خانه / سرای دانش / تاریخی / روزی حلال
روزی حلال

روزی حلال

روزی حلالاز اساسی‌ترین اموری که به‌طور مستقیم با هر فردی در ارتباط است ونیز یکی از عبادات شمرده می‌شود کار و شغل است. هر فردی در اجتماع شغلی دارد و زندگی خود را بر روال آن شغل وقف می‌دهد. مردم  نیز نسبت به هر فرد در اجتماع بسته به شغلی که دارد و بر مبنای آن برای فرد شخصیت قائل می‌شود و هچنین طرز رفتار و برخورد مردم نیز متفاوت می‌شود. کار کردن نه‌تنها برای به دست آوردن و کسب درآمد و نیازهای فردی است بلکه می‌تواند شادابی و طراوت و انضباط  فرد را در پی داشته باشد و روابط و دوستانه و اجتماعی و خدمت به بشریت و اعلام پوچ نبودن فرد عزت و اقتدار هر فرد را به دنبال داشته باشد. انسان در هر کاری که دارد برای این که در شغل وزندگی‌اش موفق شود باید برنامه‌ریزی کاملی در زندگی داشته باشد تا بتواند به اهداف مهم زندگی دست بیابد و بِه این ترتیب به تأثیرات مثبت کار در زندگی‌اش برسد. عنصر کار یکی از مولفه‌های اساسی و تعیین‌کننده در پیشرفت و شکوفایی و توسعه جوامع در عرصه های گوناگون، علی الخصوص حوزه اقتصادی به شمار می رود. اسلام برای این‌که روابط اقتصادی نیز همانند روابط اجتماعی باصداقت و راستی و از روی عدالت و رضایت انجام پذیرد و مصالح فردی و اجتماعی تأمین گردد و نیز از هرگونه هرج‌ومرج و اختلاف و درگیری جلوگیری شود و مردم در تمام عرصه‌های زندگی ازجمله معاملات با خیال راحت و خوشی و خرّمی و آرامش زندگی کنند، درزمینهٔ تجارت و معاملات نیز احکام و قوانینی مقرر داشته است تا با اجرای آن‌ها بتوانند زندگی سالم و خداپسندانه‌ای داشته باشند. کسب‌وکار و معاملات و سایر مشاغل ازنظر اسلام همانند اعمال دیگر پنج قسم دارد:

  1. واجب: همانند معامله‌ای که برای تأمین مخارج زندگی باشد.
  2. مستحب: همانند ‌شغلی که برای جامعه و خانواده سودمند باشد.
  3. مکروه: همانند کفن فروشی و … به‌عنوان یک شغل و تجارت در آن کالا.
  4. مباح: مانند معاملاتی که نه موجب زیان افراد و جامعه است و نه موردنیاز آنان.
  5. حرام: مانند معاملاتی که مربوط به مواد مخدر و … یا غیر پاکیزه مثل مشروبات الکلی، اموال مسروقه و … انجام می‌گیرد.

روزی حلالعموم حرفه‌ها و اشتغال‌های تولیدی و توزیعی و خدماتی مثل کار بنگاه‌داری و آژانس و امثال آن درصورتی‌که با شرایط صحیح و طبق دستور شرع انجام گیرد، علاوه بر تأمین زندگی خود و خانواده و حفظ آبروی شخص و خانواده یک نوع خدمت به خلق است که آن‌هم گاهی واجب و گاهی مستحب است و ثواب زیادی به همراه خواهد داشت و عبادت حساب می‌شود. این کارها درواقع یکی از مصادیق و نمونه‌های کارگشایی برای مردم و خوشحال کردن و زدودن غم و اندوه از همنوعان است که در روایات، به آن تشویق و ترغیب و آثار زیادی برای آن بیان‌شده است. فردی که ساعت‌ها در محل کسب‌وکار، بنگاه یا آژانس می‌نشیند و منتظر می‌ماند تا فردی که به خانه یا ماشین نیاز دارد، نیاز او را برطرف و مشکل او را حل کند، درواقع در حال عبادت و بندگی است و کار او در نزد خدا و مردم ارزش دارد. اینک روایاتی را در این موارد، مرور می‌کنیم:عرق کارگر معادل خون شهید است

مشکل‌گشایی: حلّ مشکلات مردم اهمیت زیادی دارد. اعمال نیک منحصر در خواندن نماز شب، تلاوت قرآن و … نیست، بلکه گره‌گشایی از کار خلق و سعی در برآوردن خواسته‌های مردم از بزرگ‌ترین اعمال نیک است.

  • ۱. پیامبر (ص) فرمود: «و الله لقضاء حاجه المؤمن خیر من صیام شهر و اعتکافه؛ به خدا قسم، برآوردن حاجت مردم از روزه و اعتکاف یک ماه بهتر است و پیامبر (ص) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ عَبیداً مِنْ خَلْقِهِ لِحَوائِجِ النّاسِ یرْغَبُونَ فی الْمَعروفِ وَ یعُدّونَ الجُودَ مَجْداً، وَاللَّهُ یحِبُّ مَکارِمَ الأخلاقِ؛ خداوند بندگانی دارد که به آن‌ها گره‌گشایی مشکل مردم را مأموریت داده است، این‌ها دارای دو صفت هستند: یکی اینکه علاقه به کار نیک دارند و دیگر اینکه جود و بخشش را دارای ارزش انسانی می‌دانند و خداوند ارزش‌های اخلاقی را دوست دارد». (۱)
  • ۲. امام صادق (ع) فرمود: «قضاء حاجه المؤمن أفضل من طواف و طواف و…؛ حتی عَدّ عشراً؛ برآوردن نیاز مؤمن از طواف و طواف و … بهتر است و آن حضرت (ع) تا ۱۰ بار واژه طواف را شمرد؛ یعنی حتی از ۱۰ بار طواف هم بهتر است». (۲)
  • ۳. پیامبر (ص) فرمود: «إنّ الله فی عون المؤمن مادام المؤمن فی عون أخیه المؤمن؛ تا زمانی که مؤمن در یاری برادر مؤمن خود باشد، خدا هم در کمک و یاری او خواهد بود». (۳)

خوشحال کردن دیگران: درباره شاد كردن ديگران، رواياتى هستند كه بر گره‌گشایی از گرفتاری‌های همگان و زمینه‌سازی براى خوشحال کردن ديگران، بدون در نظر گرفتن اعتقادات مذهبى آنان، تأکیددارند، مانند روايتى كه ثقة الاسلام كلينى به سند معتبر، نقل كرده كه:

  • ۴. پیامبر (ص) فرمود: الخَلقُ عِيالُ اللَّهِ، فَأَحَبُّ الخَلقِ إلَى اللَّهِ مَن نَفَعَ عِيالَ اللَّهِ وأدخَلَ عَلى  أهلِ بَيتٍ سُروراً؛ مردم، نان‌خور و خانواده خدايند. دوست‌داشتنی‌ترین مردم نزد خداوند، كسى است كه به نان‌خوران او سود برساند و خانواده‌ای را شادمان سازد و یا من سرّ مؤمناً فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ الله؛ کسی که مؤمنی را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند، خدا را خوشحال کرده است. (۴)
  • ۵ .پیامبر (ص) فرمود: «محبوب‌ترین اعمال در پیشگاه الهی سه چیز است: ایجاد خوشحالی در دل مؤمن، رفع گرسنگی، زدودن غم و اندوه از چهره او». (۵)

چه زدودن غمی بالاتر از اینکه انسان، مشکل شخصی را که به مسکن یا وسیله نقلیه‌ای نیاز دارد و گرفتار تنگناهای زندگی است، حل و او را خوشحال کند و غم و اندوهش را برطرف سازد و آسایش او را تأمین کند.

حرکت برای خدمت: بسیاری از آموزه‌های دستوری دینی که مرتبط با دیگران سامان‌یافته، به‌عنوان نمونه خداوند در کنار نماز، مسئله انفاق را مطرح می‌کند که یک عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است؛ به این معنا که هر چیزی را که از هر طریق ازجمله تلاش و کار و کوشش به دست آورده می‌شود می‌بایست بخشی از آن را بخشید بی‌آنکه منتی گذاشته شود؛ چراکه حقی است و باید ادا شود تا به جایگاه بلند و رفیع، خدمتکاری به عنوان بخشی مهم از فرآیند خدایی شدن رسید. در واقع ادای چنین حقی به معنای حرکت در مسیر خدمت است؛ زیرا خداوند نیز بی‌هیچ منتی وجود را به شما هدیه کرده و نعمت‌های بی‌شماری را به شما بخشیده و می‌بخشد. از این رو امام علی (ع) می‌فرماید:

  • ۶. رأس الایمان الاحسان الی الناس؛ اساس ایمان، همان احسان به مردم است. و امام صادق (ع) هم فرمود: «مشی المسلم فی حاجه المسلم خیر من سبعین طوافاً بالبیت‌الحرام؛ حرکت مسلمان در مسیر برآوردن حاجت مسلمان دیگر از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است». (۶)
  • ۷. امام صادق (ع) فرمود: «به خدا و پیامبر ایمان نیاورده کسی که وقتی برادر مؤمنش نیازش را پیش او مطرح می‌کند، با خوش‌رویی برخورد نکند. پس درصورتی‌که قدرت دارد، نیاز او را برطرف کند و اگر خودش نتوانست با کمک دیگری اقدام می‌کند تا آن را برطرف نماید. اگر مؤمنی چنین عملی نکند، ولایتی بین ما اهل‌بیت و او نخواهد بود». (۷)
  • ۸. امام باقر (ع) فرمود: «کسی که در مسیر برطرف کردن نیاز برادر مسلمانش حرکت کند و کوشش نماید تا آن را به اتمام برساند، خداوند قدم‌های او را در روزی که قدم‌ها می‌لرزد ثابت و استوار خواهد کرد». (۸)
  • ۹. امام صادق (ع) فرمود: «من عرقت جبهته فی حاجه أخیه فی الله عزّوجل لم یعذّبه بعد ذلک؛ کسی که پیشانی‌اش در مسیر برآوردن نیاز برادر دینی خود عرق کند، خداوند او را بعدازآن عذاب نخواهد کرد». (۹)

روزی حلالهدف صحیح در کارها: از مهم‌ترین ارکان هر کار، هدف آن است؛ هر کاری با شناخت هدف شروع شود سریع‌تر و بهتر به نتیجه می‌رسد. پیامبر (ص) فرمود: «یا ایها النّاس إنّما الأعمال بالنیات؛ ارزش و اهمیت کارها به نیت و هدف، بستگی دارد». (۱۰) ازنظر اسلام تمام‌کارهای انسان می‌تواند با داشتن هدف صحیح عبادت به‌حساب آید تا هم موردتوجه پروردگار قرار گیرد و هم انسان با انجام دادن آن‌ها به هدف نهایی خود نزدیک‌تر گردد. اگر انسان در تلاش‌ها و کارهای تجاری و مبادلات هم توجه به هدف و شرایط آن داشته باشد، می‌تواند همه آن‌ها را به‌عنوان اطاعت الهی انجام دهد و خود را به هدف برساند. تا در طلب گوهر کانی، کانی//ور در پی عمر جاودانی، جانی. من فاش کنم حقیقت مطلب را//هر چیز که در جستن آنی، آنی. بر همه لازم است در راه به دست آوردن «درآمد حلال» تلاش کنند و از بیکاری و تنبلی و حرام خواری جدّاً بپرهیزند. پیامبر (ص) فرمود: «طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه؛ در پی مال حلال بودن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم و واجب است». (۱۱) امام باقر (ع) در حدیثی از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمود: «العباده سبعون جزءاً أفضلها طلب‌الحلال؛ عبادت هفتاد قسمت است وبرترین آن پی روزی حلال رفتن است». (۱۲) امام هفتم (ع) فرمود: «من طلب هذا الرزق من حلّه لیعود به علی نفسه و عیاله کان کالمجاهد فی سبیل الله؛ کسی که در جست‌وجوی رزق و روزی از راه حلال آن باشد تا خود و خانواده‌اش را اداره کند، همانند کسی است که درراه خدا جهاد کند». (۱۳) از این احادیث می‌توان این نتیجه را گرفت که انسان مسلمان می‌تواند به تمام‌کارهای خودرنگ خدایی بزند و همیشه و در همه حال در حال عبادت و بندگی باشد و این در صورتی است که دنیا را وسیله قرار دهد و به‌عنوان وسیله به آن نگاه کند تا به‌توسط آن به هدف اصلی خود که همان بندگی خداست، برسد و بنده کامل خدا و انسان واقعی شود. در قرآن هم هدف از خلقت چنین بیان‌شده است: «من جن و انس را آفریدم تابندگی کنند»؛ (۱۴) یعنی همیشه در حال بندگی باشند و این کار، همیشگی است و در همه حال و همه‌جا می‌توان در حال بندگی خدا بود. انسان اگر در اندیشه بندگی خدا باشد و هدف اصلی او انسان کامل و بنده واقعی شدن باشد، می‌تواند تمام‌کارهای خود را برای خدا و درراه رسیدن به بندگی قرار دهد؛ حتی خوردن و خوابیدن، لباس پوشیدن، راه رفتن، کار کردن، تجارت کردن، ازدواج کردن، کمک کردن به دیگران و … اگر همه این‌ها را انسان برای خدا انجام دهد و برای این باشد که وظایف فردی و اجتماعی و سیاسی خود را انجام دهد وزندگی سالم و خداپسندانه‌ای داشته باشد، همه این امور عبادت به‌حساب می‌آید. به‌عبارت‌دیگر، خوردن و خوابیدن و … را با این هدف انجام می‌دهد که وظایف خود را در مقابل خدا و خلق انجام دهد و اگر کار با این هدف انجام گیرد، طبیعی است همیشه خدا را در نظر می‌گیرد و هیچ کاری را که رضای خدا در آن نیست، انجام نمی‌دهد. ازاین‌رو وقتی دیدگاه اسلام را در رابطه با دنیا مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم این دید را به انسان القا می‌کند که دنیا وسیله است و سفارش می‌کند که از دنیا به‌عنوان وسیله استفاده کنید. امام علی (ع) می‌فرماید: «شمارا از دنیا بر حذر می‌دارم؛ زیرا دنیا منزل کوچ کردن است، نه جای اقامت». (۱۵) یعنی هدف جای دیگری است و اینجا محل عبور و توشه برداشتن است؛ همان‌طور که طبق نقلی، پیامبر (ص) فرمود: «الدنیا مزرعه الآخره» یعنی دنیا محل کشت و زرع برای آخرت است و هدف اصلی آخرت است که باید برای آنجا کار و تلاش کرد و کِشت. (۱۶) بنابراین انسان مسلمان و مؤمن باید زیرک و هشیار باشد؛ همان‌طور که در روایت هم آمده است که مؤمن زیرک است. او باید از این دنیا و از این وسیله بیشترین بهره‌برداری را بکند و خود را برای زندگی جاودانه آماده سازد و زیور و زینت و ظاهر دنیا او را از هدف اصلی بازندارد و او را کر و لال نکند تا از هدف اصلی و حیات جاودانه غافل بماند. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «من أبصر بها بصّرته و من أبصر الیها اعمته؛ کسی که به دنیا به‌عنوان وسیله بنگرد خدا به او بصیرت می‌دهد و آن‌کس که به‌عنوان هدف به آن بیندیشد، کورش می‌کند». (۱۷) دنیا همانند عینک است. اگر از آن به‌عنوان وسیله دید نگاه کنی و به‌عنوان عینک از آن استفاده کنی، دنیا و حقایق آن را برای تو نشان می‌دهد و روشن می‌کند؛ امّا اگر عینک را به دست خود بگیری و به خودش نگاه کنی و هدف، نگاه کردن به حقیقت و جنس خود عینک باشد فقط عینک را می‌بینی و نگاه به عینک به‌عنوان عینک و جنس آن، تو را از دنیا و آنچه از پشت آن می‌شود دید، غافل می‌کند.

روزی حلال 

روزی حلال: خداوند متعال برای تمام مخلوقات «روزی حلال» مقدّر فرموده است. اگر انسان عجله نکند و قناعت و صبر را پیشه خود سازد، تمام رزق مقدرش به او خواهد رسید. کسانی که از کسب حرام پرهیز نمی‌کنند، خیال می‌کنند اگر از مال حرام صرف‌نظر کنند، کمبودی در معاششان پدید می‌آید و سخت محتاج و گرفتار می‌شوند. خداوند می‌فرماید: وَمَا مِن دَآبَّةٍٍ فِِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ [۱۸]؛ «هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست، مگر اینکه روزی او باخداست. او قرارگاه و محلّ نقل‌وانتقالش را می‌داند. همه این‌ها در کتاب آشکاری ثبت است». روزی حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود. نگاهش به مورچه‌ای افتاد که دانه گندمی را با خود به‌طرف دریا حمل می‌کرد. سیلمان (ع) دید او به آب دریا رسید. در همان لحظه قورباغه‌ای سرش از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان آن وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدّتی شگفت‌زده به فکر فرورفت. ناگاه دید همان قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود و مورچه از دهانش بیرون آمد، ولی دانه گندم را همراه خود نداشت. سلیمان (ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت آن را پرسید. مورچه گفت: ای پیامبر خدا! در قعر این دریا سنگی توخالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می‌کند. خداوند آن را در آنجا آفرید. کرم نمی‌تواند ازآنجا خارج شود. خداوند این قورباغه را مأمور کرده تا مرا به‌سوی آن کرم حمل کند. قورباغه مرا به آنجا می‌برد و دهانش را نزدیک سوراخ می‌گذارد. من از دهان آن بیرون می‌آیم و دانه گندم را نزد کرم می‌گذارم و سپس به دهان قورباغه که در انتظار من است، بازمی‌گردم و آن‌هم مرا به خشکی بازمی‌گرداند. حضرت سلیمان (ع) به مورچه گفت: وقتی‌که دانه گندم را برای کرم می‌بری، آیا سخنی از آن شنیده‌ای؟ گفت: آری، او می‌گوید: یا مَنْ لا یَنُسانی فی جَوفِ هذِهِ الصّخْرَةِ تَحْتَ هذِهِ اللُّجّةِ بِرِزْقِکَ، لا تَنسِ عِبادَک المُومنینَ بِرَحْمَتِکَ؛ ای خدایی که روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی، رحمتت را در مورد بندگان باایمانت فراموش نکن. [۱۹] پیامبر (ص) در سفر حجة الوداع در مسجدالحرام، به مسلمانان فرمود: بدانید که جبرئیل به من الهام کرد هیچ‌کس نمی‌میرد، مگر وقتی‌که تمام‌روزی مقدّرش به او رسیده باشد. پس از خدا بترسید و در طلب روزی حریص نباشید و دیر رسیدن رزق حلالتان شمارا وادار نکند که عجله کنید و رزق خود را از راه حرام بخواهید. خداوند رزق حلال را بین مخلوقاتش تقسیم کرده و روزی حرام را قسمت نکرده … کسی که پرده عفّت خود را بدرد و شتاب کند و آن را از طریق حرام کسب کند، از رزق حلال و مقدّرش محروم می‌شود و به آنچه کسب کرده، در قیامت مؤاخذه خواهد شد؛ چنان‌که خداوند در قرآن مجید از کسب حرام نهی فرمود:… وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّب [۲۰]؛ «مال پاکیزه را به خبیث تبدیل نکنید». پیامبر (ص) در تفسیر این آیه که در نهی از خوردن مال یتیم است، چنین می‌فرماید: یعنی پیش از آنکه روزی مقدر و حلالتان برسد، به‌سوی روزی حرام شتاب نکنید. [۲۱] حضرت علی (ع) روزی نزدیک در مسجد از استر پیاده شد و آن را به شخصی سپرد و وارد مسجد شد. آن شخص لجام استر را بیرون آورد و فرار کرد. امیرالمؤمنین (ع) درحالی‌که دو درهم را در دست داشت تا مزد سارق لجام را بدهد، از مسجد خارج شد. دید مرکب بدون لجام است. حضرت بر استر سوار شد و دو درهم را به غلامش داد تا برای آن مرکب لجامی بخرد. غلام به بازار آمد و همان لجام را در دست یک نفر دید. معلوم شد که دزد آن را به دو درهم به آن شخص فروخته و رفته است. غلام این مطلب را به آن حضرت گزارش داد. حضرت علی (ع) فرمود: «إنّ الْعَبْدَ لِیُحْرِمُ نَفْسَهَ الرّزقَ الحَلالَ بِتَرکِ الصَّبْرِ وَ لاِیَزُدادُ عَلی ما قُدِّرَ لَهُ؛ [۲۲] جز این نیست که بنده به سبب صبر نکردن و شتاب‌زدگی رزق حلال را بر خود حرام می‌کند؛ درحالی‌که بیش ازآنچه مقدّرش بوده، به دست نمی‌آورد».گاهی براثر چشم‌پوشی از مال حرام، چندین برابر آن از حلال به او خواهد رسید. امام صادق (ع) می‌فرماید: در قوم موسی (ع) مرد فقیری بود که همسرش اصرار می‌کرد که به دنبال کسب و درآمدی برود تا زندگی بهتری داشته باشند. (و او به هر طرف که روی می‌آورد، نتیجه‌ای نمی‌گرفت)؛ تا اینکه یک روز از روی اخلاص از خداوند متعال کمک خواست. در خواب دید که از او پرسیدند: آیا دو درهم حلال می‌خواهی یا دو هزار درهم حرام؟ گفت: دو درهم حلال مرا کفایت می‌کند. گفتند: در زیر سرت دو درهم حلال قرار داده‌شده است. از خواب بیدار شد و آن را برداشت. با یک‌درهم آن‌یک ماهی خرید و به‌سوی منزل آمد. همسرش از کار او ناخرسند بود و از روی ملامت سوگند خورد که به آن دست نمی‌زند. مرد خود ماهی را آماده پختن کرد. ناگاه دو دانه «دُرّ» در شکم ماهی یافت. آن‌ها را به چهل هزار درهم فروخت. [۲۳]

بنابراین انسان مسلمان از دنیا هم همانند عینک باید به‌عنوان وسیله و نردبان ترقی و کارخانه انسان‌سازی استفاده کند و از آن برای ارتقای معنوی خود و رسیدن به مقام انسانیت و قرب الهی بهره برد و خود را به دنیا نفروشد. با این دید، انسان مسلمان در هر پست و مقام و هر شغلی باشد، می‌تواند در تمام‌کارها خدا را طرف حساب خود قرار دهد و همه‌چیز را به‌حساب خدا بگذارد؛ بنابراین در همه شغل‌ها ازجمله تجارت و معاملات، انسان مسلمان می‌تواند شغل خود و فعالیت‌های خود را که درواقع یک نوع کارگشایی است، به‌عنوان بهترین عبادت به‌حساب آورد و علاوه بر پاداش دنیوی، از ثواب‌های اخروی و الهی برخوردار شود. البته روشن است انسان در صورتی می‌تواند به این کار رنگ خدایی بخشد و آن را به‌حساب خدا بگذارد که در همه حال، شرایط و آداب آن و دستورهایی را که خدا در مورد هر کاری مشخص کرده است، مراعات کند و از حدودوثغور آن تجاوز نکند. امید آن می رود نسبت به موضوع نیروی انسانی و کار چاره اندیشی شود که یقینا حصول این امر در دستیابی به سیاست های اقتصادی بصورت تعیین کننده‌ای موثر خواهد بود و البته تحقق آن با توصیه و نصیحت میسر نمی شود؛ بلکه دستیابی به چنین ضرورتی مستلزم اجرایی ساختن مجموعه ای از اقدامات عملیاتی و کاربردی در سطوح مختلف آموزشی، فرهنگی، اجرایی، اداری و اقتصادی خواهد بود.

ر ک به:

  1. روزی
  2. کارآفرینی
  3. روزی حلال
  4. اول ماه مه
  5. حقوق کارگر
  6. تلاش برای روزی
  7. بدنی که نمی‌سوزد!
  8. دست‌های بوسیدنی

پی‌نوشت‌ها:

  • ۱. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۸۵، ح ۶ و تُحَفُ العُقول فیما جاءَ مِنَ الحِکَمِ ‌وَ الْمَواعظ مِنْ آل‌ِ الرّسول، ابو محمد، حسن بن على بن حسين بن شعبه حرانى، حكمت ۱۳۳.
  • ۲. ثواب الاعمال، باب ۷۵۲، ح ۲۲.
  • ۳. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۲، ح ۶۹.
  • ۴. همان، ج ۷۴، ص ۲۸۷، ح ۱۴ و اصول كافی، ج ۲، ح ۲۰۲۵.
  • ۵. فروغ حدیث، ص ۱۸۷، ح ۲.
  • ۶. غررالحکم، ج ۴، ص ۵۲ و فروغ حدیث، ص ۱۹۳، ح ۲۰.
  • ۷. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۶، ذیل ح ۱۲.
  • ۸. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۰۷.
  • ۹. ثواب الاعمال، باب ۷۵۲، ح ۱۹.
  • ۱۰. میزان الحکمه، ج ۱۳، ص ۶۵۷۰، ح ۲۰۹۶۱.
  • ۱۱. جامع الاخبار، ص ۳۹۸، ح ۱۰۷۹.
  • ۱۲. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۱، ح ۶.
  • ۱۳. همان، ح ۴.
  • ۱۴. ذاریات / ۵۶
  • ۱۵. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۱۳.
  • ۱۶. عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۶۷، ح ۶.
  • ۱۷. میزان الحکمه، ج ۲، ص ۸۹۹، ح ۵۷۹۶.
  • ۱۸. هود، ۶.
  • ۱۹. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۳۶، از دعوات الراوندی.
  • ۲۰. نساء، ۲.
  • ۲۱. عده الداعی، ابن فهد، ص ۷۴؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۹۶ و ج ۱۰۳، ص ۳۰.
  • ۲۲. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۳، ص ۱۶۰، لنالی الاخبار، ص ۱۵۱.
  • ۲۳. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۷، ص ۳۶۰؛ کتاب اللقطه، باب ۱۰، حدیث ۲؛ بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۹ و ۳۰، حدیث ۵۲ و سفینة البحار، محدث قمی، ج ۱، ص ۲۹۸.

منابع:

  1. مجله فرهنگ كوثر بهار ۱۳۸۷ – شماره ۷۳
  2. الگوی شادی از نگاه قرآن و حديث، سال انتشار ۱۳۹۱ از صفحه ۱۱۰ تا صفحه ۱۱۷
  3. ماهنامه فرهنگ كوثر، شماره ۷۲، ارزش تلاش و خدمت در اسلام، محمود شریفی

باکس شناور "همچنین ببنید"

سعادت

سعادت

در دنیا تمام انسان‌ها با هر فرهنگ، دین و مذهبی، ناخودآگاه به دنبال «سعادت» هستند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *