خانه / آیین زندگی / لبّیـك
لبّیـك

لبّیـك

لبیک ابونصربزنطی می‌گوید: خدمت امام رضا (ع) عرض كردم: فدایت شوم؛ چند سالی است كه از خدا حاجتی می‌طلبم و در دلم از تأخیر اجابت‌ آن، احساسی خاصّ دارم. (۱) حضرت (ع) فرمودند: «مواظب باش! شیطان از این رهگذر، تو را به وسوسه نیندازد تا آنكه مأیوست نماید.» (۲) شیطان در جست‌وجوی چنین انسان هایی است كه از درگاه خدا قطع امید كرده و بی‌پناه شده‌اند. مردی عابد همیشه با خدای خویش راز و نیاز می نمود. ذکر «اللّه اللّه» داشت. شیطان خواست ذکر «اللّه اللّه» او را با وسوسه برای همیشه خاموش کند. به او گفت: ای مرد، این همه كه تو گفتی: اللّه، اللّه … . سحرها از خواب خوش خویش گذشتی و بلند شدی، با این سوز و درد گفتی: «اللّه، اللّه، اللّه؛ خدا، خدا … »، آن هم با این همه درد، آخر یك مرتبه شد كه تو لبّیـك بشنوی؟ اگر در خانه‌ هر كس دیگری رفته بودی و این اندازه ناله كرده بودی، لااقل یك مرتبه جوابت را داده بود.

  • آن یکی الله می‌گفتی شبی
  • تا که شیرین می‌شد از ذکرش لبی
  • گفت شیطان: آخر ای بسیارگو
  • این همه الله را لبّیـك کو
  • می‌نیاید یک جواب از پیش تخت
  • چند الله می‌زنی با روی سخت

مرد عابد حرف شیطان ظاهراً منطقی یافت! لذا در او موثّر افتاد و از آن به بعد دهانش بسته شد. دیگر اللّه، اللّه نمی‌گفت! در عالم رؤیا هاتفی به او گفت: تو چرا مناجات خودت را ترك كردی؟ پاسخ داد: من می‌بینم این همه مناجات كه می‌كنم و این همه درد و سوزی كه دارم یك مرتبه نشد در جواب من «لبّیـك» گفته شود. هاتف گفت: ولی من از طرف خدا مأمورم كه جواب تو را بدهم.

گفـت آن الله تــو لبّیـك مـاست
و آن نیاز و درد سوزت پیك مـاست
حیلـه‌ها و چـاره‌ جـویی هـای تــو
جذب ما بود و گشاد این پای تـــو
ترس و عشق تو كَمند لطف مـاست
زیـر هـر یـا ربّ تـو لبّیـك ‌هاست (۳)

لبّیـك

یعنى همان درد و سوز و عشق و شوقی كه ما در دل تو قرار دادیم این خودش لبّیك ماست!

 

بقیه در ادامه:

ادامه …

باکس شناور "همچنین ببنید"

ثارالله

بار بگشایید، اینجا کربلاست آب‌وخاکش با دل‌وجان آشناست بر مشام جان رسد بوی بهشت به‌به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *