یکشنبه , ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / فرستاده خدا
پیامبر(ص) فرستاده خدا

فرستاده خدا

پیامبر(ص) فرستاده خدا بی تردید حضرت محمد(ص) آئينه ي تمام نماي جمال و جلال خداوند ذوالجلال و شخصیّتی جهانی است که به هیچ قوم و ملّتی تعلّق ندارد. محمد(ص)، فرستاده و پیامبر من، امین، بزرگوار، رازدار و برگزیده من و پاك ترین و ناب ترین در پیشگاه من، عزیز و دوست من، برترین پیامبران و محبوب ترین آن ها و گرامی ترینشان نزد من، نزدیك ترین آن ها به من و از همه برایم شناساتر است. او برترین پیامبران از نظر بردباری، دانش، ایمان، یقین، صدق، نیكوكاری، پاكدامنی، فروتنی، پارسایی و فرمانبرداری از من، است. آدم و حوا پرسیدند: پروردگارا! مقام و منزلت آن‌ها در پیشگاه تو، چه مقدار است؟ خداوند فرمود: اگر آن‌ها در نسل شما نبودند؛ شما دو نفر را نمی آفریدم. این‌ها گنجینه داران دانش من و امینان بر اسرارم هستند. بپرهیزید از این كه بر آن‌ها حسد ورزید و خواهان منزلت آن‌ها در پیشگاه من باشید كه اگر چنین باشید، “فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ‌؛ پس از ستم کاران خواهید بود.” آیه ۳۵ سوره بقره (بحارالانوار، ج۱۱، ص۱۴۲) شخصیّت پیامبر اسلام(ص) چنان بزرگ است که نور پر فروغش، شرق و غرب جهان را درنوردیده و اندیشه‌های کاوشگر را به خود جلب کرده است؛ تا جایی که زبان به ستایش آن خُلق نکو گشوده‌اند.

محمّد کافرینش هست خاکش

هزاران آفرین بر جان پاکش

چراغ افروز چشم اهل بینش

طراز کارگاه آفرینش

سرو سرهنگ میدان وفا را

سپه سالار و سر خیل انبیا را

مرقع بر کش نر ماده‌ای چند

شفاعت خواه کار افتاده‌ای چند

ریاحین بخش باغ صبحگاهی

کلید مخزن گنج الهی

یتیمان را نوازش در نسیمش

از آن جا نام شد در یتیمش

به معنی کیمیای خاک آدم

به صورت توتیای چشم عالم

[نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ در نعت رسول اکرم صلّی الله علیه و سلّم]

البته این، بدان معنا نیست که شخصیت‌های برجسته جهان، علیه اسلام و پیامبر تبلیغ نکرده و در حق ایشان جفایی روا نداشته‌اند؛ چنان که هم اکنون نیز در جهان به اصطلاح متمدن می بینیم گاه و بی‌گاه مطالب سخیف و ناشایست به پیامبر(ص) نسبت می‌دهند و با این کار کینه دیرینه خود را آشکار می‌سازند. با همه این بی‌انصافی‌ها، آفتاب حقیقت هیچ‌‌گاه در پس ابر نمانده است و همواره اندیشمندان بزرگی چهره زیبای حق را به دیگران نشان داده‌اند. بی‌تردید پیامبر(ص) شخصیت جهانی است و به هیچ قوم و ملّتی تعلق ندارد و هر فردی می‌تواند درباره چنین شخصیتی از زاویه دید خود به داوری بنشیند و ایشان را آن چنان که می‌بیند، معرفی کند. پیامبر(ص) پاک‌ترین، بهترین و گرامی‌ترین گوهر صدف هستی و گل سرسبد عالم امکان است؛ وجود پیامبر(ص) ریاضت های فراوانی برای رسالت کشید. حضرت(ص) را ابوطالب(ع) از لحاظ ظاهر تحت حمایت خودش گرفت تا پیامبر(ص) رسالت پیدا کرد. البته به احترام ابوطالب تا مدّتی ماموریّت پیامبر(ص) خیلی علنی نبود و بعد از ابوطالب رسالت پیامبر(ص) بود که هم جنبه ولایت و هم جنبه نبوّت را داشت.[۱] از نکات روشن زندگی پیامبر(ص) عشق و رحمت ایشان به تمامی مردم می باشد به نحوی که کارلایل[۲] بیان می کند: یکی چیز را نباید فراموش کنیم و آن این که پیامبر(ص) هیچ درسی از هیچ استادی نیاموخته است.[۳] کارلایل در دومین سخنرانی اش با عنوان: «قهرمانی در کسوت پیامبر(ص)(ص)»[۴]، پیامبر(ص) را در زمره بزرگان و قهرمانان تاریخ جهان قرار می دهد و می گوید: «من قصد دارم همه خوبی های او را چنان که بتوانم به انصاف بازگو کنم. دروغ ها‌یی که‌ گرداگرد این مرد انباشته‌اند، تنها خودمان را زشت و ننگین کرده‌اند …»[۵] او  از محمد (ص) بسان یک قهرمان چنین می گوید: «این فرزند صحرا با قلبی عمیق و چشمانی سیاه و نافذ و با روح اجتماعی وسیع و پر دامنه‌ای، همه نوع افکاری با خود همراه داشت غیر از جاه طلبی. چه روحی آرام و بزرگ! او از کسانی بود که جز با شور عشق و حرارت سر و کاری ندارد و از کسانی بود که طبیعت، آن‌ها را مخلص و صمیمی قرار داده است. در حالی که دیگران در طریق فرمول‌های(شعارهای) گمراه کننده و بدعت‌ها سیر می کردند و با همان حال راضی و خرسند بودند، این مرد نمی توانست خودش را در آن شعارها بپیچد و محصور کند. رمز بزرگ هستی با همه دهشت و جبروت و با همه جلال و شکوه در نظر او روشن و آشکار می درخشید. … کلام چنان مردی، صدایی است مستقیم از قلب طبیعت. مردم باید به آن گوش دهند و اگر به چنان کلامی گوش ندهند، به هیچ صدایی نباید اعتماد کنند؛ زیرا همه چیز در برابر آن باد است.»[۷] رسول خدا(ص)پاک‌ترین، بهترین و گرامی‌ترین گوهر صدف هستی و گل سرسبد عالم امکان است؛ وجود بزرگواری که هیچ شخص دیگری در مقام و صفات عالی به رتبه او نرسید و هیچ کس در مناقب بلندی که وی را برای چنین رسالتی آماده کرد، همدوش او نشد.

«بنگر بدان چشمه

همان که از کوهساران می‌جوشد

چه با طراوت و شاد

و می‌تراود به سان چشمان ستارگان آن‌گاه که می‌درخشند

و با ورودی پیشوا گونه و راهبر

همه چشمه‌ها را که برادر اویند

با خویش همراه می‌سازد

و در آن پایین اعماق درّه

در مقدم این رود، گل‌ها می‌رویند

و سبزه‌ها از نفسش حیات می‌یابند…».[۸]

پانویس:

  1. بیعت و تشرف،جزوه۱۳۰،صفحه۱۶
  2. توماس کارلایل؛ زبان‌شناس، تاریخ‌نگار، مترجم، ریاضی‌دان، فیلسوف، مقاله‌نویس و نویسنده اهل اسکاتلند در ۴دسامبر ۱۷۹۵به دنیا آمد. مهم‌ترین اثر او «تاریخ انقلاب کبیر فرانسه» است که آن را در سال ۱۸۳۷ نوشت.
  3. الابطال، توماس کارلایل،چاپ بیروت،صفحه۸۹
  4. The Hero as Prophet  Mahomet: Islam
  5. توماس کارلایل،On Heroes and Hero Worship and the Heroic in History، لندن، ۱۸۸۱، ص۴۰٫ به نقل از محمد در اروپا، نوشته مینو صمیمی، ترجمه عباس مهرپویا، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۸ ص۳۴۶
  6. توماس کارلایل،On Heroes and Hero Worship and the Heroic in History.، لندن، ۱۸۸۱، ص۶۵٫ به نقل از محمد در اروپا، نوشته مینو صمیمی، ترجمه عباس مهرپویا، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۸ ص۳۵۲
  7. Thomas Carlyle’s Collected Works،library edition، in thirty volume، vol. xii، Heros  and Hero_Worship، London، Chapman and Hall،۱۸۶۹٫ P.65-64؛ ترجمه از سیّدغلامرضا سعیدی از کتاب «عذر تقصیر به پپیشگاه محمّد و قرآن»، نوشته جان دیون پورت، انتشارات اطلاعات، چ۱، ۱۳۸۸٫ص ۷۷ و ۷۸
  8. ویژه‌نامه پیامبر اعظم(ص)، شعر گوته، مؤسسه فرهنگی قدس، مهدی نصیری، ص ۶۱

منابع:

  1. الشّیعه
  2. ویکی‌پدیا
  3. فرقه نیوز
  4. دانشنامه‌ی اسلامی
  5. فصلنامه کوثر؛ شماره ۶۸
  6. مجله كوثر؛ شماره ۵۰ با تصرّف

باکس شناور "همچنین ببنید"

اسراء برگشتند

«اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آن ها برسانید و بگویید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 8 =