شنبه , ۲۸ مهر ۱۳۹۷
خانه / گلزار ادب / دل نوشته ها / ماه رمضان و زنگ انشاء

ماه رمضان و زنگ انشاء

ماه،رمضان،زنگ،انشاءقيافه بچه‌ها هميشه سر زنگ انشا ديدني است! وقتي آقا معلم به طرف تخته مي‌رود و روي آن‌ با ماژيك مي‌نويسد: «موضوع انشا»؛ همه‌ي بچه‌ها سرك مي‌كشند و آن‌ها كه دورتر نشسته‌اند به تخته خيره مي‌شوند. وقتي كلاس تمام مي‌شود و زنگ مي‌خورد، بچه‌ها غر مي‌زنند كه آخه چي بنويسيم؟ «ماه رمضان و فوائد روزه‌داري؟» امير مي‌گويد: «آخه روزه چه فايده داره؟» و حسن مي‌گويد: «از كجا مطلب بياريم؟» همين سؤال فكرم را اشغال كرده اولين جرقه‌اي كه ذهنم را روشن مي‌كند تو راه خانه است.نزديك مسجد كه مي‌رسم ياد آقا جماعت مسجد مي‌افتم! آقا جماعت مسجد روحاني جواني است كه عباي شكلاتي خوش‌رنگيمي‌پوشد و هميشه لبخند زيبايي بر لب دارد. از آن لبخند‌هايي كه به تو فرصت مي‌دهد از او بپرسي و از حاج آقا بودنش نترسي! بهترين فرصت بعد از نماز است، وقتي نماز تمام مي‌شود چند نفر قرآن به دست گرفته‌اند، توي صف ايستاده‌اند. گويا استخاره مي‌خواهند. بالاخره نوبت من مي‌شود. آقا جماعت يا همان لبخند مهربانش از من استقبال مي‌كند:‌ پسرم اگر بخواهي مي‌توانم ده‌ها صفحه درباره‌ي ماه روزه و پاداش آن برايت بگويم، اما بهتر است از فكر خودت چيزي بنويسي. من چند راهنمايي بهت مي‌كنم، درباره‌ي چند موضوع و رابطه‌ي آن با ماه رمضان، خودت فكر كن و نتيجه‌اش را فرداشب براي من بياور. با راهنمايي حاج آقاتحقيق را شروع مي‌كنم، به خانه مي‌روم و از كتابخانه كوچك پدرم چند كتاب برمي‌دارم، تا چند ساعت پيش دنبال يك مطلب كوچك براي موضوع انشا مي‌گشتم، اما وقتي موضوعات و راهنمايي حاج آقا را شنيدم ـ با استفاده از كتابخانه‌ي پدرم ـ آن‌قدر مطلب پيدا كردم كه نمي‌دانستم كدام را بنويسم و سرانجام اين‌طور نوشتم:«هنگامي كه لب از خوردن و آشاميدن فرو مي‌بنديم، لحظه‌ها و ساعت‌ها به سختي و كندي مي‌گذرند، نگاهمان بر صفحه‌ي ساعت مي‌ماند و ثانيه‌ها و دقيقه‌ها را مي‌شمارد، بارها در ذهن خود به جمع و تفريق ساعت‌هاي گذشته و مانده از روز مي‌پردازيم. تشنگي معناي خود را در خشكي دهان و گلو به ما مي‌فهماند و گرسنگي با ضعف و ناتواني اندام‌ها و حالتي ويژه خودنمايي مي‌كند، اكنون شكيبايي در همه‌ي لحظه‌ها و ساعت‌ها معنا مي‌شود. از خود مي‌پرسم يكي از موضوعات انشا من «صبر» و «شكيبايي» در ماه رمضان است، آيا چگونه در ماه رمضان مي‌توان به اين هديه‌ي خدايي يعني «شكيبايي» دست يافت؟ پاسخي كه به ذهنم مي‌رسد اين است كه: نخست بيش خود يادآور شويم در چه جايگاهي ايستاده‌ايم و نگاه پر مهر و صفاي برترين و پرشكوه‌ترين موجود جهان حضرت حق «جلّ جلاله» رفتار و گفتار و كردار ما را مي‌بيند و ثبت مي‌كند و هرگز آن را فراموش نمي‌كند و سپس به ياد آوريم كه همه‌ي ثروت‌ها، خوبي‌ها و نيروها در دست او است، سپس كلام وحي را درباره‌ي پاداش «شكيبايان» به خاطر آوريم! او علاوه بر آن‌كه بارها در كلام وحي آيه‌هايي دارد كه خداوند با صابران است و … . اما در يكي از آيه‌هاي قرآن نويد پاداشي بسيار بزرگ براي صابران داده است كه از همه‌ي پاداش‌ها بزرگ‌تر و برتر است. آن روز آقا جماعت مسجد چند موضوع درباره‌ي ماه رمضان پيشنهاد كرده. گفت هر يك از بچه‌هاي كلاستان مي‌تواند درباره‌ي ماه رمضان و صبر، ماه رمضان و سلامتي روح و جسم، ماه رمضان و پرستش خدا، ماه رمضان و امت‌هاي پيشين و چند موضوع ديگر بنويسد، من ماه رمضان و صبر را انتخاب كردم و وقتي پاداش صبر را بررسي كردم، ديدم خداوند رحمان براي عبادت‌هاي ديگر، پاداش‌هاي مختلفي در نظر گرفته است و گفته است كه با حساب و كتاب به آن‌ها پاداش خواهد داد «جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِسابًا»۱ اما آن‌چه به عنوان پاداش صبر در نظر گرفته، چنان سترگ و حيرت‌انگيز است كه با هيچ يك از كارهاي خوب ديگر برابر نيست. خداوند رحمان گفته است: «پاداش شكيبايان را بدون حساب پرداخت خواهد كرد»۲ در معجم المفهرس ـ قرآن كريم فهرست واژگان قرآن ـ با واژه‌ي «اجر» به جست‌وجو مي‌پردازم و به اين نتيجه‌ي زيبا و شگفت‌انگيز مي‌رسم كه يكي از دست‌آوردهاي پرارزش‌ ماه رمضان و روزه‌هاي آن، رسيدن به صبر است، همان صبري كه خداوند براي آن پاداشي بي‌حساب در نظر گرفته است. خدايا اگر اين انشا و نتايج تحقيق را پيش آقا جماعت مسجد ببرم چه خواهد شد و اگر اين انشا را در كلاس بخوانم چه نمره‌ي خواهم گرفت؟! اما از همه مهم‌تر آن‌كه خودم فهميدم ماه رمضان چه قدر مهم است و چه موضوعاتي درباره‌ي آن مي‌توان نوشت.(زهرا خراساني)
پي‌نوشت‌ها:
 ۱ . نبأ، ۳۶.
 ۲ . زمر، ۱۰.

باکس شناور "همچنین ببنید"

خیزران

خـِیزَران

یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من یا بگو بیرون روند از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + یازده =