خانه / آیین زندگی / شادی و سرور
شادی و سرور

شادی و سرور

شادی و سرور شادی و سرور بخشی از سرشت انسان و از جمله نیازهای فطری و طبیعی آدمی می باشد که به زندگی انسان معنا می بخشد و سبب تجدید قوا برای ادامه ی حرکت تکاملی او است. هیچ‌کسی را نمی‌توانید پیدا کنید که همیشه شادی و سرور داشته باشد. این یک واقعیت است، یافتن لذّت زندگی در لحظات و به زبان خودمانی دلخوشی‌های ساده، کلید شادی و سرور است. شادی و سرور را باید در لحظات جست‌و‌جو کرد. شادی و سرور را باید در چیزهای ساده یافت. بدین‌جهت قوانین اسلام به پیروان خود شادی و سرور می ‏بخشد. شادی، سرور و هیجان مثبت شدیدی که آثار آن در رفتار آدمی دیده می‌شود، به‌طوری‌که فرد فرحناک از حالت عادی و تعادل رفتاری خارج می‌شود و کاری انجام می‌دهد که گویی مست شده است و عقل و خردی ندارد. (۱) ازاین‌رو واژه «فرح یا شادی و سرور» را برخی در ترجمه فارسی، آن را به بدمستی معنی کرده‌اند. فرح مقوله ای است که نقش به سزایی در سلامت و یا عدم سلامت جسمی و روانی انسان داشته و مکمل رفتار انسان در جهت کسب سعادت و یا شقاوت اخروی وی هست؛ شناخت انواع آن در حیطه‌های مختلف، آثار مثبت و منفی آن و موارد حسن و قبح و حدومرز آن تکلیف ما را در چگونگی استعمال این موهبت الهی معین خواهد ساخت؛ بنابراین، انفعالات نفسانی به یکی از ابعاد وجود انسان اختصاص ندارد؛ بلکه هر یک از خواسته‌های روحی انسان، این‌گونه است که به هنگام تحقق آن، حالت شادی و به هنگام عدم تحقق آن، حالت غم روی می‌دهد. ضد فرح، یأس است که انسان را از حرکت بازمی‌دارد و به شکل افسردگی شدید بروز می‌کند. یاس مرحله نهایی و سوم است؛ زیرا مرحله اول آن حزن و اندوه است که ضد سرور است، مرحله دوم حالت غم است که در رفتار خودنمایی می‌کند و حالتی به وجود می‌آید که گویی فضایی از مه و ابر تمام وجودش را احاطه کرده است. چون غم واژه‌ای عربی از غمام به معنی ابر گرفته‌شده و مرحله سوم، یأس است که از حرکت بازمی‌دارد و گرفتار افسردگی می‌سازد. فرح گاه در دنیا و گاه در آخرت مطرح می‌شود. حاصل آن‌که هر مطلوبی تحقق پیدا کند، موجب سرور می‌شود و هرکدام از دستش برود، موجب غم و اندوه می‌گردد. ازاین‌جهت، این بعد، وسیع‌ترین ابعاد است و بر همه ابعاد وجود انسان احاطه دارد؛ یک حالت فراگیری نسبت به همه شئون زندگی دارد. این دو ویژگی، از ویژگی‌های این بعد انسان است؛ یکی این‌که سطحی‌تر از همه و معلول سایر جهات نفسانی است و دوم این‌که وسیع‌تر و فراگیرتر از همه است. ازنظر قرآن، فرح در آخرت مطلقاً برای اهل بهشت است و حالت طبیعی اهل بهشت است که با تعبیر «فرحین» در قرآن آمده است. (۲) ازنظر آموزه‌های قرآنی، فرح نسبت به داشته‌های مادی در دنیا بسیار منفی و ضد ارزشی است و خدا چنین افرادی را دوست نمی‌دارد. (۳) اما دو فرح ارزشی است:

  1. فرح نسبت به امور معنوی مانند بهره‌مندی از اسلام و فضل و رحمت الهی به‌جای جمع مال و ثروت مادی. (۴)
  2. فرح نسبت به پیروزی نظامی اهل اسلام و توحید بر کفر که خود نوعی از امور معنوی است نه مادی که باید پیروزی را جشن گرفت و به شادی و فرح پرداخت. (۵)

نشاط و شادی

اسلام با توجه به نیازهای اساسی انسان، شادی و سرور را تحسین و تأیید کرده است. قرآن زندگی با نشاط و شادی را نعمت و رحمت ‏خدا دانسته است. از نعمت‌هایی که خدای متعال وعده اعطای آن را به انسان در روز قیامت داده است، این است که مؤمن در بهشت غمگین نمی‌شود و شاد خواهد بود: «چهره‌های مؤمنان در بهشت بسیار با نشاط، شاد، شاداب و خرم است.» (۶) شادى و خرّمى واقعى، در چهره منعكس مى‌شود. رنگ رخساره خبر مى‌دهد از سرّ ضمير. (گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست // رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر ضمیر، سعدی) انسان مؤمن، باید طوری تربیت شود که داشتن و نداشتن نعمت‌های دنیوی از هر قبیلی که باشد تا آنجا که مربوط به دنیا هست، در او تأثیری نداشته باشد؛ «تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب‌] آنچه به شما داده است شادمانى نكنيد، و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.» (۷) بودونبود و افزایش و کاهش نعمت‌های دنیا، برایش مساوی باشد؛ چون این‌ها، همه وسیله آزمایش هستند و مطلوبیت ذاتی ندارند. آری، اگر مطلوبیت و عدم مطلوبیت، ارتباطی باخدا و معنویات پیدا کرد، به همان اندازه ارتباط و تأثیری که در فعالیت‌های انسان می‌تواند داشته باشد، مطلوب خواهد بود. پیامبر (ص) نیز همیشه شادی و سرور داشت و بر این امر تأکید می‏ ورزید. افزون‏ بر این، بعضی از روایات نشان می ‏دهد معصومان (ع) دركجا و در پی چه مسائلی شاد می ‏شدند و برای شاد و بودن چه برنامه‌هایی ارائه می‏ كردند. پیامبر (ص) با یارانش مزاح می ‏كرد، اجازه می ‏داد یاران با وی مزاح كنند و گاه به شوخی یاران با یكدیگر، گوش می ‏سپرد و تبسم می‏ فرمود. او هرگز شادی و سرور یارانش را برهم نمی ‏زد مگر وقتی سخن یا عملی خارج از محدوده شرع از آن‌ها مشاهده می‏ كرد. آیا ظاهر شدن آثار آن‌همه خوشحالی برچهره شریف پیامبر (ص) و یا دیگر رهبران امت در اثر عملكرد خوب برخی از پیروان و علاقه‌مندان دلیل سرور و شادمانی اهل‏بیت (ع) نیست؟ البته این شادی و سرور با خنده‏ های غیرمُجازی كه ‏گاه به‌سلامت و امنیت و شادی و حتی حیثیت ‏یك ملت و مذهب زیان ‏می ‏رساند، تفاوت دارد. آن‌گونه شادی‌ها را نه دین تائید می ‏كند نه عقل سالم. مؤمن نشاطی دائمی دارد و همواره با نشاط زندگی می کند. (۸)

ر ک به:

  1. «شادی»۱
  2. «شادی»۲
  3. شهر «شادی»
  4. کلید «شادی»
  5. «شادی» ملّی
  6. «شادی» و نشاط
  7. روز سرور و «شادی»
  8. دیدگاه اسلام در باره سرور و «شادی»

پانویس:

  1. فرح. [ف َ رَ] (ع مص) شادمانی نمودن و فیریدن. (منتهی الارب) گشاده شدن دل به لذت عاجل. (اقرب الموارد) شاد شدن. (ترجمان القرآن جرجانی) شاد شدن و دنه گرفتن. (تاج المصادر بیهقی و مصادر زوزنی) || (اِمص) فیریدگی. (منتهی الارب) سرور. (اقرب الموارد) لذت حاصل در قلب از رسیدن به آنچه مورد تمایل بوده است. (تعریفات جرجانی) شادی. یکی از اعراض سته ٔ نفسانیه. (یادداشت به خط مؤلف) عشرت و طرب و شوخی. (ناظم الاطباء): مردی در حد بلوغ بر سر گنجی افتد که پدر از جهت او نهاده باشد، فرحی بدو راه یابد. (کلیله‌ودمنه) یک فرح را هزار غم سپس است // که پس هر فرح غم است هزار. (خاقانی) در فرح زانم که همچون غنچه من // این قدح سر در گریبان خورده‌ام. (عطار) – فرح‌افزا؛ آنچه شادی را بیفزاید. (یادداشت به خط مؤلف) (فَ رَ) [ع.] (مص ل.) شاد شدن، شادمان گردیدن، مسرور گشتن. (فرهنگ عمید)
  2. آل‌عمران، آیات ۱۶۹ و ۱۷۰.
  3. قصص، آیه ۷۶.
  4. یونس، آیات ۵۷ و ۵۸.
  5. روم، آیات ۴ و ۵.
  6. وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ؛ غاشیه، ۸.
  7. لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛ اين آيه (آیه ۲۳ سوره حدید) دليل آيه قبل است. يعنى این‌که به شما خبر داديم كه حوادث را پيش از آنكه حادث شوند مقرر كرده و نوشته‌ايم، براى آن است كه ديگر به خاطر نعمتى كه از دست مى‌دهيد اندوه مخوريد و به خاطر نعمتى كه خدا به شما مى‌دهد، خوشحالى نكنيد و بدانيد كه نعمت‌ها امانت الهى است كه به شما سپرده‌شده است، نه اينكه به مواهب الهى پشت پا بزنيم و از آن‌ها بهره نگيريم، بلكه اسير آن نشده و آن را هدف و مقصد خود ندانيم.
  8. المؤمن دائم النشاط، مؤمن نشاطش دائمی است. الْمُؤْمِنُ دَائِمٌ نَشَاطُهُ؛ مؤمن همواره با نشاط زندگی می کند.»، میزان الحکمه،ری شهری با ترجمه فارسی، ج۱۱، ص۵۱۸۸ و علی پریور، خانواده و شادکامی، چاپ فجر، تهران، ص۹۰٫

منابع:

  1. قرآن
  2. اقرب الموارد
  3. مصادر زوزنی
  4. تاج المصادر بیهقی
  5. ترجمان القرآن جرجانی

باکس شناور "همچنین ببنید"

حرمت ماه‌ِرمضان

حرمت ماه‌ِرمضان

پیامبر (ص) به خالق عالَم عرض کرد: خدایا! امّت عیسی را مائده (غذا و خوراک) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *