خانه / سرای دانش / تجربی / شعر انقلاب
شعر انقلاب

شعر انقلاب

شعر در دوران هزارساله خود تحولات مختلفی را تجربه کرده است. گاهی به‌حسب فضای حاکم بر جامعه درون‌مایه‌های عرفانی بر شعر غالب بوده، گاهی فضای عاشقانه، گاهی آمیخته به نکات فلسفی و پندآمیز و گاهی نیز آمیخته به تمثیل بوده است. گاهی شعر فقط در دربار شاهان بوده و دورانی نیز وارد کوچه و بازار شده و در بین عامه مردم رواج یافته است. شعر در همه این دوران به‌نوعی روایتگر مفاهیم، اعتقادات، آلام و رنج‌ها، شادی‌ها و عواطف جامعه ایرانی هر عصر بوده است؛ اما وقتی به تاریخ ادبیات نگاه می‌کنیم نقاط عطفی در تاریخ آن مشاهده می‌کنیم که شاید با هیچ دورانی قابل‌مقایسه نبوده است. شعر تا قبل از دوران صفویه سیر طبیعی خود را باافت‌وخیزهای فراوانی طی کرد، اما باروی کار آمدن حکومت صفویه و با توصیه‌های شاهان صفوی شعر آئینی رشد چشمگیری یافت. تا قبل از صفویان غالباً شعر برای مدح شاهان بود و جایگاه خاصی بین مردم نداشت، اما رویکرد صفویه باعث شد نه‌تنها شعر در خدمت اعتقادات و دین قرار بگیرد بلکه کم‌کم از فضای دربار خارج و عامه مردم نیز مخاطب آن قرار گرفتند. اما اگر سیر شعر پس از دوره صفویه تا انقلاب بررسی شود به دو رویداد تأثیرگذار می‌رسیم که علی‌رغم اهمیت اما توفیقی نیافتند و پس‌ازاین دو اتفاق شعر کم‌کم به حالت انزوا درآمد. آن دو اتفاق مهم که در شعر تأثیرگذار بودند ابتدا انقلاب مشروطه بود که پس‌ازانحراف مشروطیت از اهداف اولیه شعر نیز توفیقی نیافت و پس‌ازآن کودتای ۲۸ مرداد نیز سرشکسته و به انزوا فرورفت. در آثار شعرای معاصر با نیمه اول سلطنت شاه، می‌توان به نمونه‌های فراوانی‌ اشاره کرد که اغلب در لفافه و گاه با زبانی عریان و شفاف، بر طبل عدالت‌خواهی می‌کوفتند. بااین‌همه نخستین زمزمه‌های شعری که بعدها به شعر انقلاب گره خورد را می‌توان در سروده‌های حمید سبزواری جست‌وجو کرد؛ زیرا شعر او فقط داعیه‌دار تحول سرنگونی نظام حاکم نبود؛ بلکه وی در آثار خود از همان آغاز می‌کوشید که توأمان هم از مواضع سیاسی سخن بگوید و هم از جهان‌بینی اسلام‌مدارانه خود کوتاه نیاید؛ چنان‌که بعد از کودتا می‌نویسد:

  • به غم نشسته در این تیره شام بی‌سحریم
  • به در خفته در این رهگذار پرخطریم
  • سیاه‌رو شده در پیشگاه وجدانیم
  • سپیدمو شده روزگار درگذریم
  • نهاده گوش‌به‌فرمان عامل زوریم
  • گشاده چشم به دنبال صاحبان زریم…
  • برهنه‌ایم و به شهر خیال شمشیریم
  • گرسنه‌ایم و به دنیای وهم شیر نریم…
  • نه مرده‌ایم که از زندگان بی‌اثریم
  • نه زنده‌ایم که چون مردگان بی‌خبریم
  • وگرنه نیست سزاوار دودمان بشر
  • که خویش را به چنین سیرت آدمی‌ شمریم

دقیقاً بعد از کودتاست که افسردگی جامعه در شعر او نیز دیده می‌شود:

  • بعدازاین ما هم پی شهرت سخن خواهیم گفت
  • زاغ را طاووس و خس را نسترن خواهیم گفت
  • در قصاید از رخ یار و خم گیسوی او
  • در غزل از گونه و چشم و دهن خواهیم گفت…
  • در محیط ما چو حرف حق ندارد مشتری
  • قصه شیرین و عشق کوهکن خواهیم گفت…

در این دوران شعر مدتی با رخوت مواجه شد و به انزوا رفت، در این دوران، شعر غالباً در فضای کافه‌ها و جریانات شبه‌روشنفکری با درون‌مایه‌های نه‌چندان مناسب وجود داشت؛ اما شعر اصیل فارسی پس از دوران کودتای ۲۸ مرداد و با آغاز نهضت انقلاب به رهبری امام (ره) دوباره قوت گرفت و هرچه به انقلاب نزدیک‌تر می‌شویم، شاهد ‌اشعاری هستیم که متناسب با شرایط جامعه است و در مضامینی حماسی، اعتقادی، آزادی‌خواهی اسلامی، حق‌طلبی، ظلم‌ستیزی و… وجود دارد. هرچند تیغ سانسور ‌اشعار متعهد در دوران طاغوت بسیار بُرنده بود و بسیاری از ‌اشعار سانسور می‌شد یا پس‌ازانتشار توسط ساواک توقیف و خمیر می‌شد اما ازآنچه به‌عنوان شعر آن دوران به‌جامانده، چه در قالب شعر، چه سرود و چه شعارهای انقلابی به‌خوبی پیداست که بسیاری از شاعران متعهد آن دوره مانند غلامرضا سازگار، علی موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، حمید سبزواری و تنی چند از شاعران آن دوره با تحولات انقلاب همراه شده‌اند و شعر را در خدمت آرمان‌های انقلاب درآورده‌اند. نمونه بارز آن را در سروده‌های حمید سبزواری می‌توانیم مشاهده کنیم:

  • خمینی‌ای امام، خمینی‌ای امام
  • اي مجاهد اي مظهر شرف
  • اي گذشته ز جان در ره هدف
  • چون نجات انسان شعار توست
  • مرگ درراه حق افتخار توست
  • اين تویی، اين تویی پاسدار حق
  • خصم اهريمنان، دوستدار حق
  • بود شعار تو به راه حق قيام
  • ز ما تو را درود ز ما تو را سلام

پس از پیروزی انقلاب، دو گروه از شاعران ادبیات انقلاب را در حوزه شعر، نشر و گسترش دادند و پس از سال‌ها جایگاه شعر را اعتلایی درخور بخشیدند. عده‌ای از این شاعران که در دوره قبل از انقلاب نیز به‌عنوان شاعرانی مطرح شناخته‌شده بودند مانند حمیدسبزواری، مهرداداوستا، امیری فیروزکوهی، طاهرصفار‌زاده، شهریار و … و عده‌ای نیز که از جوان‌تر‌ها بودند و دوران اوج شعری‌شان بعد از انقلاب آغاز شد مانند قیصرامین‌پور، سیدحسن حسینی، یوسفعلی میرشکاک، علی معلم دامغانی، سلمان هراتی و … انقلاب به واسطه عمق تأثیرگذاری و اهداف انسانی، توانست اقشار مختلف مردم را با خود همسو کند و جامعه‌ای یکپارچه به رهبری امام (ره) به پیروزی برسد. ازآنجایی‌که مفاهیم انقلاب، مفاهیمی ‌دینی بود، نمود آن در ادبیات نیز تبلور یافت و در دوره انقلاب شاهد جریان قدرتمند شعر متعهد هستیم. از مهم‌ترین دستاوردهای شعر انقلاب این بود که شعر را از فضای تاریک و دودآلود کافه‌ها و از میان طبقه به‌اصطلاح روشنفکر بیرون آورد و وارد فضای جامعه کردکه حالا نیاز به ادبیاتی هم‌تراز خود داشت و ادبیات رسمی ‌قبل از انقلاب سنخیتی با آرمان‌های انقلاب نداشت. در یک نگاه، شعر انقلاب را از دو بخش کلی می‌توان موردبررسی قرارداد نخست ازلحاظ قالب ‌اشعار و دوم ازلحاظ محتوا و درون‌مایه‌های شعر.

انقلاب و احیای قالب‌های مهجور شعر فارسی: انقلاب تحولات زیادی در عرصه ادبیات ایجاد کرد، یکی از این تحولات در حوزه‌ احیای مجدد قالب‌های مهجور شعر بود. قالب رباعی ازجمله قالب‌هایی بود که در دوران قبل از انقلاب مورد غفلت واقع‌شد. پس‌ازانقلاب و با تلاش و سرودن رباعی‌های ماندگار شاعران متعهد انقلاب ازجمله سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور حیاتی مجدد یافت. جنگ تحمیلی و حماسه هشت سال دفاع مقدس ازجمله وقایعی بود که شاعرانی مانند سیدحسن حسینی توانستند قالب رباعی را در خدمت آن به‌کار بگیرند. مانند رباعی‌های سیدحسن حسینی:

  • کس چون تو طریق پاک‌بازی نگرفت
  • با زخم نشان سرفرازی نگرفت
  • زین پیش دلاورا، کسی چون تو شگفت
  • حیثیت مرگ را به بازی نگرفت!
  • لب‌تشنه‌ام، از سپيده آبم بدهيد
  • جامي ز زلال آفتابم بدهيد
  • من پرسش سوزان حسينم ياران!
  • با حنجره عشق جوابم بدهيد
  • همواره دلم لبالب از ياد تو باد
  • خورشيد شبم نام سحرزاد تو باد
  • حاشا كه به‌جز حرف تو حرفي بزنم
  • اين حنجره ارزاني فرياد تو باد
  • آنان كه زبان عشق را مي‌دانند
  • لب‌بسته سرود عاشقي مي‌خوانند
  • با رفتنشان ‌ترنم آمدن است
  • خورشيد غروب‌كرده را مي‌مانند

قالب‌های دیگری ازجمله چهارپاره و مثنوی نیز در دوران پس‌ازانقلاب به جریان شعر بازگشتند و شاعران انقلابی در این قالب‌ها آثار ماندگاری خلق کردند.

درون‌مایه‌های شعر انقلاب: شعر انقلاب بیشترین تحول را در درون‌مایه شعر ایجاد کرد، به‌طوری‌که در قرن‌های گذشته نمی‌توان دوره‌ای را یافت که چه ازلحاظ تنوع قالب و چه ازلحاظ گستردگی دامنه محتوای شعر به‌پای دوران انقلاب برسد. درون‌مایه‌های شعر انقلاب را می‌توان به چند بخش مهم تقسیم‌بندی کرد، البته در بیان سیر تطور هریک از این در این مجال کوتاه مختصراً اشاره می‌شود.

  1. نخست حوزه شعر آئینی؛ شعر آئینی که در دوره صفویه ‌ترویج شد و در دوره قاجار ادامه یافت، اما در پایان دوره قاجار و پهلوی به‌خاطر مخالفت‌هایی که با برپایی مناسک مذهبی می‌شد رفته‌رفته مهجور شد اما هرچه به دوران انقلاب نزدیک‌تر می‌شویم شاهد اوج‌گیری مجدد این‌گونه ادبیات اصیل هستیم، منتهی با این تفاوت که این حوزه شعر ضمن بهره‌گیری از تجربیات ادبی گذشتگان، همگام با انقلاب پای در حوزه‌های جدیدی گذاشت. شعر آئینی این‌بار علاوه ‌بر مرثیه و مدح به زندگی سیاسی ائمه، فلسفه قیام عاشورا، نحوه مبارزات ائمه و… پرداخت، حوزه‌ای که در تاریخ ادبیات نمونه‌های بسیار اندکی از آن می‌توان یافت. همچنین باگذشت دو سال از انقلاب و وقوع جنگ تحمیلی، بسیاری از شاعران تطبیقی بین شرایط روز جامعه مانند حماسه‌آفرینی رزمندگان در میدان مبارزه و شهادت آن‌ها، با دوران ائمه و حوادث صدر اسلام ازجمله حادثه عاشورا برقرار کردند و در ‌اشعارشان به آن دوران پُل زدند. نکته دیگر در ادبیات آئینی شعر فاطمی ‌است، در دوران پس‌ازانقلاب از قرن‌ها پیش تا کنون نمونه‌های اندکی از شعر فاطمی ‌وجود دارد. هرچند این مسئله ناشی از مخالفت حکومت‌های مختلف با انتشار پرداختن به این موضوع بوده اما در دوران انقلاب شاهد شکل‌گیری یک جریان تأثیرگذار و منسجم به نام شعر فاطمی ‌هستیم در نوع خود و در تاریخ ادبیات فارسی بی‌نظیر است.
  2. دوم شعر اعتراض: شعر اعتراض از حوزه‌های مهم شعر است که در دوره قبل از انقلاب تقریباً فراموش‌شده بود اما در دوره پس‌ازانقلاب و از همان سال‌های نخستین انقلاب و حتی دوران دفاع مقدس شاعران انقلاب به آن توجه ویژه‌ای داشتند. آنجا که قیصر می‌گوید:
  • آسمان تعطیل است
  • بادها بیکارند
  • ابرها خشک و خسیس
  • هق‌هق گریه خود را خوردند
  • من دلم می‌خواهد
  • دستمالی خیس
  • روی پیشانی تب‌دار بیابان بکشم
  • دستمالم را اما افسوس
  • نان ماشینی
  • در تصرف دارد
  • آبروی ده ما را بردند!

که در این شعر قیصر به هجوم مدرنیته و تغییر سبک زندگی‌های سنتی و سالم جامعه اعتراض دارد. ‌اشعاری که علیرضاقزوه در دهه ۶۰ سروده است نیز از نمونه‌های خوب شعر اعتراض محسوب می‌شوند:

  • دسته‌گل‌ها دسته‌دسته می‌روند از یادها
  • گریه کن ‌ای آسمان در مرگ طوفان‌زادها
  • سخت گمنامید اما ‌ای شقایق‌سیرتان
  • کیسه می‌دوزند بانام شما شیادها…
  • داد زد چرا کسی به دادمان نمی‌رسد؟
  • دست‌های عاشقانه تا دهان نمی‌رسد!
  • داد زد تمام چیزهای خوب از شماست
  • نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی‌رسد؟
  • گفت: ‌ای خدای مهربان به من بگو چرا
  • حرف‌های ما به گوش آسمان نمی‌رسد؟
  • گفتم آری آری اعتراض و عشق، حق ماست
  • حق مردمی که دست‌شان به نان نمی‌رسد
  • منکران عشق را نگاه کن، تمام‌شان
  • عاشق‌اند و عاشقی به فکرشان نمی‌رسد
  • آه دنیا باز در مرگ شقایق صبر کرد
  • آه لعنت بر زبان‌بسته ناقوس‌ها
  • کو قلمدان صداقت کو مرکب‌دان درد
  • حسن خود را می‌نمایانند این طاووس‌ها

سیدحسن حسینی نیز که از پیشگامان شعراعتراض بوده در برخی از سروده‌های خود جامعه را از انحرافاتی که کم‌کم در جامعه نمایان شده انذار می‌دهد. او در یک مثنوی می‌نویسد:

  • ماجرا این است کم‌کم کمّیت بالا گرفت
  • جای ارزش‌های ما را عرضه کالا گرفت
  • احترام «یاعلی» در ذهن بازوها شکست
  • دست مردی خسته شد، پای‌ ترازوها شکست
  • فرق مولای عدالت بار دیگر چاک خورد
  • خطبه‌های آتشین متروک ماند و خاک‌خورد
  • زیر باران‌های جاهل، سقف تقوا نم کشید
  • سقف‌های سخت، مانند مقوا نم کشید
  • با کدامین سِحر از دل‌ها محبت غیب شد؟
  • ناجوانمردی هنر، مردانگی‌ها عیب شد؟
  • خانه دل‌های ما را عشق، خالی کرد و رفت
  • ناگهان برقِ محبّت، اتصالی کرد و رفت!
  • سرسرای سینه‌ها را رنگِ خاموشی گرفت
  • صورت آیینه زنگار فراموشی گرفت
  • باغ‌های سینه‌ها از سروها خالی شدند
  • عشق‌ها خدمت‌گزار پول و پوشالی شدند…
  • آتشی بی‌رنگ در دیوان و دفترها زدند
  • مُهر «باطل شد» به روی بال کفترها زدند!

۳. سوم شعر عاشقانه: از دیگر حوزه‌های مهم شعری که در دوران پس‌ازانقلاب فضای تازه‌ای را تجربه کرده است شعر عاشقانه است. در دوران قبل از انقلاب و خصوصاً در دوران پهلوی، شعر عاشقانه و اصیل فارسی رفته‌رفته دچار انحراف شد و به مسائل جنسی نزدیک می‌شد، اما شکل‌گیری انقلاب و دمیدن روح انقلاب در همه عرصه‌ها و شئون زندگی مردم این‌گونه شعری را نیز به مسیر اصلی خود برگرداند و شعر عاشقانه عفیف جایگزین شعر‌های عاشقانه عریان شد.

مهدی چراغ‌زاده

باکس شناور "همچنین ببنید"

مسجد صورتی

مسجد صورتی

در شهر بهارنارنج، مسجدی صورتی با جلوه‌هایش دل از هرکسی می‌بَرَد. کاشی‌کاری این مسجد آن‌قدر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *