خانه / آیین زندگی / نرم‌دلی
مهربانی

نرم‌دلی

برخی چنان دل‌رحم و نرم‌دل می‌شوند که مظهر عشق و محبت، شفقت و رحمت می‌شوند. نرم‌دلی و مهربانی این‌گونه است که به‌جای تنفر و عداوت کینه و نفرت ابراز عشق و انسانیت را در پیش می‌گیرند تا دنیا و آخرت خود و دیگران را آباد ‌سازند. دلیل رسیدن به این مقام در قرآن چیست؟

خدا، انسان را آینه همه صفات کمالی خویش می‌داند. از همین رو شأنیت و منزلت این مقام را یافته تا بتواند در مقام خلافت الاهی و جانشینی او قرار گیرد.[۱] هرچند که این صفات کمالی شامل صفات جلال و جمال الاهی هم هست؛ چنان‌که خدا می‌فرماید: ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند؛ زیرا همواره رحمت الاهی پیشتاز بر غضب است و در رحمت برخاسته از اسم «الرحمن» بر همه هستی خودنمایی کند.[۲] کسی که مظهر عشق و محبت الاهی است، همه صفات الاهی در حالت تمامیت خودش در او بروز می‌کند و تجلی‌گاه همه آن‌ها در بالاترین مرتبۀ و نهایت آن می‌گردد و انسانیت او به‌گونه‌ای می‌شود که رحمت و جمال الاهی را به نمایش می‌گذارد؛ اما هستند کسانی که نه‌تنها به جنبه‌های رحمت الاهی بی‌توجه یا کم‌توجه هستند، بلکه آن را دفن می‌کنند، به‌گونه‌ای که از مسیر اصلی انسانیت خارج‌شده و گرفتار سقوط شده و درنهایت باآنکه در ظاهر انسان‌اند، اما انسان حیوان یا انسان نبات یا انسان جماد می‌شوند. انسان جماد برخی از این افراد به‌گونه‌ای است که در پست‌ترین حالات جماد قرار می‌گیرند به‌طوری‌که سوخت دوزخ می‌شوند و هیچ‌گونه نمادی از رحمت الاهی در آن‌ها ظهور و تجلی ندارد.[۳] از همین رو در توصیف برخی از آنان است که: دل‌ها چون سنگ، سخت گردد، حتى سخت‌تر از سنگ كه از سنگ گاه چون شكافته شود، جوي آب روان شود و پاره‌ای از آن‌ها براثر خوف و ترس خدا از فراز کوه به زیر فرو غلتند.[۴] کسی که جانشین خدا قرار می‌گیرد پس از تعقل و شناختی که بر اساس خرد دارد، حاضر است تا حق را بپذیرند و حقیقت را قبول کند.[۵] در مقابل کسانی هستند که نمی‌توان از آنان انتظار داشت تا موضع‌گیری مطابق حقیقتی داشت که ازنظر عقلی بدان رسیده‌اند؛ زیرا طغیان‌ورزی و برتری‌جویی آنان است ‌که باآنکه دل‌هايشان بدان يقين کامل داشت یا از روى ظلم، تکبر و برتری‌جویی آن را انكار كردند. چنین افرادی درجایی که تحت‌فشار اجتماعی باشند به نفاق گرایش می‌یابند. در حقیقت آنان می‌دانند که حقیقت چیست، ولی برای اینکه مؤمنان به‌حق دست نیابند و از آن بهره نگیرند، خواهان کتمان حق می‌شوند.[۶] کسی که نماد رحمت الاهی است، در عوامل و نشانه‌های آن می‌توان به مواردی‌ اشاره کرد:

  1. پذیرش حقّ: حقیقت را می‌شناسند و به آن پشت نمی‌کنند. این افراد نسبت به خدا و آخرت و در حقیقت امور غیبی و غیرحسی واکنش منفی نداشته و آن را دروغ نمی‌دانند.[۷] اهل تقوای الاهی با کسب رضایت الاهی خوشبخت‌اند.[۸] ازنظر قرآن، کسانی می‌توانند به خوشبختی برسند و نماد رحمت باشند که ازنظر ذهنی و قلبی، در مقام عمل صالح، باشند و این‌گونه با تزکیه جان و نفس، خود را در برابر خدا به نمایش گذارند و ازنظر اجتماعی نیز به‌جای تقدم و ایثار دنیا بر آخرت، آخرت را بر دنیا تقدم بخشند.[۹]
  2. یادخدا: کسانی که اهل ذکر الهی باشند. اهل ذکر شامل تمام کسانی هستند که علم و آگاهی بیشتری دارند و نسبت به خدا خشیت دارند.[۱۰]
  3. دعا: کسانی که اهل دعا و نیایش هستند، بستری برای خوشبختی و نرم‌دلی خویش فراهم می‌آورند و ارتباطی با خدای خویش برقرار می‌کنند.[۱۱]
  4. «بر»: کسانی که نیکی گسترده نسبت به والدین دارند، اهل رحمت هستند و برّ به والدین خویش دارند.[۱۲]
  5. فراهم آوری ره‌توشه: هرکسی که ره‌توشه برای آخرت خویش باایمان و عمل صالح فراهم آورده است، اهل خوشبختی بوده و انسانی رحیم و نرم‌دل خواهد بود.[۱۳] کسی که سرمایه‌ای به دست آورده، به خوشبختی ابدی می‌رسد.[۱۴] در مقابل اهل شقاوت هنگامی متوجه خسران ابدی خویش می‌شوند خواهان بازگشت است، اما نمی‌تواند بازگردد.[۱۵]
  6. پذیرش هدایت: کسانی که حاضر می‌شوند هدایت‌های تشریعی الاهی را می‌پذیرند و بر اساس آموزه‌های پیامبران عمل می‌کنند، در دنیا و آخرت از رحمت الاهی بهره‌مندند.[۱۶]
  7. انفاق: ترجیح آخرت بر دنیا با انفاق و صدقات و مانند آن‌ها‌ در انسان دل‌رحمی را تقویت می‌کند و دل انسان را زنده می‌سازد.[۱۷]

مهربانی

پانویس: [۱] بقره، آیات ۳۰ و ۳۱. [۲] وَ يَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ؛ و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند. تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ؛ خجسته باد نام پروردگارشكوهمندوبزرگوارت. الرحمن، آیات ۲۷ و ۷۸ [۳] إِنَّكُمْ وَ مَاتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ؛ در حقيقت، شما و آنچه غير از خدا مى‌پرستيد، هيزم دوزخيد. شما در آن وارد خواهيد شد. انبیاء، آیه ۹۸ [۴] ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ۚ وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ پس‌ازآن دل‌های شما چون سنگ، سخت گرديد، حتى سخت‌تر از سنگ كه از سنگ گاه جوی‌ها روان شود و چون شكافته شود آب از آن بيرون جهد و گاه از ترس خدا از فراز به نشيب فرو غلتد و خدا ازآنچه مى‌كنيد غافل نيست.بقره، آیه ۷۴. [۵] أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْكَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ آيا طمع داريد كه [اينان‌] به شما ايمان بياورند؟ باآنکه گروهى از آنان سخنان خدا را مى‌شنيدند، سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مى‌كردند و خودشان هم مى‌دانستند. بقره، آیات ۷۵ [۶] وَ جَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ؛ و با آن‌که دل‌هایشان بدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند. پس ببين فرجام فسادگران چگونه بود. نمل، آیه ۱۴ [۷] لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى؛ جز اهل شقاوت بدان درنيفتد. الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ؛ آن كه تكذيب كرد و رويگردان شد. لیل، آیات ۱۵ و ۱۶. [۸] لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ۱۵ کسی جز بدبخت‌ترین مردم وارد آن نمی‌شود؛ الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ۱۶ همان کس که (آیات خدا را) تکذیب کرد و به آن پشت نمود! وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ۱۷ و به‌زودی باتقواترین مردم از آن دور داشته می‌شود. الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ ۱۸ همان کس که مال خود را (درراه خدا) می‌بخشد تا پاک شود. وَ مَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَىٰ ۱۹ و هیچ‌کس را نزد او حق نعمتی نیست تا بخواهد (به این وسیله) او را جزا دهد، إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ ۲۰ بلکه تنها هدفش جلب رضای پروردگار بزرگ اوست؛ وَ لَسَوْفَ يَرْضَىٰ ۲۱ و به‌زودی راضی و خشنود می‌شود. لیل، آیات ۱۵ تا ۲۱ [۹] فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْري‏۹ سَيَذَّکَّرُ مَنْ يَخْشي‏۱۰ وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَي ۱۱ الَّذي يَصْلَي النَّارَ الْکُبْري‏۱۲ ثُمَّ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيي‏۱۳ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّي ۱۴ وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّي ۱۵ بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ۱۶ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقي‏۱۷. ۹) پس اگر تذکر و اندرز براى کسانى سود بخشد، آنان را یادآورى کن و اندرز ده.۱۰) به‌زودی آن‌کس که از خدا بیم دارد متذکّر خواهد شد.۱۱) و آن‌کس که تیره‌بخت‌ترین است و در دل از خدا بیمى ندارد، از تذکار قرآن دورى خواهد گزید،۱۲) همو که به بزرگ‌ترین آتش درمی‌آید و در آن ماندگار می‌شود.۱۳) آنگاه نه در آن می‌میرد تا عذاب نبیند و نه از آن رهایى می‌یابد تا به حیاتى آسوده رسد.۱۴) قطعاً نیکبخت شد کسى که خود را از پلیدی‌ها و وابستگی‌های مادّى پاک ساخت،۱۵) و نام پروردگارش را یادکرد و نماز گزارد.۱۶) شما به آخرت دل نمی‌بندید و به پاکى نمی‌گرایید  بلکه زندگى دنیا را برمی‌گزینید، ۱۷) درصورتی‌که سراى آخرت بهتر و پاینده‌تر است. اعلی، آیات ۹ تا ۱۷ [۱۰] همان [۱۱] قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِيًّا؛ گفت: پروردگارا، من استخوانم سست گردیده و قدرتم کم شده و پیرى در سرم شعله گونه برافروخته و فراگیر شده است و تاکنون ـ پروردگارا ـ هرگاه تو را خوانده‌ام از اجابت دعا محروم نبوده‌ام. مریم، آیه ۴ [۱۲] وَ بَرًّا بِوالِدَتي‏ وَ لَمْ يَجْعَلْني‏ جَبَّاراً شَقِيًّا؛ و مقرّر داشته است که به مادرم نیکوکار باشم و مرا زورگو و پندناپذیر قرار نداده است. مریم، آیه ۳۲ [۱۳] عصر، آیات ۱ تا ۳ [۱۴] مؤمنون، آیات ۱۰۳ تا ۱۰۶ [۱۵] مؤمنون، آیات ۱۰۶ تا ۱۰۸ [۱۶] لیل، آیات ۱۵ تا ۲۱ [۱۷] حب الدنیا رأس کل خطیئه؛ دنیادوستی سرمنشأ همه گناهان است. کافی، ح ۲، باب حب الدنیا و الحرص علیها. ح ۸

باکس شناور "همچنین ببنید"

وقــــت ملاقات

وقــــت ملاقات

در حریم قدسی‌‌ات بال مناجاتی بده.گنبدت دل می‌‌برد، وقت ملاقاتی بده دست‌هایم خالی از پیش …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *