خانه / مناسبت ها / قمری / رمضان، فرصت يكتاپرستي

رمضان، فرصت يكتاپرستي

رمضان،فرصت،يكتاپرستيخوي بت‌پرستي هنوز دست از سر انسان بر‌نداشته است. پيامبران، همگي براي مبارزه با اين خصلت زشت بشري بسيج شدند و اديان كوشيدند خداباوري را از گزند بت‌پرستي برهانند؛ امّا گويا هنوز پيروز ميدان بت است و بت‌پرستي. انسان هماره خدا را به آن‌چه مي‌شناسد و با آن اُنس دارد، تنزل داده است. در يك گوشه‌ي دنيا خدا انسان مي‌شود و به صليب مي‌رود و در گوشه‌ي ديگر، انسان خدا مي‌شود و به نيروانا عزيمت مي‌كند.

خدا هميشه بوده است و نبوده است. اسمش و صفاتش بر سر زبان‌ها بوده است، اما حقيقتش و جايگاهش هماره ملك مُشاع خدايچه‌ها بوده است. آدمي نبوغ شگفتي دارد در بت‌تراشي و پرستش بتان مادي و معنوي. فهرست معبودهاي رسمي و غيررسمي بشر، خنده‌دارترين طنز تاريخ است. آزادي و دموكراسي، از آخرين بت‌هاي دوران مدرنيته است. آزادي، رهايي‌بخش است و بت‌شكن، اگر خود پرستيده نشود. در واقع پيشرفت بشر بيشتر در تغيير نوع و جنس بت‌هايش بوده است. روزي از سنگ بت مي‌تراشيده است و روزي از مردان و زنان مقدس و روزي از نظريه‌هاي علمي؛ اما در اين ميان غايب بزرگ و دائمي كسي نيست جز خدا. مسلمان ساده‌دلي را پيدا كنيد و از او بخواهيد ده جمله ديني بگويد و يا از ده موضوع ديني حرف بزند. از اين جملات، چند كلمه و عبارتش مخصوص خدا خواهد بود و چند پاره آن به اشخاص و آداب و باورهاي فرقه‌اي مربوط مي‌شود؟ دين و دينداري، مردم را بيشتر ياد چه امور و موضوعاتي مي‌اندازد؟ دينداران چه اندازه به خدا مي‌انديشند و چه مقدار به آش نذري و شكيّات نماز؟

رمضان، فرصت يگانه‌اي است براي يادكرد خدا و دريدن پرده‌هايي كه ميان ما و او ايستاده‌اند. دين، سراپا اشارت به خدا است و آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند. نبايد جاي اين اشارت نجات‌بخش را به امور و برنامه‌ها و باورهايي بدهيم كه خدا در كانون آن‌ها نيست. رمضان، بهانه‌ها را مي‌گيرد و جز خدا را بر زبان مؤمن و پيش چشم او نمي‌آورد. رمضان براي رهايي از «غير» است. در اين ماه معنوي، جانشين‌هاي مقدس خدا سي روز به مرخصي مي‌روند. آن‌گاه ما مي‌مانيم و خدا و ديگر هيچ. ما مي‌مانيم و خدا و صداي بهت‌آوري كه ربّنا مي‌خواند و مثنوي افشاري۱:

اين دهان بستي دهاني باز شد

تا خورنده‌ي لقمه‌هاي راز شد

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوي خوان آسماني كن شتاب

گر تو اين انبان ز نان خالي كني

پر ز گوهرهاي اجلالي كني

طفل جان از شير شيطان باز كن

بعد آتش با ملك انباز كن

چند خوردي چرب و شيرين از طعام

امتحان كن چند روزي با صيام

چند شب‌ها خواب را گشتي اسير

يك شبي بيدار شو دولت بگير

رمضان را دوست مي‌دارم؛ چون خدا و پيوستگي به او را دوست مي‌دارم. رمضان، فرصتي است كه فقط به خدا بينديشم و غير را به دورترين خاطره‌هاي زميني، تبعيد كنم. لب از طعام مي‌بندم تا از طعام آسماني لقمه گيرم؛ لقمه از آسمان مي‌گيرم تا لقمان دورانم را حكمت بياموزم. رمضان، فرصت يگانگي و همراهي با كاروان هستي است. همه ذرّات عالم، در اين روزهاي سبز بر سفره روزه نشسته‌اند و افطار عنايت را انتظار مي‌كشند.

 

رمضان، موعد قرآن است و فصل رويش آيه‌هاي وصل. اين فصل را كه بهاري‌ترين روزگار عمر معنوي ما است، گرامي بايد داشت و از روز نخست تا پايان آن را در بستر معاشقه بايد گذراند.

 

رمضان، رمز زندگي

در فلسفه رمضان و روزه، هزارگونه سخن گفته‌اند؛ امّا ناخوردن و نابرخورداري در اين روزهاي معدود، فايده‌ي ناگفته‌ي ديگري هم دارد. شايد يكي ديگر از فلسفه‌هاي رمضان و روزه اين باشد كه در يازده ماه ديگر سال، از زندگي لذّت بيشتري ببريم و قدر آن‌چه را كه داريم و هست، بيشتر بدانيم. آيا نان و آب و چاي و قيمه و سالاد، هنگام افطار لذّت بيشتري ندارند؟ اين رشته محبّت را روزي چند مي‌بُريم، شايد گره خورد و بيشتر و بهتر قدر بدانيم كه چه داريم و جهان سرشار از چه زيبايي‌هايي است.

 

آري؛ زندگي، خوردن و خوابيدن نيست؛ امّا ناخوردن و ناخوابيدن بايد به اختيار باشد تا شايسته‌ي نام زُهد و تقوا باشد؛ ورنه محروميّت است و از محروميّت تحميلي، جز انديشه‌هاي كج و باورهاي خطرخيز نمي‌رويد. رمضان به ما مي‌آموزد كه قدر زندگي را بيشتر بدانيم و شكرگزارتر باشيم.

رضا عليزاده

پي‌نوشت‌:

۱ . منظور مثنوي است كه در دستگاه افشار خوانده شده است.

باکس شناور "همچنین ببنید"

وقــــت ملاقات

وقــــت ملاقات

در حریم قدسی‌‌ات بال مناجاتی بده.گنبدت دل می‌‌برد، وقت ملاقاتی بده دست‌هایم خالی از پیش …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *