خانه / آیین زندگی / خَیْرُالْبَرِیَّه
خَیْرُ الْبَرِیَّه

خَیْرُالْبَرِیَّه

خَیْرُ الْبَرِیَّهویژگی های بهترین آفریده خدا در آیات و روایات قابل شمارش نیستند.  امام‌علی (ع) در تمام  صفات ارزنده الهی،  گوی سبقت را از همگان ربوده؛ زیرا در سایه تربیت پیامبر (ص) از تبیین‌کنندگان و مفسران قرآن است.  در قرآن امام‌علی (ع) نفس و جان پیامبر (ص) معرفی‌شده است. آن مقدار از قرآن كه درباره فَضائِل امام‌علی (ع) است درباره كس دیگری نیست. [۱]  در برخی روایات هم امام‌علی (ع) چنین معرفی‌شده است:

  • كنار سفره‌ی غذا مانند خدمتکاران می‌نشست،
  • اگر دو لباس تهیه می‌كرد مرغوبش را به خدمتکار خویش می‌داد،
  • با دست خویش خدمتکاران بسیاری را تربیت و در راه خدا آزاد می‌کرد.
  • به تمامی كارگزاران خویش سفارش مواظبت از بیت‌المال را می‌کرد. [۲]
  • توانایی انجام عبادتش را کسی نداشت، البته امام سجّاد (ع) به ایشان شبیه‌ بود. [۳]
  • هر وقت ثروتی به دستش (ع) می‌رسید، همه را به هر صاحب حقّی عطا می‌فرمود. [۴]
  • هرگاه وارد بازار می‌شد، می‌فرمود: ای اهل بازار با طلب خیر از خدا، به محرومین برسید. [۵]
  • پس از هجرت پیامبر (ص) از مدینه خارج می‌شد و استراحت می‌كرد و در شهر مكه نخوابید. [۶]
  • مقداری عسل آوردند. حضرت (ع) یتیمان را نوازش و عسل به دهانشان می‌گذاشت و می‌فرمود: امام پدرشان است. [۷]
  • مقداری پول آوردند، فرمود: هم‌اکنون تقسیم كنید. گفتند، الآن شب است! فرمود: آیا یقین دارید كه فردا زنده هستم. [۸]
  • عقیل درخواست كمك مالی كرد، حضرت (ع) فرمود: … برادرم! اندکی صبر داشته باش، سهمیه‌ی تو را پرداخت خواهم کرد. [۹]
  • عده‌ای گفتند: … از بیت‌المال به ثروتمندان هم بده كه از كنارت پراكنده نشوند. می‌فرمود: آیا از من می‌خواهید كه پیروزی را از طریق ظلم به دست آورم. [۱۰]
  • مقداری از اخلاق امام‌علی (ع) برایم بگو. ضرّار گفت: هر چه بگویم در امانم. معاویه گفت: در امان‌خواهی بود. گفت: سوگند به خدا كه او به عدل حكم می‌كرد، چشمه‌های علم و دانش از همه‌ی وجودش … . [۱۱]
  • روزی مقدار زیادی خرما برای کسی فرستاد كه فقط از امام‌ (ع) درخواست کمک كرده بود. یك نفر گفت: … او از شما این چنین تقاضایی نكرد، حضرت (ع) فرمود: مانند تو هرگز زیاد نشود، من می‌بخشم و تو بخل می‌كنی که به او چنین كمكی می كنم … . [۱۲]
  • دو مهمان به خانه‌ی حضرت (ع) آمدند. امام (ع) از جای خود حركت كرد. آنان  را بالای مجلس نشانید و خود در مقابلشان‌ نشست. پس از صرف غذا قنبر ظرف آب و حوله آورد .خواست دست پدر را بشوید. امام‌علی (ع) از جا بلند شد. ظزف را از دست قنبر گرفت تا دست پدر را بشوید. آن مرد عرض كرد: … می‌خواهی آب بر دست من بریزی! … خدا مرا به این حال نبیند! فرمود: بنشین، تو را قسم می‌دهم به‌حق بزرگی كه بر گردنت دارم طوری بنشین که اگر قنبر بر دستت آب می‌ریخت آسوده بودی. هنگامی‌که دست او را شست، ظزف آب را به فرزندش محمد حنفیه داد و فرمود: اگر این پسر تنها آمده بود دست او را می‌شستم ولیکن خدا دوست ندارد پدر و پسری كه در یك مجلس هستند در احترام مساوی باشند. اكنون پدر دست پدر را شست، پسرم تو هم دست پسر را بشوی! [۱۳]
  • برای خرید پیراهن، درِ مغازه‌ای ایستاد و فرمود: دو پیراهن لازم دارم، آن مرد عرض كرد: … هر نوع پیراهن بخواهی دارم. همین‌که امام‌ (ع) فهمید او را می‌شناسد، از او گذشت به لباس‌فروشی دیگر رفت. پسر مغازه‌دار مشغول خریدوفروش بود. دو پیراهن خرید. به قنبر فرمود: لباس گران فیمت برای تو باشد. عرض كرد: … این پیراهن برای شما سزاوارتر است زیرا در منبر مردم را موعظه می‌كنید. امام‌ (ع) فرمود: تو هم آراستگی جوانی داری. از طرفی من شرم دارم خود را بر تو برتری دهم. از پیامبر (ص) شنیدم كه فرمود: از همان‌که می‌پوشید و می‌خورید به دیگران بدهید. [۱۴]
  • در جنگ مشركی گفت: شمشیرت را به من ببخش. امام‌ (ع) شمشیر را به‌سویش انداخت، حریف درنهایت تعجب گفت: … در شگفتم كه در چنین موقعیتی شمشیرت را می‌بخشی! فرمود: دست تقاضا دراز كردی، رد كردن درخواست از شیوه‌ی كرم به دور است. [۱۵]

ر ک به ویژه نامه:

باکس شناور "همچنین ببنید"

پیام عاشورا

پیام عاشورا

تاریخ، حوادث تلخ و شیرین بی‌شماری را به یاد دارد که از درون آن، قهرمانان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *