خانه / اسوه ها / لحظات آخر
لحظات آخر

لحظات آخر

لحظات آخررهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامى آیت‌الله‌ سيد روح‌الله موسوى خمينى (ره) در ۲۰ جمادی‌الثانی سال ۱۳۲۰ ق در خمين به دنيا آمد. پس از تحصيل مقدمات در خمين، راهى اراك شد و در حوزه‌ی درس آیت‌الله حائرى (ره) شركت جست. پس از عزيمت استاد به قم، ايشان نيز به قم رفت و در درس ایشان شركت نمود. هوش سرشار و فوق‌العاده وسيع و تلاش وافر، از ايشان استادى بارز و گران‌قدر ساخت و مدرسی معروف شد. آن حضرت پس از ارتحال آیت‌الله بروجردى، قيام تاريخى خود را عليه شاه آغاز كرد و پس از وقوع حوادث بسيار و تبعيد ايشان سرانجام در بهمن ۱۳۵۷ که حكومت پهلوى را سرنگون کرد، بارأی قاطع ملّت در ۱۲ فروردين ۱۳۵۸، جمهورى اسلامى را بنيان نهاد. در دوران زعامت و رهبرى امام (ره)، اتفاقات بسيار زيادى روى داد كه هر یک را با كمك خداوند و يارى مردم پشت سر گذاشت.

لحظات آخر: ساعت سه بعدازظهر احمد آقا تلفنی اطلاع داد که حال امام (ره) وخیم شده و خواست با سایر روسای قوا سریعاً به جماران برویم. درنتیجه جلسه عملاً تشکیل نشد و خودمان را باعجله به جماران رساندیم. لحظات آخر تنفس طبیعی بود. امام (ره) به‌زحمت نفس می‌کشیدند. فقط یک‌بار چشم‌باز کردند و بستند و این آخرین نگاهشان بود. دکتر‌ها باعجله قلب را با ماساژ و شوک برقی و باتری و ریه را با تنفس مصنوعی به کار انداختند. تا ساعت ده و بیست دقیقه شب، ایشان را به این صورت نگاه داشتند، ولی دیگر مغز کار نمی‌کرد. فقط یک‌بار اطلاع دادند که تنفس طبیعی شده ولی زود این وضع تمام شد.[۱] وصیت‌نامه امام (ره) در صندوق امانات بود. بیرون آوردیم و در جلسه رسمی مهروموم شکسته شد. وصیت‌نامه را از پاکت بیرون آوردیم. در سال ۱۳۶۱ نوشته‌شده و سال گذشته تجدیدنظر شده است. آخر وصیت‌نامه نوشته‌شده بود که آن را به ترتیب احمد آقا، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس دیوان عالی کشور و یا یکی از اعضای شورای نگهبان برای مردم بخوانند. احمد آقا اطلاع داد که آمادگی ندارد. نوبت به رئیس‌جمهور رسید. ایشان وصیت‌نامه را برای حضار خواندند. حضار جلسه خبرگان، نمایندگان مجلس، اعضای دولت، شورای نگهبان و شورای عالی قضایی و دیگران بودند. قرائت وصیت‌نامه حدود دو ساعت و نیم طول کشید. نزدیک ظهر جلسه ختم شد. به دفترم رفتم. ناهار و نماز و استراحت انجام شد و سپس برای ادامه جلسه خبرگان به تالار مجلس رفتم. با صحبت کوتاه آقای مشکینی، جلسه شروع و من هم موضوع بحث را توضیح دادم. این جلسه تا ساعت هفت و نیم بعدازظهر با یک تنفس ادامه یافت. بحث‌های زیادی شد. بعضی‌ها طرفدار رهبری شورایی و بعضی خواهان رهبری فردی بودند و بعضی‌ها آیت‌الله گلپایگانی[۲] را مطرح کردند و برای شورا هم‌اسم‌هایی برده شد. قبلاً در مشورت‌های سران قوا و جمعی دیگر از بزرگان به این نتیجه رسیده بودیم که شورایی مرکب از آیات خامنه‌ای، موسوی اردبیلی و مشکینی رهبری را به عهده بگیرند ولی در مذاکرات، رهبری فردی رأی بیشتری آورد. رهبری با رهبری فردی مخالفت کردند. من هم مخالف بودم. نوبت نرسید. ابتدا به پیشنهاد اعضای جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] که عضو مجلس خبرگان بودند، آیت‌الله گلپایگانی مطرح شد. حدود ۱۴ نفر به ایشان رأی دادند. سپس پیشنهاد رهبری مطرح شد. آقای خامنه‌ای پشت میز خطابه رفتند و گفتند: من با رهبری شورایی مطابق قانون اساسی موافقم و با رهبری فردی مخالفم. پس چگونه نامزد بشوم.[۳] من که جلسه را اداره می‌کردم، گفتم اکنون با رأی خبرگان، رهبری فردی قانون شده و چاره‌ای نیست. سرانجام آقای خامنه‌ای با ۶۰ رأی از ۷۴ عضو حاضر رأی آوردند و مسئله به این مهمی به این خوبی حل شد. من هم در چند مورد صحبت کوتاهی کردم و نظرات امام (ره) را درباره صلاحیت رهبری آقای خامنه‌ای نقل کردم.[۴] از قول حاج احمد آقا و آیت‌الله موسوی اردبیلی هم که در جلسه خدمت امام (ره) بودند، همین مضامین تأیید شد.[۵] سرانجام اين اسطوره‌ی قرن و امام مجاهد در ۲۹ شَوّال سال ۱۴۰۹ برابر با شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ ش در ۸۹ سالگى ارتحالی ملكوتى داشت و بدرود حيات گفت و عالم اسلام را عزادار ساخت. مرقد امام (ره) در جنوب تهران، زيارتگاه عاشقان و آزادگان است.

آیت‌الله‌ سيد روح‌الله موسوى خمينى (ره)

وقتی کار برای خدا باشد، ما چه پیروز بشویم چه نشویم، کارمان برای خداست، ما تکلیف ادا کردیم.

ما می‌خواهیم تکلیفمان ادا بشود، دنبال این نیستیم که یک منصبی به دست بیاوریم. ۱۳ خرداد ۱۳۶۶

پانویس:

  1. روایت کاملی از زندگی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی امام (ره) از ولادت تا ارتحال در بخش ضمایم کتاب «بازسازی و سازندگی» از خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌باشد، درج‌شده است. کتاب «بازسازی و سازندگی» که در بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سال ۱۳۶۸ رونمایی و عرضه شد که رویدادهایی همچون: عزل آیت‌الله منتظری از قائم‌مقام رهبری، تشخیص بیماری، رحلت امام (ره)و … درج‌شده است.
  2. آیت‌الله‌ گلپایگانی در نهم ذی‌قعده ۱۳۱۶ ق در روستای گوگد گلپایگان متولد شد. ایشان زمانی که دو سال و نیم بیشتر نداشت، مادرشان  و در سن ۹ سالگی پدر را از دست داد. وی که تحصیلات خود را در گوگد شروع کرده بود برای ادامه آن، عازم گلپایگان و خوانسار شد. پس از خواندن دروس سطح در شهر گلپایگان به اراک مهاجرت کرد. زمانی که آیت‌الله‌ حائری و فرزندش آیت‌الله شیخ مرتضی حائری به همراه آیت‌الله محمدتقی خوانساری به‌قصد زیارت حضرت معصومه (س) از اراک به سمت قم حرکت کردند، با درخواست‌های مردم و علمای قم مواجه شدند که به همین جهت رحل اقامت در قم می‌افکنند. به دنبال اقامت استاد در قم، آیت‌الله گلپایگانی و جمعی دیگر به دعوت رسمی استادشان آیت‌الله حائری به‌سوی قم حرکت می‌کنند و پس از آمدن به قم در مدرسه فیضیه ساکن شده و به تحصیل خود در محضر آیت‌الله حائری ادامه می‌دهند. البته ایشان مدت چند ماهی را در شهر نجف و در محضر اساتیدی همچون: محقق غروی اصفهانی حضور داشتند، اما قم به‌عنوان محل اصلی تحصیل ایشان بود. ایشان براثر تلاش‌های فراوان بااینکه هنوز ۲۴ سال از بهار عمرش سپری نشده بود به درجه اجتهاد نائل شد. آیت‌الله در کنار کارهای علمی همواره فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی را در دستور کار خود داشت و در دوران نهضت امام (ره) (ره) به‌عنوان یکی از یاران همراه درصحنه ایفای نقش می‌کرد. سرانجام آیت‌الله پس از عمری مجاهدت درراه علم و تقوی، در آذر ۱۳۷۲ در قم دیده از جهان فروبست.
  3. رهبری از ابتدا با پذیرش این مسؤولیت مخالف بودند و حتی در مجلس خبرگان رهبری، مرتب برای اعضای مجلس که معتقد به شایستگی ایشان برای رهبری بودند، استدلال می‌آوردند و این مسؤولیت را به دیگران محول می‌کردند. ایشان چند ماه مانده به پایان دوره دوم ریاست جمهوری، خود را برای ترک این مسؤولیت آماده کرده بودند. ایشان دراین‌باره می‌گویند: «قبل از رحلت امام (ره) که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود، دست‌وپایم را جمع می‌کردم. مکرر مراجعه می‌کردند و بعضی از مشاغل را پیشنهاد می‌نمودند. آدم‌های بی‌مسئولیت، این مشاغل را پیش خودشان، به قدوقواره من بریده و دوخته بودند! ولی من گفتم که اگر یک‌وقت امام (ره) به من واجب کنند و بگویند شما فلان کار را انجام دهید، چون دستور امام (ره) تکلیف است و بروبرگرد ندارد، آن را انجام می‌دهم؛ اما اگر تکلیف نباشد و من از امام (ره) خواهش خواهم کرد که تکلیفی به من نکنند تا به کارهای فرهنگی بپردازم، دنبال کارهای فرهنگی می‌روم.» مقام رهبری که تا آن زمان همه مسئولیت‌های محوله به خود را به‌حکم تکلیف پذیرفته بودند، نتوانستند در برابر استدلال‌های اعضای مجلس خبرگان دلیلی اقامه نمایند، درنتیجه این کار به ثمر نشست. رهبری درباره شرایط آن زمان و چگونگی انتخاب شدنشان به رهبری می‌گویند: «آنچه در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسؤولیت، بر دوش بنده کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد، برای خود من حتی یک‌لحظه و یک آن از آنات گذشته زندگی، متوقع و منتظر نبود. اگر کسی تصور کند که در طول دوران مبارزه و بعداً در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوه اجرایی، حتی یک‌لحظه در ذهن خودم خطور می‌دادم که این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه کرده است. من، همیشه خودم را نه‌فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم، بلکه حتی از مناصبی که به‌مراتب پایین‌تر از این منصب بوده است – مثل ریاست جمهوری و دیگر مسئولیت‌هایی که در طول انقلاب داشتم – کوچک‌تر می‌دانستم. یک‌وقتی خدمت امام (ره) این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می‌شود، درحالی‌که در ردیف آن‌ها نیستم و من یک آدم کوچک و بسیار معمولی هستم. نه اینکه بخواهم تعارف کنم. الآن هم همان اعتقاد رادارم؛ بنابراین، چنین معنایی اصلاً متصور نبود. البته در آن ساعات بسیار حساسی که سخت‌ترین ساعات عمرمان را گذراندیم و خدا می‌داند که در آن شب شنبه و صبح شنبه چه بر ما گذشت؛ برادر‌ها از روی مسؤولیت و احساس وظیفه، با فشردگی تمام، فکر و تلاش می‌کردند که چگونه قضایا را جمع‌وجور کنند، مکرر از من به‌عنوان عضو شورای رهبری اسم می‌آوردند که البته در ذهن خودم آن را رد می‌کردم؛ اگرچه به نحو یک احتمال برایم مطرح می‌شد که شاید واقعاً مسؤولیت را به من متوجه کنند. در‌‌ همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشکیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض کردم: پروردگارا! تو که مدبر و مقدر امور هستی؛ چون ممکن است به‌عنوان عضوی از مجموعه شورای رهبری، این مسؤولیت متوجه من شود؛ خواهش می‌کنم اگر این کار ممکن است اندکی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد، طوری ترتیب کار را بده که چنین وضعیتی پیش نیاید. واقعاً از ته دل می‌خواستم که این مسؤولیت متوجه من نشود. بالاخره در مجلس خبرگان، بحث‌هایی پیش آمد و حرف‌هایی زده شد که نهایتاً به این انتخاب منتهی شد. در‌‌ همان مجلس، کوشش و تلاش و استدلال و بحث کردم تا این کار را انجام نگیرد، ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت. من، همین الآن خودم را یک طلبه معمولی و بدون برجستگی و امتیازی خاص می‌دانم؛ نه‌فقط برای این شغل باعظمت و مسؤولیت بزرگ، بلکه –‌‌ همان‌طور که صادقانه گفتم – برای مسئولیت‌های به‌مراتب کوچک‌تر از آن، مثل ریاست جمهوری و کارهای دیگری که در طول این ده سال داشتم؛ اما حالا که این بار را روی دوش من گذاشتند، باقوت خواهم گرفت؛ آن‌چنان‌که خدای متعال به پیامبرانش توصیه فرمود: «خذها بقوه». برای این مسؤولیت، از خدا استمداد کردم و بازهم استمداد می‌کنم و هرلحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم این مسؤولیت را در حد وسع خودم – که تکلیف هم بیش از وسع نیست – باقدرت و قوت و حفظ شأن والای این مقام، حفظ کنم و انجام بدهم. این، تکلیف من است که امیدوارم ان‌شاءالله مشمول لطف و ترحم الهی و دعای ولی‌عصر (عج) و مؤمنین صالح باشم.»
  4. آقای هاشمی نقل کردند: در جلسه‌ای با حضور سران سه قوه، آقای نخست‌وزیر (موسوی) و حاج احمد آقا در محضر امام (ره) بحث شد. حرف ما با امام (ره) این بود که اگر این قضیه اتفاق بیافتد [برکناری قائم‌مقام رهبری] ما بعداً با قانون اساسی مشکل‌داریم؛ زیرا ممکن است خلأ رهبری پیش بیاید. ایشان گفتند: «خلأ رهبری پیش نمی‌آید و شما آدم دارید» گفتم: «چه کسی؟» ایشان در حضور آقای خامنه‌ای گفتند: «این آقای خامنه‌ای».
  5. حجت‌الاسلام‌والمسلمین مرحوم حاج سید احمد (ره) نقل کردند: «وقتی‌که رهبری در سفر کره شمالی بودند، امام (ره) گزارش‌های آن سفر را از تلویزیون می‌دیدند. از آن منظره دیدار از «کره»، استقبال مردم و یا سخنرانی‌ها و مذاکرات خود در آن سفر خیلی جالب بود و امام (ره) گفته بودند، الحق ایشان شایستگی رهبری اشت.»

امام خمینی(ره)ویژه نامه:

  1. امام آمد …
  2. امام خمینی(ره)
  3. سیره امام خمینی ره
  4. رحلت حضرت امام خمینی (ره)
  5. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

ر ک به:

  1. شَوّال
  2. پانزدهم شوال
  3. امام خمینی (ره)
  4. زندگی‌نامه‌ عبادی
  5. حکایاتی از امام صادق (ع)
  6. امام جعفر صادق علیه السّلام
  7. غروب خورشید پر فروغ علم و دانش

منابع:

باکس شناور "همچنین ببنید"

شکر

شکر

تشکر (تَ شَ کُّ: Thanks) در لغت به معناى تصور نعمت در ذهن و اظهار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *