خانه / آیین زندگی / بدون ارفاق
بدون ارفاق

بدون ارفاق

ثروتمندتر از بیل گیتس Bill Gates

از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمندتر هم هست؟ گفت:

  • بله! فقط یک نفر

پرسیدند: چه كسی؟ بیل گیتس[۱] ادامه داد:

  • در فرودگاه قبل از پرواز چشمم به نشریه‌ها و روزنامه‌ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم آمد، دست کردم توی جیبم که روزنامه را بخرم دیدم که پول خُرد ندارم. خواستم منصرف شوم که دیدم یک پسربچه سیاه‌پوست روزنامه‌فروش، وقتی این نگاه پر توجه مرا دید، گفت:
  • این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
  • گفتم: آخِ من پول خرد ندارم!
  • گفت: برای خودت! بخشیدمش!
  • ۳ ماه بعد برحسب‌تصادف باز توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یك مجله خورد، دست کردم تو جیبم. باز دیدم پول خُرد ندارم. باز همان بچه به من گفت: این مجله رو بردار برای خودت. گفتم:
  • پسرجون چند وقت پیش هم من آمدم یک روزنامه به من بخشیدی. تو هرکسی می‌آید اینجا دچار این مسئله می‌شود، بهش می‌بخشی؟! پسرِ گفت:
  • بله من دلم می‌خواهد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.

به‌قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من ماند که با خودم فکر کردم؛ خدایا! این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید؟! بعد از ۱۹ سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد را پیدا کنم تا جبران گذشته را بکنم. گروهی را تشکیل دادم. گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه می فروخته … یک ماه و نیم تحقیق کردند تا متوجه شدند یک سیاه‌پوست بوده که الآن دربان‌ سالن تئاترِ. خلاصه دعوتش کردند اداره؛ از او پرسیدم:

  • منو می‌شناسی؟ گفت:
  • بله! جنابعالی آقای بیل گیتس معروفید که شما را دنیا می‌شناسند. گفتم:
  • سال‌ها قبل زمانی که تو پسربچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟ گفت:
  • طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود. گفتم:
  • حالا می‌دونی چه‌کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم. جوان پرسید:
  • چطوری؟ گفتم:
  • هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم. (بیل‌گیتس می‌گوید: این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید.) جوان سیاه‌پوست گفت:
  • هر چی بخواهم به من می‌دهی؟ گفتم:
  • هرچی که بخواهی! اون جوان دوباره پرسید:
  • واقعاً هر چی بخواهم؟ بیل گیتس گفت:
  • آره هر چی بخواهی بهت می‌دم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام داده‌ام، به‌اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم. جوان گفت:
  • آقای بیل گیتس نمی‌توانی جبران کنی! گفتم:
  • یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟ گفت:
  • می‌خواهی اما نمی‌توانی جبران کنی! پرسیدم:
  • چرا نمی‌توانم جبران کنم؟ جوان سیاه‌پوست گفت:
  • فرق من با تو در این است که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کند. اصلاً جبران نمی‌کند. با این کار نمی‌توانی آرام بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست! بیل گیتس می‌گوید:
  • همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲ ساله مسلمان سیاه‌پوست.

بدون ارفاق

بدون ارفاق

خانم چِن (Chen) تنها بود. پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد. معلم او را شناخت، اما بدون آن‌که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت:

  • تنها کسی که در امتحان نمرۀ قبولی نگرفته شما هستی! نمره ۹ گرفتی.

پسرک با خجالت و درحالی‌که صورتش سرخ‌شده بود سرش را بلند کرد و گفت:

  • معلم چِن، می‌شود… می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟

خانم چِن با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت:

  • یک نمره ارفاق کنم؟! این ممکن نیست. من طبق جواب‌هایی که در برگۀ امتحانت نوشته‌ای به تو نمره داده‌ام. او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمی‌خواهم به خاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرۀ بهتری بگیری. پسر با صدایی که نشان می‌داد خیلی ترسیده گفت:
  • اما مادرم کتکم می‌زند.

معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک می‌کرد که می‌خواهند بچه‌هایشان بهترین نمره‌ها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمی‌توانست در برابر بچه‌های بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد؛ اما یک موضوع دیگر هم بود. او می‌دانست که کتک خوردن بچه‌ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی‌کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آن‌ها را از تحصیل بازدارد. نمی‌دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جداً اصول را رعایت می‌کرد؛ اما به‌هرحال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس می‌لرزید و به گریه هم افتاده بود. عاقبت رو به پسرک کرد و گفت:

  • ببین! این پیشنهادم را قبول می‌کنی یا نه؟ من به ورقه‌ات یک نمره «ارفاق» نمی‌کنم. فقط می‌توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی ۲ برابر آن را، یعنی ۲ نمره، به من پس بدهی. خوب است؟ پسرک با شادی گفت:
  • چشم! من حتماً در امتحان بعدی ۲ نمره‌ به شما پس می‌دهم.

او با خوشحالی از معلم تشکر کرد و رفت. ازآن‌پس برای این‌که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس می‌خواند. تا این‌که در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزه‌ای داده شد. از پسِ آن «درس» که معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او همیشه ماجرای قرض نمره را به دوستانش تعریف می‌کند و از بازگویی آن همیشه هیجان‌زده می‌شود؛ زیرا می‌داند که نمره‌ای که خانم چن به او قرض داد، آن پسرک جوان بیل گیتس ثروتمند اکنون پولدارترین مرد جهان است!

پانویس:

[۱] . ویلیام هنری «بیل» گیتس: William Henry “Bill” Gates، زاده ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ سیاتل، سرشناس به بیل گیتس، کارآفرین، بازرگان، سرمایه‌دار، نیکوکار و مدیر ارشد اجرایی است که در سال ۱۹۷۵ با مشارکت پل آلن شرکت مایکروسافت را تأسیس نمود. مادرش از کارمندان شرکت IBM بود و بیل این فرصت را به دست آورده بود که بعضی‌اوقات با او به یکی از بزرگ‌ترین غول‌های کامپیوتر دنیا رفته و از نزدیک شاهد نوآوری‌ها، اختراعات و مخترعین دستگاه‌های اداری شرکت‌های رایانه‌ای و راهبردهای مفید کسب‌وکار باشد. از ۱۳ سالگی به علاقه اش به دنیای رایانه پی برد؛ به همین خاطر وارد زنجیره بازار رایانه شد و با دوستانی چون پل آلن بر روی موضوعات کامپیتری از جمله نرم افزارها آغاز به کار کردند. گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت می‌کرد. او به‌قدری کار می‌کرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی‌کرد و به همراه کارمندان خود به‌سختی بر روی پروژه‌های مختلف و سفارش مشتریان کار می‌کرد. وی تا مارس ۲۰۱۷ با دارایی خالص ۸۶ میلیارد دلار، به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته می‌شد. گیتس از ابتدای تأسیس مایکروسافت تا سال ۲۰۰۰ برای مدت ۲۵ سال، به‌عنوان مدیرعامل مایکروسافت فعالیت کرد، همچنین تا ۲۰۱۴ درمجموع ۳۹ سال، ریاست هیئت‌مدیره مایکروسافت را بر عهده داشت. بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام مایکروسافت با شعار «در هر خانه یک رایانه» ایجاد کرد. مایکروسافت انواع زبان‌های برنامه‌سازی را برای رایانه‌های مختلف تولید می‌کرد. در آن زمان مایکروسافت فقط ۴۰ کارمند داشت که شبانه‌روز به‌شدت کار می‌کردند و کل فروش آن فقط ۲٫۴ میلیون دلار در سال بود. در ۱۹۸۰ شرکت آی‌ بی‌ ام برای اینکه از بازار رایانه‌های شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا رایانه خود را که PC نام گرفت و رایانه‌های امروزی نیز مبتنی بر آن هستند بسازد و وارد بازار کند. آی‌ بی‌ ام تصمیم گرفت تا کار نرم‌افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و آی‌ بی‌ ام قراردادی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم‌افزارهای سازگار با رایانه‌های شخصی آی‌ بی‌ ام تولید کند. رایانه‌های جدید آی‌ بی‌ ام از پردازنده‌های ۱۶ بیتی ۸۰۸۸ شرکت اینتل استفاده می‌کرد؛ بنابراین مایکروسافت برای فروش زبان‌های برنامه‌سازی خود به یک سیستم‌عامل ۱۶ بیتی نیاز داشت. در آن زمان شخصی به نام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک رایانه ۱۶ بیتی کوچک ساخته بود و برای آن‌یک سیستم‌عامل ساده ۱۶ بیتی نوشت که نام DOS ۸۶ را برای آن انتخاب کرده بود. بیل گیتس کلیه حقوق سیستم‌عامل DOS ۸۶ را باقیمت ۷۵ هزار دلار به دست آورد. بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS ۸۶ را متناسب با رایانه‌های شخصی آی‌ بی‌ ام تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودند و از آن‌یک سیستم‌عامل قوی ۱۶ بیتی ساختند. مایکروسافت این سیستم‌عامل را ام‌اس-داس نامید. MS-DOS بر روی رایانه‌های شخصی آی‌ بی‌ ام جای گرفتند و آی‌ بی‌ ام درصدی از فروش رایانه‌های PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می‌پرداخت. رفته‌رفته امپراتوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد.بعدها مایکروسافت با تولید سیستم‌عامل گرافیکی ویندوز و محصولات موفق دیگر گام‌های بزرگ‌تری به‌سوی موفقیت برداشت. طبق آخرین آمار بیش از ۹۵ درصد از دارندگان رایانه‌های شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده می‌کنند. درحالی‌که حاضر بیل گیتس با بیش از ۵۰ میلیارد دلار، ثروتمندترین مرد دنیا شناخته‌شده‌ است. او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده است. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد باهوش در این شرکت است.

باکس شناور "همچنین ببنید"

مسجد صورتی

مسجد صورتی

در شهر بهارنارنج، مسجدی صورتی با جلوه‌هایش دل از هرکسی می‌بَرَد. کاشی‌کاری این مسجد آن‌قدر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *