خانه / اسوه ها / خانه‌اى در بهشت
خانه‌اى در بهشت

خانه‌اى در بهشت

خانه‌اى در بهشت

از کسانی که در اوج انسانیت و خدایی بودن قرار دارد، حضرت خدیجه (س) است. ایشان هرچند که به‌عنوان همسر پیامبر (ص) ام‌المؤمنین است: واَزواجُهُ امهاتکم (احزاب، آیه ۶)، از فضایل دیگری نیز برخوردار هست که برخی از آن فضایل برای هر انسانی قابل‌دسترسی است و می‌تواند الگو قرار گیرد. یکی از خصوصیات و فضایل آن حضرت که غیرقابل‌دسترسی برای ماست، همسر پیامبر (ص) و مادر فاطمه (س) بودن است؛ اما ایشان پیش از اینکه این شرافت‌ها و فضایل را به دست آورد، از شخصیت الهی برخوردار بوده و از صبغه الله بودن (بقره، آیه ۱۳۸) به انسانی متاله و ربانی تبدیل شد و افتخار همسری پیامبر (ص) و مادری فاطمه (س) را یافت. هرچند که در قرآن به‌صراحت از حضرت خدیجه (س) یاد نشده، ولی به کنایه در آیه ۸ سوره ضحی از ایشان سخن به میان آمده است، چنانکه می‌فرماید: وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَاَغْنَی؛ خداوند تو‌ای پیامبر را عائله‌مند و فقیر یافت، پس تو را غنی و ثروتمند ساخت. هرچند که این غنا و ثروت به اشکال گوناگونی برای پیامبر (ص) تحقق یافت، ولی چنانکه علامه مجلسی طبق روایات می‌گوید، خداوند ایشان را با مال و ثروت خدیجه بی‌نیاز و غنی ساخت؛ زیرا که این آیه شریفه به حضرت خدیجه (س) اشاره دارد. (بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۴۹) ابن عبّاس نیز در تفسیر این آیه می‌فرماید: «خداوند پیامبر را فقیر یافت و مردم می‌گفتند پیامبر مالی ندارد؛ اما با مال خدیجه وی را غنی و بی‌نیاز گرداند.»(البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۴۷۳) حضرت خدیجه انسانی متخلق به اخلاق الهی و مکارم و فضایل انسانی بود. همین برجستگی ایشان موجب شد تا شرافت همسری پیامبر (ص) و مادری فاطمه (س) را به دست آورد. بر اساس آموزه‌های قرآنی وی در جاهلیت، انسانی متقی بود و دست‌کم از تقوای عقلانی و فضایل آن برخوردار بود که شایستگی این را یافت که نخستین زنی باشد که به پیامبر (ص) ایمان آورد. به یک معنا آن حضرت (س) پس از امام علی (ع) دومین ایمان آورنده به رسالت است؛ زیرا نخست امیرمومنان علی (ع) در غار حراء هم‌زمان با نزول وحی، ایمان آورد و سپس هنگامی‌که آن‌ها به خانه مراجعت کردند و پیامبر (ص) رسالت خویش را عرضه داشت حضرت خدیجه (س) به ایشان ایمان آورد. به‌هرحال،‌ پاکی و طهارت روح و روان و صفات و فضایل اخلاقی ایشان موجب می‌شود تا هدایت کتاب وحی را بپذیرد (بقره، آیه ۳) و به‌راحتی اهل یقین و رستگاری شود. (بقره، آیه ۵) آن حضرت پس از تصدیق نبوت و رسالت پیامبر (ص) و پذیرش آن به‌عنوان نخستین زن مسلمان و مؤمن تا آخرین لحظه در کنار رسول اکرم (ص) ماند و در همه دوران سخت دعوت و تبلیغ در مکه و طائف، مشکلات و تهدیدها و خطرات را به جان خرید و همه ثروت و سرمایه مادی و جانی خویش را درراه پیامبر (ص) ریخت و تحت‌فشارهای اقتصادی و شرایط سخت و دشوار تحریم و محاصره در شعب ابی‌طالب (ع) شهید شد و رخت از جان برکشید. در بیان منزلت و مقام خدیجه (س) حامی و شریک رسالت گفته‌شده: «دین اسلام به‌وسیله دو عامل استوار شد؛ یکی شمشیر علی (ع) و دیگر مال خدیجه (س).» (فاطمه از ولادت تا شهادت، ص ۴۳۹) پیامبر (ص) در میان زنان خویش همواره از حضرت خدیجه (س) یاد می‌کرد، به‌گونه‌ای که عایشه از این‌همه ستایش آن حضرت (ص) شاکی و دلخور می‌شد. از کودکی تحت سرپرستی، ابوطالب پدربزرگش که از تمکن مالی متوسطی برخوردار بود، قرار داشت. هر چند یتیم بود و ثروتی نداشت، ابوطالب به وی گفت: ای محمد! من به دنبال آماده کردن شرایط ازدواج شما هستم، اما ثروت زیادی ندارم که یاری‌ات کنم ولی خدیجه تاجر ثروت‌مندی است که هرسال عده‌ای با ثروتش به تجارت می‌پردازند و یک‌بار شتر مُزد می‌گیرند، آیا شما نیز میل داری با ایشان کارکنی؟ پیامبر (ص) فرمود: «بله»! ابوطالب این موضوع را با خدیجه در میان گذاشت و خدیجه با خوشحالی پذیرفت و دستور داد که تمام دارایی‌اش در اختیار او بگذارند.[۱] سال بعد بار دیگر ابوطالب به پیامبر (ص) گفت: آیا به خدیجه پیشنهاد دهم که تمام اموالش را به شما بسپارد تا با آن‌ها تجارت کرده و در سود شریک یکدیگر باشید. پیامبر (ص) با آن‌که به چنین تجارتی بی‌میل نبود، اما از این‌که خود چنین تقاضایی کند سرباز زد. ابوطالب خود نزد خدیجه رفت و این پیشنهاد را مطرح کرده و گفت: چند برابر مبلغی که به دیگران برای تجارت می‌دهی، به محمد بده تا تجارت کند. خدیجه گفت: اگر این تقاضا را برای افراد ناشناس می‌کردی، می‌پذیرفتم چه رسد به آشنایی که موجّه است! به کمک ابوطالب قبل از رسالت، پیامبر (ص) سفرهای تجاری خود را به شام با اموال خدیجه (س)، آغاز کرد و ثروتی اندک را با تلاش خود در مدیریت تجارت با اموال خدیجه (س) به دست آورد. در تفسیر آیه شریفه «وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى»؛ [۲] مفسران «عائل» را به تنگ‌دست معنا کرده‌اند [۳] لذا پیامبر (ص) قبل از بعثت و ازدواج دارای اموال چندانی نبوده‌اند. البته به دنبال آن، خدیجه مال‌التجاره‌ای به پیامبر (ص) داده و غلام خود به نام مَیْسَرَه را نیز با این سفارش همراهش کرد تا گوش‌به‌فرمان پیامبر (ص) بوده و احترام حضرتشان را درهرحال مراعات کند.[۴] البته، برخی معتقدند که خود حضرت خدیجه پیشنهاد چنین تجارت و شراکتی را به پیامبر (ص) داد [۵] و بیش از اموالی که به دیگران می‌داد به حضرتشان ‌پرداخت.[۶] این سفر تجاری، حاشیه‌هایی نیز داشت، ازجمله آن‌که راهِبی پیامبر (ص) را دید و دانست که او همان پیامبر موعود است و این مژده را به گوش میسره نیز رساند.[۷] پیامبر (ص) در این سفر تجاری بسیار موفق بود.[۸] میسره نیز نزد خدیجه رفت و گزارش سفر و ماجرای ملاقات با راهب نصرانی را به اطلاع او رساند. خدیجه به لحاظ نسب، از افراد متوسط جامعه به شمار می‌آمد؛ اما از شرافت‌مندترین آنان بود و اموال بسیاری نیز داشت؛ به همین دلیل، افراد بسیاری خواهان ازدواج با او بودند.[۹] پس از آن‌که سفر تجاری شام نیز با موفقیت و امانت‌داری پیامبر (ص) به پایان رسید، خدیجه دل‌بسته آن‌حضرت شد و شخصی را پیش حضرتشان فرستاد (بدون این‌که بگوید از طرف خدیجه آمده است) تا از میل پیامبر به ازدواج با خدیجه آگاه شود.[۱۰] حضرت خدیجه وقتی‌که پیامبر را مایل به ازدواج دید؛ فرستاده‌ای رسمی را با این پیام نزد حضرتشان فرستاد: «من به سبب خویشاوندى، شرف، امانت، نیک‌خویى و راست‌گویى‌ات به تو راغبم».[۱۱] پیامبر (ص) نیز جواب مثبت داد و به همراه ابوطالب و تعدادی از بنی‌هاشم به خواستگاری خدیجه رفتند.[۹] در ابتدای مجلس، ابوطالب به ورقة بن نوفل که از بستگان خدیجه بود گفت: «سپاس مخصوص پروردگار این خانه (کعبه) است، آن‌که ما را از نسل ابراهیم و فرزندان اسماعیل قرارداد و در حرم امنش جای داد و ما را داوران مردم قرارداد و این شهر را برایمان مبارک گرداند. به‌راستی‌که برادرزاده‌ام با هیچ‌یک از مردان قریش مقایسه نمی‌شود مگر آن‌که از آنان برتر است، با هیچ مردی مقایسه نگردد جز آن‌که از او ارجمندتر است. اگرچه مال کم دارد ولی مال رزقی است بی‌دوام و سایه‌ای است ناپایدار. او و خدیجه خواستار یکدیگرند. ما نزد تو آمدیم تا او را – البته با رضایت و به دستور خودش – از شما خواستگاری کنیم. مهر هر مقدار بخواهید، نقد و نسیه آن بر عهده من است. به پروردگار این خانه سوگند او آینده‌ای درخشان و آیینی فراگیر و دیدگاهی عمیق دارد». درنهایت، این خواستگاری به ثمر نشست و پیامبر با خدیجه ازدواج کردند.[۱۲]

مادر امّت ‎

عایشه می‌گوید: باآنکه خدیجه را ندیده بودم، هیچ‌یک از زنان پیغمبر چون خدیجه مورد رشک و حسادتم قرار نگرفته است؛ زیرا بسیار اتفاق می‌افتاد که رسول خدا از خدیجه به نیکی یاد می‌کرد و از او تعریف و تمجید می‌نمود. (صحیح بخاری، ج ۲، ص ۲۷۷ و ۲۱۰) و نیز حکایت کرده است: روزی هاله، خواهر خدیجه از پیغمبر خدا اجازه خواست تا واردشده آن حضرت را دیدار کند. رسول خدا که گوئی با شنیدن صدای هاله به یاد صدای خدیجه افتاده بود حالش به‌شدت دگرگون شد و بی‌اختیار گفت: آه خدایا! هاله. من که از رفتار پیغمبر رشک و حسادتم نسبت به خدیجه سخت تحریک‌شده بود بلافاصله گفتم: چقدر از آن پیرزن بی‌دندان قریشی یاد می‌کنی؟! مدت‌هاست که او مرده و خدا بهتر از او را به تو ارزانی داشته است! عایشه می‌گوید: پس‌ازاین اعتراض دیدم چهره رسول خدا برافروخت و آن‌چنان تغییر کرد که مانندش را تنها به هنگام فرود آمدن وحی بر آن حضرت دیده بودم که نگران دستورهای آسمانی است تا پیام رحمت نازل شود یا عذاب. رسول خدا (ص) در این حالت فرمودند: نه! هرگز خداوند نیکوتر از او را به من عوض نداده است… (مسند احمد، ج ۶، صص ۱۵۰ و ۱۵۴ و ۱۱۷ و ۵۸؛ سنن ترمذی، ص ۲۴۷، باب ما جاء فی حسن العهد؛ سنن ابن ماجه، باب الغیره من ابواب النکاح، ج ۱، ص ۳۱۵، صحیح بخاری، ج ۲، صص ۱۷۷ و ۴ و ۳۶ و ۱۹۵؛ تاریخ ابن کثیر، ج ۳، ص ۱۲۸؛ و کنزالعمال، ج ۶، ص ۲۲۴ حدیث شماره ۳۹۷۳) در مقام منزلت حضرت خدیجه همین بس که در روایات بیان‌شده که او یکی از چهار زن برگزیده است (الخصال، ج ۱، ص ۲۰۶) و بهشت مشتاق اوست (بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۵۳) و آن حضرت بعد از مرگ، همدم مریم و آسیه خواهد بود (همان، ج ۴۳، ص ۲۸) که خداوند آن دو را الگوی زنان معرفی کرده است. (تحریم، آیه ۱۱) ایشان این شرافت را داشت که نطفه آخرین دخترش، فاطمه (س) از مائده بهشتی (بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۴) باشد و در هنگام حزن و نگرانی نسبت به رسول اکرم (ص) در زمان بارداری، فرزندش فاطمه (س) از درون رحم خدیجه، با مادر سخن گوید و به او دلداری دهد (همان، ج ۴۳، ص ۲). حضرت خدیجه (س) به دلیل اسلام‌خواهی و مقاومت در این راه، چهار سال همراه پیامبر (ص) و بنی‌هاشم، در شعب ابی‌طالب، در محاصره‌ی شدید اقتصادی قرار گرفت. با توجه به این‌که خدیجه (س) در این وقت دوران ۶۳ تا ۶۵ سالگی را می‌گذرانید، یعنی در دوران و سنین پیری قرار داشت، اشاره‌ای بسیار سخت و گوناگون جسمی و روحی که هنگام محاصره بر محاصره شوندگان، به‌خصوص بر افراد سالخورده‌ای مانند ابوطالب پدر بزرگوار امام علی (ع) و خدیجه (س) وارد شد، به‌راستی کمرشکن و خردکننده بود. ایثار و مقاومت آن‌ها باعث شد که زنده ماندند. وگرنه شرایط سخت محاصره‌ یی نوع شکنجه و مرگ تدریجی بود و محاصره شوندگان را از پای درمی‌آورد. ازاین‌رو مطابق روایات وقتی‌که مشرکان، پایان دوران محاصره را اعلام کردند، پس از آزادی، چندان نگذشت که ابوطالب و خدیجه (س) هر دو بافاصله چند روز در بستر رحلت افتاده و پس از اندک مدتی رحلت کردند و در حقیقت به شهادت رسیدند. خدیجه (س) در سال دهم بعد از بعثت پیامبر (ص) یا همان «عام الحزن» دهم ماه‌ِرمضان، وفات یافتند.[۱۳] عام الحزن (سال غم) نامی است که پیامبر (ص) بر سال دهم بعثت، سه سال قبل از هجرت نهاده است. در این سال وفات حضرت ابوطالب و خدیجه (س) دو شخصیت گران‌قدر که در پیشرفت دین اسلام و نیز حمایت مالی و معنوی از پیامبر (ص) لحظه‌ای دریغ نکردند، رخ داد که بافاصله سه روز دارِفانی را وداع گفتند. خدیجه (س) اولین زنى بود كه با پیامبر (ص) ازدواج كرد و سپس بعثت حضرتش را تصدیق و به پیامبر (ص) ایمان آورد. خدیجه (س) اولین زنی بود که ندای پیامبر (ص) را پاسخ گفت. پیامبر (ص) فرمود: من مأمور شدم تا خدیجه را به خانه از درّ و لؤلؤ (در بهشت) بشارت دهم، كه فریاد و دشنامى و تعب و رنجى در آن نیست. جبرئیل نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: از سوى خداوند خدیجه را سلام برسان. پس خدیجه (س) گفت: خدا سلام است و سلام از او است.[۱۳] خدیجه (س) بعد از بیرون آمدن از شعب وفات یافت. هنگامی‌که جان می‌داد پیامبر (ص) بر او وارد شد و گفت: بالكره منى ما أرى و لعل الله ان یجعل فى الكره خیرا كثیرا، اذا لقیت ضراتك فى الجنة یا خدیجة فاقرئیهن السلام، مرا آنچه مى‌بینم ناگوار است و شاید خدا در ناگوار خیرى بسیار قرار دهد، پس هرگاه در بهشت هووهاى خود را دیدار كردى، آنان را سلام برسان.» گفت: اى رسول خدا، آنان کیست‌اند؟ گفت: ان الله زوجنیك فى الجنة و زوجنى مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم و كلثوم اخت موسى، همانا خداى تو را و نیز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و كلثوم خواهر موسى را در بهشت همسران من قرار داده است.[۱۴] و چون خدیجه (س) وفات كرد، فاطمه (س) به پیامبر (ص) مى‌آویخت و می‌گریست و می‌گفت: مادرم كجاست، مادرم كجاست؟ پس جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: به فاطمه بگو كه خداى متعال براى مادرت در بهشت خانه‌اى از در و گوهر بناکرده است كه رنج و دادوبیدادی در آن نیست. محبت رسول خدا به خدیجه آن‌چنان بود که سال‌ها پس از وفات وی از او یاد می‌کرد، آن‌گونه که حسادت برخی از همسران ایشان ­را برمی‌انگیخت. چون گوسفندی قربانی می‌نمود برای دوستان خدیجه نیز سهمی می‌فرستاد. وقتى خديجه (س) در بستر مرگ آرميده بود، رسول خدا (ص) بر او وارد شد و فرمود: «خديجه جان! عليرغم ميلم تو را در اين حال مى‌بينم امّا فرمان يافتم تا تو را به خانه‌اى از جنس مرواريد سُفته در بهشت بشارت دهم كه در آن هيچ دشوارى و سختى نخواهد بود.» مى‌توانيد حالت دختر كوچكى را كه خبر فوت مادرش را دريافت مى‌كند و نهايت درد و حسرت و درك جدايى و غربت را حس مى‌كند را تصور كنيد؟ درحالی‌که پدر خود را مى‌بيند كه مادر را در قبر قرار مى‌دهد. دختر كوچك اطراف پدر مى‌چرخد و با التماس مى‌پرسد: «يا رسول‌الله! مادرم كجاست‌؟» و پدر از بيم عدم تحمّل و درك او به جهت احساسات لطيفش به او پاسخى نمى‌دهد كه ناگاه جبرئيل ناز مى‌شود و مى‌گويد: «همانا پروردگارت فرمان مى‌دهد كه به فاطمه سلام برسانى و به او بگويى: مادرت در قصرى از مرواريد است كه به طلا مزّين شده و ستون‌هايى از ياقوت سرخ دارد و در كنار آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران قرارگرفته است».فاطمه (س) با شنيدن اين سخن فرمود: «همانا خداوند سلام است و سلام و امنيت از اوست و به‌سوی او بازمی‌گردد».[۱۵]

ر ک به:

  1. مادر امّت
  2. ملكه بطحاء
  3. ضیافتی در عرش
  4. ازدواج خدیجه (س)
  5. همسران پیامبر(ص)
  6. زندگی نامه پیامبر (ص)
  7. كجاست همانندی برای خديجه؟

پانویس:

  • [۱]. قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۱۳۹، ‏قم، مؤسسة الإمام المهدى ع، چاپ اول‏، ۱۴۰۹ ق.
  • [۲]. ضحی، ۸.
  • [۳]. طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۳۶۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا؛ طباطبایى سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۲۰، ص ۳۱۱، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق؛ بیضاوى عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج ‏۵، ص ۳۱۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ ق.
  • [۴]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ۱،‌ ص ۱۰۴، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ق؛ قطب الدین راوندی، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۱۴۰، قم، مؤسسه امام مهدی (ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.
  • [۵]. مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، تحقیق، نمیسی، محمد عبدالحمید، ج ۱، ص ۱۷، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۰ ق؛ و مشابه این روایت ر. ک: ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی‌طالب (ع)، ج ۱، ص ۴۱، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ق.
  • [۶]. ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ۲، ص ۲۹۳، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ ق.
  • [۷]. إمتاع ‏الأسماع، ج ‏۱، ص ۱۷.
  • [۸]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۱، ص ۲۳، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ ق.
  • [۹]. صالحی دمشقی‏، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، مقدمه، ص ۹، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
  • [۱۰]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ۸، ص ۱۰۱، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ ق.
  • [۱۱]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۲، ص ۲۸۱، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ ق.
  • [۱۲]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ۱، ص ۹۸، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق و شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ۳، ص ۳۹۷- ۳۹۸، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ص ۱۴۰، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، ۱۳۹۰ ق.
  • [۱۳]. (مقریزى، تقى الدین احمد بن على، امتاع الاسماع بما للنبى من الاحوال و الاموال و الحفده و المتاع، ج ‏۱، ص ۴۵، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۰ ق؛ مستوفى قزوینى، حمد الله بن ابی بکر بن احمد، تاریخ ‏گزیده، ص ۱۳۸، تهران، امیر کبیر، چاپ سوم، ۱۳۶۴ ش؛ اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج‏۱، ص ۵۱۳، تبریز، بنی هاشمى‏، چاپ اول، ۱۳۸۱ ق.)
  • [۱۴]. تاریخ ‌یعقوبى، ترجمه دکتر ابراهیم آیتی، ج‌۱، ص:۳۹۴، زندگانى‌محمد (ص)، ترجمه سیره ابن هشام، ج‌۱، ص:۱۵۸، تاریخ ‌یعقوبى، ترجمه دکتر ابراهیم آیتی، ج‌۱، ص:۳۹۳ و امتاع الاسماع، ص ۲۷؛ اسدالغابه، ج ۵، ص ۴۳۹؛ الکامل، ج ۲، ص ۶۳؛ طبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۱۱
  • [۱۵]. مسند احمد حنبل و النهاية ابن اثير.

منابع:

  1.  پایگاه تخصصی حضرت خدیجه(س)
  2. تاریخ ‌یعقوبى، ترجمه دکتر ابراهیم آیتی
  3.  زندگانى ‌محمد (ص) ترجمه سیره ابن هشام
  4. عام الحزن، مهدی زیرکی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی) تاریخ بازیابی: ۲۸ مرداد ۱۳۹۲.

باکس شناور "همچنین ببنید"

حجّ

حجّ

عبادت مخصوصى که به‌منظور اطاعت و تقرّب به خدا، در مکّه و در ذی‌حجّه انجام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *