چهارشنبه , ۴ مرداد ۱۳۹۶

دانش

یَرفَعِ اللهُ الَّذینَ آمنوا مِنکُم وَ الَّذینَ اُوتوا العِلم دَرَجاتٍ؛ خداوند کسانی که ایمان آورده اند و از علم بهره برده اند، درجات عظیمی می بخشد. اسلام دینی است پیش رو و پیش برنده، قرآن کریم برای این که مسلمانان را متوجّه کند که همواره باید در پرتو اسلام در حال رشد و نمو و تکامل باشند، مثلی می‏ آورد، می گوید:  مثل پیروان حضرت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم، مثل دانه ای است که در زمین کاشته شود. آن دانه ابتدا به صورت برگ نازکی از زمین می دمد، سپس خود را نیرومند می سازد، سپس روی ساقه خویش می ایستد. آن چنان با سرعت و قوت این مراحل را طیّ می کند که کشاورزان را به شگفت می آورد. این مثلی است از جامعه ای که منظور قرآن است، نموداری است از آن چه آرزوی قرآن است. قرآن اجتماعی را پی ریزی می کند که به طور دائم در حال رشد و توسعه و انبساط و گسترش باشد. ايمان و عمل صالح چندين بار در آيات قرآن کريم کنار هم نشسته‌اند. از طرفي مي‌توان گفت که صورتي ديگر از نسبت بين تفکّر و زندگي را بايد در نسبت نظر و عمل پي گيري کرد. لذا توجّه به آيات و رواياتي که در باب رابطه‌ي علم (نظر) و عمل آمده است، حاوي بصيرت‌هايي پيرامون فکر و زندگي خواهد بود.

لزوم همراهی علم با عمل
همه شئون حیات انسان به علم وابستگی دارد، به طوری که هیچ کاری و هیچ شأنی از شئون حیات بشر را جز با کلید علم نمی توان انجام داد، اما عالم بدون عمل در واقع بدون علم واقعی می باشد. یکی از فرائض و واجبات اسلامی در ردیف سایر فرائض، طلب و تحصیل علم است. تحصیل و طلب علم بر هر مسلمانی واجب است و اختصاص به طبقه و دسته ای خاص ندارد. قبل از ظهور اسلام بعضی از جامعه های متمدن آن روزگار تحصیل علم را از حقوق و امتیازات بعضی از طبقات می دانستند و برای سایرین چنین حقی قائل نبوده اند، اما در اسلام نه تنها علم به عنوان حق از امتیازات کسی نیست، بلکه به عنوان تکلیف و وظیفه بر همه افراد تحصیل آن فرض و واجب است.  هایدگر در مورد زندگی ارسطو گفت:  او به دنیا آمد، کار کرد و مرد! این به اعتقاد خاص او بر می‌گردد که اگر به جای هستی و جهانِ زمینه‌ی اثر به زندگی صاحب اثر بیندیشیم، آن اثر خود را به روی ما می‌بندد. بر این اساس هایدگر به ندرت درباره‌ی خود گفت و نوشت. (۱) چرا هیدگر که ارسطو را به خاطر توجّه خاصش به حکمت عملی ستود، اینگونه از اعمال زندگی‌اش روبرگرداند؟ به نظر تاکنون پاسخی به این تناقض داده نشده است. دکتر داوری هم با چنین تلقی‌ای سعی می‌کند حساب برخی رفتارهای سیاسی فردید را از افکارش جدا کند. اما داوری چه پاسخی دارد وقتی خود، جدایی نظر از عمل را در سیر تفکر غربی تحلیل می‌کند و می‌توان شواهدی بر وحدت علم و عمل در منظومه‌ی آراء وی یافت؟ نگارنده در اینجا پاسخی به این سؤال از متن افکار نویسندگانِ مورد اشاره ندارد. اما بسیار مناسب است تا به عنوان یک دانشجوی قرآن و حدیث، در رابطه با پرسش رابطه‌ی تفکر و زندگی، نگاهی به پاسخ‌های احتمالی از متن دین بیندازد. در مورد رابطه‌ی تفكر و زندگي مواضع مختلفی را مي‌توانيم بيابيم.

طلبَ العِلم فريضة علي كل مسلمٍ، یعنی؛ جستجو و تحصیل علم بر هر مسلمانی فرض و واجب است. این حدیث از جمله احادیث اسلامی است که شیعه و سنی هر یک به طرق و سندهای خود آن را از رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل کرده اند. این حدیث هیچ استثنائی ندارد، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنائی ندارد، چون مسلم یعنی مسلمان؛ خواه مرد باشد و خواه زن. به علاوه اینکه در بعضی از نقل های کتب تشیع که در بحارالانوار نقل می کند، کلمه “و مسلمه” هم تصریح و اضافه شده است. این حدیث می فرماید:  “فریضه علم یک فریضه عمومی است، اختصاص به طبقه ای یا صنفی یا جنسی ندارد. ممکن است یک چیز مثلا بر جوانان فرض باشد نه بر پیران، بر حاکم فرض باشد و نه بر رعیت، یا بر رعیت فرض باشد نه بر حاکم، وظیفه مرد باشد نه وظیفه زن؛ مانند جهاد و نماز جمعه که فقط بر مردان فرض است، بر زنان فرض نیست، اما این فریضه که نامش فریضه علم است بر هر مسلمانی فرض است و هیچ گونه اختصاصی ندارد.” حدیث دیگر اینکه:  «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد؛ در همه عمر، از گهواره تا گور، در جستجو و طلب علم باشید.» یعنی علم فصل و زمان معین ندارد، در هر زمانی باید از این فرصت استفاده کرد. فردوسی اشاره به همین حدیث می کند و می گوید:  به گفتار پیغمبر راستگوی//زگهواره تا گور دانش بجوی. تحصیل علم و آموزش معارف حتما برای این نیست که انسان فقط بر حقایق مطلع گردد و به همان قناعت نماید، بلکه مزیتی است که در علم هست همان وجود عمل و به دست آوردن مفاخر زندگی است. اگر چه اطلاع بر حقایق امور، خود افتخار و امتیازی است، اما علت غایی آن همان کار و کردار است که وسیله سعادت و تعالی شخصی و نوعی است.فرض کنیم که در اثر تحقیقات دقیق خودمان و پیروی از کتاب آسمانی و گفتار انبیا و اولیا علیه السّلام به مقام ربیع انسانیت پی بردیم و دانستیم حقیقت آدمی از مقام محبت الهی تنزل کرده و یا از اشعه انوار عقل کل به وجود آمده و در واقع از نور خدا آفریده شده است این عقیده بدون عمل چه ثمری دارد. هر گاه این عمل ما را به عملی روشن و نفعی آشکار نرساند، کاری لغو و عبث خواهد بود.

باکس شناور "همچنین ببنید"

فرزندآوری ممنوع

فرزندآوری ممنوع

امام باقر  علیه السّلام فرمود: به خدا سوگند هر كس در يكى از ساعت ‏هایی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × سه =