تواضع

تواضع

تواضعبه افتادگی، خاکساری، خشوع، خضوع، خفض جناح، شکسته‌نفسی، فروتنی، نرم‌خویی تواضع گویند. واژه تواضع از ریشه «وضع» گرفته‌شده و در اصل به معنای افتادگی و فروتنی است. به گفته لغت شناسان، «وَضَعَ» ضد «رَفَع» است و تواضع به معنای «خاک ساری» است. (العین، ج ۲، ص ۱۹۶) تواضع خود را فرونهادن (غیاث اللغات) و فروتنی (زمخشری) است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) انسان می‌تواند خود را به تواضع بیاراید. تواضع، عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر ازدیگری ببیند و لازمه آن، رفتار و گفتاری است که دلالت بر احترام دیگران می کند. در قرآن و حدیث و متون اخلاقی و عرفانی بر تواضع تأکید شده است که آدمی را محترم و محبوب دل‌ها می‌کند.

  1. قرآن: تواضع و فروتنی اهمیت خاصی در اخلاق اسلامی دارد تا آنجا که خداوند به پیامبرش امر می‌فرماید: «[ای رسول من!] پروبال رحمتت [را] بر تمام پیروان باایمانت به تواضع بگستران». (شعراء: ۲۱۵) این سفارش به پیامبری است که خداوند در مقام عظمت او فرموده است: «اگر به خاطر تو نبود، هرگز جهان آفرینش را نمی‌آفریدم». پیامبری که به‌حق مصداق کامل خشوع و فروتنی است و این خود، از رمزهای موفقیت آن حضرت در پیشبرد اهداف مقدسش و جذب افراد به‌سوی دین اسلام بود. از نصایح حکیمانه و اندرزهای ارزشمند لقمان به پسرش، مسئله رعایت تواضع و فروتنی است که می‌توان آن را مادر ارزش‌ها و کلید گنجینه کمالات نامید، لقمان به پسرش چنین فرمود: «و لا تصعر خدک للناس…; پسرم! با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان؛ متواضع و فروتن باش.» (سوره لقمان، ۱۸) وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَی اْلأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلامًا؛ بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که آرام و بی‌تکبر بر زمین راه می‌روند و هنگامی‌که جاهلان آن‌ها را مخاطب سازند، به آن‌ها سلام می‌گویند و با بی‌اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند. (فرقان:۶۳)
  2. احادیث: در کلام امامان معصوم (ع) تواضع به معنای اظهار کوچکی، افتادگی، خاک ساری و فروتنی در برابر خدا و خلق آمده است. امام علی (ع) می‌فرماید: «ضادوا الکبر بالتواضع؛ به‌وسیله تواضع با تکبر مبارزه کنید.» (غررالحکم و دررالکلم، ج ۴، ص ۲۳۲) تفرعن ورزیدن، تکبر کردن، کبر ورزیدن و فخرفروشی مخالف تواضع است. تکبر و خودبرتربینی، دوستی را تباه می‌کند؛ انسان متکبر همواره و همیشه عبوس و اخمو و بدمعاشرت است.
  3. متون اخلاقی و عرفانی: عالمان اخلاق، تواضع را به معنای ناچیز شمردن نفس دانسته‌اند در برابر خداوند به اطاعت از اوامر و در برابر مردم به رفتار فروتنانه و رعایت انصاف. خواجه‌نصیرالدین طوسی می‌نویسد: «تواضع آن بُوَد که خود را مزیتی نشمرد بر کسانی که در جاه، از او نازل‌تر باشند.» (اخلاق ناصری، ص ۱۳۳) تواضع ز گردن فروزان نکوست//گدا گر تواضع کند خوی اوست. سعدی چقدر زیبا سروده آنجا که گوید:

تواضع

یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم گر او هست، حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت، کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد
تواضع سر رفعت، افرازدت تکبر به خاک اندر اندازدت

این مطلب از گفتار متعدد پیامبر (ص) و امامان (ع) گرفته‌شده، ازجمله پیامبر (ص) فرمود: «من تواضع رفعه الله، فهو فی نفسه ضعیف و فی اعین الناس عظیم; کسی که فروتنی کند چنین کسی نزد خود ناچیز است، ولی در چشم مردم، بزرگ هست.» (کنزالعمال، حدیث ۵۷۳۷) کسی که به خاطر خدا تواضع کند، اگرچه به‌ظاهر خویشتن را ضعیف و حقیر نشان می‌دهد، خداوند مقام او را در نگاه مردم بالا می‌برد. پیامبر (ص)  در این زمینه سخن گهرباری دارد، ایشان می‌فرماید: اِنَّ التَّواضُعُ یَزیدُ صاحِبَهُ رِفعةً، فَتواضَعُوا یَرفَعکُمُ اللّه ُ؛ فروتنی وسیله سربلندی و سرافرازی است، تواضع کنید تا خدای متعال مقام شمارا بلند گرداند. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۹ و قصص الانبیإ، ثعلبی، ص۲۸۸)

چگونه فروتنی کنیم؟ یکی از فضایل و منش نیک‌ اخلاقی، تواضع و فروتنی است. تواضع در اشکال مختلف، خود را نشان می‌دهد که می‌توان در گفتار و رفتار را مهم‌تر‌ین جلوه‌های آن دانست. به این معنا که آن حالتی که در درون آدمی می‌گذرد و نفس آدمی برای خود هیچ‌گونه برتری و امتیازی بر دیگری قائل نمی‌شود، در گفتار و رفتار آدمی ظهور می‌یابد و شخص، دیگران را بزرگ و گرامی می‌دارد. انسان در برابر کسانی تواضع می‌کند که کرامت و شرافت انسانی را بشناسند و آن را گرامی دارند. چنان‌که فروتنی و تواضع برای دستیابی به کمالاتی انجام می‌گیرد و به شکل خاصی است که موجبات ذلت و خواری شخص نشود و کرامت و شرافت انسانی را خدشه‌دار نسازد؛ زیرا اگر فضیلت فروتنی و تواضع به‌درستی و به‌جا به‌کار نرود می‌تواند موجبات استکبار و تکبر دیگری شود و کرامت و شرافت انسانی را خدشه‌دار ساخته و زمینه برای ذلت و خواری فرد و جامعه را فراهم آورد که ازنظر عقل و شرع به‌عنوان یک رذیلت و پستی مطرود دانسته شده است. اینجاست که پرسش اساسی مطرح می‌شود که به چه هدفی و چگونه می‌بایست فروتنی ورزید و در برابر دیگران تواضع کرد تا ضمن دستیابی به اهداف و فلسفه این فضیلت، از آسیب‌های جدی اجتماعی و شخصیتی آن در امان ماند؟

تواضع،‌منش رستگاران: تواضع، رفتاری خاص در برابر دیگران و بیانگر حالت و وضعیت نفسانی شخص است. در حقیقت برخی از اعمال و حرکات در گفتار و رفتار نشان می‌دهد که شخص ازنظر شخصیتی به جایگاهی رسیده است که دیگران را بزرگ و محترم می‌شمارد و برای آنان شرافت و کرامت انسانی قائل است بی‌آنکه شناختی از دیگری داشته باشد. برای انسان فروتن، این مهم است که دیگری، انسانی است که خداوند وی را عزیز شمرده و برای وی شرافت و کرامتی بزرگ قائل شده است. درباره امام علی بن‌حسین زین‌العابدین (ع) نقل‌شده که بر خود و کلان پیش‌دستی می‌کرد و بزرگ و گرامی می‌داشت. هنگامی‌که از چرای این عمل پرسش شد، آن حضرت (ع) بیان داشت که وی خرد را به سبب گناه کمتر به سبب فرصت زمانی کمتر زندگی و کلان را به سبب بندگی فزون‌تر درزمانی بیش‌تر گرامی می‌دارد. به این معنا که برای دیگری می‌کوشد محملی بیابد که زمینه بزرگداشت فراهم آید و باگمان نیک بردن در حق آنان نفس را بر بزرگداشت ایشان وادار سازد. در نگاه قرآن فروتنی در برابر حق و خداوند، از اصالت و اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا چنین حالتی است که نفس را برای تواضع اجتماعی و فروتنی در برابر دیگر انسان‌ها آماده می‌کند. کسانی که در برابر حق خود را خوار و کوچک می‌شمارند تا در برابر هر انسان دیگری فروتنانه سخن بگویند و رفتار کنند؛ زیرا این گمان در ایشان قوی می‌شود که دیگری در مسیر حق و حقیقت دست‌کم یک گام جلوتر است؛ این شخص کوچک باشد یا بزرگ؛ چون کوچک به سبب آنکه به‌تازگی از مبدأ آفرینش جداشده است، هنوز بر پاکی و سلامت فطرتی است که حق مطلق است و کلان نیز به سبب آنکه پیش‌تر از وی سر به سجده برده و خداوند را شناخته و بندگی کرده است، مقدم و برتر است؛ اما در تقدم همسالان نیز این معنا در وی شدید است که هرکسی برحال و روزگار خویش آگاه‌تر است و به حکم الانسان علی نفسه بصیره، می‌داند که خود در چه حالتی از حق و حقیقت ازنظر قرب و بعد است، اما نسبت به دیگری هیچ‌گونه آگاهی و علم و شناختی ندارد، ازاین‌رو عقل حکم می‌کند که دیگری را در این حوزه برتر و بالاتر بداند. از مطلب پیش‌گفته یک مسئله دیگر نیز روشن می‌شود و آن اینکه هرکسی می‌بایست در برابر انسان‌های دیگر به‌ویژه افراد ناشناس تواضع داشته باشد، زیرا هیچ‌گونه شناخت و آگاهی از وضعیت وی نسبت به‌حق ندارد. به‌هرحال آنچه معیار داوری و قضاوت است حق و حقیقت است و هرچه آگاهی شخص نسبت به این مسئله بیشتر باشد تواضع و فروتنی نیز افزایش می‌یابد. ازاین‌رو خداوند درآیاتی چون ۸۲ و ۸۳ سوره مائده،‌از حق پذیری به‌عنوان معیار در تواضع یاد می‌کند و آن را به‌عنوان مهم‌ترین عامل حرکت در مسیر کمالی برمی‌شمارد. اگر به آیات قرآن در حوزه تبیین و تحلیل تواضع و فروتنی توجه و دقت شود،‌ این معنا به دست می‌آید که تواضع و فروتنی منش و کنش انسان‌های صالح و نیکوکار و محسنان (آیات پیشین و نیز آیه ۸۵) است. به این معنا که انسان‌های صالح چون در برابر حق اهل تواضع هستند، در منش و کنش خویش نسبت به دیگری رفتاری از سر تواضع نشان می‌دهند. آيه ۱۵ سوره سجده تبیین می‌کند که پذیرش حق و داشتن روحیه تواضع در برابر آیات و نشانه‌های الهی موجب می‌شود که روحیه ضد استکباری پیدا کند. به سخن دیگر، اگر روحیه استکباری به معنای کبر و تکبرورزی نسبت به دیگری باشد که خود بیانگر روحیه خودبزرگ‌بینی در شخص است معنای دیگری جز حق‌ستیزی ندارد، باید گفت خجستگان به سبب اینکه دارای روحیه پذیرش حق می‌باشند و خود را در برابر حق کوچک می‌شمارند، در برابر دیگران نیز روحیه ضد استکبار داشته و اهل فروتنی هستند. ازاین‌رو آیات ۸۲ و ۸۳ سوره مائده ایمان به خدا را از آثار تواضع در برابر حق معرفی می‌کند. به این معنا که رستگاران به سبب روحیه فطری حق‌پذیری در برابر حق مطلق یعنی خداوند فروتن می‌باشند و تذلل را به نمایش می‌گذارند و ایمان به خدا در ایشان قوی است. در همین آیات می‌توان این معنا را به دست آورد که علت گرایش راهبان مسیحی به اسلام به سبب وجود عنصر حق‌پذیری در آنان است که موجب می‌شود تا اسلام را به‌عنوان یک حقیقت غیرقابل‌انکار بپذیرند و بدان گرایش یابند و همچنین نسبت به اهل آن فروتنی داشته باشند. به نظر می‌رسد که ارتباط تنگاتنگی میان حق‌پذیری انسان‌ها و تواضع و رستگاری انسان‌ها در این آیات به تصویر کشیده شده است. به این معنا که هر انسانی که در برابر حق متواضع و متزلزل است، در عمل نسبت به هر حقی چون خداوند و اسلام نیز متواضع بوده و رفتارهای نیک و خوبی را انجام می‌دهد و این‌گونه به‌عنوان نیکان گام درراه رستگاران می‌گذرد؛ زیرا آیه ۵۴ سوره مائده تواضع هر انسانی را در برابر مؤمنان به‌حق و حقیقت (اسلام و خدا) به‌عنوان عامل جلب محبت خداوند معرفی می‌کند که نتیجه آن چیزی جز رستگاری آدمی نیست. انسان‌های حق‌پذیر در برابر حق متواضع هستند و چون شناخت کاملی از دیگران دراین‌ارتباط ندارند و نمی‌دانند که نسبت شخص با حقیقت تا چه اندازه است می‌کوشند تا به‌گونه‌ای عمل کنند که روحیه حق‌پذیری آنان به نمایش گذاشته شود؛ ازاین‌رو به دیگران، هم تواضع می‌ورزند و هم اهل احسان و نیکی هستند. (نساء آیه ۳۶) تقوا و پاکی قلب انسان‌ها (حجر آیات ۱ تا ۳) و تفکر و تدبر و خردورزی در هستی و یافتن حقایق در هر شکل و شمایلی (حجرات آیات ۳ و ۴) و توجه به آیات الهی (سجده آیه ۱۵) و ضعف و سستی انسان در بسیاری از چیزها و امور (اسراء آیه ۳۷) و عواقب و پیامدهای استکبار و تکبر و حق‌ستیزی (لقمان آیات ۱۸ و ۱۹) موجب می‌شود تا انسان به‌سوی تواضع کشیده شود و از روحیه تکبر و استکبارورزی دوری کند. این افراد به سبب همان قرار دادن حق و حقیقت به‌عنوان معیار حرکت و عمل، در برابر هر حقی فروتن هستند و هر جا و به هر شکلی آن را بیابند می‌کوشند تا آن را گرامی و بزرگ دارند (مائده آیات ۸۲ تا ۸۵) ازاین‌رو در برابر حق مطلق یعنی خداوند می‌کوشند رفتاری را نشان دهند که بیانگر فروتنی آنان نسبت به‌حق است. این‌گونه است که در برابر خداوند به تسبیح‌گویی مشغول می‌شوند و به سجده فرومی‌افتند و هیچ‌گونه استکباری نسبت به عبادت خداوند نمی‌ورزند (سجده آیه ۱۵ و اعراف آیه ۲۰۶ و نحل آیه ۴۹ و انبیاء آیه ۱۹) ایشان همچنین در برابر پیامبر (ص) که مظهر حق و حقیقت در میان آفریده‌هاست، تواضع دارند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که حرمت و ادب وی نگه‌داشته شود. صدای خویش را در نزدش بلند نمی‌کنند و درشت با وی سخن نمی‌گویند (حجرات آیات ۳ و ۴) و نسبت به فرمان‌های وی اطاعت و پذیرش دارند و به اسلام گرایش داشته و به آن گردن می‌نهند. (مائده آیات ۸۲ تا ۸۵)

روش فروتنی: تواضع می‌تواند به اشکال و صورت‌های مختلف بروز کند. به این معنا که روحیه تواضع در برابر حق و استکبار در برابر ناحق می‌تواند به‌صورت رفتارها و گفتارهای مؤدبانه خودنمایی کند. درآیات ۱۸ و ۱۹ سوره لقمان به رفتارهای فروتنانه چندی اشاره‌شده است که از نکات مهم آموزشی و تربیتی است. ازجمله از اشخاص خواسته‌شده تا هنگام مواجهه با مردم، از آنان رو برمتابند و هنگام سخن گفتن به شخص نگاه نکنند و به وی پشت نکنند. هنگام راه رفتن مانند انسان‌های سرمست و سبک‌مغز گام برمدارند و به دیگر فخر نفروشند و تکبر نورزند. گام‌ها را کوتاه و استوار بردارند و صدا را بلند نکنند و درشت‌سخن نگویند و بانگ برنیاورند که به بانگ خران همانند شود. بانگ برداشتن و درشت‌سخن گفتن شخصیت آدمی را نیز زیر سؤال می‌برد و تکبر در آدمی را نشان می‌دهد؛ زیرا انسان‌های فروتن، خود را کمتر و کوچک‌تر از آن می‌دانند تا به درشتی باکسی سخن بگویند، چه رسد که بانگ بر او زنند. یکی از رفتارهای فروتنانه آن است که شخص همانند پرندگان که بال‌های خویش را می‌گسترند و جوجه‌های خویش را در زیر پروبال خویش می‌گیرند، چنین مهربان و فروتنانه نسبت به دیگران عمل کند؛ بنابراین نسبت به همه اهل احسان و نیکویی و عفو و گذشت باشد. (اسراء آیه ۲۴ و حجر آیه ۸۸ و شعراء آیه ۲۱۵ و نساء آیه ۳۶) پرهیز از هرگونه فخرفروشی و تبحر نسبت به دیگری در گفتار و رفتار، نشانه اهل تواضع است (نساء آیه ۳۶) بنابراین نوعی تزلزل و خواری را در نفس خویش می‌یابد که اجازه نمی‌دهد تا فخرفروشی کند. البته چنانکه گفته شد، معیار در تواضع حق‌پذیری است؛ بنابراین اگر کسانی جاهل به‌حق بوده و نسبت به‌حق عناد و دشمنی دارند می‌بایست با نوعی کرامت از کنار آنان گذشت و برای آنان دعای خیر کرد تا به‌حق و حقیقت بازگردند و به آن عالم و عامل شوند. (فرقان آیه ۶۳) اما اگر کسانی باشند که نسبت به‌حق با علم و عمل و به‌عمد عناد می‌ورزند و آگاهانه با آن ستیز دارند می‌بایست با آنان مقابله‌به‌مثل کرد و اجازه نداد تا آنان با تکبر خویش و استکبارورزی در میدان عمل، زمینه ذلت و خواری اهل حق را فراهم آورند؛ بنابراین، هرگونه تواضع و تزلزل در برابر اهل باطل و کبر و تکبر، جایز نیست و می‌بایست در این مورد رفتاری کرد تا اهل استکبار از فروتنی و تواضع مؤمنان سوءاستفاده نکنند. ازاین‌رو آیات بسیار از تواضع نسبت به مؤمنان و اهل حق و حقیقت سخن به میان آورده تا این‌گونه هرگونه تواضع را محدود به آن سازد. نسبت بین تکبر و تواضع به‌اصطلاح نسبت میان ضدین است نه وجود و عدم. به این معنا که هم تکبر یک صفت وجودی است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکی الزاماً همراه با نفی دیگری باشد؛ بنابراین لازم است تا نسبت به اهل تکبر رفتاری در پیش گرفت که جلو فخرفروشی و استکبار آنان گرفته شود. در روایات اسلامی نیز به این معنا اشاره‌شده است که مقابله‌به‌مثل نسبت به اهل تکبر خود روشی درمانی است وگرنه تواضع موجب می‌شود تا شخص متکبر گستاخ شده و رفتار و منش خویش را درست دانسته و در مسیر باطل استوارتر شود. امام علی (ع): «ضادوا الکبر بالتواضع؛ به‌وسیله تواضع با تکبر که ضد آن است مقابله کنید.» (تصنیف غرر‌الحکم، شماره ۵۱۴۸، صفحه ۲۴۹ و شرح غرر‌الحکم، صفحه ۲۳۲، شماره ۵۹۲۰) یکی از نشانه های فرد فروتن، آغاز به سلام کردن است. تواضع می‌تواند به این شکل هم بروز کند. در آغاز طلوع اسلام، آن زمان که هنوز در بین مردم اختلافات و ترس‌های دوران جاهلیت حاکم بود و در برخوردها و ملاقات‌های افراد اطمینان و اعتماد وجود نداشت، پیامبر (ص) دستور داد که مردم هنگام ملاقات یکدیگر کلمه و عبارتی به کار برند که هم اعتماد طرف مقابل را جلب کنند و هم درود و تحیتی باشد. به همین جهت، واژه سلام را که نشان از صلح و صفا دارد و با کلمه اسلام هم‌ریشه است، به کار می‌بردند و با گفتن این کلمه، محبت و مهر و اعتماد یکدیگر را جلب می‌کردند. در سلام کردن فرقی میان کودک و بزرگ‌سال نیست. چنان‌که پیامبر (ص) به هر کس برخورد می‌کرد، در سلام کردن سبقت می‌جست» و هیچ‌کس نتوانست در این امر از وی پیشی گیرد. او حتی به کودکان نیز سلام می‌گفت و در ملاقات با غیرمسلمانان هم این آداب انسانی و اخلاقی را رعایت می‌فرمود.

تواضعارزش تواضع در روایات: پیامبر (ص) فرمود: «مالی لااری علیکم حلاوه العباده؟! قالوا و ما حلاوهًْ العبادهًْ؟ قال التواضع! چه می‌شود که شیرینی عبادت را در شما نمی‌بینم؟ عرض کردند؟ شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواضع و فروتنی است!» (تنبیه الخواطر، مطابق نقل میزان الحکمه، جلد ۴، حدیث ۲۱۸۲۵ و محجه البیضاء، جلد ۶، صفحه ۲۲) زیرا حقیقت عبادت همان نهایت خضوع و خشوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع و فروتن است و آنچه در آنجا یافته است در زندگی روزانه خویش در میان مردم به نمایش می‌گذارد. امام علی (ع) فرمود: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العباده؛ بر تو باد تواضع که از بهترین عبادات است.» (بحارالانوار، جلد ۷۲، صفحه ۱۱۹، حدیث ۵) امام حسن عسکری (ع) فرمود: «التواضع نعمه لایحسد علیها؛ تواضع نعمتی است که دیگران به آن حسادت نمی‌کنند.» (تحف‌العقول، صفحه ۳۶۳) این حدیث از زیباترین سخنان درباره تواضع و فروتنی است که می‌تواند موضوع تحقیقی و پژوهشی قرار گیرد؛ زیرا معمولاً هر نعمتی که نصیب انسان می‌شود مزاحمت‌های حسودان افزوده می‌گردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ می‌کند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل و سخت می‌شود، ولی تواضع از این قاعده کلی مستثنا است، چون نعمتی است که حسادت حسودان را برنمی‌انگیزد و اصولاً انسان‌های حسود گرایشی به تواضع ندارند، زیرا آنان به‌نوعی دچار خودبزرگ‌بینی و تکبر هستند؛ چون‌که حسادت زمانی در شخص نسبت به کسی پدید می‌آید که شخص خود را لایق و شایسته آن نعمت می‌شمارد و فقدان آن را در خود و وجودش در دیگری را امری برخلاف حق و حقیقت می‌شمارد، بر این اساس به‌نوعی نگرش تجاوزگرانه نسبت به صاحب نعمت از خود بروز می‌دهد؛ اما چون فروتنی از اموری است که اهل حسادت به سبب خودبزرگ‌بینی و تکبر به آن گرایش ندارند، هرگز محسود قرار نمی‌گیرد و حسودان نسبت به آن گرایش و تمایلی نشان نمی‌دهند. پیامبر (ص) فرمود: «یباهی الله تعالی الملائکه بخمسه:‌ بالمجاهدین و الفقراء و الذین یتواضعون لله تعالی و الغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم و رجل یبکی فی الخلوهًْ من خشیه الله عزوجل؛‌خداوند به پنج دسته از انسان‌ها به فرشتگان مباهات می‌کند: مجاهدان (راه خدا)، فقرا (و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمی‌فروشند) و آن‌ها که به خاطر خدا تواضع می‌کنند و ثروتمندانی که بی‌منت به مستمندان کمک می‌‌نمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه می‌کند!» (مکارم‌الاخلاق، صفحه ۵۱). امام علی (ع) فرمود: «ثمره التواضع المحبه و ثمره الکبر المسبه! میوه درخت تواضع، محبت است و میوه (شوم) تکبر دشمنان و ناسزاگویی مردم است!» (غررالحکم، ۴۶۱۴- ۴۶۱۳) و «بخفض الجناح تنتظم الامور! با تواضع و محبت کارها نظم و سامان می‌یابد!» (غرر‌الحکم، ۴۳۰۲) پیامبر (ص): «التواضع لا یزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله! تواضع جز بزرگی بر انسان نمی‌افزاید، پس تواضع کنید تا خداوند شمارا بلندمقام سازد!» (کنزالعمال، ۵۷۱۹) امام علی (ع): «ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه و یرضی بالدون من شرف المجلس و یکره الریا و المسعه؛ سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر و ریا و سمعه را ناخوش دارد.» (کنزالعمال، حدیث ۸۵۰۶) از امام رضا (ع) سؤال کردند: «ما حد التواضع الذی اذا فعله العبد کان متواضعا؟ فقال: التواضع درجات منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم لا یحب ان یاتی الی احد الا مثل ما یؤتی الیه، ان رای سیئه دراها بالحسنه، کاظم الغیظ، عاف عن الناس، والله یحب المحسنین؛ حد تواضع که اگر انسان آن را انجام دهد متواضع محسوب می‌شود چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد، یکی از مراحل آن این است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم (و پذیرش درونی) جای دهد، دوست نداشته باشد کاری درباره کسی انجام دهد مگر همانند کارهایی که درباره او انجام می‌دهند همان‌گونه که انتظار احترام از دیگران دارد باید دیگران را محترم بشمارد و هر کاری را از سوی دیگران دون شأن خود می‌شمرد درباره دیگران دون شأن بشمارد.» هرگاه بدی از کسی ببیند آن را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آن‌ها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (کافی، جلد ۲، صفحه ۱۲۴)

ر ک به:

  1. نصایح لقمان
  2. اخلاق كریمانه
  3. الگوی شایسته
  4. آموزه های نبوی
  5. پیشوای فضیلت و کرامتپ
  6. شاخص‌های مکتب اخلاقی امام رضا (ع)

منبع:

نگاهی به اهمیت آثار و چگونگی تواضع ورزیدن از نگاه قرآن (منصور پور محیطی)

باکس شناور "همچنین ببنید"

معجزه جاوید

معجزه جاوید

قرآن، از ناحیه خدا، برای راه‌یابی انسان به‌سوی حق، بر آخرین پیام‌آور الاهی، پیامبر (ص) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *