خانه / اسوه ها / پیامبران(ع) / مَرْکَبِ الهی
مَرْکَبِ الهی

مَرْکَبِ الهی

پانویس:

  • [1] . رجوع کنید به سیوطی، الخصائص، ج ۱، ص ۱۵۲ ـ ۱۷۹؛ مجلسی، ج ۱۸، ص ۲۸۲.
  • [2] . اسب بال‌دار، اسب تیزرو (فرهنگ فارسی معین)، مطلق اسب (آنندراج) مرکوب یا اسب اصیل با صورتی مانند انسان که پیامبر (ص) در شب معراج بر آن سوار شد و آن کوچک‌تر از استر و بزرگ‌تر از حمار بود. پاهایى مانند پاهاى شتر و صورتى مانند گونه انسان و دُمى مثل دم گاو و یالى مانند یال اسب داشت. (از قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله،‏ قصص الأنبیاء(ع)، ص ۳۲۵، مشهد، مرکز پژوهش‌هاى اسلامى‏، چاپ اول‏، ۱۴۰۹ق؛ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على،‏ مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏۱، ص ۱۷۷، قم، علامه‏، چاپ اول‏، ۱۳۷۹ق؛ طبرسى، فضل بن حسن‏‏، مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج ۶، ص ۶۰۹، ۶۱۰، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش؛ ثعلبى نیشابورى، ابو اسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۵۶، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق. و منتهی الارب) شاهدی بر کاربرد این کلمه در ادبیات عرب و فارسی پیش از اسلام در دست نیست. بیش‌تر لغت شناسان نام «بُراق» را ـ که هم به‌صورت مذکر و هم به‌صورت مؤنث به‌کاررفته است ـ از ریشه «بَرَق» دانسته‌اند که به لحاظ سرعتِ فزون‌ازحد یا سفیدی و درخشش فوق‌العاده رنگ‌بر این حیوان نهاده شده است (ابن منظور، ذیل «برق»؛ دمیری، ج ۱، ص ۱۶۵؛ ابن اثیر، ج ۱، ص ۱۲۰؛ حلبی، ص ۳۶۸) شاهدی بر کاربرد این کلمه در ادب عرب پیش از اسلام در دست نیست و به ظن قوی، نخستین بار از زبان پیامبر (ص) شنیده‌شده و ازآن‌پس در ادبیات عرب و فارسی کاربرد وسیعی یافته است. نظریه بلوشه، مبنی بر اشتقاق این کلمه از کلمه «بارَگ »(به معنای اسب در فارسی میانه) پذیرفته‌نشده است (د.اسلام، ذیل واژه) و نشانه‌های معرب بودن نیز در آن وجود ندارد (برای نشانه‌های کلمه غیرعربی رجوع کنید به سیوطی، المزهر، ج ۱، ص ۲۷۰) «بُراق» در ادب فارسی، چه در معنای اصلی چه در معانی استعاری (اسب، مَرْکَب تندرو، مَرْکَبی برای سفرهای روحانی)، استعمال شایع دارد و ترکیبات کنایی «بُراق» جم، «بُراق» سلیمان (هردو به معنای باد)، «بُراق» چهارمْ فلک (آفتاب) و «بُراق» برقْ تاز (اسب جَلد دونده) نیز از آن ساخته‌شده است (دهخدا، ذیل «بُراق») هم‌چنین تصاویری تخیّلی (برمبنای ظواهر روایات و احیاناً با افزودن جنبه‌های اساطیری) از «بُراق»، خصوصاً به‌صورت نگاره (مینیاتور)، در متن‌های ادبی و تاریخی برجای‌مانده است که کهن‌ترین آن را در نسخه‌ای خطی از جامع التواریخ متعلق به سال ۷۱۴ (موجود در کتابخانه دانشگاه ادینبرو) می‌دانند (د.اسلام و بریتانیکا، ذیل واژه) گرایش به توجیه عرفانی واژه «بُراق» ـ همچنانکه درباره معراج ـ و تفسیر آن به‌عنوان تمثیلی از مفاهیم غیرمادی، در نوشته‌های فلسفی و عرفانی دیده می‌شود. (رجوع کنید به ابن‌سینا، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۴) هرچند ناقلان و شارحان احادیث (و حتی برخی از حکما) این روش را نپذیرفته‌اند. (حسن طارمی) معراج؛ سیروسفر پیامبر (ص) به ملكوت در دوران قبل از هجرت است. این سفر در اوج تكذیب‏ها، خیره‌سری‌ها و زشت‏خویى‏هاى مشركان تحقّق یافت. در اوج این نامردی‌ها و گسترش رنج‏ها و زجرها، خداوند آخرین پیامبر خود را به ملكوت می‌بَرَد که در سوره اسراء این امر عظیم بیان‌شده‌است.
  • [3] . رجوع کنید به زمخشری، ج ۲، ص ۶۴۸؛ طباطبائی، ج ۱۳، ص ۳۱. مفسّران مسجدالاقصی را در بیت المقدّس می‌دانند.
  • [4] . سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ؛ منزه است آن كه بنده‏ اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت داده‏ ايم سير داد تا از نشانه‏ هاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست. اسراء، ۱
  • [5] . قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۰۷؛ مجلسی، ج ۹، ص ۲۹۱، ج ۱۸، ص ۳۱۶؛ حلبی، ج ۱، ص ۳۷۰؛ ظاهراً ابن بلخی، ص ۱۲۶.
  • [6] . در میان حیوانات این مَرْکَب را اسب نیز خوانده اند. قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۰۵، ۲۰۷؛ دمیری، ج ۱، ص ۱۶۵؛ طبری، ج ۸، ص ۳ ـ ۱۳؛ سیوطی، الخصائص، ج ۱، ص ۱۵۲؛ مجلسی، ج ۱۸، ص ۲۹۱ ـ ۴۱۰.
  • [7] . طبری، همان‌جا؛ ابن کثیر، ج ۲، ص ۹۵؛ سیوطی، الخصائص، همان‌جا؛ مجلسی، ج ۹، ص ۲۹۱. محدثان این روایات را بدون تأویل و توجیه نقل کرده‌اند، هرچند ازنظر سند، بر پاره‌ای از آن‌ها ایراداتی وارد است.
  • [8] . برابر برخی روایات، «بُراق» با مشارکت دو فرشته دیگر و با اطمینان به آنکه در قیامت نیز مَرْکَب پیامبر(ص) خواهد بود، ‌رام شد. همان، ج ۲، ص ۹۵؛ قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۰۷؛ سیوطی، الخصائص، ج ۱، ص ۱۷۹؛ مجلسی، ج ۱۸، ص ۲۹۱، ۴۱۰؛ حلبی، ج ۱، ص ۳۶۹.
  • [9] . دمیری، ج ۱، ص ۱۶۵ ـ ۱۶۶؛ طبری، ج ۸، ص ۵؛ سیوطی، الخصائص، ج ۱، ص ۱۶۷؛ مجلسی، ج ۱۲، ص ۹۷؛ حلبی، ج ۱، ص ۳۷۰ و ص ۲۹۵.
  • [10] . شاعر عهد اموی: دمیری، همان‌جا؛ مجلسی، ج ۷، ص ۲۳۰ تا ۲۳۷.
  • [11] . از معراج تعبیر به «سُلَم»؛ نردبان نیز در روایات آمده است. قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۰۵ ـ ۲۰۶؛ سیوطی، الخصائص، ج ۱، ص ۱۵۲، ۱۵۸، ۱۶۷؛ حلبی، ج ۱، ص ۳۷۱.
  • [12] . حلبی، ج ۲، ص ۹۹.
  • [13] . به نقل از سیّدمحمّدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد قرآنِ: سوره النجم، آیات ۸ تا ۱۰، ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی ﴿۸﴾ سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد (۸) فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی ﴿۹﴾ تا [فاصله اش] به قدر [طول] دو [انتهای] کمان یا نزدیک تر شد (۹) فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی ﴿۱۰﴾ آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی کند وحی فرمود. (۱۰) کاشانی، منهج‌الصادقین، ۱۳۳۶ش، ج۵، ص۲۳۵؛ بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۱۸، ص۲۸۳، به نقل از سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۷۰. ترجمه تفسیر المیزان، محمّد حسین طباطبایی، جلد ۱۹، ص ۵۷. حکایت معراج پیامبر. سبحانی، فروغ ابدیت، جلد ۱، ص ۳۸۴. ترجمه تفسیر المیزان، محمّد حسین طباطبایی، جلد جلد ۱۹، ص ۴۸ تا ۵۰ و فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، ص ۱۷۰. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، ص ۱۷۱.

ر ک به:

  1. بُراق
  2. عروج
  3. معراج
  4. آخرین سفر
  5. به معراج درآ
  6. مَرْکَبِ آسمانی
  7. مسجد الاقصی
  8. صعود به ملکوت
  9. معجزات پیامبر (ص)
  10. راهی ملکوت شهادت
  11. مقدّس‌ترین سفرِانحصاری
  12. توصیه‌ها، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، حضرت آیت‌الله جوادی آملی، سایت هدنا.

ر ک به:

  1. بُراق
  2. عروج
  3. معراج
  4. آخرین سفر
  5. به معراج درآ
  6. مسجد الاقصی
  7. صعود به ملکوت
  8. معجزات پیامبر (ص)
  9. راهی ملکوت شهادت
  10. مقدّس‌ترین سفرِانحصاری
  11. توصیه‌ها، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، حضرت آیت‌الله جوادی آملی، سایت هدنا.

منابع و مآخذ:

  • قرآن.
  • ویکی فقه
  • بنياد دایرة‌المعارف اسلامي.
  • رهنگ معین، ذیل واژه ی معراج.
  • سبحانی، حعفر؛ کتاب نزدیک‌تر بیا احمد.
  • تفسیر المیزان، جلد ۱۳ ذیل آیه ۱ سوره اسراء.
  • سبحانی، جعفر. فروغ ابدیت. ایران، قم: بوستان کتاب.
  • سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ پیامبر، بعثه مقام معظم رهبری، معاونت آموزش و تحقیقات، تهران، ۱۳۷۱.
  • ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، چاپ طاهر احمد زاوی و محمود محمّد طناحی، قاهره ۱۳۸۳ ـ ۱۳۸۵/ ۱۹۶۳ ـ ۱۹۶۵؛ ابن بلخی، فارس نامه، چاپ گی لسترنج و رینولد آلن نیکلسون، لندن ۱۹۲۱، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش؛ ابن‌سینا، معراج نامه ابوعلی سینا، چاپ نجیب مایل هروی، مشهد ۱۳۶۴ ش؛ ابن کثیر، السیرةالنبویه، چاپ مصطفی عبدالواحد، بیروت بی‌تا. [ابن منظور، لسان العرب، بیروت] تاریخ مقدمه ۱۳۰۰ [علی بن ابراهیم حلبی، السیرةالحلبیّه، بیروت] بی‌تا. [محمّدبن موسی دمیری، حیاةالحیوان الکبری، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، زیر نظر محمّد معین، تهران ۱۳۲۵ ـ ۱۳۶۱ ش؛ محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت] بی‌تا. [عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت] بی‌تا. [همو، المزهر فی علوم اللغة و انواع ها، چاپ محمّد چادمولی، علی محمّد بجاوی و محمّد ابوالفضل ابراهیم،] قاهره بی‌تا. [محمّدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۰ ـ ۱۳۹۴/۱۹۷۱ ـ ۱۹۷۴؛ محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت] بی‌تا. [عبدالله بن روبه عجاج، دیوان العجاج، روایه عبدالملک بن قریب اصمعی و شرحُهُ، چاپ عزه حسن، بیروت]۱۹۷۱[محمّدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قاهره ۱۳۸۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش؛ محمّدباقر بن محمّدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ EI, s.v. “al-Bura¦k «(by R. Paret); The New Encyclopaedia Britanica, Micropaedia,Chicago ۱۹۸۵, s.v. “Bura¦q al-Bura¦k”. منتهی الارب فی لغةالعرب. جلد اول، عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری شیرازی، تصحیح و تعلیق: محمّدحسن فؤادیان، علیرضا حاجیان نژاد، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۰، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۰۳-۵۸۴۹. پایگاه اطلاع‌رسانی متعلق به بنياد دایرة‌المعارف اسلامي و دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تفسیر قُرطُبی»، شماره ۳۷۱۷. واژه‌نامه منتهی الارب فی لغةالعرب کتابی است جامع و اصیل که به دلیل انتخاب بهترین معادل‌های فارسی در برابر واژگان عربی و توانمندی در پاسخگویی به نیازهای مترجمان در ترجمه متون نظم و نثر کلاسیک عربی از ارزشمندترین واژه‌نامه‌های عربی به فارسی به شمار می‌رود و بیش از سایر واژه‌نامه‌های عربی به فارسی موردتوجه قرار گرفته‌است. این کتاب نخستین بار دویست سال پیش در بمبئی چاپ سنگی شد. مؤلفش عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری شیرازی بود که بر اساس کتاب قاموس اللغة فیروزآبادی کازرونی فرهنگ‌نویسی خود را آغاز، سپس با استفاده از سایر فرهنگ‌ها آن را تکمیل کرد. در مقدمه لغتنامه دهخدا درباره کتاب منتهی الارب نوشته‌شده: «این کتاب اکنون یکی از مناسب‌ترین و بزرگ‌ترین لغتنامه‌های عربی به فارسی در هندوستان و ایران به شمار می‌رود و مدارک عمده در کار تألیف فرهنگ ناظم‌الاطبا نفیسی در ایران و فرهنگ آنندراج در هند بوده است.» [منتهی الارب فی لغةالعرب. جلد اول، عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری شیرازی، تصحیح و تعلیق: محمّدحسن فؤادیان، علیرضا حاجیان نژاد، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۰] تفسیر قُرطُبی، تفسیری مفصّل با گرایش فقهی از قرن هفتم، نوشته ابوعبدالله محمّد بن احمد انصاری قرطبی، مفسر و فقیه مالکی است. نام اصلی آن الجامع لاِحکامِ القرآن و المُبَیِّن لِما تَضَمَّنه مِن السُنّه و آیِ الفُرقان است. بخش عمده این تفسیر به بیان احکام فقهی و اختلاف مذاهب فقهی اختصاص دارد، بااین‌همه، قرطبی از ابعاد دیگر آیات غافل نبوده و به مباحث کلامی و اخلاقی و ادبی و تاریخی و اجتماعی نیز پرداخته است. از ویژگی‌های تفسیر قرطبی که خود او در مقدمه تفسیر به آن اشاره‌کرده است، نقل سخنان و آرا با ذکر نام گوینده و مأخذ آن‌ها است. قرطبی برای ریشه‌یابی لغات و معانی آن‌ها و مباحث نحوی و قرائت‌های مختلف، بخش جداگانه‌ای اختصاص داده و حتی برای بیان احکام فقهی به ریشه لغات و مباحث نحوی پرداخته و شواهد شعری بسیاری هم آورده است. برخی، تفسیر قرطبی را «تفسیر به رأی» دانسته‌اند، اما قرطبی در مقدمه تفسیرش فصلی را به نقل احادیث نهی از تفسیر به رأی اختصاص داده و در آن به‌نقد کسانی پرداخته است که معتقدند قرآن را فقط از طریق نقل باید تفسیر کرد. او کسانی را که با مبانی علمی صحیح و در مقاصد و اهداف شایسته از آیات الهی بهره می‌گیرند، مشمول این احادیث ندانسته و این نهی را بر دو گروه تطبیق داده است، کسانی که اندیشه‌ای را می‌پذیرند و سپس آیات قرآن کریم را برای توجیه آن به کار می‌گیرند و کسانی که با اندک توجه به‌ظاهر آیات به تفسیر آن‌ها می‌پردازند. قرطبی در تفسیر خود به آرای مذهب اشعری پایبند است و جنبه‌های کلامی آیات را با عقاید اشعری توجیه می‌کند، مثلاً در تفسیر آیه ۱۴۳ سوره اعراف ــ که طبق آن حضرت موسی درخواست کرد که پروردگار، خودش را به وی نشان دهد، اما پاسخ شنید که هرگز مرا نخواهی دید ــ قرطبی، مطابق عقاید اشاعره، رؤیت خداوند را فقط در دنیا نفی کرده و کسانی را که به نفی کلی رؤیت معتقدند، گمراه و بدعت‌گذار می‌داند. قرطبی در فقه پیرو مالک بن انس بوده و در تفسیر آیات فقهی، ضمن نقل آرای فقیهان مذاهب دیگر، به بیان دیدگاه‌های فقهی مالک بن انس و اثبات آن‌ها پرداخته است. بااین‌همه، در مواردی که دلیل مالک را استوار ندانسته و به دلایلی محکم‌تر دست‌یافته، اقوال دیگران را بر فتوای مالک مقدّم داشته است. چاپ تفسیر قرطبی نخستین بار در قاهره از ۱۳۱۴ ش/ ۱۹۳۵ آغاز شد و مجلدات بیست‌گانه آن به‌تدریج انتشار یافت و بارها در مصر و لبنان و ایران تجدید چاپ شد. مقدمه این تفسیر نیز با تحقیق محمّد طلحه بلال مینار جداگانه در ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷ در بیروت به چاپ رسیده است. دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تفسیر قُرطُبی»، شماره ۳۷۱۷.

باکس شناور "همچنین ببنید"

اَفْرائیم

اَفْرائیم

در قرآن داستان حضرت یوسف (ع) به‌عنوان «نیکوترین داستان‌ها» معرفی شده‌است. سوره ۱۲ با ۱۱۱ آیه، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *