چهارشنبه , ۲۵ مهر ۱۳۹۷

عرش خُدا

عرش, الهی

عرش خدا  مرکز بی نهایت شماره ای اتصال با آفریده هاست. هر کس از هر جا و هر زمان و به هر زبان می تواند با این مرکز، گفتگو کند. بی آن که خطی روی خطی بیفتد. خدا در مرکز ملکوتی دعا، هر لحظه اماده دریافت پیام «نیاز» است. “عرش” در لغت به معنی چیزی است که دارای سقف بوده باشد و گاهی به خود سقف نیز عرش گفته می ‏شوددر آیات قرآن مجید حدود بیست مرتبه به این عرش خدا اشاره شده است و در روایات اسلامى بحث هاى بیش ترى در باره عرش خدا دیده می شود. مطابق بعضى از روایات، عظمت عرش خدا به قدرى است که در تصوّر انسان نمى ‏گنجد تا آن جا که می خوانیم: تمام آسمان ها و زمین ها و آن چه در آن هاست در برابر عرش، هم چون حلقه انگشترى است در یک بیابان عظیم. هم چنین از بعضى روایات استفاده می شود بزرگ ترین فرشتگان الهى، اگر تا قیامت هم به سرعت پرواز کنند به ساق عرش خدا نمى ‏رسند. و نیز آمده است که خداوند براى عرش، هزار زبان آفریده و صورت تمام‏ مخلوقات خداوند در صحرا و دریا در آن جاست. نیز آمده است هنگامى که عرش خدا آفریده شد خداوند به فرشتگان دستور داد که آن را حمل کنند آن ها نتوانستند، فرشتگان بیش تر و بیش ترى آفرید همه ناتوان ماندند؛ خداوند با قدرت خویش آن را نگه داشت سپس به هشت فرشته ‏اى که مامور حمل عرش خدا شدند فرمود آن را بردارید، آن ها عرض کردند جایى که آن همه فرشتگان عاجز شوند از ما چه کارى ساخته است؟ در این جا دستور داده شد که از نام خداو ذکر «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» و درود بر محمّد و آل او مدد گیرند، چنین کردند و کار بر آن ها آسان شد. (۱) این اشارات و کنایات همه بیان گر عظمت «عرش» اوست و امّا این که «عرش» چیست؟ در میان دانشمندان گفتگوست و ورود در این بحث به طور مشروح، در این مختصر نمی گنجد، از این رو به اشاره کوتاه و گویایى قناعت می کنیم:

پادشاهان و سلاطین دو نوع تخت داشته‏ اند، تخت کوتاهى که در ایام عادّى بر آن می نشستند و امور حکومت خویش را تدبیر می کردند و تخت بلند پایه‏ اى که مخصوص روزهاى خاصّ و ایّام بار عامّ (ملاقات عمومى) و مراسم مهمّ و بزرگ بود. در ادبیات عرب، اوّلى را «کرسى» و دوّمى را «عرش» می نامند و بسیار می شود که واژه عرش کنایه از قدرت و سلطه کامل است هر چند اصلا تخت پایه بلندى وجود نداشته باشد، در جمله معروف «ثلّ عرشه»؛ (تختش فرو ریخت) که به معنى از دست دادن قدرت است این معناى کنایى به خوبى دیده می شود.خداوند که سلطان عالم هستى است، داراى این دو نوع تخت حکومت و فرماندهى است (البته چون او نه جسم است و نه در زمره جسمانیّات، مفهوم کنایى‏ عرش و کرسى در این جا مراد است).

به هر حال، عرش خدا این تخت حکومت الهى چیست؟ از جمله تفسیرهایى که براى آن می شود این است که مجموعه عالم مادّه، آسمان ها و زمین ها و منظومه‏ ها و کهکشان ها، همه به منزله کرسى و تخت کوتاه اوست همان گونه که قرآنمی گوید:«وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضَ»؛ (۲) (کرسى او تمام آسمانها و زمین را در بر گرفته) و منظور از «عرش» عالم ماوراى مادّه (مادّه غلیظ و خشن) می باشد که نه تنها بر عالم مادّه احاطه دارد بلکه جهان مادّه در مقابل آن، بسیار بسیار کوچک و کم اهمیّت است.اما حاملان عرش بى ‏شکّ به آن معنى نیست که فرشتگانى درشت هیکل و قوى پیکر پایه ‏هاى تخت بلندى را که خداوند بر آن تکیه کرده است بر دوش گرفته‏اند، چرا که عرش- همان گونه که در بالا اشاره شد در این گونه موارد- معنى کنایى دارد و قراین عقلیّه که می گوید خداوند از جسم و جسمانیّت دور است گواه قضیّه است.بنا بر این حاملان عرش، فرشتگان بسیار بزرگ و والا مقامى هستند که شبیه و مانند ندارند و می توانند به تدبیر جهان ماوراى طبیعت (به معنایى که در بالا گفته شد که عرش عظیم خداست) بپردازند و فرمان او را در همه جا اجرا کنند و اگر می بینید که در عبارات امام علی(علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه عظمت و بزرگى آن ها به این صورت بیان شده که گردن هاى آنان از آسمان ها گذشته و پاهایشان در پایین‏ ترین طبقات زمین قرار گرفته و اندام آن ها از اطراف و اقطار جهان بیرون رفته و شانه ‏هاى آن ها متناسب پایه‏ هاى عرش عظیم پروردگارست، همه تعبیراتى است که قدرت آن ها را بر تدبیر آن عالم بزرگ روشن می سازد.

درست است که ما باید الفاظ را همه جا بر معانى حقیقیش حمل کنیم ولى آنجا که پاى قراین مسلّم عقلى در میان باشد چاره ‏اى جز معناى کنایى نیست همان‏ گونه که در «ید اللّه فوق ایدیهم»، (۳) می گوییم. آرى آن ها نه به قوّت و قدرت خود بلکه به حول و قوّه الهى، این کار مهمّ را بر دوش گرفته ‏اند و در عین حال تسبیحاو می گویند و تقدیس او می کنند و طبق آیه۷ سوره غافر براى مومنان استغفارمی نمایند: «الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُوْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا».(۴)

باکس شناور "همچنین ببنید"

استادِ سخن

استادِ سخن

نام‌آورترین سراینده شعر پارسی و سرآمدترین نویسنده نثر پارسی در گستره‌ایی زمانی، به وسعت تمام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 15 =