می‌گیرد که انسان از جهت عقاید و اعمال در مسیر عقل و وحی گام بردارد. پس اهتمام به اخلاق و احکام در حوزه عمل مانند اهتمام به عقاید و افکار می‌بایست در دستور کار قرار گیرد؛ چراکه باید عقاید در رفتار شخص تجلی کند و انسان مظهر عقاید خود باشد. هرکسی که مدعی چیزی است باید در آزمون علمی و عملی بتواند موفق شود. البته آزمون عملی سخت‌تر است؛ زیرا بسیاری از مردم حقایق را یقین دارند ولی در عمل آن را انکار می‌کنند و یا عزم جدی و همت و استقامت نمی‌ورزند. (نمل، آیه ۱۴) این‌گونه است که انسان در علم ایشان شک می‌کند؛ زیرا از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ پس اگر خیری از مسلمانی بیرون نیاید باید در سلامت قلب و تسلیم بودن آن مسلمان شک و تردید رواداشت. خداوند سنت ابتلا و امتحان را برای اهدافی چون تبیین میزان ایمان اشخاص قرار داده است؛ هرکسی مدعی مقامات برتر و والاتر باشد، آزمون‌های سخت‌تر و بلاهای بیشتری را تجربه می‌کند و هرکسی کم‌تر مدعی باشد کم‌تر در دام بلا و ابتلا گرفتار خواهد شد. (توبه، آیه ۱۲۶) البته بلای بیشتر و سخت‌تر و موفقیت در آن به معنای تقرب بیشتر به خدا خواهد بود؛ ازاین‌روست که اولیای الهی خواهان سخت‌ترین و بدترین و بیشترین ابتلائات هستند. (بقره، آیه ۱۲۴؛ احزاب، آیه ۱۱؛ عنکبوت، آیات ۲ و ۳) ازنظر اسلام ایمان و به‌تبع آن مراتب تقرب، متعدد و دارای درجاتی است؛ یعنی همان‌طوری که تقوا دارای مراتبی است، به همان میزان ایمان و اسلام دارای درجاتی است. از همین روست که در آیه ۱۴ سوره حجرات به اعراب می‌گوید که بگویید اسلام آورده‌ایم؛ چراکه ایمان چیزی است که در قلب رسوخ می‌کند و جای می‌گیرد و انسان بدون اماواگر تسلیم محض خداوند می‌شود. همچنین در آیه ۱۳۶ سوره نساء به مؤمنان می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ایمان آورید به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از این فرو فرستاده‌شده است. انسان باید هر آنچه را یاد گرفته عمل کند و علمش را عملیاتی کند تا عملیات، او را به علمیات بیشتر برساند. در حقیقت عمل به هر علمی موجب علمی برتر و بالاتر می‌شود و این‌گونه با هر عمل به علمی به‌مراتب علمی و عملی او افزوده می‌شود. البته رسیدن به‌مراتب برتر نیازمند استمرار است. لذا درقرآن بر عنصر استقامت و صبر تأکید شده است؛ زیرا پایداری و شکیبایی است که انسان را در مسیر سخت و دشوار پیش می‌برد. (هود، آیه ۱۱۲؛ شوری، آیه ۱۵)

جلوه‌های دین‌داری در کلام امام سجاّد (ع)

  1. کمال اسلام: امام سجاد (ع) در کمال اسلام می‌فرماید: أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِله بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیح عِنْدَ الله وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ؛ هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود و در حالتى خداوند را ملاقات می‌کند كه از او  خشنود است: ۱- خصلت خود نگهداری و تقواى الهى به‌طوری‌که بتواند بدون توقّع و چشمداشتى، نسبت به مردم خدمت کند. ۲- راست‌گویی و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى. ۳- حیا و پاک‌دامنی نسبت به تمام زشتى‌هاى شرعى و عرفى. ۴- خوش‌اخلاقى و خوش‌برخوردى با اهل‌وعیال خود. (مشكاةالأنوار؛ ص ۱۷۲، بحارالأنوار؛ ج ۶۶؛ ص ۳۸۵، ح ۴۸)
  2. قلب حزين و عبد شكور، محبوب خداوند: برای اینکه انسان محبوب خداوند شود، باید به عناصری چون پیروی از خدا و پیامبرش (ص) در همه زندگی توجه کند. (آل‌عمران، آیات ۳۱ و ۳۲) ازجمله اموری که درقرآن بر آن تأکید شده، عنصر تضرّع و خضوع و خشوع در برابر خدا (انعام، آیات ۴۲ و ۶۳؛ اعراف، آیات ۵۵ و ۲۰۵) و شکرگزاری زبانی و قلبی و عملی است؛ چراکه شکر و کفر در برابر هم قرار دارند؛ پس کسی که شاکر نیست، نه‌تنها ناسپاس و کفور است بلکه کافر نیز است. (انسان، آیه ۳ و سبا، آیه ۱۳) ازاین‌رو خداوند دل‌های خاشع و خاضع را که از خشیت الهی حزین است دوست می‌دارد و بندگان شکور را محبوب می‌شمارد؛ چراکه این‌ها بیانگر باطن و نهان آدمی است که در چه مرتبه‌ای از ایمان و عمل صالح قرار دارد. امام سجاد (ع) می‌فرماید: إنَّ اللهَ یُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزین، وَ یُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور؛ همانا خداوند هر قلب حزین و غمگینى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد)؛ و نیز هر بنده شکرگزاری را دوست دارد. (كافى؛ ج ۲؛ ص ۹۹، بحارالأنوار؛ ج ۷۱؛ ص ۳۸، ح ۲۵)
  3. سرانجام عيب‌جويي: انسان اگر عیبِ دیگری را بگیرد، خداوند را به خشم می‌آورد؛ زیرا عیب‌جویی به معنای مشغول شدن به دیگران به‌جای مشغول بودن به خود است. ازنظر قرآن انسان موجودی است که فقر جزو هویت وجودی و ذاتی اوست؛ (فاطر، آیه ۱۵) پس عیوب و نواقص بسیاری دارد که باید در طول زندگی بکوشد آن را بر اساس آموزه‌های اسلام برطرف کند؛ اما وقتی مشغول عیب‌جویی است در حقیقت از خودش غافل شده که بدترین و زشت‌ترین کار است. لذا کسی که عیب کسی را می‌بیند و بیان می‌کند، خداوند برای تنبیه و مجازات او کاری می‌کند که دیگران او را به امری متهم سازند که در او نیست و این‌گونه گرفتار بهتان شده و مبهوت گردد. امام‌ سجاد (ع) با هشدار به عیب‌جویان و عیب‌زنان می‌فرماید: مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ؛ هركس عیب‌جویى كند و عیوب مردم را آن‌ها را بازگو نماید و سرزنش كند، دیگران او را متهّم به آن چیزی مى‌كنند که در او نیست. (بحارالأنوار؛ ج ۷۵؛ ص ۲۶۱، ح ۶۴)  امام سجاد (ع) می‌فرماید:  سه خصلت در هر مؤمنی باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى از سختى‌ها و شداید صحراى محشر در امان است: اوّل آنكه در كارگشایى و كمك به نیازمندان و درخواست‌كنندگان دریغ نکند. دوّم آنكه قبل از هر نوع حركتى بیندیشد كه كارى را كه مى‌خواهد انجام دهد یا هر سخنى را كه می‌خواهد بگوید: آیا رضایت خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او هست. سوّم قبل از عیب‌جویى و بازگویى عیب دیگران، سعى كند عیب‌هاى خود را برطرف نماید. (تحف العقول؛ ص ۲۰۴، بحارالأنوار؛ ج ۷۵؛ ص ۱۴۱، ح ۳)
  4. شیوه‌های مشارکت در اعمال و ثواب دیگران: بر اساس آموزه‌های قرآنی، روش‌های گوناگونی برای شرکت در ثواب اعمال دیگران است. یکی از روش‌ها این است که انسان در انجام آن تعاون و مشارکت عملی داشته باشد؛ روش دیگر آن است که اعمال خیر و صالح دیگران را دوست بدارد و آرزو داشته باشد که خداوند او را با آن‌ها همراه کند. پيامبر خدا‌(ص) فرمودند: مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِكَ فِي عَمَلِهِم؛ هر کس هر دسته و قومي را دوست دارد و عمل هر کس را امضاء کرد عمل آن‌ها در نامه عمل او هم ثبت مي‌شود. (بحارالانوار؛ ج ۶۵؛ ص ۹۸ و ۱۳۱) خداوند در آیه ۲۹ سوره قمر بیان می‌کند که یک نفر شتر صالح را پی کرد و کشت ولی چون قوم ثمود با این عمل موافق بودند و آن را محبوب می‌شمردند، خداوند این عمل را به همه نسبت می‌دهد و همگان را مجازات می‌کند. (قمر، آیه ۳۰؛ اعراف، آیه ۱۷۷؛ هود، آیه ۶۵؛ شمس، آیه ۱۴) از دیگر روش‌هایی که در اسلام بیان‌شده، زیارت کسانی است که عملی نیک و خیر انجام داده‌اند؛ یعنی به زیارت آن‌ها برود و از آن‌ها به همین جهت دیداری داشته باشد. امام سجاد (ع) دراین‌باره می‌فرماید: یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ یَجِبُ عَلَیْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ؛ شماهایى كه به مكّه نرفته‌اید و در مراسم حجّ شركت نكرده‌اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى كه برمى‌گردند، با آن‌ها دیدار و مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن‌ها شریك باشید. (بحارالانوار؛ ج ۲؛ ص ۱۴۷، ح ۹۷) امام (ع) زیارت برادر دینی را تشویق می‌کند؛ زیرا این دیدارها فواید بسیاری دارد که ازجمله آن‌ها انتقال علوم و معارف اهل‌بیت (ع) به یکدیگر و کمک و یاری به برادران دینی در صورت نیاز است. ازاین‌رو ایشان می‌فرماید: مَنْ زارَ أخاهُ فى اللهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ؛ هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت کند به امید آن‌که به وعده‌هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراهی و مشایعت خواهند كرد، همچنین مورد خطاب قرار می‌گیرد كه از آلودگى‌ها پاك شدى و بهشت گوارایت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت. (مشكاة‌الأنوار؛ ص ۲۰۷، س ۱۸)
  5. ثواب اطعام و نوشاندن و پوشاندن: در آموزه‌های قرآنی بر صدقات و انفاق بسیار تأکید شده است و این‌گونه مردم را به ایثار مال درراه خدا و کمک و دستگیری دیگران تشویق و ترغیب می‌کند. در حقیقت از مهم‌ترین جلوه‌های ایمان را می‌توان در انفاق و صدقات دید. البته بهترین انفاق و صدقه انجام اطعام یعنی تهیه غذا و خوراندن آن به انسان‌های گرسنه و فقیر و مسکین و یتیم است. کسانی که می‌خواهند از دشواری‌ها و سختی‌های قیامت به‌آسانی بگذرند باید اطعام را در دستور کار قرار دهند. (بلد، آیات ۱۳ و ۱۴؛ انسان، آیات ۸ تا ۱۰) همچنین سیراب کردن و نوشاندن و نیز پوشاندن تشنه و بی‌پوشاک از اموری است که آثار مثبتی در زندگی اخروی شخص خواهد داشت. امام سجاد (ع) دراین‌باره می‌فرماید: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ؛ هركس مؤمن گرسنه‌ای را طعام دهد خداوند او را از میوه‌های بهشت اطعام می‌کند و هر كه تشنه‌ای را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرابش می‌گرداند و هركس برهنه‌ای را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترین نوع و رنگ هست ـ خواهد پوشاند. (مستدرك الوسائل؛ ج ۷؛ ص ۲۵۲، ح ۸)
  6. اهتمام به غذای روح: خداوند در آیه ۲۴ سوره عبس می‌فرماید: فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ؛ باید انسان در خوراکش به‌دقت نظر و کامل کند. در روایت است که مهم‌ترین غذایی که انسان باید در آن دقت و کامل کند، غذای روح است که از چه کسی عقاید و افکارش را می‌گیرد و با چه شخصی نشست‌وبرخاست دارد. از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل‌شده كه در تفسير اين آيه فرمود: علمه الذى ياخذه عمن ياخذه؟ طعام علمی است که آن را می‌گیرد، از چه کسی می‌گیرد؟(محاسن برقی؛ ج ۱؛ ص ۲۲۰؛ الکافی؛ ج ۱؛ ص ۵۰) امام سجاد (ع) نیز درباره خوراک علمی هشدار می‌دهد و می‌فرماید: عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیْفَ لایَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ؛ تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخیص خوب و بدخوراکش اهتمام می‌ورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و… بی‌تفاوت است. (أعیان الشّیعه؛ ج ۱؛ ص ۶۴۵، بحارالأنوار؛ ج ۷۸؛ ص ۱۵۸، ح ۱۹)
  7. پذيرش پوزش و عذرخواهي: انسان باید همان روشی را در پیش گیرد که دوست دارد دیگران با او داشته باشند. اگر دوست دارد که خداوند عذرخواهی او را بپذیرد و از خطا و اشتباه وی درگذرد، باید همین رویه را در زندگی داشته باشد. به سخن دیگر: ارحم ترحم، رحم کن تا به تو رحم شود. امام سجاد (ع) می‌فرماید: إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ؛ چنانچه شخصى تو را بدگویى كند و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را بپذیرد. (مشكاةالأنوار؛ ص ۲۲۹، س ۱۰، بحارالأنوار؛ ج ۷۸؛ ص ۱۴۱، ح ۳)
  8. ازدواج و صله‌رحم: ازدواج در ایجاد و تثبیت ایمان مؤمنان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در جوانی بیش از دوسوم دین شخص را حفظ می‌کند و در سنین بالاتر نیمی از دین شخص را. این بدان معناست که شرایط دین‌داری در جوانی سخت‌تر است؛ چراکه گرایش و کشش جنسی و شهوت آن بیشتر است؛ اگر کسی در سنین جوانی ازدواج کند دوسوم دین خود را از این راه حفظ کرده است. ازاین‌رو در اسلام بر ازدواج در اوج جوانی و کشش شهوت و گرایش جنسی تأکید شده است. ازدواج کارکردهای دیگری چون تحکیم خانواده و جامعه و مانند آن دارد؛ همچنین صله‌رحم نیز موجب تحکیم خانواده و جامعه و افزایش محبت و تعاون و همدلی و همکاری میان افراد می‌شود؛ ازاین‌رو در اسلام بر این امور تأکید بسیاری شده است. امام سجاد (ع) می‌فرماید: كساني كه مي‌خواهند در قيامت سربلند باشند باید به این دو مسئله توجه ویژه داشته باشند. ایشان می‌فرماید: مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ هركس براى خشنودى خداوند ازدواج کند و با خویشان خود صله‌رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند می‌گرداند. (مشكاةالأنوار؛ ص ۱۶۶، س ۳)
  9. سخاوت و تقوا: در اسلام به امور فردی و اجتماعی، هم‌زمان توجه داده می‌شود. ازاین‌رو در کنار نماز به انفاق تأکید شده است. (بقره، آیه ۳) سخاوت و بخشش به دیگران در کنار تقوا درآیات و روایات بسیار مورد تأکید قرار می‌گیرد و به عناوین گوناگون از مردم می‌خواهید به فضیلت‌های فردی و اجتماعی و اخلاق شخصی و عمومی توجه کنند؛ زیرا کمال انسان در هماهنگی باطن و ظاهر و امور فردی و اجتماعی است. امام سجاد (ع) دراین‌باره می‌فرماید: سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ؛ در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولى در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود. (مشكاةالأنوار؛ ص ۲۳۲، س ۲۰، بحارالأنوار؛ ج ۷۸؛ ص ۵۰، ح ۷۷) البته این سخن امام (ع) به این معنا نیست که سخاوت‌مند در آخرت بهره‌ای نمی‌برد، بلکه در اینجا بر نقش اصلی و کلیدی تقوا تأکید بیشتر شده است؛ زیرا خداوند فرموده است: ان اکرمکم عندالله اتقاکم؛ گرامی‌ترین شما در نزد خداوند باتقواترین شماست. (حجرات، آیه ۱۳) می‌دانیم که تقوا شامل اعمال بسیاری ازجمله انجام اعمال واجب و مستحب و ترک محرمات  و مکروهات است. ازجمله این امور سخاوت و بخشندگی است. در اینجا امام می‌خواهد بفرماید که نقش سخاوت در دنیا تا چه اندازه سازنده است، به همان میزان نقش تقوا در آخرت سازنده و مفید خواهد بود. امام (ع) درجایی دیگر خوشبختي انسان را درگرو حفظ نفس و تقوا دانسته و می‌فرماید: اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ؛ سعادت انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است. (تحف العقول؛ ص ۲۰۱، بحارالأنوار؛ ج ۷۵؛ ص ۱۳۶، ح ۳)
  10. قناعت طبع: در اسلام بر قناعت طبع بسیار تأکید می‌شود. اینکه انسان به آنچه دارد قانع باشد و برای بیشتر از آن خود را به خفت و خواری نیندازد. البته طلب بیشتر باکار و کوشش و تلاش هیچ‌اشکالی ندارد به‌شرط آنکه به امور عبادی‌اش لطمه‌ای وارد نکند و یا او را از انجام وظایف عاطفی و احساسی نسبت به خانواده و جامعه محروم نسازد. انسانی که قناعت طبع داشته باشد، کریم و ارجمند می‌شود اما اگر قناعت طبع نداشته باشد و پيش مردم دست دراز کند، وضعیتی می‌یابد که امام سجاد (ع) فرمود: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَةٌلِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر؛ دست نیاز به‌سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود؛ و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به‌طوری‌که همیشه احساس نیاز و تنگدستى کند و هرچه كمتر به مردم رو بیندازد و كمتر درخواست كمك کند بیشتر احساس خودكفائى و بی‌نیازی خواهد داشت. (تحف العقول؛ ص ۲۱۰، بحارالأنوار؛ ج ۷۵؛ ص ۱۳۶، ح ۳) امام (ع) می‌فرماید: الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس؛ تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه در دستان مردم جمع شده، است. (جهادالنفس؛ ص ۲۷۶)
  11. محاسبه نفس و پذیرش نصیحت كننده دروني: انسان اگر بخواهد در مسیر درست قرار گیرد، هماره باید از عقل و نقل بهره‌مند شود؛ چراکه اگر عقل دارد از آن بهره‌مند شود و حساب‌وکتاب کند که زندگی محدود دنیا نسبت به زندگی بی‌پایان آخرت چه تفاوتی دارد؟ ازآنچه در وحی آمده بهره گیرد و محاسبه کند. همچنین اگر هر عملی را انجام داده در سود و زیان آن بسنجد و سبک و سنگین کند. اگر دید فایده داشته ادامه دهد وگرنه از هرکجا قطع کرده و تغییر مسیر دهد موفق و سعادتمند خواهد بود. بسیاری از کسانی که گرفتار دوزخ شده‌اند می‌گویند: وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ؛ و گويند: «اگر شنيده و پذيرفته‏ بوديم يا تعقّل كرده بوديم در ميان [دوزخيان] نبوديم.» (ملک، آیه ۱۰) از همین رو امام سجاد (ع) می‌فرماید: یَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً؛  اى فرزند آدم تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصیحت کننده‌ای دلسوز داشته باشى در تمام امور بررسى و محاسبه كارهایت را اهمیّت دهى و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ خوف داشته باشى؛ در خیر و سعادت خواهى بود. (مشكاة‌الأنوار؛ ص ۲۴۶، بحارالأنوار؛ ج ۶۷؛ ص ۶۴، ح ۵)

ر ک به:

  1. دین
  2. دین‌شناسی
  3. شرط دین است…
  4. واژه شناسی دینی
  5. اهداف اساسى پيامبران‏ الهی

منابع:

  1. فرهنگ شیعه؛ ج ۱؛ ص ۲۵۲، برگرفته از مقاله«دین‌داری ».   
  2. جلوه‌هایی از دین‌داری در آموزه‌های امام سجاد (ع) مرتضی شادکام
  3. مِشْکاةُ الأنْوار فی غُرَرِ الأخْبار؛ علی بن حسن بن فضل طبرسی، ناشر: کتابخانه حیدریه و دیگران، سال چاپ: ۱۳۸۵ق
  4. بِحارُالاَنوار الجامِعَةُ لِدُرَرِ أخبارِ الأئمةِ الأطهار؛ مرحوم علامه مجلسى، مولى محمد باقر بن محمد تقى، ( ۱۰۳۷- ۱۱۱۰) بیروت، داراحیاء التراث العربی، سال چاپ: ۱۴۰۴

باکس شناور "همچنین ببنید"

آیا فشار قبر واقعیت دارد؟

جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ، در کسری از ثانیه انجام میشود. این لحظه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *