خانه / آیین زندگی / راه رستگاری
راه رستگاری

راه رستگاری

تنها مومنان هستند که از نظر روحی و روانی احساس خوشایندی از آینده دارند؛ زیرا بر این باورند که مومنان با واسطه‌های رستگاری و نجات به سعادت ابدی و واقعی رسیده و در بهترین صورت و کامل ترین شکل آسایش و آرامش ابدی را تجربه خواهند کرد. تجربه این رستگاری و نجات، همراه با آرامش و آسایش پایا و مانا را می‌توان به دست آورد، اما چگونه می توان این رستگاری و نجات را در آینده تضمین کرد؟ اینجاست که شناخت راه رستگاری و نجات به عنوان یک مسئله مهم و اساسی مطرح می‌شود. خدا در قرآن، راه‌های گوناگونی را به عنوان «سبل‌السلام» یعنی راه‌های سلامت برای رستگاری و نجات انسان مطرح می‌کند که در چارچوب کلی صراط مستقیم قرار می‌گیرد. واسطه‌های رستگاری و نجات انسان و یکی از راه‌های سلامت توجه به آفریده های خداوندی، در شکل انفاق و کمک مالی به نیازمندان، سائل و محروم است. هر کسی بر آن است تا راه‌های رستگاری و نجات را بشناسد و در چارچوب آن حرکت و عمل کند. بسیاری از مردم به سبب فطرت پاک و سالم خویش، به طور طبیعی گرایش به رستگاری و نجات و دستیابی به سعادت ابدی و دائمی دارند؛ با این همه به دلیل وسوسه‌های بیرونی و خواسته‌های نفسانی درونی، در مسیری دیگر گام بر می‌دارند که بر خلاف رستگاری و نجات است. اینکه فروغی بسطامی می‌سراید:

  • کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را؟
  • کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را؟
  • غیبت نکرده‌ای که شوَم طالب حضور
  • پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را
  • با صد هزار جلوه برون آمدی که من
  • با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
  • چشم به صد مجاهده آینه‌ساز شد
  • تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را

بدان معناست که خدا برای هر کسی با توجه به شرایط آن فرد از در رحمت بر او جلوه‌گری می‌کند تا هر کسی بتواند خدا را بشناسد و به سوی او برود. بنابراین اگر نگوییم برای هر نفس انسان یک تجلی خدایی است تا راه حق از باطل بشناسد، دست کم برای هر یک از نفوس، تجلی و راهی است که به سوی خدا می رود. به این معنا که «الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق» است. پس هر کسی می تواند با مراجعه به فطرت سالم و عقل سلیم خویش، خدا را در خود بجوید و راه سلامت را بیابد. با این تفاوت که این راه های کوچک که در دل هر آدمی است، همانند نهرها و جوی‌هایی است که می بایست به رود عظیم، صراط مستقیم بپیوندد تا از آثار آن بهره گیرد؛ زیرا در صراط مستقیم افزون بر تجلیات رحمت رحمانی و بهره‌مندی از عقل و خرد فردی، عقل جمعی خردمندان و فراتر از آن، رحمت رحیمی است که در شکل هدایت شرعی و وحیانی تحقق یافته است. بنابراین هر نهری اگر بخواهد به دریای عظیم و بیکران الوهیت برسد، می‌بایست در رود بزرگ صراط مستقیم جاری شود تا به اقیانوس برسد، وگرنه یا در خاک فرو می‌رود یا در بیابانی گم می‌شود و یا آنکه به هر دلیل درونی و بیرونی هرگز به اقیانوس نمی‌رسد. هر راهی که انسان را به خدا برساند، راه سلامت است. با این تفاوت که برخی از راه‌ها، بزرگراهی با امنیت و امکانات کامل و کوتاه و مطمئن است و برخی دیگر، راه های پر پیچ و خمی است که هر آن، امکان سقوط و یا گمراهی در آن وجود دارد. انسانی که با راه‌های سلام و سلامت خویش، به صراط مستقیم می‌رسد و بدان می‌پیوندد، در کوتاه‌ترین، بهترین، زیباترین و متعادل‌ترین راه قرار می‌گیرد که از همه امکانات امنیتی و رفاهی و تفریحات سالم برخوردار می‌باشد. انسان می‌بایست از سبل السلام و راه‌های سلامت‌، خود را به صراط مستقیم الهی برساند و در امنیت کامل و آرامش و آسایش طی مراحل بکند تا به اقیانوس وحدت کمالی برسد.

عبادت به جز خدمت خلق نیست: از راه‌هایی که از آن می‌توان به راه‌های سلامت یاد کرد، راه  خدمت به خلق و آفریده‌های الهی، احسان است که خود عبادتی تمام و خالصانه است. احسان همواره به عنوان عمل نیک مورد ستایش همگان است؛ اما در برخی از شرایط و زمان‌ها، این عمل بیشتر مورد ستایش مردم قرار می‌گیرد؛ چنانکه احسان و نیکوکاری هنگام سیل و زلزله یا عفو هنگام قدرت یا ایثار هنگام نیاز، یا اکرام نسبت به دشمنان به عنوان مکارم اخلاقی مورد ستایش شدید مردمان قرار می‌گیرد؛ همچنین در زمان‌هایی مانند جشن‌های ملی و دینی در نوروز یا اعیاد غدیر و فطر و قربان، مردم عفو و گذشت و نیز ایثار و احسان را بسیار دوست دارند و دیگران را تشویق به چنین کارهای نیک می‌کنند. از این رو خدا کسانی را که از افراد احسان کننده ابدی می‌داند که پس از خود به دیگران توجه یافته‌اند و فقط به فکر رستگاری و نجات خویش نبوده‌اند؛ زیرا در تفکر اسلامی و قرآنی، سلامت و رستگاری و نجات خود، جز در سایه سلامت و رستگاری و نجات جامعه تحقق نمی‌یابد، که این معنا در سوره عصر و آیات دیگر قرآن تبیین و تصریح شده است. بر اساس آموزه های قرآنی، خدمت به خلق به معنای واقعی، عبودیت می‌باشد، زیرا عبدالله کسی است که تمام صفات و اسمای الهی را در خود تحقق بخشیده است. چنین عبودیتی در کنه و جوهرخویش، ربوبیت را نهفته دارد. اقتضای ربوبیت، پروردگاری است. بنابراین هر بنده واقعی خداوند، در نقش ربوبیت و پروردگاری ظاهر می‌شود و در مقام خلافت الهی، می‌کوشد تا همه آفریده‌های الهی را به کمال شایسته و بایسته‌شان برساند. بنابراین، اقتضای بندگی، پروردگاری و کمک و یاری به دیگران است. از این رو گفته‌اند: عبادت به جز خدمت خلق نیست؛ زیرا کسی که از بهره‌گیری از طریقت شریعت اسلام به حقیقت الهی رسیده است و اسمای الهی را در خود تحقق و فعلیت بخشیده است، اکنون در مقام حقیقت عبودیت می‌بایست به میان خلق آید و دستگیر ایشان شود و آنها را به حقیقت کمالی خودشان برساند. این همان معنای واقعی عبادت در مرحله کمالی آن است. البته رسیدن به یک مرحله به معنای ترک مرحله‌ای دیگر نیست، بلکه حفظ آن به شکل قوی تر و استوارتر است. از این رو پیامبران و امامان (ع) هرچه در اوج بیشتری قرار می‌گیرند، عبادت و خودسازی‌شان زیادتر و سخت‌تر و شدیدتر می‌شود و نماز و روزه گرفتن‌هایشان افزایش می‌یابد و چله‌های آنان به ماه‌ها می‌رسد و در نهایت در تمام طول سال و شبانه‌روز عبادت می‌کنند در حالی که در همان حال در خدمت خلق هستند؛ زیرا شانی، ایشان را از شان دیگری مشغول نمی‌سازد. این‌گونه است که بندگی را در همه شئون به جا می‌آورند و در هنگام نماز خواندن نیز با دادن انگشتری از خلق دستگیری می‌کنند و در میدان جهاد، ذکرالله بر همه وجودشان تجلی می‌یابد.

انفاق به نیازمندان، راهی برای رستگاری و نجات: از جلوه‌های خدمت به خلق، انفاق مالی به نیازمندان و فقیران است که در آیات قرآن از آن به عنوان راهی به سوی رستگاری و نجات یاد شده است. خدا در آیه ۳۸ سوره روم، انفاق خالصانه به مساکین و بستگان نیازمند و تامین حقوق آنان را عامل کسب رستگاری و نجات می داند و مردمان را بدان ترغیب می‌کند. از آنجا که راه رستگاری و نجات در ایمان به خدا و عمل صالح است، انفاق‌، مصداقی از آن می باشد. البته ناگفته نماند که کارهای نیک مراتب و درجاتی دارد که برخی از کارهای نیک برجسته‌تر و زیباتر است. از این دسته کارهای نیک که برجسته‌تر هستند، در فرهنگ قرآنی به عنوان کار خیر یاد شده است. کار خیر، همان کار نیک و صالحی با برجستگی ویژه است. خدا در آیه ۲۱۵ و ۲۷۱ بقره و آیه ۳۸ روم، از کمک‌های مالی که در شکل انفاق و صدقه انجام می‌گیرد به عنوان، خیر یاد کرده است تا این‌گونه ارزش والای این نوع خدمت و عمل صالح را در نزد خود بیان کند. بر اساس آموزه‌های قرآنی، بر مومنان است که به اشکال گوناگون عمل صالح انجام دهند. کارهای نیک دایره وسیعی را شامل می شود. در این میان تنها برخی از کارهای نیک است که از ارزش والاتر و برتری برخوردارند که همان کارهای خیر می باشند. همچنین بر اساس آموزه‌های قرآنی، بر مومنان است که به اشکال گوناگون به دیگران کمک مالی کنند. برخی از این کمک‌ها به شکل وظایف و واجبات دینی مطرح شده است که از آن جمله می توان به خمس و زکات اشاره کرد. اما برخی دیگر ، به عنوان واجب مالی نیست ، بلکه حقی از حقوق نیازمندان است که بر گردن دارندگان هر مالی چه کم یا زیاد است. به این معنا که در هر مالی، برای دو دسته از انسا‌ن‌های محروم و سائل، حقی است که می‌بایست ادا شود.(معارج، آیات ۲۴ و ۲۵) از امام صادق‌(ع) روایت شده است که فرمود: حق معلوم در آیه آن است که از مال خود خارج می‌کند و جزء زکات نیست، بلکه آن را برای رفع گرفتاری‌ها و بخشش از مال خود جدا می‌کند.(تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۳۰، حدیث ۵ و نیز بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۹۵، حدیث ۱) بنابراین، انفاق نیز واجب دینی است که بر عهده مومنان می‌باشد. این انفاق، غیر از واجب زکات و خمس است. پس شخص افزون بر خمس و زکات دارای واجبات مالی دیگری است که می‌بایست در شکل انفاق و صدقه برای محرومان و سائلان هزینه کند. از نظر قرآن، جایگاه سائلان تا آنجا بلند است که اگر درخواست سائلی رد شود، خدا را به خشم می آورد. از این رو به پیامبر هشدار می‌دهد که درخواست سائل را رد نکند.(ضحی، آیه۱۰) البته این به معنای تجویز تکدی‌گری نیست؛ زیرا تکدی‌گری نوعی شغل به شمار می‌آید و نباید به متکدیان اعتنایی کرد اما سائل، نیازمندی است که به هر علتی در تنگنای مالی قرار گرفته است و نیازمند کمک مالی می‌باشد. پس سائل حتی ممکن است که شخص ثروتمندی باشد که اکنون نیازمند کمک مالی است و ثروت وی در اختیارش نیست. از جمله این افراد می توان به کسانی اشاره کرد که در راه مانده و ابن سبیل هستند. در قرآن، سائل، بی‌هیچ قید و وصفی ذکر  شده است. به این معنا که بی توجه به موقعیت و شخصیت سوال کننده می بایست به او پاسخ داد و مقداری از مال را در اختیارش گذاشت. بنابراین، فرقی نمی‌کند که این شخص در وطن خویش ثروتمند و داراست یا فقیر و بینوایی چون دیگران می باشد. هر کسی که درخواست مالی دارد و حرفه‌اش گدایی نیست و واقعا نیازمندی او را وادار به درخواست کرده باید در حد امکان و برآورد نیازهایش به او کمک کرد. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: السائل رسول‌الله، سائلی که به شما رو انداخته است فرستاده خداست. وضعیت محروم، روشن است و هر کسی می‌بایست به کسانی که مصداق محرومان هستند و دستشان از مال دنیا و ثروت آن کوتاه است کمک کرد. این کمک به عنوان صدقه نیست، بلکه به عنوان پرداخت حقی از ایشان به خودشان است؛ زیرا محرومان و سائلان در هر مالی دارای حق می‌باشند. البته گروه‌های دیگر مستمند چون فقیران، مسکینان نیز دارای حقی هستند که در شکل انفاق و صدقه بر ایشان هزینه می‌شود. اگر هر انسانی به گروه‌ها و طبقات فقیر و نیازمند اجتماع توجه کند، می تواند امیدوار باشد که در مسیر رستگاری و نجات قرار گرفته است و به عنوان رستگاران از سوی خدا شناخته می شود.(روم، آیه ۳۸) این گروه به سبب آنکه به وظایف شرعی خویش عمل کرده و بر پیمان خود با خدا ماندند، اهل صداقت نیز هستند؛ زیرا آنچه را از خیر و خوبی و حق و حقیقت یافته‌اند، بدان وفادار بوده و در عمل نشان دادند که باورهای خویش را واقعا باور دارند و بدان در زندگی خویش عمل می‌کنند.(بقره، آیه۱۷۷) از نظر خدا، از مصادیق تقوای الهی، احسان در حق دیگران به‌ویژه نیازمندان است. (همان) بنابراین ، گمان نشود که تقوا فقط در نماز خواندن و روزه گرفتن و ترک گناه و فحشا و مانند آن نمود دارد؛ کسانی که در جستجوی تقوا و رسیدن به مقام متقین هستند، می‌بایست انفاق و احسان را به عنوان راه رسیدن به این مقام مدنظر قرار دهند. البته کارهای نیک در برخی موارد می‌بایست آشکارا صورت گیرد تا دیگران تشویق به آن شوند، اما برخی از کارهای نیک اگر به شکل نهانی انجام گیرد، آثار و برکاتی دارد که از آن جمله می توان به بخشش گناهان اشاره کرد. کسی که گناهی کرده با صدقات و انفاق نهانی به نیازمندان و بینوایان می‌تواند امید داشته باشد که خدا آن را کفاره گناهانش قرار دهد و از پیامدهای گناه‌، وی را حفظ کند.(بقره ، آیه ۲۷۱)

  خدابخش صلاحی

باکس شناور "همچنین ببنید"

مسجد صورتی

مسجد صورتی

در شهر بهارنارنج، مسجدی صورتی با جلوه‌هایش دل از هرکسی می‌بَرَد. کاشی‌کاری این مسجد آن‌قدر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *