شکر

شکر

شکرتشکر (تَ شَ کُّ: Thanks) در لغت به معناى تصور نعمت در ذهن و اظهار آن در گفتار و کردار، امتنان، سپاس، سپاس‌داری، سپاس‌گزاری، قدردانی، شکر کردن، سپاس‌گذاری کردن، سپاس داشتن، ضدّ ناسپاسی، حق‌ناشناسی است. در اصطلاح قرآنی ایمان در بردارنده شکر است. در روابط اجتماعی نیز شکر یک شاخص است؛ چراکه شاخص شکر، شناخت خالق منعم و پذیرش خالقیت و الوهیت و ربوبیت اوست. از همین رو در تعریف شکر، شناخت احسان و نشر آن است. (لسان العرب، ج ۷، ص ۱۷۰، شکر.) هرچند شکر نعمت همان تصوّر نعمت و اظهار آن است، یعنی انسان، در مقابل فردی كه از او خیری دیده، قدردانی كند و بگوید: «الحمدلله» متشكرم. معنای «الحمدلله» شکر خدا را؛ سپاس خدا است که در مقام شکرگزاری گفته می‌شود. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۶۱، شکر.) بی‌گمان هیچ نعمتی بزرگ‌تر از خلقت انسان نیست که انسان را از عدم به هستی آورده است. انسان در برابر چنین نعمت بزرگی باید شاکر باشد. حقیقت شکر همان بهره‌گیری درست از نعمت‌های الهی است. بر اساس آموزه‌های قرآن سه قسم شکر است که شامل موارد زیر است:

  1. ‌شکر قلبى که یادآورى نعمت است؛
  2. شکر زبانى که سپاسگزارى بر نیکى احسان‌کننده و صاحب نعمت است؛
  3. شکر سایر اعضاى بدن انسان که به‌کارگیری و صرف آن در جاى خود است.

شکر قلبی دانستنِ نعمت از خدا، شکر زبانی اعتراف گفتاری به نعمت و شکر عملی اطاعت در رفتار و کردار از بخشنده نعمت (مُنعِم) است. از میان این شکرها، شکر عملی مستند به ایمان است. شکر هرچند که اولاً و بالذات نسبت به خدا است، اما حتی شکر از خلق خدا نیز بازگشتش به شکر از خدا است. اگر خدا را وصف به شکر ‌نماییم، مقصود، اِنعام و احسان بر بندگان، دادن پاداش آن‌ها و یا رشد اعمال نیک آنان است. (ر ک به: مفردات الفاظ قرآن، ص ۴۶۱-۴۶۲، شکر؛ فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۲۰۵۷؛ لسان العرب، ج ۷، ص ۱۷۰، شکر.) در همین رابطه سجده به حضرت آدم (ع) به معنای سجده به خدا است که خلقتی این‌چنین کامل دارد و استکبار ابلیس نیز طغیان نسبت به خدا است. کسی که در مقام تشکر از مخلوق برنمی‌آید، در مقام تشکر از خالق نیز برنمی‌آید. از همین رو امام‌سجاد (ع) فرمود: قدردان‌ترین شما از خدا، شاکرترین شما نسبت به مردم است. (اصول کافی ج ۳ ص ۱۵۶) امام رضا (ع) فرمود: هر كس در مقابل خوبى مردم تشكر نكند، از خدا تشكر نكرده است. (عیون الاخبارالرضا ج ۲، ص ۲۴، ح ۲) اصولاً کسی که نعمت‌ها را نمی‌بیند در مقام تشکر برنمی‌آید. امام رضا (ع) فرمود: خداى دستور داد… به سپاسگزارى از خود و پدر و مادر. كسى كه از پدر و مادر سپاسگزارى نكند از خدا سپاسگزارى نكرده است. (عیون اخبار الرضا، ج ۱‌، ص ۲۵۸‌، ح ۱۳-خصال ص ۱۵۶، ح ۱۹۶) انسان می‌بایست نه‌تنها نعمت و نعمت دهنده را بشناسد بلکه با سخن گفتن از نعمتی که نعمت دهنده داده، شکر نعمت کند. امام سجاد (ع) فرمود: حق كسى كه به تونیکی كرده، این است كه از او تشكر كنى و نیكی‌اش را به زبان‌آوری و از وى به‌خوبی یاد كنى و میان خود و خدا برایش خالصانه دعا كنى، هرگاه چنین كردى بی‌گمان پنهانى و آشكارا از او تشكر کرده‌ای. سپس اگر روزى توانستى نیكى او را جبران كنى، جبران كن. (امالی، صدوق، ص ۳۷۲؛ شبیه این حدیث در تحف العقول، ص ۲۶۵؛ و نیز: من لایحضرالفقیه ج ۲، ص ۶۲۲ و ۶۲۳) تشکر متقابل با دادن نعمت، ازجمله روش‌های تشکر است. اگر کسی جبران نعمت کند، شکری کامل است. شکر نعمت، نعمت را افزایش می‌دهد خدا فرمود: و آنگاه‌که پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنید شمارا افزون‌خواهم كرد. (ابراهیم، آیه ۷) هرکس تشکر کند درواقع برای خودش تشکر کرده است. (نمل/۴۰) خدا هیچ نیازی به شکر کسی ندارد؛ ازاین‌رو به‌صراحت دراین‌باره فرمود: موسى گفت: اگر شما و هر كه درروی زمین است همگى كافر شوید بی‌گمان خدا بی‌نیاز است. (ابراهیم، آیه ۸) «شکر خدا» با «سپاس از مردم» منافاتی ندارد؛ زیرا حتی گاهی شکر الهی در سایه تشکر از مردم تحقق می‌پذیرد و خدا به این‌گونه سپاسگزاری‌ها راضی است، بلکه به آن دستور می‌دهد. اصولاً شکرگزاری نسبت به خدا و خلق موجب می‌شود تا شخص جزو شاکرین باشد و خدا خود پاداش خاصی برای آنان فراهم آورده است. خدا هم به تحقیق پاداش سپاسگزاران را می‌دهد. (آل‌عمران، آیه ۱۴۴) به‌هرحال تشکر از تأثیراتی که دارد نخست در خود انسان است، از این‌رو امام علی (ع) فرمود: اگر به كسى خوبى كردى درواقع با این كار، خود را گرامى داشته‌اى و به خودت آبرو داده‌اى، پس به سبب خوبى‌اى كه به خودت کرده‌ای از دیگران خواهان تشكر مباش. (تصنیف غررالحکم و درر الكلم ص ۳۸۲ و ۳۸۳، ح ۸۶۹۵) سپاسگزارى تو از كسى كه از تو راضى است، موجب رضایت بیشتر او می‌شود. (شرح آقا جمال خوانسارى بر غررالحکم و درر الكلم ج‏۴، ص ۱۶۱، ح ۵۶۶۸) در تأثیر شکر اجتماعی می‌بایست به تغییر حالت، رهایی از مشکلات و رفع کدورت‌ها ‌اشاره کرد؛ امام على‌(ع) فرمود: سپاسگزاری‌ات از كسى كه از تو ناخشنود است، سبب رفع ناراحتى و مهربانى او نسبت به تو می‌شود. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۸۰، ح ۶۱۹۸) ازنظر امام على (ع) کسی که مقابله‌به‌مثل می‌کند، در حقیقت رفتار جبرانی در سطح عدالت داشته است؛ اما کسی که تشکر می‌کند، در حقیقت در مقام احسان نشسته و در سطح عالی‌تر انسانی قرار دارد؛ ازاین‌رو فرمود: هر كس در برابر خوبی‌ای كه به او شده همانند آن را انجام دهد آن را تلافى كرده است و اگر بیشتر از آن خوبى كند، سپاسگزارى کرده است. (كافى، ط-الاسلامیه، ج ۴، ص ۲۸، ح ۱) همواره تشکر، در مقابل «نعمت» است. نعمت هم یا مستقیماً از سوی خدا به ما می‌رسد، یا بندگان خدا واسطه خیرند و نیکی بر دست آن‌ها جاری می‌شود و ما از نیکوکاری‌های مردم بهره‌مند می‌شویم و «نعمت الهی» از این طریق شامل ما می‌گردد. امام صادق (ع) فرمود: خدا لعنت كند راهزن نیكى را. سؤال شد راهزن نیكى چه كسى هستند؟ فرمود: كسى كه به او نیكى شود و او ناسپاسى كند، درنتیجه نیكوكار را از نیكى به دیگران بازدارد. (كافى، الاسلامیه، ج ۴، ص ۳۳، ح ۱) از مؤمن ناسپاسى می‌شود، زیرا خوبى او به درگاه خدا بالا می‌رود و در میان مردم شایع نمی‌شود، اما خوبی‌های كافر شایع می‌شود چون براى مردم است و به درگاه الهى بالا نمى‌رود. (علل الشرایع ج ۲، ص ۵۶۰، ح ۱) پیامبر (ص) فرمود: بهترین مردم در نزد خدا و نزدیک‌ترین آنان به او، نیكوكارى است كه از نیكى او قدردانى نمی‌شود. (نوادر، راوندی، ص ۹؛ بحارالأنوار، بیروت، ج ۷۲، ص ۴۴، ح ۱) امام على (ع) فرمود: تشكر نكردن دیگران از تو نباید تو را به‌خوبی كردن بی‌رغبت سازد، زیراکسی كه از آن نیكى كمترین بهره‌ای نمی‌برد (یعنى خدا) از تو قدردانى می‌کند و از سپاسگزارى این سپاسگزار به بیش از آن چیزى می‌رسی كه فرد ناسپاس فروگذاشته است و خدا نیكوكاران را دوست دارد. (نهج‌البلاغه، صبحی صالح، ص ۵۰۵، حكمت ۲۰۴)  همچنین داشتن حالت و روحیه «سپاسگزاری» نسبت به مردم، نشانه ایمان محکم به خدا و سپاسگزاری در برابر اوست.

ر ک به:

  1. شُکر
  2. سپاس
  3. صالحان
  4. روز سپاس
  5. حمد، مدح و شکر چیست؟

باکس شناور "همچنین ببنید"

ثارالله

بار بگشایید، اینجا کربلاست آب‌وخاکش با دل‌وجان آشناست بر مشام جان رسد بوی بهشت به‌به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *