خانه / آیین زندگی / قلقلکِ ذهن
قلقلکِ ذهن

قلقلکِ ذهن

قلقلکِ ذهنخیلی وقت‌ها به امتحان دیکته فکر می‌کنم،

اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.

چه امتحان سخت و بی‌انصفانه‌ای بود. امتحانی که در آن …

نادانسته‌های کودکی بی‌دفاع، مورد قضاوت دانسته‌های معلّمی بی‌رحم قرار می‌گرفت.

امتحانی که در آن با غلط‌هایم

قضاوت می‌شدم نه با درست‌هایم.

اگر ده‌ها صفحه هم درست می‌نوشتم، معلّم بی‌رحم، به‌سادگی …

از کنار آن‌ها می‌گذشت، امّا به‌محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می‌کشید …

که درست‌هایم رنگ می‌باخت.

جوری که در برگه امتحانم آنچه خودنمایی می‌کرد غلط‌هایم بود.

دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهمّ است داشته‌ها و توانایی‌هایم نیست …

بلکه داشته‌ها و ضعف‌هایم است.

آن روزها نمی‌دانستم که گرچه نوشتن را می‌آموزم اما …

بعدها وقتی به برادر کوچک‌ترم دیکته می‌گفتم همان‌گونه قضاوت کردم،  که با من شد و حتی بدتر.

آن‌قدر سخت دیکته می‌گفتم و آن‌قدر ادامه می‌دادم تا دور غلط‌های برادرم خط بکشم.

نمی‌دانم قضاوت‌های غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران می‌گذریم اما …

با دیدن کوچک‌ترین خطا چنان دورش خط می‌کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی‌دانی که نمی‌توانی.

کاش آن روزها معلّمم، چیز مهمّ‌تری از نوشتن به من می‌آموخت.

این روزها خیلی سعی می‌کنم دور غلط‌های دیگران خط قرمز نکشم.

این روزها خیلی سعی می‌کنم که وقتی به دیگران می‌اندیشم خوبی‌هایشان را ورق‌ورق مرور کنم.

کاش بچه‌هایمان مثل ما قضاوت نشوند.

قلقلکِ ذهن

منبع:

کانال قلقلک ذهن؛ کانال تفکّر، آگاهی و اندیشه

باکس شناور "همچنین ببنید"

رهبر عشق

رهبر عشق

باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق شعله سرکش آزادگی افروخته است یک جهان، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *