گیتی

گیتی

جهانی که در آن هستیم، کره زمین، آسمان و … آیات الهی‌اند. مخلوق خدایند. فیض و عنایت اویند. نور، رحمت و برکتند. یادآور خدا به انسانند. دو قانون در جهان حاکم نیست، در مسائل عملی به اعتبارات اعتنا می‌شود، با کمک از اشتباهات گذشته، آینده را می‌توان شناخت، درواقع آنچه گذشته است می‌تواند شاهدی برای آینده باشد.[۱] البته این مسئله در امور عقلی کارایی ندارد چون در مسائل عقلی جز برهان چیزی کارآمد نیست؛ اینکه اگر چنانچه دو امر شبیه هم بودند از اول می‌شود پی به آخر بُرد یا از آخر می‌شود وضع اول را روشن کرد، در صورتی است که اصل جامعی داشته باشند. اگر کسی خواست استدلال کند و از یک مطلبی به مطلب دیگر پی ببرد، هیچ راهی ندارد مگر اینکه بین این دو یک پیوندی باشد؛ این پیوند به این است که یا اولی زیرمجموعه دومی است یا دومی زیرمجموعه اولی است یا هر دو زیرمجموعه یک اصل جامعی‌اند. اگر ما یک اصل کلی نداشته باشیم، هیچ استدلالی ممکن نیست. برای اینکه ما علم می‌خواهیم نه گمان. بيشتر مردم تابع گمان‌اند و گمان نمى‌تواند جاى حق را بگيرد.[۲] ضِرَار از دوستان امام علی (ع) به مکه مُشَرَّف شد، در مکه معاویه را دید، معاویه گفت: تو که از دوستان علی بودی، از حال او ما را باخبر کن. ضرار اول حاضر نشد با معاویه گفتگو کند، ولی اصرار معاویه باعث شد که او از امام علی (ع) بگوید:[۳] شبی علی (ع) را دیدم درحالی‌که در محراب عبادتش ایستاد. دست به محاسن شریف گذاشت، مانند مارگزیده به خود می‌پیچید. مثل یک آدم غمگین گریه و با دنیا گفتگو می‌کرد: ای دنیا از من فاصله بگیر. از من دورباش! تو خودت را می‌آرایی؛ با این‌ها می‌خواهی مرا فریب دهی؟ نسبت به من خودت را طوری نشان می‌دهی که من شوقی به تو پیدا کنم؟ اما بدان من فرصت تو را ندارم. نیازی به تو ندارم.[۴] منظور از «دنیا»، آن است که انسان را از یاد خدا بازمی‌دارد. دنیا این آسمان و زمین نیست، این‌ها آیات الهی‌اند و فیض و فضل خدایند، چیزی که آیه الهی است مخلوق خدا، نور، رحمت و برکت است چراکه انسان را به یاد خدا متذکر می‌کند. نزد عُرَفاُ دُنیا نام عالم شهود است. چیزهایی که انسان را به خود مشغول و از حق بازدارد، دنیاست. در حقیقت دنیا همین عناوین اعتباری است که من باید این‌جور باشم، این برای من است، من این مقام را دارم، من باید جلو بیافتم، حرف من باید باشد، این‌ اعتباریات را دنیا می‌گویند.[۵]

ر ک به:

  1. دنیا
  2. دنیای مرگ
  3. دنیای قضاوت
  4. دنیای كودكان
  5. دنیا مرا فروخت
  6. تجارت خانه دنیا

پانویس:

  • [۱]. إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ أعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، کلمه ۷۶
  • [۲]. وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّاظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَايُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ؛ بيشترشان فقط تابع گمان‌اند و گمان نمى‌تواند جاى حق را بگيرد. هرآینه خدا به كارى كه مى‌كنند آگاه است. یونس، ۳۶
  • [۳]. وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ الضَّبَائِی؛ لَقَدْ رَأَیتُهُ فِی بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَی اللَّیلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِی مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَی لِحْیتِهِ یتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ وَ یبْكِی بُكَاءَ الْحَزِینِ. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، کلمه ۷۷
  • [۴]. یا دُنْیا یا دُنْیا إِلَیكِ عَنِّی، أَ بِی تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَی [تَشَوَّفْتِ‏] تَشَوَّقْتِ، لَاحَانَ حِینُكِ، لَاحَاجَةَ لِی فِیكِ. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، کلمه ۷۷
  • [۵]. دُنیا، نام عالم شهود و نزد عُرَفا آنچه انسان را به خود مشغول سازد و از حق بازدارد. (در مقابل آخرت) از منظر دينى، دنيا ظاهرى دارد و باطنى. ظاهر دنيا غفلت ‏آور و باطن دنيا آخرت است‏. قرآن در سوره های روم، آیه۷ (وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) و منافقون، آیه۹ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لاأَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) این معنی را فرموده است. دُنیا، پست (مقابل عُلیا)، پست‌تر ونزدیک‌تر (مؤنّثِ اَدنی) است. شرح ابن ابي الحديد، ج ۱۸، ص ۲۲۴، داستان ملاقات ضرار با معاويه را سيد رضي ره در نهج‌البلاغه نقل کرده؛ به حکمت ۷۵ مراجعه فرماييد. حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، جلسه درس اخلاق، بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء

باکس شناور "همچنین ببنید"

مسجد صورتی

مسجد صورتی

در شهر بهارنارنج، مسجدی صورتی با جلوه‌هایش دل از هرکسی می‌بَرَد. کاشی‌کاری این مسجد آن‌قدر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *