یکشنبه , ۲۵ آذر ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / اهل بیت(ع) / چه خوب است ما هم حسن بشویم

چه خوب است ما هم حسن بشویم

چه خوب است, ما هم, حسن بشویمپیروانت می گویند که هیچ چیزی در آسمان و زمین نیست مگر این که به آن آگاه هستی. اگر از پیامبر تعداد خرمای درختی را می پرسیدند، درست می گفت. تو چطور؟ به من بگو این درخت چند خرما دارد؟ این را معاویه از سر انکار و امتحان پرسید. چهار هزار و چهار دانه ، این را امام با قاطعیّت گفت. خرماها را که شمردند، چهار هزار و سه دانه بود. فرمود باید دانه ای را پنهان کرده باشند. درست گفته بود. یک دانه در دست عبدالله بن عامر بود. درختان خرما از بی آبی خشک شده بود. زیر یکی از همان درخت ها فرشی انداختند. یکی از همراهان نگاهی به درخت خشک شده کرد و با افسوس گفت: اگر این درخت خشک نشده بود از آن می خوردیم.

ـ رطب میل دارید؟
گفتند: آری! دستان امام که آبشار نیایش و خواهش شد، درخت به اعجاز امامت، سبز گشت، برگ درآورد و رطب داد، آن قدر که همه اهل قافله با شادی این خاطره کامشان را شیرین کنند.

همه اشراف قریش بودند، بزرگ زادگان نیز، معاویه پرسید: به من بگویید چه کسی از نظر پدر، مادر، عمه، عمو، دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ، بزرگ زاده تر است؟ مالک بن عجلان آن جا بود، حسن بن علی نیز، مالک به امام مجتبی اشاره کرد؛ او کریم ترین و اصیل ترین مردم است. پدرش علی بن ابی طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا، عمویش جعفر طیّار، عمه اش ام هانی، دایی اش قاسم و خاله اش زینب فرزند پیامبر است. جدش رسول خدا و جده اش خدیجه دختر خویلد است. مردمان همه ساکت شدند. امام حسن(ع) برخاست و رفت.

در کنار کمال فصاحت و بلاغت تمام ایستاده بود؛ یعنی علی، و سخنرانی می کرد؛ در وصف اهل بیت و معرفی ایشان، که هر کس می خواهد این خاندان را بشناسد، بشنود: «ما فرزندانی از آدم، دودمانی از نوح، برگزیده ای از ابراهیم، نسلی از اسماعیل و خاندانی از محمد هستیم. ما در میان شما مثل آسمان افراشته، زمین گسترده و آفتاب تابانیم و نیز مانند آن درخت زیتون که نه شرقی است و نه غربی و روغن آن خجسته است. پیامبر خدا اصل آن است و علی شاخه اش، به خدا سوگند ما میوه آن درختیم، پس هر که به شاخه ای از آن درخت آویزد، نجات یابد و هرکس باز ماند، در آتش باشد.

میهمان ها که شیر را نوشیدند، زن گفت: حتماً گرسنه اید، مهمان حبیب خداست. گوسفند را بکشید. یکی از آن سه نفر گوسفند را ذبح کرد. وقتِ خداحافظی گفتند: مادر! ما از بزرگان قریشیم، حالا به حج می رویم. اگر گذرت به مدینه افتاد، نزد ما بیا؛ برای جبران محبّتت. شوهر که برگشت، جای خالی گوسفند را که دید، از سر فقری که دامن گیرشان بود فریاد زد: وای بر تو، تنها گوسفند مرا برای چند نفر ناشناس کشتی؟ زن و مرد که به مدینه رسیدند، یکی از آن سه ناشناس را دیدند؛حسن بن علی را، او به تنهایی هزار گوسفند و هزار دینار به آنها داد و بعد تازه راه خانه حسین بن علی را نشانشان داد. در مدینه سخاوت این خاندان زبان زد بود.

در تفسیر آیه سه سوره بروج متحیّر مانده بود. به مسجد آمد از یک نفر پرسید: شاهد و مشهود یعنی چه؟ گفت: شاهد، روز جمعه است و مشهود روز عرفه. از مرد دیگری پرسید: او گفت: شاهد، روز جمعه است و مشهود روز عید قربان. متحیّر ماند. کودکی گوشه مسجد بود. به دلش افتاد از او بپرسد. شنید: شاهد، رسول خدا و مشهود روز قیامت است. مگر نخوانده ای که خداوند درباره رسولش می فرماید: ای پیامبر! ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم. (احزاب: ۴۵) و نیز درباره قیامت می فرماید: آن روز، روزی است که مردم را برای آن گرد می آورند و روزی است که[جملگی در آن] حاضر می شوند. (هود: ۱۰۳) مرد پرسید: این کودک که از همه بهتر و درست تر پاسخ داد، کیست؟ گفتند: حسن بن علی(ع).

وقتی وضو می گرفت، تمام بدنش از ترس خدا می لرزید. چهره اش زرد می شد. می پرسیدند ای پسر رسول خدا چرا؟ می فرمود: «بنده و عبد خدا باید هنگامی که آماده بندگی به درگاه او می شود، از ترس او رنگش تغییر کند و اعضایش بلرزد.»وقتی به آستان مسجد می رسید، می گفت: «خدایا! مهمانت بر در خانه است. ای نیکوکار! بد رفتار به سویت آمده است. ای خدای کریم! به زیبایی هایی که داری از زشتی هایی که از من می دانی، در گذر.» وقتی به نماز می ایستاد، تمام تنش می لرزید. وقتی از مرگ یاد می کرد، می گریست. وقتی به حضور انسان در پیشگاه خدا می اندیشید، صیحه می زد، آنچنان که از هوش می رفت. امام صادق(ع) می گفت: امام مجتبی(ع) عابدترین مردم زمان خودش بود.

گنه کار بود و فراری. جرأت نداشت از خانه بیرون بیاید. دنبال راهی می گشت یا وسیله ای. یک روز در راه خلوتی، حسن و حسین را دید. دوید و آن ها را برداشت. روی دوشش سوار کرد و آمد نزد رسول خدا(ص).

ـ ای پیامبر! من به خدا و این دو فرزندت پناه آورده ام.
پیامبر از زیرکی او خندید. آن قدر که دست مبارکش را بر دهان گذاشت. بعد رو کرد به آن مرد: برو تو آزادی، و نگاه کرد به حسن و حسین: من شفاعت شما را پذیرفتم.همان وقت بود که آیه ۶۴ سوره نساء نازل شد.
همیشه همراه پیامبر بود؛ در کنارش، روی زانوهایش و حتی روی شانه ها. وحی الهی که نازل می شد، آن را از لب های مبارک پیامبر می ربود! و می برد برای مادرش زهرا(س). علی که به خانه می آمد حرف های تازه ای از قرآن و وحی می شنید. می گفت: زهرا! اینها را از کجا نقل می کنی؟ می گفت از فرزندت حسن.
منبر می ساخت؛ از چند بالشی که روی هم می گذاشت، و سخنرانی می کرد؛ برای مادرش، بسیار بلیغ و رسا؛ اما آن روز کلمات درهم می شد، جمله ها جور در نمی آمد ، انگار مشکلی بود.

ـ فرزندم چرا امروز این گونه ای؟
ـ به گمانم امروز شخص بزرگی به گفتارم گوش می دهد.

علی که از پشت پرده خارج شد، حسن را بوسید.

جامی از زلال
– آدمی با اخلاق خوش خویش، مقام روزه دار دائم را از آن خود می کند و نامش در طومار کسانی که دارای عظمت و جلال است نوشته می شود؛ در حالی که غیر از خانواده خویش هیچ گونه قلمرو حکومت و ریاستی ندارد.نیک پرسیدن نیمی از دانایی است و خوش رفتاری با مردم نیمی از عقل است و میانه روی در معاش نیمی از هزینه است.

  • –  هرگاه سربلندی بدون عشیره و هیبت بدون قدرت خواستی، از خواری نافرمانی خدا خارج شو و در عزت اطاعت خدای بزرگ درآی.
  • –  من ظالمی مظلوم نماتر از حسود سراغ ندارم.
  • –  هرگز گروهی با هم به مشورت ننشستند، مگر آن که به سوی رشد و کمال رهنمون گشتند.
  • –  بخشش پیش از درخواست بزرگ ترین بزرگواری هاست.
  • –  گناه و اشتباه دیگران را به زودی سرزنش مکن و میان او و اشتباهش راهی برای عذرخواهی قرار بده.
  • –  سختی ها و مشکلات، کلید پاداش خداوند هستند.

یک شبهه

چرا فرزندان حضرت علی(ع) را فرزندان رسول خدا(ص) می خوانند؟ این گفتار را می توان گفت همه محققان مسلمان از تمام گروه های اسلامی بر این مسأله اتفاق نظر دارند.اینک با استناد به قرآن مجید، احادیث و سخنان مفسران مشهور، دلایل روشن این مسأله را از نظر می گذرانیم:

  1. در آیات ۸۴ و ۸۵ سوره انعام، حضرت عیسی از فرزندان حضرت ابراهیم خوانده شده است در حالی که همه می دانیم حضرت عیسی فرزند مریم است و از طریق مادر به حضرت ابراهیم می رسد. دانشمندان مسلمان، آیه یاد شده را گواهی روشن بر این دانسته اند که امام حسن و امام حسین(ع) فرزندان رسول خدا و ذریه او هستند. جلال الدین سیوطی از بزرگان اهل سنت از این جمله است.
  2. آیه ۶۱ سوره آل عمران که به آیه مباهله مشهور است، دلیل روشن قرآنی دیگری بر این مسأله است.«هر کس با تو در مقام مجادله برمی آید، پس از آن که به وحی خدا آگـاه گشتی، بگو: بیایید فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما و جان های ما و جان های شما را فرا خوانیم، سپس یکدیگر را نفرین کنیم و…» از آنجا که همه دانشمندان مسلمان بر این نکته اتفاق نظر دارند که در روز مباهله، امیرمؤمنان(ع) و فاطمه زهرا(س) و امام حسن و امام حسین(ع) همراه پیامبر گرامی بودند به روشنی معلوم می گردد که مقصود از ابناءنا (فرزندان ما) در سخن رسول خدا امام حسن و امام حسین(ع) هستند.گفتنی است که مفسران پس از نقل روایات بسیار در ذیل آیه مباهله بر صحت این برداشت روشن، گواهی می دهند.
  3. سخنان رسول خدا(ص) خود روشن ترین گواه است بر این که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرزندان پیامبر گرامی اند.

در این جا به دو نمونه از سخنان حضرت اشاره می کنیم:

  • الف) «هذان ابنای من احبهما فقد احبّنی؛ حسن و حسین دو فرزند من هستند ، هرکه آن دو را دوست بدارد، مرا دوست داشته است.»
  • ب) «انّ ابنی هذین ریحانتی من الدنیا؛ این دو فرزند من، دو ریحانه من از دنیا هستند.»

منبع:
دیدار آشنا، شهریور و مهر ۱۳۸۷، شماره ۹۶ و ۹۷، صفحه ۶٫(رقیه ندیری)

 

 

 

باکس شناور "همچنین ببنید"

مهاجرت

مهاجرت

کوچ کردن، رفتن از شهری به ‌شهر دیگر و در آن جا وطن کردن، کوچ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 3 =