خانه / آیین زندگی / فهم قرآن
فهم قرآن

فهم قرآن

فهم قرآنمخاطب قرآن، همه انسان‏ ها در همه عصرها و قرن‏ ها هستند و قرآن اختصاص به گروهی خاص ندارد. قرآن برای عموم مردم نازل‌شده و به زبان تودۀ مردمی از هر قشر و طبقه‌ای باشند، سخن می‌گوید؛ چراکه مسئولیت هدایت و تربیت تمام بشریت را تا روز قیامت بر عهده دارد. سیره و سنّت عترت علیهم السّلام هم این بوده که مردم را به فهم، تفکّر و اندیشیدن در قرآن دعوت کرده، قابل‌فهم بودن آن را مفروض و مسلّم دانسته‌اند. مثل: «یا بَنِی إِسْرائِیل‏، یا بَنِی آدَم، ‏یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس‏، ‏یا أَیُّهَا النَّاس‏، یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، یا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتاب‏، یا أَیُّهَا الرَّسُول‏، یا أَیُّهَا النَّبِیُ‏ و…» این خطاب‌ها کراراً درآیات گوناگون ذکرشده و عموم مردم را مورد خطاب قرارداده‌ است؛ پس قرآن قابل فهم است و فهم آن، حداقل در لایه‏ های آغازین، در قدرت و طاقت عقل متدبران است. اگر قرآن برای عموم قابل‌فهم نباشد، لغویت لازم می‌آید. (۱) هدف از نزول قرآن، هدایت نسل بشر و خارج ساختن او از ظلمات به سوی نور بوده است. (مائده، ۱۶) از این‏ رو خدای متعال کتاب خود را: «هدی»، «نور»، «رحمت»، (جاثیه، ۲۰) «شفا» (فصلت، ۴۴) و … نامیده است. بنابراین کتابی که خود نور است و روشنگر، و برای هدایت عموم مردم نازل شده، نمی‏ تواند برای مردم غیرقابل فهم باشد. برای آن‌که فهم درست و روشمندی از کلام الهی داشته باشیم و گرفتار گرداب مهلک رویکردهای انحرافی در تفسیر قرآن نشویم، لازم است مبانی و اصولی را رعایت کنیم و هر تفسیری را که با آن‌ها مطابق بود، بپذیریم و برداشت‏های دیگری را که به‌طورکلی یا جزئی با آن‌ها مخالفت داشت، کنار بزنیم. چنین است که به جوهر و گوهر هدایتگری قرآن دست خواهیم یافت. در غیر این صورت، ۹‌تنها به هدایت دست نخواهیم یافت که به ضلالت کشیده خواهیم شد. فهم در لغت به معنای شناختن یا تعقل آمده و فهمت لاشیء یعنی عرفته یا عقلته و برخی آن را شناختن با قلب معنا کرده‌اند و معادل فارسی آن را «دانستن» می گویند. البته اهل لغت ماده فهم را برای معانی دانسته و به کار بردن آن را برای ذوات اشتباه می‌دانند؛ و فهم قرآن هم از باب معانی است ۹ ذوات و می‌خواهد مطالبی را به انسان منتقل کند؛ مثل «فهمت الکلام» ولی «فهمت الرّجل» صحیح نیست. (۲) ماده فهم در قرآن تنها یک‌بار به‌کاررفته است: «فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ…» ما (حکم واقعی) آن را به سلیمان فهماندیم… (۳) امر به فهم، تفکّر، تعقّل و تدبّر در قرآن و روایات، بیانگر جایگاه فهم و ضرورت برقراری ارتباط با آیات قرآن است. باید توجه داشت که قرآن کتابی عمیق و ذوبطون است و هر کس به حدّ ظرفیت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود و ائمه (ع) نیز آیات کریمه‌ی قرآن را برای همه‌ی افراد یکسان معنی نمی‌کردند؛ برای برخی طبق ظاهر قرآن معنی می‌فرمودند و برای برخی بر اساس باطن آن؛ و این بستگی به تحمّل آن افراد داشت. (۴) اما مقصود ما در اینجا از فهمیدن قرآن، درک معانی آن، به مقدار آشکار شدن ظاهر کلام برای انسان است؛ و درک تمام بطون، مخصوص پاکان و معصومان است. (۵) فهم معارف قرآنی درجاتی دارد. اولش از همین تأمل در الفاظ قرآن و ترجمه‌ی قرآن به دست می‌آید؛ یعنی وقتی ما می‌گوییم معارف قرآنی، معنایش این نیست که یک هفت ‌تویِ رازآلودِ رمزگونه‌ای است که دست هیچ‌کس به او نمی‌رسد. بله معارف عالیه‌ای وجود دارد که دست امثال ماها به آن ممکن است نرسد، اما معارف بسیاری هم هست که همین ما – ما مردم معمولی و عادی – به‌شرط این که توجه کنیم به این کلام و به این بیان، آن را خواهیم فهمید و از آن استفاده خواهیم کرد. در همین آیات کریمه‌ی قرآن فراوان هست؛ این‌ها درس‌های زندگی ماست. فرض بفرمائید در این آیه‌ی شریفه: «ان الّذین یبایعونک انّما یبایعون اللَّه ید اللَّه فوق ایدیهم فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه اللَّه فسیؤتیه اجرا عظیما». (۶) خب این درس است دیگر؛ این درس واضحی است برای زندگی ما. «فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه»؛ اگر قراردادی را که با پیامبر گذاشتید، با اسلام گذاشتید، بیعتی را که باخدا کردید، به هم زدید، نقض عهد کردید، علیه خودتان کارکردید. «فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه»؛ شکستن بیعت خدا و پیامبر، علیه ماست؛ علیه خدا و پیامبر نیست. آن‌ها ضرری نمی‌کنند. «و من اوفی بما عاهد علیه اللَّه فسیؤتیه اجرا عظیما»؛ اما اگر وفا کردیم به این قراردادی که باخدا و پیامبر گذاشتیم، به نفع خودمان کارکردیم؛ پاداش عظیمی خود ما از خدای متعال خواهیم گرفت. این پاداش، نگفتند که در آخرت است، نگفتند بهشت است؛ بخش عمده‌اش هم البته در آخرت است، اما این پاداش در دنیا هم هست؛ در دنیا هم این پاداش را به ما خواهند داد. همین آیات سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب را که یکی از برادرها یا جمعی شاید خواندند: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا اللَّه علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا. لیجزی اللَّه الصّادقین بصدقهم»؛ (۷) این صدق، همین است. «صدقوا ما عاهدوا اللَّه علیه»؛ یعنی این قراری را که باخدا گذاشتند، این وعده و پیمانی را که باخدا بستند، صادقانه پیمان بستند و پای این پیمان ایستادند و سختی‌های زندگی، جلوه‌های شهوت‌انگیز دنیایی، آن‌ها را از این راه منحرف نکرد. «لیجزی اللَّه الصّادقین بصدقهم»؛ خدا به خاطر این راست‌گویی و ایستادن پای این وعده و پیمان الهی جزا می‌دهد. خب، این‌ها معارفی است که با مراجعه‌ی به‌ظاهر قرآن هم می‌شود این‌ها را فهمید. اگرچه که در ورای این‌ها، معارف برتری، بالاتری مسلّماً وجود دارد که این‌ها را ممکن است خصیصین بفهمند، بندگان صالح و شایسته‌ی خدا بفهمند و ما به آن‌ها دسترسی نداشته باشیم، جز از طریق آن بندگان. مسلّم چنین چیزهایی است؛ چون فرمودند قرآن بطونی دارد. روایات متعددی هست که می‌فرماید قرآن ظاهری دارد، باطنی دارد، (۸) اسراری دارد، اعماقی دارد؛ مثل دریایی است که ظاهر دریا هم هست، وجود دارد، آب است، دریاست، اما فقط همین ظاهر نیست، اعماقی دارد، در آن اعماق هم حقایقی است، چیزهایی است؛ مسلّم این هست؛ اما از همین ظاهر هم ما می‌توانیم استفاده کنیم؛ به‌شرط چه؟ به‌شرط دقت، تأمل. این موضوع که آیا قرآن شرایط ویژه‌ای برای فهم دارد یا نه و اگر دارد آن شرایط کدام‌اند، از موضوعاتی است که شهید مطهری بیش از هر موضوع دیگری درباره آن سخن گفته است. علت این امر شاید تحریف‌ها و تأویل‌هایی بود که در زمان ایشان از سوی گروه‌های انحرافی و التقاطی نسبت به مفاهیم قرآن صورت می‌گرفت. استاد مطهری معتقد است که فهم قرآن متد ویژه‌ای دارد که در چارچوب ضابطه‌های ویژه و معین شکل می‌گیرد و بدون فراهم بودن آن ضابطه‌ها که تعیین‌کننده فهم صحیح از سقیم است، هرگونه برداشتی از قرآن برداشت انحرافی و غیرقابل‌اعتماد است. از دیدگاه شهید مطهری (ره) در این نوشتار هفت ضابطه‌ مهم در فهم قرآن به‌صورت اجمالی طرح می‌شود:

فهم قرآن

  1. انتظار از قرآن: نخستین پیش‌شرط شناخت و فهم قرآن، تصحیح توقع و انتظاری است که مفسر از هدف و رسالت قرآن باید داشته باشد. این مطلبی است که استاد مطهری نیز بر آن تأکید دارد: «اولین چیزی که در شناخت قرآن و نزدیک شدن به آن مطرح است این است که بدانیم اصولاً قرآن برای چه نازل‌شده و ماهیت آن چیست تا در اصالت آن دچار شک و تردید نشویم، زیرا هر کتابی که انسان نداند برای چه نوشته‌شده و هدف آن چیست، نمی‌تواند به‌هیچ‌وجه روی آن اظهارنظر کند». (آشنایی با قرآن، ج ۲، ص ۶۳) اما نکته مهمی که وجه جداکننده دیدگاه مطهری از دیگران است، این است که ایشان مبدأ و مأخذ این انتظار را خود قرآن می‌داند نه تصورات و توهمات بیرون و بیگانه از آن. وی در این زمینه قرآن را نه صامت، بلکه دارای زبان گویایی می‌داند که به‌روشنی رسالت و هدف و به‌طورکلی ماهیت خودش را بیان کرده است و ازاین‌رو آنجا که خود، دیدگاهش را درباره این موضوع مطرح می‌کند به قرآن تکیه می‌کند: «حال ببینیم واقعاً قرآن چه کتابی است و برای چیست؟ آیا کتاب طب است؟ فلسفه است؟ تاریخ است؟ ریاضی است؟… هیچ‌کدام؟ پس چیست؟ کتاب هدایت است! هُدی.» (همان) بنابراین از نگاه مطهری باآنکه تعیین انتظار از قرآن، یک پیش‌شرط ضروری در شناخت قرآن و قضاوت درست نسبت به مفاهیم و آیات آن به شمار می‌آید، اما آبشخور آن خود قرآن است؛ در خود قرآن با توجه به آیات صریح و روشن آن باید جست‌وجو کرد.
  2. کنار نهادن ذهنیت‌های پیشین: نکته دیگری ایشان مطرح کرده است که به‌گونه‌ای با این مسئله ارتباط پیدا می‌کند و آن ذوق‌ها و سلیقه‌هاست. استاد بر این نکته اصرار دارد که فهم صحیح قرآن، بسته به آن است که انسان همه سلیقه‌ها و همچنین داوری‌های پیشین خود را درباره موضوعی که درآیات مطرح است کنار بگذارد و با ذهن خالی به آیات مراجعه کند. ذوق و سلیقه‌ها و خواسته‌های پیشین، مانع از رسیدن به معانی و مفاهیم قرآن و باعث تحریف و تأویل آن می‌گردند: «روشن‌تر اینکه نباید قرآن را موافق ذوق و ذائقه خود تفسیر کنیم یا مورد استشهاد قرار دهیم، بلکه ذوق خود را باید بر قرآن تطبیق دهیم؛ اگر قرآن را پیشوای خود قرار داده‌ایم باید ذوق ما ساخته‌شده بر موازین قرآن مجید باشد.» (تفسیر قرآن، سوره تکویر، ص ۱۴۰) در جای دیگر درباره تحریفات و تأویلات برخی روشنفکران از آیات قرآن می‌نویسد: «فکر می‌کنم ریشه اصلی گرایش پاره‌ای روشنفکران مسلمان به مادیت تاریخی دو چیز است؛ یکی همین‌که پنداشته‌اند اگر بخواهند فرهنگ اسلامی را فرهنگ انقلابی بدانند و یا اگر بخواهند برای اسلام فرهنگ انقلابی دست‌وپا کنند،‌ گریزی از گرایش به مادیت تاریخی نیست. باقی سخنان که مدعی می‌شوند شناخت قرآنی ما چنین الهام می‌کند، بازتاب شناخت ما از قرآن چنان است، از آیه استضعاف این‌گونه استنباط کرده‌ایم، همه بهانه و توجیهی است برای این پیش‌اندیشه و همین‌جاست که سخت از منطق اسلام دور می‌افتند و منطق پاک و انسانی و فطری و خدایی اسلام را تا حد یک منطق ماتریالیستی تنزل می‌دهند.» (مجموعه آثار، ج ۲، ص ۴۶۳) از این سخن چنین استنباط می‌شود که قدر مسلم، دیدگاه‌ها و گرایش‌های فکری که آگاهانه نسبت به یک موضوع انتخاب می‌شوند، نباید بر آیات تحمیل شوند. برعکس باید ذهن را از آن‌ها خالی کرد و البته این کار شدنی است، اما آیا مجموع معلومات و اطلاعات کلی انسان که فضای فکری او را شکل می‌دهد، نیز این حکم را دارد یا خیر؟ از سخنان فوق نمی‌توان چیزی در این زمینه به دست آورد، بلکه شاید بتوان از سخنان پیشین راجع به عوامل مؤثر در به فعلیت رسیدن قابلیت مفاهیم آیات در معانی متعدد، خلاف آنچه در اینجا آمد، استنباط کرد، به‌ویژه که خالی کردن ذهن از تمام اندوخته‌ها امری ناممکن می‌نماید.
  3. تعقل و تزکیه: یکی از نکته‌هایی که مطهری روی آن تأکید دارد و بی‌خبری یا غفلت از آن را موجب خطا و لغزش در فهم قرآن می‌داند، تعقل و تزکیه است. ازنظر استاد شهید، قرآن با دو زبان سخن می‌گوید و از دو ابزار برای ارتباط با مخاطبانش بهره می‌گیرد؛ یکی عقل و دیگری دل. گاهی قرآن با زبان عقل که منطق و استدلال است سخن می‌گوید و گاهی با زبان دل که احساس است. مفاهیم قرآن، تنها برهان و استدلال نیست. گاهی موعظه و تذکر نیز هست که دل را به تپش و تحرک وا‌می‌دارد. کسی که می‌خواهد قرآن را بفهمد باید هم با زبان عقل آشنا باشد و هم با زبان دل، یعنی هم قدرت استدلال و توانایی اندیشیدن داشته باشد و هم روح شفاف و قلب پاک، زیرا احساسی که از قلب محصور در چنبره غرایز و کشش‌های حیوانی پدید آید احساس قلب نیست، بلکه هواهایی است که با طبیعت قلب و فطرت الهی بیگانه است: «… درک معانی قرآن نیز ویژگی‌هایی دارد که باید به آن توجه داشت… یک وظیفه قرآن، یاددادن و تعلیم کردن است. در این جهت مخاطب قرآن عقل انسان خواهد بود و قرآن با زبان منطق و استدلال با او سخن می‌گوید؛ اما به‌جز این زبان، قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن عقل نیست، بلکه دل است و این زبان دوم احساس نام دارد. آنکه می‌خواهد با قرآن آشنا گردد و بدان انس بگیرد می‌باید با این دو زبان هر دو آشنایی داشته باشد و هر دو را در کنار هم مورداستفاده قرار دهد. تفکیک این دو از هم مایه بروز خطا و ‌اشتباه و سبب خسران و زیان خواهد بود.» (آشنایی با قرآن، ص ۳۵) بنابراین آن‌ها که فکر می‌کنند قرآن را فقط با استدلال خشک بدون آنکه روح و نفس به طهارت و پاکی لازم رسیده باشد و بااحساس برخاسته از شمیم معطر وحی دمساز باشد می‌توان فهمید، سخت دراشتباه‌اند، زیرا قرآن کتابی است که «لایمسّه الاّ المطّهّرون».
  4. جامع‌نگری نسبت به آیات: مطهری آیات قرآن را یک مجموعه به‌هم‌پیوسته و جدایی‌ناپذیر می‌داند و همین واقعیت را بنیاد روشی خاص در فهم قرآن می‌شمارد که عبارت است از مطالعه مجموعی آیات و شناخت نگاه‌های رویاروی هر یک به دیگری. وی همواره بر این جمله تأکید دارد که: القرآن یفسّر بعضه بعضاً. ندانستن یا توجه نداشتن به این ویژگی که فهم هر بخش از آیات بستگی دارد به شناخت آیات دیگرِ مرتبط با موضوع، یا حتی آیات عام و کلی که بیانگر دیدگاه‌های کلی‌تر قرآن هستند، انحراف و بدفهمی در مورد آیات قرآن را در پی دارد؛ بنابراین مهم‌ترین گام در مسیر فهم قرآن، آشنایی و تسلط بر آیات و جامع‌نگری در مقام تفسیر و فهم است و تنها از این راه است که می‌توان به مقصود خداوند نائل آمد: «نکته مهمی که در بررسی قرآن باید به آن توجه داشت این است که در درجه اول می‌باید قرآن را به کمک خود قرآن شناخت، مقصود این است که آیات قرآن مجموعاً یک ساختمان به‌هم‌پیوسته را تشکیل می‌دهند، یعنی اگر یک آیه از آیات قرآن را جدا کنیم و بگوییم تنها همین یک آیه را می‌خواهیم بفهمیم شیوه درستی اتخاذ نکرده‌ایم.» (همان، ص ۲۰) «استناد به یک آیه قرآن بدون توجه به آیات دیگر قرآن جایز نیست، برای آنکه بعضی از آیات قرآن آیات دیگر را تفسیر می‌کند، یعنی آنکه قرآن را باید در کل مطالعه کرد نه در یک جزء. مطالعه قرآن در یک آیه یا چند آیه جداگانه سبب گمراهی انسان می‌شود. تمام آیات قرآن با یکدیگر پیوسته است و کسی می‌تواند آیات قرآن را تفسیر کند که به نحوی در همه آیات قرآن تسلط داشته باشد و آیات را از هم مجزا نکند.» (تفسیر قرآن، سوره جن، ص ۴۰) تأکید بر به هم‌پیوستگی آیات با یکدیگر و درنتیجه شیوه خاصی که فهم قرآن آن را می‌طلبد و نیز پیش‌شرط آشنایی با مجموع آیات، در موارد متعددی از آثار و نوشته‌های مطهری دیده می‌شود که جهت اختصار از آن صرف‌نظر می‌شود.
  5. آشنایی با سنّت: تأکید استاد مطهری بر تفسیر قرآن با قرآن، وی را از ضرورت و توجه به سنت در فهم قرآن غافل نمی‌کند، گرچه ایشان جایگاه و مرحله مشخصی را برای سنت در فرایند فهم قرآن تعیین نمی‌کند، به این معنی که در چه مواردی و در کدام مرحله نیاز به سنت به وجود می‌آید؛ و همچنین از نحوه ارتباط تفسیر به کمک سنت و شیوه تفسیر قرآن با قرآن سخن نمی‌گوید، اما بر این نکته اصرار می‌ورزد که شناخت سنت و روایات یک امر ضروری در فهم قرآن است و نقش مؤثری در آن دارد: «شرط سوم، آشنایی با سخنان پیامبر (ص) است… روایات معتبری که از ائمه علیهم‌السلام رسیده نیز همان اعتبار روایات معتبری را دارد که از ناحیه رسول خدا رسیده است و لهذا روایات موثق ائمه کمک بزرگی است درراه شناخت قرآن.» (آشنایی با قرآن، ص ۲۰)
  6. شناخت تاریخ اسلام و اسباب نزول: از امور دیگری که استاد مطهری به‌عنوان مقدمات فهم قرآن یاد می‌کند آشنایی با تاریخ اسلام و رویدادهایی است که در زمان حیات پیامبر اکرم پدید می‌آمد و باعث نزول وحی می‌شد. ازآنجاکه نزول آیات همراه با واقعیت‌ها و پابه‌پای حوادث صورت می‌گرفت طبیعی است که آشنایی دقیق با آن رویدادها تا حدود زیادی در روشن شدن مضمون و محتوای آیات مؤثر و راه‌گشاست، با اذعان به اینکه این حوادث و رویدادها نقشی در مرزبندی و تعیین گستره مفهومی آیات ندارند و به‌اصطلاح، با مورد خود آیات را تخصیص نمی‌زنند.
  7. آشنایی با زبان و قواعد عربی: این شرط نیز با توجه به زبان قرآنی که زبان عربی است و به طبع ویژگی‌های خاص خود را دارد امری بدیهی به نظر می‌رسد و به خاطر همین وضوح و بداهتش مرحوم مطهری زیاد از آن سخن نمی‌گوید، تنها به این‌اشاره بسنده می‌کند که: «یکی از شرط‌های ضروری شناخت قرآن، آشنایی با زبان عربی است» (همان) اما مسائل دیگری امروزه در زبان مطرح است که در آثار شهید مطهری از آن سخن نرفته است؛ به‌عنوان نمونه با توجه به دگرگونی واژه‌ها و حیات و مرگ زبان‌ها، آیا معیار در مفاهیم لغت، مفاهیم زمان نزول و پیش از آن، یعنی دوران جاهلیت است، یا به لحاظ آنکه قرآن برای همه نسل‌ها و عصرها آمده است، همه دگرگونی‌های زبان در چارچوب مفاهیم آیات می‌گنجند؟ و همین‌طور آیا آداب و عادات، اندیشه‌ها و تصورات و به‌طورکلی فرهنگ عرب و جاهلیت در تبیین مفاهیم آیات نقش دارند یا نه؟ و… تا جایی که آثار شهید موردمطالعه و بررسی قرار گرفت، سخنی در این زمینه از ایشان دیده نشده است.

به‌هرحال آنچه یاد شد عوامل و عناصری است که از نگاه مطهری در فهم قرآن مؤثر است و نادیده گرفتن آن باعث کج‌فهمی و بدفهمی قرآن می‌گردد. خود شهید نیز آنجا که به تفسیر قرآن می‌پردازد یا برخی برداشت‌های انحرافی را نقد می‌کند، بر این عناصر تکیه می‌کند و با این کار در عمل التزام به آن‌ها را نشان می‌دهد. البته قرآن از سنت و عترت، جدایی ‏ناپذیر است. بر اساس آیه «انزلنا الیک الذکر لتبیّن للناس ما نزّل الیهم» (نحل، ۴۴)، «ما ذکر را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آن چه را بر ایشان نازل شده است، روشن کنی»، سنت قولی و فعلی پیامبر در تفسیر و فهم قرآن حجت است و در این زمینه، بین مفسران اختلافی نیست. علاوه بر این، عترت پیامبر نیز نظیر سنت رسول اکرم (ص) حجیت دارد.بر اساس آیه تطهیر (احزاب، ۳۳) و نیز بر اساس «حدیث ثقلین» که خدشه‏ ای در آن نیست، عترت در کنار قرآن و لازمه آن است. (۹)

پانویس:

  1. مخزن العرفان در تفسیر قرآن‏، بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین، ج‏۱، ص ۹، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، نقی‌پورفر، ولی‌الله، ص ۲۶۰، تدبر در قرآن، ص ۲۵۹، تفسیر موضوعی قرآن، جوادی آملی، عبدالله، ص ۳۸۵ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۱۸–۱۳۰.
  2. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج‏۱۱، ص ۱۵۰، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی‏، بی‌تا بی‌جا، ص ۱۳، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی‏، بی‌تا بی‌جا، ص ۸۶۵، کتاب العین‌، ج‌۴، ص ۶۱، لسان العرب‌، ج‌۱۲، ص ۴۶۰، قاموس قرآن‏، ج‏۵، ص ۲۰۵، قاموس قرآن‏، ج‏۵، ص ۲۰۵.
  3. الأنبیاء/سوره ۲۱، آیه ۷۹.
  4. تفسیر موضوعی قرآن، جوادی آملی، عبدالله، ص ۳۷۴.
  5. تفسیر موضوعی قرآن، جوادی آملی، عبدالله، ص ۳۷۶.
  6. سوره مبارکه الفتح آیه ۱۰ إِنَّ الَّذينَ يُبايِعونَكَ إِنَّما يُبايِعونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوقَ أَيديهِم ۚ فَمَن نَكَثَ فَإِنَّما يَنكُثُ عَلىٰ نَفسِهِ ۖ وَمَن أَوفىٰ بِما عاهَدَ عَلَيهُ اللَّهَ فَسَيُؤتيهِ أَجرًا عَظيمًا: کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیّقت) تنها باخدا بیعت می‌نمایند و دست خدا بالای دست آن‌هاست؛ پس هر کس پیمان‌شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن‌کس که نسبت به عهدی که باخدا بسته وفا کند، به‌زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.
  7. سوره مبارکه الأحزاب آیه ۲۳ مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا: در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که باخدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و درراه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
  8. سوره مبارکه الأحزاب آیه ۲۴ لِيَجزِيَ اللَّهُ الصّادِقينَ بِصِدقِهِم وَيُعَذِّبَ المُنافِقينَ إِن شاءَ أَو يَتوبَ عَلَيهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفورًا رَحيمًا: هدف این است که خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد و منافقان را هرگاه اراده کند عذاب نماید یا (اگر توبه کنند) توبه آن‌ها را بپذیرد؛ چراکه خداوند آمرزنده و رحیم است. الكافی، ثقة الاسلام كلینی ج‏۲ ص ۵۹۸؛ بصائرالدرجات، محمد بن حسن صفار، ص ۲۰۳ نحوه؛ مستدرك‏الوسائل، محدث نوری، ج ۱۷، ص ۳۳۱؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۸۹، ص ۹۴؛ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ فِی دَارِ هُدْنَةٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ وَ قَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يَأْتِيَانِ بِكُلِّ مَوْعُودٍ فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ لِبُعْدِ الْمَجَازِ- قَالَ فَقَامَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دَارُ الْهُدْنَةِ قَالَ دَارُ بَلَاغٍ وَ انْقِطَاعٍ فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى خَيْرِ سَبِيلٍ وَ هُوَ كِتَابٌ فِيهِ تَفْصِيلٌ وَ بَيَانٌ وَ تَحْصِيلٌ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظَاهِرُهُ حُكْمٌ وَ بَاطِنُهُ عِلْمٌ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَهُ نُجُومٌ وَ عَلَى نُجُومِهِ نُجُومٌ لَا تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تُبْلَى غَرَائِبُهُ فِيهِ مَصَابِيحُ الْهُدَى وَ مَنَارُ الْحِكْمَةِ وَ دَلِيلٌ عَلَى الْمَعْرِفَةِ لِمَنْ عَرَفَ الصِّفَةَ فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ وَ لْيُبْلِغِ الصِّفَةَ نَظَرَهُ يَنْجُ مِنْ عَطَبٍ وَ يَتَخَلَّصْ مِنْ نَشَبٍ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِی الْمُسْتَنِيرُ فِی الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ فَعَلَيْكُمْ بِحُسْنِ التَّخَلُّصِ وَ قِلَّةِ التَّرَبُّص‏: امام صادق عليه السلام از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا (ص) حديث فرمايد كه آن حضرت (ص) فرمود: اى مردم شما اكنون در خانه صلح و آرامش هستيد و شما درراه سفر هستيد و بشتاب شمارا خواهد برد و شما مى‏نگريد كه شب و روز و خورشيد و ماه هر تازه‏اى را كهنه می‌کنند و هر دورى را نزديك می‌سازند و هر وعده‏اى را به سر رسانند، پس اسباب و وسائل را براى گذرگاه طولانی كه در پيش است فراهم كنيد. فرمود: پس مقداد بن اسود برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا، خانه صلح و آرامش يعنى چه؟ فرمود: خانه‏اى كه رساننده است (انسانى را به گور رساند، يا در آن خانه كردار نيك ذخيره شود براى رسيدن به منزله‌ای آخرت) و جداكننده (يعنى انسان را از دنیا و علائقش جدا كند) پس هرگاه فتنه‌ها همچون شب تار بر شما مبهم و پیچیده گشت، به قرآن رو آوريد (و بدان چنگ زنيد) زيرا آن است شفاعت كننده ایست كه شفاعتش پذيرفته است و گزارش دهنده است كه گفته‏اش تصديق شده است، هر كه آن را مقابل و پيشواى خود قرارداد، او را به بهشت رهبرى كند و هر كه آن را پشت سرخود قرار دهد او را از پشت به‌سوی جهنم براند و قرآن راهنمایی است كه به بهترين راه‌ها راهنمایی می‌کند و كتابى است كه شرح و كلام روشن و تحصيل (به دست آوردن حقائق) در آن است و آن جداكننده (ميان حق و باطل) است و شوخى و سرسرى نيست براى آن ظاهرى است و باطنى، پس ظاهرش حُكم و دستور است و باطنش علم و دانش، ظاهرش زيبا است و باطنش ژرف و عميق است. ستارگانى دارد و ستارگانش هم ستارگانى دارد. شگفتی‌هایش به شماره درنیاید و عجایبش كهنه نگردد. چراغ‌های هدايت در آن است و جايگاه نور حكمت و راهنماى معرفت است براى آن‌کس كه صفات را بشناسد پس بايد شخص تیزبین دقت نظر كند و دقت نظر را تا به درك صفت آن ادامه دهد تا از هلاكت نجات یابد و از گرفتاری رهایی یابد، زيرا انديشيدن است كه زندگانى دل بينا است، چنانچه آنكه جوياى روشنى است در بهارخوابی‌ها به‌وسیله نور راه را پيمايد، بر شما باد به رهایی و نجات نیكو و كمی انتظار كشیدن.
  9. الحاکم الحسکانی، عبید الله بن عبد الله. شواهد التنزیل. مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة. ۱۴۱۱. ج ۲، ص ۱۴۰-۷۴ .

ر ک به:

  1. قَدْر
  2. تدبّر
  3. قُرْآن
  4. راه انس
  5. شب قَدْر
  6. فرصت ویژه
  7. منابع قرآني
  8. انس‌ با قرآن
  9. شب‌های قَدْر
  10. لطایف قرآنی
  11. نخستین آیات
  12. لطایف قرآنی۱
  13. نگاهى به قرآن
  14. قرآن و کودکان
  15. عيدهای قرآنی
  16. اندرزهای قرآنی
  17. ۲۴ معمّای قرآنی
  18. ویژگی های قرآن
  19. قَدْر در نگرش قرآن
  20. داستان‌هاى قرآنی
  21. قرآن، کتاب فهم و عمل
  22. ضرب المثل های قرآنی
  23. آشنايي با مفاهيم قرآني
  24. خواندن قرآن آسان ولی فهم آن بسیار سخت
  25. نگاهی به فضیلت لیالی قَدْر در ماه مهمانی خدا ۱
  26. نگاهی به فضیلت لیالی قَدْر در ماه مهمانی خدا ۲

 ویژه نامه:

  1. قُرْآن
  2. شب قدر
  3. روز قدس
  4. شب ضربت
  5. عید پاکیزگی
  6. روز میهمانی
  7. شب های قدر
  8. ورود به ماه خدا
  9. «ماه‌ِرمضان» …
  10. عيد آمدوعيد آمد
  11. پیام «ماه‌ِرمضان»
  12. اعمال روز عیدفطر
  13. آثار اجتماعي روزه
  14. ستاره امام علي(ع)
  15. عید شیرینی و لبخند
  16. فلسفه و حكمت روزه
  17. «ماه‌ِرمضان» مى آید
  18. نام‌های «ماه‌ِرمضان»
  19. «ماه‌ِرمضان» در اروپا
  20. تغذیه در«ماه‌ِرمضان»
  21. خودسازي برآيند روزه
  22. اعمال «ماه‌ِرمضان»۱
  23. اسامی «ماه‌ِرمضان»
  24. سر سفره كرامت خدا
  25. «رمضان» نام خداست
  26. پیام های عید سعید فطر
  27. عید فطر در کشور مالزی
  28. ماه‌ِرمضان» و زنگ انشاء
  29. کاریکلماتور «ماه‌ِرمضانیه»
  30. شب قدر در اشعار شاعران
  31. پیام «ماه‌ِرمضان» و خانواده
  32. «ماه‌ِرمضان»، ماه خودسازی
  33. عید فطر در کشورهای اسلامی
  34. «رمضان»، نامى از نام هاى خدا
  35. روز قدس، روز مستضعفين جهان
  36. «ماه‌ِرمضان»، فرصت يكتاپرستي
  37. ماه‌ِرمضان» در فرهنگ مردم ایران
  38. ثواب قرائت قرآن در «ماه‌ِرمضان»
  39. روز عید، روز عبادت و گرفتن جایزه
  40. تهران و «ماه‌ِرمضان»، در گذر تاریخ
  41. شیراز و «ماه‌ِرمضان»، در گذر تاریخ
  42. پرتوى از سيره و سيماى امام على(ع)
  43. مازندران و «ماه‌ِرمضان»، در گذر تاریخ
  44. اهمیت «ماه‌ِرمضان» در کلام پیامبر(ص)
  45. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
  46. پیامبر(ص) به استقبال «ماه‌ِرمضان» می رود
  47. «ماه‌ِرمضان» ایرانی و آیین‌های فراموش شده
  48. «ماه‌ِرمضان» در بیان معصومین علیهم السّلام
  49. سحريِ سالم مهمّ ترين وعده غذايي «ماه‌ِرمضان»
  50. شعری از امام خمینی(ره) به مناسبت «ماه‌ِرمضان»
  51. شعری از آيت‌الله صافي گلپايگاني به مناسبت «ماه‌ِرمضان»

منابع:

  1. دانشنامه موضوعی قرآن. 
  2. مجله پژوهش‌های قرآنی، ش ۱۷ و ۱۸، بهار و تابستان ۷۸، سید موسی صدر.

باکس شناور "همچنین ببنید"

نشانه کمال

نشانه کمال

واژه اربعین در معارف اسلامی، تاریخ، ادبیات، عرفان و … کاربردی زیاد و جایگاه ویژه‌ای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *