خانه / سرای پرسش / حدیثی / بزرگ‌ترین نعمت‌ِالهی
بزرگ‌ترین نعمت‌الهی

بزرگ‌ترین نعمت‌ِالهی

همیشه ما در نعمت هستیم. نعمت هم آن‌قدر زیاد است که هیچ‌کسی نمی‌تواند بشمارد. از دست و زبان که برآید // کز عهده شکرش به درآید. بشر همیشه در نعمت غرق است. نکته مهم این است که فقط یک عدّه خاص، مثلاً آن‌هایی که خدایی شدند، در نعمت نیستند. ما هم در نعمت هستیم ولی درک نمی‌کنیم. آن دوست خدا، آن‌هایی که خدایی شدند، آنان هم که می‌فهمند، در نعمت هستند. آن‌هایی که نعمت‌های خدا را یادآوری می‌کنند، در نعمت هستند. آن‌هم که اصلاً نعمت‌های خدا را، یادآوری نمی‌کنند و نمی‌دانند چه خبر است، آنان هم در نعمت هستند. لذا همه دائم در نعمت الهی هستند. جالب است که فقط انسان نیست که در نعمت است، بلکه همه موجودات در نعمت هستند. هر که و هر چه آفریده‌شده، باید بگوییم: در نعمت است. بدون نعمت، اصلاً هیچ‌کسی توفیق رشد و نمو ندارد. خود خلقت و آفرینش، آسمان‌ها و زمین، کُرات و … در سایه نعمت الهی رشد کرده‌اند. منتها دو حال دارد، یک نعمت است که انسان می‌فهمد و یک نعمت است که انسان نمی‌فهمد و از وجود آن نعمت غافل است. از میان این نعمت‌ها، سه نعمت داریم که به سفارش امام هادی (ع) با شکر این سه نعمت است که خدا به ما، در مقابل سپاسگزاری از آن‌ها، سه خزینه پربها و سه گنجینه ارزشمند داده است. ابوهاشم از یاران امام هادی علیه‌السّلام است.[۱] در زندگی گرفتار سختی شدیدی شد، تصمیم گرفت خدمت امام (ع) برسد. امام (ع) اجازه ورود دادند؛ پیش‌ازاین که ابوهاشم حرفی بزند، امام (ع) فرمودند: کدام‌یک از نعمت‌های الاهی است که تو بخواهی و بتوانی شکر نعمت آن را به‌جای بیاوری؟ اگر مشکلاتت را در زندگی می‌بینی، نعمت‌هایی را هم که خدا نصیبت کرده، ببین. ابوهاشم خاموش شد و نمی‌دانست چه بگوید. امام (ع) فرمود: «ای أباهاشم! خداوند، ایمان را روزی تو کرد و به‌وسیله آن به سعادت رسیدی! تندرستی را نصیبت نمود و به‌واسطه آن، تو را بر اطاعت از دستورات الاهی و انجام آن، یاری کرد و قناعت را به تو ارزانی داشت و با این نعمت، تو را از اسراف بازداشت.»[۲] اگر کسی سه نعمت ایمان، سلامتی و قناعت را که امام (ع) برشمردند، دارد باید خدا را شکر کند و اگر ندارد باید به دنبال کسب آن‌ها باشد. ما گاهی فقط گرفتاری‌ها را می‌بینیم و از نعمت‌ها غافلیم؛ نعمت‌های خداوند بسیار بیشتر از سختی‌ها است، اما ما تنها به مشکلات توجه داریم. اگر به نعمت‌های الاهی توجه داشته باشیم، مشکلات برای ما آسان‌تر می‌شود؛ اگر به نعمت‌های الاهی توجه داشته باشیم، نسبت به طاعت و بندگی خدا میل و علاقه پیدا می‌کنیم که مشکلات تحت تأثیر نعمت‌ها قرار می‌گیرد. از صفات زیبا و ارزشمند که در اسلام بسیار به آن توجه و سفارش و تأکید شده، خصلت قدرشناسی و سپاس‌گزاری است. بعضی وقت‌ها زندگی به خاطرمشکلات مالی آن‌قدر به انسان سخت می‌شود که ممکن است دست به شکایت بزند یا خدایی نکرده کفر بگوید! این شکایت‌ها و … یک دلیل بیشتر ندارد و آن‌هم چیزی نیست جز غفلت! غفلت از چی؟ غفلت از نعمت‌های الهی. بله اگر انسان از نعمت‌های الهی غافل شد آن‌وقت است که آدمی ناشکر و ناسپاس می‌شود؛ بنابراین یک‌راه ساده برای برون‌رفت از این مشکل، این است که انسان به نعمت‌های خدا توجه کند و شاکر باشد. یکی از نمونه‌های شکرگزاری از نعمت‌های خدا این است که امام هادی (ع) فرمود. این‌که انسان به هر چیزی که خدای متعال روزیش کرده، قانع باشد. اگر انسان قناعت‌پیشه شد دیگر سفره‌ی دلش پیش هرکسی باز نمی‌کند و آبرو خودش را پیش هرکسی نمی‌برد. حضرت موسی (ع) از خدا سؤال کرد: من چگونه محبت تو را در بندگانت قرار دهم؟ خطاب شد: نعمت‌هایی را که به آنان دادم، برایشان یادآوری کن.[۳] یادآوری نعمت‌ها باعث می‌شود که محبت انسان نسبت به خداوند و طاعت و بندگی انسان بیشتر شود. توجه به نعمت‌های خداوند، سختی‌های زندگی را کمرنگ می‌کند و غفلت از نعمت‌های الاهی فقرآور است. اگر به نعمت‌های الاهی در کنار مشکلات زندگی توجه داشته باشیم، بر سختی‌های ظاهری دنیا غلبه می‌کنیم. نعمت عافیت و سلامتی از نعمت‌های بزرگ است. از پیامبر (ص) پرسیدند: در شب قدر چه حاجتی از خدا بخواهیم، حضرت (ص) فرمودند که از خداوند طلب عافیت و سلامتی داشته باشید.[۴] امروز بسیاری افراد دچار بیماری‌های صعب‌العلاج هستند که نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارند و ما باید نعمت سلامتی را قدر بدانیم. خداوند نعمت‌های فراوانی نصیب ما کرده است که اگر توجه کنیم سختی‌های زندگی برای ما کمرنگ می‌شود؛ گاهی نعمت‌ها نادیده گرفته می‌شود، داشتن فرزند صالح و همسر پاک و عفیف ازجمله نعمت‌هایی است که گاهی نادیده می‌گیریم. امام هادی (ع) از سال ۲۲۰ تا ۲۴۳ هجری در مدینه امامت می‌کردند، امام هادی (ع) شاگردان و اصحابی داشتند و از راه‌های مختلف در مسیر مکتب الهی هدایت می‌کردند. ز سال ۲۴۳ وقتی فرماندار مدینه دید که ارتباط مردم با حضرت زیاد شده، از طریق متوکل، آن حضرت (ع) را به سامرا تبعید کردند و امام هادی (ع) به مدت ۱۱ سال در سامرا بودند.[۵]

امام علی النقی الهادی (ع)
در ۳ رجب ۲۵۴ هـ ق به شهادت رسید.
پانویس: [۱] اصحاب امام دهم کسانی هستند که در منابع از آن‌ها به‌عنوان راوی، وکیل و صحابی امام هادی (ع)، یادشده و حدود ۱۹۳ صحابی امام علی النقی معرفی‌شده‌اند. داوود بن قاسم بن اسحاق (درگذشت ۲۶۱ ق)، مشهور به ابوهاشم جعفری و داوود بن قاسم جعفری، از اصحاب چهار تن از امامان؛ ازجمله امام رضا (ع)، امام جواد (ع)، امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) بوده و از راویان مورد اعتماد و نامدار به شمار می‌رود. وی در جمادی‌الاول ۲۶۱ ق در سامراء درگذشت. خطیب بغدادی فرمود: وی در ۲۵۲ ق از مدینة السلام (بغداد) به سامراء تبعید و تا آخر عمر در آنجا بود. قبر وی در بغداد مشهور است. دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، صص ۲۸۷-۲۹۰، طبری، تاریخ، ج ۹، ص ۳۲۸، اصفهانی، ص ۶۶۵؛ نیز نکـ: طوسی، الفهرست، ص ۶۷، خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۳۶۹ و مروج الذهب، ج ۲، ص ۵۵۳. [۲] حَدَّثَنَا الْحُسَینُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِی قَالَ حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِی قَالَ: أَصَابَتْنِی ضِیقَةٌ شَدِیدَةٌ فَصِرْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَأَذِنَ لِی فَلَمَّا جَلَسْتُ قَالَ یا أَبَا هَاشِمٍ أَی نِعَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیكَ تُرِیدُ أَنْ تُؤَدِّی شُكْرَهَا قَالَ أَبُو هَاشِمٍ فَوَجَمْتُ فَلَمْ أَدْرِ مَا أَقُولُ لَهُ فَابْتَدَأَ ع فَقَالَ رَزَقَكَ الْإِیمَانَ فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَكَ عَلَى النَّارِ وَ رَزَقَكَ الْعَافِیةَفَأَعَانَتْكَ عَلَى الطَّاعَةِ وَ رَزَقَكَ الْقُنُوعَ فَصَانَكَ عَنِ التَّبَذُّلِ یا أَبَا هَاشِمٍ إِنَّمَا ابْتَدَأْتُكَ بِهَذَا لِأَنِّی ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُرِیدُ أَنْ تَشْكُوَ إِلَی مَنْ فَعَلَ بِكَ هَذَا وَ قَدْ أَمَرْتُ لَكَ بِمِائَةِ دِینَارٍ فَخُذْهَا. الأمالی (للصدوق)؛ النص؛ الصدوق الأمالی على بن محمد ابن‌بابویه ۱۳۷۶ ش، چاپ ششم، تهران، ص ۴۱۲. ابو هاشم جعفری گوید: در تنگنای سختی از زندگی گرفتار شدم، به حضور امام هادی (ع) رفتم، وقتی در محضرشان نشستم، فرمود: ای اباهاشم درباره كدام نعمتی كه خداوند به تو داده، می‌توانی شكرگذار او باشی؟ من ساكت شدم. ندانستم چه بگویم. امام (ع) فرمود: خداوند ایمان را روزی تو كرد و به‌وسیله آن بدنت را از آتش دوزخ مصون كرد و عافیت و سلامتی را نصیب تو گردانید و تو را بر اطاعتش یاری نمود و به تو قناعت بخشید و از اینكه خوار و بی‌آبرو گردی حفظ كرد. ای ابا هاشم من در آغاز این نعمت‌ها را به تو یادآوری كردم چراکه گمان بردم می‌خواهی از آن‌کسی كه آن نعمت‌ها را به تو بخشیده است شكایت كنی و من دستور دادم صد دینار به تو بپردازند آن را دریافت كن. قصه‌های تربیتی چهارده معصوم (ع)، محمدرضا اکبری و بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۲۹، شماره ۷، به نقل از امالی، صدوق، ص ۳۳۶ و ۳۳۷، ح ۶۴. [۳] به یاد آنان آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را که چطور شمارا نجات داد. وَ إِذ قالَ موسىٰ لِقَومِهِ اذكُروا نِعمَةَ اللَّهِ عَلَيكُم إِذ أَنجاكُم مِن آلِ فِرعَونَ يَسومونَكُم سوءَ العَذابِ وَ يُذَبِّحونَ أَبناءَكُم وَ يَستَحيونَ نِساءَكُم ۚ وَ في ذٰلِكُم بَلاءٌ مِن رَبِّكُم عَظيمٌ: و (به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به یاد داشته باشید، زمانی که شمارا از (چنگال) آل فرعون رهایی بخشید! همان‌ها که شمارا به بدترین وجهی عذاب می‌کردند؛ پسرانتان را سر می‌بریدند، وزنانتان را (برای خدمتکاری) زنده می‌گذاشتند؛ و در این، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود!» سوره ابراهيم آیه ۶. وَ إِذ تَأَذَّنَ رَبُّكُم لَئِن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُم ۖ وَ لَئِن كَفَرتُم إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ: و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است!» سوره ابراهيم آیه ۷. از دست و زبان که برآید//کز عهده شکرش به درآید. اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکورِ: اى خاندان داود، براى سپاسگزارى كارى كنيد و اندكى از بندگان من سپاسگزارند. (سورهٔ سبأ، آیهٔ ۱۳) گلستان » سعدی » دیباچه » باب اول در سیرت پادشاهان. [۴] مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۴۵۸. [۵] امام علی بن محمد (ع) امام دهم معروف به هادی و نقی در ۳ رجب یا ۳ و ۲۵ جمادی‌الثانی، ۲۵۴ هجری قمری، در سامرا به شهادت رسید. الارشاد شیخ مفید، ص ۶۴۹؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج ۲، ص ۳۸۴.

باکس شناور "همچنین ببنید"

استبداد رأی

استبداد رأی

هر کس خودرأی باشد، گمراه می‌شود و هر کس از عقل دیگران خود را بی‌نیاز …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *