خانه / دین شناسی / تَوَكُّل و وَكِيل
تَوَكُّل و وَكِيل

تَوَكُّل و وَكِيل

تَوَكُّل و وَكِيلتَوَكُّل یعنی اعتماد و تکیه ‌به خدا و ناامید شدن از دیگران است. در آموزه‌های اعتقادی تَوَكُّل، واگذاری امور به خدا و زندگی بی‌هیچ ترسی با اعتماد به خدا  است،[۱] وكيل گرفتن خدا، یعنى واگذارى كارها به او است. لذا می‌فرماید: «به او بسنده كن تا كارهایت را انجام دهد.»[۲]  وکالت هم به معنای واگذار کردن، اعتماد و تکیه کردن به دیگری است. کسی را هم که به او اعتماد شود و کارها را به او بسپارند، در اصطلاح حقوقی وَكِيل Lawyer گویند. انگيزه انسان از وكيل گيرى دو چيز است:

  1. وكيل در انجام كارها آگاهى بيشترى دارد.
  2. صاحب‌کار از انجام كار ناتوان است، ازاین‌جهت كار را به وکیل واگذار می‌کند.

تَوَكُّل در قرآن همواره همراه با کار مطرح‌شده‌ و هرگز به معنای تنبلی نیست. خداوند به پیامبر (ص) می‌فرماید: در کارهای مربوط به جامعه؛ مسائل فرهنگی، نظامی، اجتماعی و سیاسی و مانند آن با مردم مشورت کرده و سپس خود عزم ارادی و عملی در انجام آن چیزی که تصمیم گرفته داشته باشد و حرکت کرده و کارها را با تَوَكُّل انجام دهد. لازم است که مؤمنان نیز مجاهدت فزون‌تری داشته و در همان حال تَوَكُّل نمایند.[۳] در دنیا هر چیزی دارای اسبابی است. خداوند برای رسیدن به هر چیزی سببی قرار داده است. ازاین‌روست که ذوالقرنین از اسباب برای رسیدن به مقاصد خود بهره می‌برد.[۴] خداوند ابا دارد که امور جز از طریق اسباب آن جاری شود.[۵] همچنین دنیا مانند کشتزار است که باید اینجا کاشت و در آخرت درو کرد.[۶] در داستان‌های قرآنی به‌وضوح تبیین شده که تَوَكُّل می‌بایست همراه با عمل باشد؛ زیرا دنیا دار عمل است. باآنکه خداوند به حضرت مریم (س) از راه‌های غیب نعمت‌های فراوانی می‌دهد به‌طوری‌که حضرت زکریا (ع) هرگاه به محراب عبادت حضرت (س) می‌رفت در برابرش روزی خاصّ می‌دید که خدا برایش فرستاده و حتی درخت خشکیده را برای او بارور می‌کند تا از خرمای تازه آن بخورد، ولی به او فرمان می‌دهد که برای خوردن خرما می‌بایست درخت را بتکاند تا خرمای تازه بر او بریزد. درحالی‌که خداوند همان‌طوری که به امداد غیبی و معجزه‌ای این درخت خشکیده را بارور کرده بود می‌توانست همان خرما را در دامنش بریزد، ولی از او می‌خواهد درخت را بتکاند.[۷] همچنین در داستان مادر موسی (ع) خداوند به مادرش فرمان می‌دهد که او را به دریا بینداز اما در همان حال او هم باید تلاش و کوششی داشته باشد. لذا مادر موسی (ع) به خواهر حضرت موسی (ع) می‌گوید: دنبال گهواره موسی (ع) برو. بااحتیاط و از دور نظاره‌گر باش که چه می‌شود.[۸] حضرت شعیب (ع) آنچه در استطاعت و توان خود دارد برای اصلاح امور انجام می‌دهد و بااین‌حال دست از تَوَكُّل به خدا نیز برنمی‌دارد.[۹] زیرا میان سعی و تلاش انسان و تَوَكُّل به خدا هیچ تضادی وجود ندارد و سعی و تلاش او از نیرو و قوه‌ای برمی‌خیزد که خدا به او داده و هرلحظه اگر این ارتباط قطع شود، حول و قوه از انسان سلب گردد، انسان کاری نمی‌تواند بکند؛ همچنین اگر حول و قوه‌ای باشد تأثیرگذاری اسباب نیز به دست خداست و این خداست که تأثیر را در اسباب قرار می‌دهد و یا از آن سلب می‌کند. اگر پرنده‌ای در حال پرواز است و خدا او را در آن حالت نگه‌داشته، آیا کسی می‌تواند او را در هوا نگه دارد؟ بی‌گمان خدا پرنده را در پرواز نگه می‌دارد.[۱۰] البته تَوَكُّل باید دائمی باشد نه اینکه در آغاز تَوَكُّل کند و یا در میانه کار و یا آخر کار که به‌ظاهر به نتیجه رسید، دست از تَوَكُّل بردارد؛ زیرا اگر این‌گونه نباشد تَوَكُّل تحقق‌ نیافته است. کسی که واقعاً اهل تَوَكُّل به خداست دارای استقامت در کار و صبر در امور همراه با تَوَكُّل از آغاز تا انجام است.[۱۱]

به‌هرحال، ازنظر قرآن نه‌تنها بهره‌مندی از اسباب هیچ منافاتی با اصل تَوَكُّل ندارد، بلکه لازم است که همواره تَوَكُّل همراه با تلاش و سعی آدمی و بهره‌مندی از اسباب باشد.[۱۲] کار تکلیف است؛ تَوَكُّل اعتقاد قلبی است. من اعتمادم بر خداست؛ اما کار می‌کنم، چون او چنین تکلیف کرده است.

باکس شناور "همچنین ببنید"

روز

روز

واژه یوم یا روز در معانی مختلفی به کارشده که هرکدام، معنای خاص خود را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *