سه شنبه , ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / انبیاء الهی
پیامبران

انبیاء الهی

پیامبراناين كه بشر، همیشه از هادى و راهنما بهره مند بوده است، جاى ترديد نيست؛ امّا قرآن درباره تعداد اين راهنمايان و پیشوایان، نام ۲۶نفر آن ها را با صراحت ارائه کرده است. اسامی این رهبران هدایتگر و زعيمان بزرگ اقوام بشری عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، یسع، ذوالکفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسی، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زکریا، یحیی، اسماعیل صادق‏ الوعد، عیسی و محمد(ص). افزون بر این، در قرآن گاهی با اسم ‏هایی بر ‏خورد می کنیم که در پیامبریشان بحث است، مانند؛ ذی‏ القرنین،(۱) عمران پدر مریم(۲) و عُزَیْر(۳) برخی آیات نیز اوصاف پیامبری را ذکر کرده و نامش را نیاورده ‏است، مثل؛ آیات ۲۴۳ و ۲۴۶ بقره که به ترتیب در مورد حِزْقیل(۴) و اشموئیل(۵) است ‏یا آیه ۲۵۹بقره که در مورد اِرْمیا یا عُزَیْر می ‏باشدهم چنین آیه ۶۵ که در مورد خضر است، اگر چه پیامبری جناب خضر محلّ بحث است.(۶) قرآن داستان شمارى از پيامبران را که نقل مى‏ كندبا صراحت مى‏ فرماید كه آن ها تنها برخى از پيامبرانند: و مسلّماً پيش از تو فرستادگانى را روانه كرديم. برخى از آنان را[ماجرايشان را] بر تو حكايت كرده‌ايم و برخى از ايشان را بر تو حكايت نكرده‌ايم، و هيچ فرستاده‌اى را نرسد كه بى‌اجازه خدا نشانه‌اى بياورد. پس چون فرمان خدا برسد به حق داورى مى‌شود، و آن جا است كه باطل‌كاران زيان مى‌كنند.(۷) كسى مى‌تواند تاريخ انبيا را نقل كند كه خود آنان را فرستاده باشد. هر چند قرآن كتاب تاريخ و قصّه نيست وگرنه قصّه‌ى همه‌ى انبياء و تاریخ آن ها را بازگو مى‌كرد.  با برخی از ویژگی های پیامبران در قرآن را، در قالب ۹۴پرسش و پاسخ، بیش تر آشنا شویم:

  1. در کدام سوره داستان معراج پیامبر است؟
  2. نام کدام پیامبر بیش تر از دیگر پیامبران آمده است؟
  3. کدام پیامبر را به آتش سوزان انداختند ولی سالم ماند؟
  4. در کدام سوره‌ ماجرای ولادت عیسی(ع) است؟
  5. کدام پیامبر ذبیح الله است؟
  6. کدام پیامبر مردگان را زنده و نابینایان را بینا می‌ساخت؟
  7. کدام پیامبر مدّتی در شکم ماهی زندگی کرد؟
  8. چه تعداد از سوره‌ها به نام پیامبران است؟
  9. قوم کدام پیامبر به لجاجت و بهانه‌گیری مشهور است؟
  10. کدام پیامبر به اولین سفر آسمانی رفت؟
  11. فرزندان کدام پیامبر به بنی اسرائیل معروفند؟
  12. کدام پیامبرنجّار، کشتی ساخت؟
  13. چند پیامبر اسم‌شان با حرف ی شروع می‌شود؟
  14. در کدام سوره داستان سلیمان(ع) و بلقیس است؟
  15. کدام پیامبر اکنون زنده است؟
  16. لقب کدام پیامبر دوست خدا است؟
  17. کدام پیامبر در حمایت از عفت و حجاب شهید شد؟
  18. کدام پیامبران نامشان در قرآن است؟
  19. کدام پیامبر بدون پدر و مادر به دنیا آمد؟
  20. نام چند پیامبر به عنوان اسوه حسنه است؟
  21. چند پیامبر اولوا العزم نامش در قرآن است؟
  22. اولین پیامبری که به آسمان صعود کرد، کیست؟
  23. نام پیامبر(ص) چند بار در قرآن آمده است؟
  24. کدام پیامبر در سنّ پیری فرزنددار شد؟
  25. عموی کدام پیامبر کافر بود؟
  26. کدام پیامبر آمدن یکی دیگر از پیامبران را بشارت داد؟
  27. نام کدام پیامبر کمتر از دیگر پیامبران در قرآن آمده است؟
  28. کدام پیامبر مدّتی شغلش چوپانی بود؟
  29. داستان کدام پیامبر احسن القصص(۸) است؟
  30. نام چند جنگ‌ پیامبر در قرآن آمده است؟
  31. کدام پیامبر بدون پدر است؟‌
  32. چند پیامبر تا آخر عمر ازدواج نکردند؟
  33. کدام پیامبر با حیوانات گفت و گو می‌کرد؟
  34. کدام پیامبر را در کودکی برادرانش به چاه انداختند؟
  35. کدام پیامبر پسرش از فرمان او سرپیچی کرد و غرق شد؟
  36. کدام پیامبر برای عمویش استغفار کرد؟
  37. کدام پیامبر یکی از مردم قوم خود را کشت؟
  38. کدام پیامبر هم‌سخن خدا شد؟
  39. در کدام سوره‌، نام ۱۶ پیامبر آمده است؟
  40. کدام پیامبر مورد تمسخر قومش قرار گرفت؟
  41. سوره‌های منسوب به پیامبر(ص) کدامند؟
  42. کدام پیامبر شیخ الانبیاء است؟
  43. نام چند پیامبر با حرف الف شروع می‌شود؟
  44. کدام پیامبر زره می‌بافت؟
  45. در زمان کدام پیامبر علوم پزشکی رواج داشت؟
  46. کدام پیامبر ذوالنون است؟
  47. پیامبر کدام قوم هود(ع) است؟
  48. کدام پیامبران با هم نسبت برادری داشتند؟
  49. لقب کدام پیامبر حبیب الله است؟
  50. پیامبر(ص) هنگام تلاوت کدام آیه گریست؟
  51. کدام پیامبر روح الله است؟
  52. کدام پیامبران با هم نسبت پدر و پسری داشتند؟
  53. کدام پیامبر صفوة الله است؟
  54. در کدام سوره خواب ۱۰۰ساله عزیز(ع) است؟
  55. در زمان کدام پیامبر سحر و جادو رایج بود؟
  56. کدام پیامبر از گل پرنده ساخت؟
  57. نام پیامبران اولوا العزم هرکدام چند بار در قرآن آمده است؟
  58. در کدام سوره داستان موسی(ع) و دختر شعیب(ع) است؟
  59. کدام پیامبر را ۱۱ستاره و خورشید و ماه سجده کردند؟
  60. کدام پیامبر اولین بار بسم الله الرحمن الرحیم نوشت؟
  61. کدام پیامبر ۱۲پسر داشت؟
  62. چند پیامبر هم عصر بودند؟
  63. کدام پیامبر تبردار بود؟
  64. کدام پیامبر اولوا العزم داماد شعیب(ع) شد؟
  65. کدام پیامبر با هم پسرخاله بودند؟
  66. پیامبر هنگام هجرت در کدام غار پنهان شد؟
  67. پیامبر قوم سبأ کیست؟
  68. پیامبر قوم ثمود کیست؟
  69. پیامبر صبر و شکیبایی کیست؟
  70. داستان کدام پیامبر بیش تر از دیگر پیامبران در قرآن است؟
  71. داستان شکستن بت‌ها توسط ابراهیم(ع) در کدام سوره است؟
  72. نام کتاب عیسی(ع) چیست؟
  73. کتاب کدام پیامبر تورات است؟
  74. کتاب ابراهیم(ع) چه بود؟
  75. معجزه عیسی(ع) چیست؟
  76. کتاب کدام پیامبر زبور است؟
  77. کدام پیامبر بیش از یک زن داشت؟
  78. کدام پیامبر الوا العزم زن نداشت؟
  79. کدام پیامبر بیش از همه پیامبران عمر داشت؟
  80. کدام پیامبر خلیل الله است؟‌
  81. معجزه موسی(ع) چه بود؟
  82. نام نخستین پیامبر اولوا العزم چیست؟
  83. مهمّ ترین معجزه پیامبر چیست؟
  84. خداوند به کدام پیامبر علم نجوم آموخت؟
  85. کدام پیامبر جد اول پیامبر(ص) بود؟
  86. نخستین پیامبری که خط نوشت و لباس دوخت، کیست؟
  87. در کدام سوره عیسی(ع) بشارت آمدن پیامبر(ص) ‎است؟
  88. در کدام سوره سرگذشت نوح(ع) است؟
  89. نام اصلی کدام پیامبر عبدالغفار است؟
  90. صفت کدام پیامبر اول المؤمنین است؟
  91. در کدام کوه موسی(ع) مناجات می‌کرد؟
  92. نام کتاب عیسی(ع) چند بار در قرآن آمده است؟
  93. کدام پیامبر کفالت(۹) مریم را داشت؟
  94. کدام ۲پیامبر در ساختن کعبه همّت کردند؟

پاسخ‎ها:

  1. داستان معراج پیامبر در سورة اسراء است.
  2. نام موسی(ع) ۱۳۶بار در قرآن آمده است.
  3. ابراهیم(ع).
  4. ولادت عیسی(ع) در سوره مریم آمده است.
  5. صفت اسماعیل(ع) ذبیح الله است.
  6. عیسی(ع) مردگان را زنده و نابینایان را شفا می‌داد.
  7. یونس(ع) مدتی درشکم ماهی زندگی می‌کرد.
  8. سوره‌های: ابراهیم، محمد، ‌نوح، هود، یوسف، یونس.
  9. پیامبری قوم بهانه‌گیر موسی(ع) است.
  10. پیامبر(ص) سفر آسمانی رفت.
  11. فرزندان یعقوب(ع) به بنی اسرائیل معروفند.
  12. نوح(ع).
  13. یعقوب(ع)، یوسف(ع)، یحیی(ع)، یونس(ع).
  14. در سوره سبأ است.
  15. عیسی(ع) هم اکنون زنده است.
  16. ابراهیم(ع) خلیل الله است.
  17. یحیی(ع) در حمایت از عفت و حجاب شهید شد.
  18. آدم، ادریس، نوح،‌ هود، صالح، لوط، ابراهیم، اسماعیل،‌ یعقوب، اسماعیل صادق الوعد, اسحاق، یوسف، ایوب، یونس، شعیب، موسی، هارون، ‌داوود، سلیمان، الیاس، ‌الیسع، ذوالکفل، عزیز، زکریا، یحیی، عیسی و محمد(علیهم السّلام).
  19. آدم(ع) بدون پدر و مادر به دنیا آمد.
  20. پیامبران اسوه حسنه: ابراهیم(ع) و محمد(ص) است.
  21. نام ۵پیامبر اولوا العزم در قرآن آمده است.
  22. عیسی(ع) اولین کسی بود که به آسمان صعود کرد.
  23. ۵بار نام پیامبر(۴بار محمد و ۱بار احمد) در قرآن آمده است.
  24. زکریا(ع) در سن پیری صاحب فرزند شد.
  25. عموی ابراهیم(ع) کافر بود.
  26. عیسی(ع) آمدن پیامبر را بشارت داد.
  27. نام یونس ۲بار در قرآن آمده است.
  28. موسی(ع).
  29. داستان یوسف(ع)
  30. جنگ‌های پیامبر: احد، بدر، بنی النحلة، تبوک، حمراء الاسد، الخندق، فتح مکه، احزاب، بنی قریظه، بنی النظیر، الحدیبیه، و بیعة الرضوان، حنین، ذات السلاسل.
  31. عیسی(ع) پدر نداشت.
  32. یحیی(ع) و عیسی(ع) مجرد زندگی کردند.
  33. سلیمان(ع).
  34. یوسف(ع) را به چاه انداختند.
  35. پسر نوح(ع) از فرمان پدر سرپیچی و هلاک شد.
  36. ابراهیم(ع) برای عمویش استغفار کرد.
  37. موسی(ع) یکی نفر از قوم خود را کُشت.
  38. پیامبر هم سخن خدا موسی(ع) کلیم الله می‌باشد.
  39. در سوره انبیاء نام ۱۶پیامبر آمده است.
  40. نوح(ع) مورد تمسخر قومش قرار گرفت.
  41. سوره‌های: طه، یس، مزمّل و مدّثر به پیامبر(ص) منسوبند.
  42. نوح(ع) شیخ الانبیاء است.
  43. ابراهیم، الیاس، ایوب، اسحق، ادریس، اسماعیل و آدم(ع).
  44. داوود(ع) زره می‌بافت.
  45. در زمان عیسی(ع) علوم پزشکی رواج داشت.
  46. یونس(ع).
  47. هود(ع) بر قوم  عاد مبعوث شد.
  48. پیامبران با نسبت برادری: اسحاق و اسماعیل، موسی و هارون(ع).
  49. لقب محمّد(ص) حبیب الله است.
  50. پیامبر(ص) هنگام تلاوت آیه۱۶ سورة یونس می‌گریست.
  51. عیسی(ع) روح الله است.
  52. پیامبرانی با نسبت پدر و پسری: زکریاویحیی، داوودوسلیمان، ابراهیم و اسحاق، یعقوب ویوسف،‌ ابراهیم واسماعیل.
  53. نوح(ع) صفوة الله است.
  54. داستان در سوره بقره آیه ۲۵۹ است.
  55. در زمان موسی(ع) سحر و جادوگری رواج داشت.
  56. عیسی(ع).
  57. نوح۳،‌ ابراهیم۶۸، موسی۱۳۶، عیسی۳۳،محمد(ص)۵بار.
  58. در سوره قصص آیه۲۵ است.
  59. یوسف(ع).
  60. سلیمان(ع) نخستین بار بسم الله الرحمن الرحیم را نوشت.
  61. یعقوب(ع) ۱۲پسر داشت.
  62. پیامبران هم زمان: ابراهیم ولوط، یوسف ویعقوب، موسی وخضر.
  63. ابراهیم(ع).
  64. موسی(ع) داماد شعیب(ع) بود.
  65. عیسی و یحیی با هم پسر خاله بودند.
  66. پیامبر در هجرت از مکه به مدینه در غار سبع پنهان شد.
  67. داوود(ع).
  68. صالح(ع) پیامبر قوم ثمود بود.
  69. ایوب(ع) نمونه صبر و بردباری بود.
  70. داستان موسی و فرعون بیش تر از دیگر داستان‌‌ها است.
  71. داستان شکستن بت‌ها توسط ابراهیم(ع) در سوره انبیاء آیه۵۷است.
  72. نام کتاب عیسی(ع) انجیل است.
  73. تورات کتاب موسی(ع) است.
  74. صحف ابراهیم.
  75. خلق پرنده،زنده کردن مرده‌،صحبت در گهواره و شفابیماران.
  76. کتاب داوود(ع).
  77. ابراهیم(ع)، نوح(ع) و…
  78. در بین پیامبران اولوا العزم تنها عیسی(ع) زن نداشت.
  79. عیسی(ع) تاکنون زنده است.
  80. ابراهیم خلیل الله است.
  81. معجزه موسی(ع):یدبیضاء، عصا و شکافتن دریا.
  82. نوح(ع) نخستین پیامبر اولوا العزم است.
  83. مهمترین معجزه پیامبر قرآن است.
  84. خدا به ادریس علم نجوم آموخت.
  85. ابراهیم(ع) جدّ اول محمّد(ص) بود.
  86. ادریس(ع) اولین کسی بود که لباس دوخت و خط نوشت.
  87. بشارت آمدن پیامبر توسط عیسی(ع) در سوره صف است.
  88. سرگذشت نوح(ع) در سوره نوح است.
  89. نام نوح(ع) عبدالغفار و لقبش نوح بوده است.
  90. اول المؤمنین صفت پیامبر است.
  91. موسی(ع) در کوه طور سینا مناجات کرد.
  92. انجیل ۱۴بار در قرآن آمده است.
  93. زکریا(ع) کفالت مریم(س) را داشت.(۹)
  94. ابراهیم و اسماعیل(ع) به ساختن کعبه همّت گماردند.

پانویس:

  1. ذوالقرنین: صاحب دو شاخ(یا مجازا صاحب دو عمر) در سوره ۱۸ آیات ۸۳ الی ۱۰۱قرآن به عنوان شخصیتی ظاهر می‌شود که توسط الله صاحب قدرت شده‌ تا دیواری را بین نوع بشر و یاجوج و ماجوج، که تجسّم آشوبند، بنا کند.
  2. عمران: [ع َ](ع ص) کسی که زمان درازی زیست کرده باشد.(ناظم الاطباء). معانی دیگر:
    الف: عمران(پدر مریم): عمران یا یهویاقیم برپایهٔ باور مسلمانان و مسیحیان پدر مریم(مادر عیسی) است. این موضوع در قرآن در آیات ۳۵-۳۶ سورهٔ آل‌عمران و آیهٔ ۱۲سورهٔ تحریم آمده‌است.
    ب: عمران: [ع ِ](اِخ،آل…) نام سوره ٔ سوم از قرآن که مدنی است و پس از سوره ٔ بقره و پیش از سوره ٔ نساء واقع و شامل ۲۰۰آیه است.
    ج: عمران: [ع ِ](اِخ) ابن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، مکنی به ابوطالب. وی عم پیامبر(ص) و پدر حضرت علی (ع) است. لذا حضرت امیرالمؤمنین را «علی عمرانی» نیز خوانند. و برخی نام ابوطالب را «عبدمناف» گفته اند، ولی اولی مشهورتر است. رجوع به ابوطالب(ابن عبدالمطلب بن …) و منتهی الارب و آنندراج و غیاث اللغات شود.
    د: عمران: [ع ِ](اِخ) ابن ماثان. نام پدر مریم عذراء است که پسرعم زکریای نبی(ع) بوده است. همسر عمران«حنة بنت قافوذ» نام داشت و آنان را دختر دیگری بود بزرگ تر از مریم به نام اشیاع و حنة در کبر سن و هنگام یأس از ولادت به قدرت الهی حامل گشت و دختری بزاد که او را «مریم» نام نهادند.(از حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۱۳۷).رجوع به منتهی الارب و غیاث اللغات شود:سخن و لهجت یحیی و محمد نگرم//عیسی و ابنة عمران به خراسان یابم.(خاقانی)
    ه: عمران: [ع ِ](اِخ) ابن یصهربن فاهث«عمران بن فاهث بن لاوی بن یعقوب». نام پدر موسی و هارون است.(از حبیب السیر، چ خیام، ج ۱، ص ۸۰)
    و: موسی عمران؛ پیامبر یهود؛ موسی بن عمران، (تلفظ: musā عبری) به معنی از آب کشیده(در اعلام) موسی بن عمران(ع) پیامبر معروف… موسی[سا](اِخ) پیامبر بنی اسرائیل. چونانکه عصا هرگز از ایشان که شنیدی//ثعبان نشدی جز به کف موسی عمران.(ناصرخسرو)
    ز: عمران نام پدر موسي پيامبر(ع) و نام سوره ايی در قرآن است.
  3. «عُزَیْرٌ»: عربى شده‌ى «عَزراء» است، مثل «عِيسَى» كه عربىِ «يَسوع» و «يحيى» كه معرّبِ «يوحَنّا» است. عُزير يكى از علماى بزرگ يهود بود كه لقب «مُنجىِ يهود» يافت. زيرا پس از واقعه‌ى قتل عام مردم به دست بخت‌النصر و خرابى معبدها و سوزاندن تورات و اسارت زنان و فتح بابل توسّط كورش، عُزير نزد كورش آمد و از او خواست كه به يهوديان سروسامانى بخشد. همان کسی است که اهل کتاب او را عزرا می‌نامند. برابر آيه ۲۵۹ سوره بقره: أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ يا چون آن كس كه به شهرى كه بام هايش يك سر فرو ريخته بود، عبور كرد؛[و با خود مى‌]گفت: «چگونه خداوند، [اهل‌] اين [ويران كده‌] را پس از مرگشان زنده مى‌كند؟». پس خداوند، او را [به مدت‌] ۱۰۰سال ميراند. آن گاه او را برانگيخت،[و به او] گفت: «چقدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز يا پاره‌اى از روز را درنگ كردم.» گفت: «[نه‌] بلكه ۱۰۰سال درنگ كردى، به خوراك و نوشيدنى خود بنگر[كه طعم و رنگ آن‌] تغيير نكرده است، و به درازگوش خود نگاه كن[كه چگونه متلاشى شده است. اين ماجرا براى آن است كه هم به تو پاسخ گوييم‌] و هم تو را[در مورد معاد] نشانه‌اى براى مردم قرار دهيم. و به [اين ]استخوان ها بنگر، چگونه آن ها را برداشته به هم پيوند مى‌دهيم؛ سپس گوشت بر آن مى‌پوشانيم.» پس هنگامى كه [چگونگى زنده ساختن مرده‌] براى او آشكار شد، گفت: «[اكنون‌] مى‌دانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست.» و در آیه ۳۰ سورة توبه: وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ۖ ذَٰلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ ۖ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۚ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ؛ و يهود گفتند: «عُزَير، پسر خداست.» و نصارى گفتند: «مسيح، پسر خداست.» اين سخنى است[باطل‌] كه به زبان مى‌آورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شده‌اند شباهت دارد. خدا آنان را بكشد؛ چگونه [از حق‌] بازگردانده مى‌شوند؟ عُزَيْر كسي است كه بني اسرائيل او را اِبْن الله مي گفتند مثل نصاري كه مسيح را. به قوله تعالي: وَ قالَت الْيَهُوُد عُزَيْرِ ابْن الله وَ قالَتِ النِصاري المسيحُ ابْنُ الله. در آيه ۲۵۹ سـوره بقره که از این فرد يــاد شده؛ او بر قريه اي گذشت و حيرت كرد كه چطور خداوند آن را احياء خواهد فرمود و خدا او را ميرانيد و ۱۰۰سال بعد زنده كرد و او به قدرت خدا پي برد و مفسرين او را عُزَي دانسته اند. عبدالبهاء حقيقت اين حكايت را در لوحي تبيين کرده كه در ص۴۲ ج۲ مائده اسماني ۱۲۹ مندرج است.
  4. حِزْقیل: [ح ِ](اِخ) حزقیال(حزقیال: حزقیال عبری:יחזקאל به‌معنی خداوند نیرومندی می‌بخشد، کاهنی از خانواده صادوق و از پیامبران بنی‌اسرائیل بود.) حزقل(به معنی قوت اﷲ می باشد.) حِزْقیل، از پیامبران بزرگ بنی‌اسرائیل در سده ششم پیش از میلاد است. او سومین خلیفه از خلفای حضرت موسی(ع) پس از یوشع و کالب بن یوفنا بود که به نبوت بنی‌اسرائیل مبعوث شد. او پسر بوزی کاهن بود که در یهودیه متولد گردید و هم در آن جا ایام طفولیت خود را به سر برده در سال ۵۹۸ ق.م بخت النصر او را اسیرکرده با یهویاکین شهریار یهودا در اراضی کلدانیان در کنار نهر خابور مسکن داد و در تخمینی ۲۲سال یعنی از سال ۵۹۵ الی ۵۷۳ق.م تا ۱۴سال بعد از آخرین اسیری در اورشلیم نبوت می نمود و از بعضی علامات و اشارات معلوم می شود که خانه ای مختص به خودش داشت.(حزقیال ۸:۱) و هم این که زوجه ٔ او بغتةً و ناگفوت کرد (حزقیال ۲۴:۱۶-۱۸). علی الجمله او در میان یهود صاحب مقام رفیع و درجه ٔ منیع بود و همواره از تمام قوم مورد توقیر و تبجیل بوده مشایخ و روسای قوم او را در حلّ مشکلات مشارالیه و معتمدعلیه می دانستند.(حزقیال ۸:۱و ۱۱:۲۵ و ۱۴:۱ و ۲۰:۱). گویند که او از دوستان خالص و صمیمی ارمیای نبی بوده بطوری که بعضی از اوقات نبوات خود را مبادله نموده یکی آوازه ٔ حزن و اندوه و نوحه و مرثیه ٔ دیگری را که بالنسبه بشهر منهدم مذکورداشته تکرار مینماید و هر دوی ایشان بکمال یقین آن حالتی را که بعد از این حالت ناهنجار و ناگوار خواهدبود دریافته و چگونگی ثبت و نقش شریعت را بر قلوب قوم فهمیده بودند. (ارمیا ۳۱:۳۳،حزقیال ۱۱:۱۹ و ۱۸:۳۱). از چگونگی زمان مرگ او هیچ اطلاعی نداریم جز اینکه برحسب تقلید مقتول و در مقبره ای که در حوالی بغداد است مدفون میباشد. باری او شخص وطن پرست و ثابت عزم و غیور بوده خود را محض خدمت به قواعد دینی خود وقف نموده انواع و اقسام شرور و فساد را دفع می نمود و شکی نیست که در مدت اسیری ، جد و جهد او در این بود که قوم یهود را بحال خودشان نگاه دارد. هید گوید که او همچو اشعیا فقیه و صاحب رؤیا و همچون ارمیا مصلح و شفیع و همچون دانیال دارای امارت نبود. بلکه تصرفات او در قوم همچون کاهنان بود و بیش از صد کرت به لقب پسر آدم ملقب گشته در حالتی که هیچ یک از پیغمبران بدین لقب ملقّب نگردیده اند جز دانیال که فقط یک دفعه پسر آدم خوانده شده است.(دانیال ۸:۱۷) و این معنی دلالت می نماید که او در حضور خدا نه تنها شاهد حی بلکه کاهن معزز و مکرم و از جهتی هم چون پسران بوده، اما کتاب نبوت او به طور نیک و طرز پسندیده ٔ تاریخی ترتیب یافته و شامل رؤیاهای مختلف و رموز متعّدد و امثال وتشبیهات و اشارات و نبوات است و دارای اعمال رمزیه ٔچندی است که در حقیقت وی آن ها را معمول نداشته بلکه محض ادای فصاحت و بیان ذکر کرده است.از قراری که مستفاد میشود او در بنا و کار بنائی مهارت تام داشته است زیرا که اکثر شواهد و مثالهای او اشاره به این معنی است.و نیز آن کتاب دارای مطالب مهمه ای است که خواننده را فهمیدن آن بسیار مشکل است مانند ذکر «چرخ با حیوانات» قوم یهود نبوات او را از جمله ٔ کتاب ها می شمرند که شخص را جایز نیست که قبل از سی سالگی بخواند. و در این ایام بواسطه پرتو اشعه ٔ آفتاب علم و اکتشافات جدیده آشوریه بسیاری از رمزیات او به وضوح پیوسته است و حقیقت امور تخیلیه ٔ او معلوم گردیده است .از آن جمله شیری که با بالهای عقاب است ، و گاوی با سر انسان و غیره که در ایام قدیم معلوم نبود و فعلاً در میانه ٔ نینوا که در زمان قدیم منهدم گشته ، کشف و آشکار میگردد. و کتاب نبوت او به دو قسم منقسم گشته: یکی به خرابی اورشلیم از دست بخت النصر منتهی می گردد ودیگری از آن انتها شروع می کند و قسم اول از فصل اول الی ۲۴ است که محتوی نبواتی است و اشاره به مطالبی می نماید که قبل از انهدام اورشلیم واقع شد و به طرز تاریخی از سال ۵ اسیری تا سال نهم آن ترتیب یافته، و قسم دوم از باب ۲۵ الی ۴۸است که دارای نبوات و رؤیاهائی است که بعد از سقوط اورشلیم واقع شده و اکثر آن ها وعده و وعید نسبت به عمون و موآب و ادوم و فلسطین و صور و صیدا و مصر است.(۳۰:۳۲ و باب ۳۵) توصیف دینونت کوه سعیر است. از آن پس نبواتی است که درباره ٔ استقرار مجدد ملکوت خدا می باشد (۳۶:۴۸) و با وجودی که اقتباسات صریحه از کتاب حِزْقیل در عهد جدید یافت نمی شود، در مکاشفات یوحنّا اشارات و مطالبی هست که مشابه با مطالب او است.و باب های ۴۰ الی ۴۸رؤیای هیکل است که بسیار عجیب می باشد و بر هر مطالعه کننده لازم میشود که در آن دقت نماید زیرا که همین رؤیا اسباب امتیاز آن کتاب از سایرکتب انبیا است و فی الحقیقه رؤیای بسیار عجیبی است که توصیف هیکل جدید را که حزقیال در سال ۲۵ اسیری و ۱۴ انهدام شهر مقدس از زبر کوهی بلند مشاهده نموده می نگارد، با وجودی که مفسرین مدعّی آنند که فقط تعریف هیکل سلیمان می باشد باز گمان اکثر از ایشان براین است که اشاره به امور آینده می باشد و عدم توافق اینان نیز ظاهر است زیرا که بعضی آن را ناشی از خیالات نبوتی می دانند که نسبت به هیکل«زرو بابل» خواهدداشت و برخی گمان دارند که اشاره به بنائی مبهم و نامعلوم و اخبار از برکت آینده میباشد. و جمعی دیگر گویند که نبوت از نفس مسیح است.(قاموس کتاب مقدس، ص۳۲۲). و حسن بصری گوید: ذوالکفل که در قرآن آمده است.هم اوست و مدفن او میان حله و کوفه است و او معاصر اسارت بنی اسرائیل به بابل بوده است.(از قاموس الاعلام ترکی) و در تاریخ طبری مسطور است که ایوب در اواخر عمر از جمله ٔ اولاد خود حِزْقیل را وصی ساخت و حِزْقیل به مرتبه ٔ نبوت رسید و ذوالکفل لقب یافت.(حبیب السیر، چ خیام، ج۱، ص۷۸) زمره ای گمان برده اند که ذوالکفل لقب الیسع بوده و فرقه ای را عقیده آنکه حِزْقیل را ذوالکفل میخوانده اند.(حبیب السیر، چ خیام، ج۱، ص۱۱۰). پدر او[حِزْقیل] به روایت متون الاخبار «بورا» نام داشت و مستوفی گوید: نسب حِزْقیل به لاوی بن یعقوب می پیوست و چون مادرش پیر بود او را ابن العجوز گویند.(حبیب السیر، چ خیام، ج۱، ص۱۰۶). نام کتاب حِزْقیل در تورات.
  5. اشموئیل: [اِ](اِخ) پیغمبری از یهود بود که طالوت را به سلطنت بنی اسرائیل برگزید. خداوند در قرآن در مورد حضرت«شموئیل» یا «سموئیل» چنین فرموده است: «واذکر فی کتاب اسماعیل انه کان صادق الوعد و کان رسولا ونبیا؛[مریم/سوره۱۹، آیه۵۴و در این کتاب از اسماعیل یاد کن، زیرا که او درست وعده و فرستاده‌ای پیامبر بود.» «علامه مجلسی» از حضرت امام رضا(ع)، روایت می‌کند که فرمود: «حضرت «سموئیل» «صادق‌الوعد» معرفی شده است. این «سموئیل» یا «اسمائیل» غیر از «اسمائیل» فرزند «ابراهیم»(ع) است و او پیغمبری بود که «شموئیل» یا «سموئیل» هم می‌گفتند و قوم او به جرم دعوت و هدایت او را گرفتند و پوست سر و صورت او را کندند. «جبرئیل» بر او نازل شد و او را تسلیت داد و وعده عذاب قوم او را داد.» اشموئیل(شموئیل، سموئیل) یکی از پیامبران، از خاندان لاوی بود که برای راهنمایی و نجات بنی‌اسرائیل پس از مغلوب شدن آن‌ها به دست فلسطینیان، فرستاده شد. در طول ۴۰سال رنج و مشقت، توانست تا حدودی به وضع سیاسی بنی‌اسرائیل سر و سامانی بدهد و بیش تر آن‌ها را از بت‌پرستی و انحراف باز دارد. صاحب حبیب السیر آرد: در وقتی که عالی نام امام مدبر بنی اسرائیل بود. اشمویل(ع) متولد گشت. به اتفاق ائمه ٔ اخبار نسب آن پیغمبر بزرگوار به لاوی بن یعقوب علیه السلام می پیوست. اما در نام پدر عالی مقامش خلاف است. محمدبن جریر الطبری گوید: نام پدر اشمویل، دیان بن علقمه بود و حمداﷲ مستوفی و زمره ای دیگر از مورخین اسم او را بلقانا گفته اند و مادر اشمویل عجوزه ای بود عقیم مسماة به حنه و چنانچه در معالم التنزیل مسطور است پیوسته آن عجوزه از حضرت واهب العطایا ولدی رشید می طلبید و در اواخر عمر مسألت اوبه اجابت رسید شمویل حامله شد و چون در درج نبوت ازصدف وجود او تولد نمود، حنه گفت: «سمع اﷲ دعائی» و این لفظ به لغت عبری مرادف اشمویل است لاجرم آن جناب به این اسم موسوم شد و چون مدت ۴۸سال از عمر اشمویل(ع) درگذشت، به وصول مرتبه ٔ بلند رسالت مشرف گشت و بنی اسرائیل در غایت سرور و بهجت به وی گرویدند و به تجدید احکام شریعت موسوی پرداختند و از اشمویل(ع) التماس نمودند که برای ما پادشاهی تعیین فرمای تا در رکاب او با جباران شام و کافران خون آشام جهاد و قتال کنیم و اشمویل بعد از آن ۱۱سال مقتدای بنی اسرائیل بود. به موجب وحی سماوی، طالوت رابه سلطنت موسوم گردانید و طالوت به مقاتله ٔ جالوت که در آن زمان حاکم اهل طغیان بود رفته، جالوت به زخم سنگ داود(ع) به قتل رسید و طالوت مظفر و منصورمراجعت فرمود و مدت دعوت اشمویل به روایت امام محی السنه ۴۰سال و بقول طبری ۳۰سال و به عقیده ٔ حمداﷲ مستوفی ۱۲سال بود. بنا به روایت اول عمر عزیزش ۸۰سال باشد و به قول ثانی هفتاد سال و بروایت ثالث ۵۲سال(واﷲ اعلم بحقایق الامور و الاحوال،حبیب السیر، چ خیام، ص۱۱۲). رجوع به شمویل و ص۱۱۳ – ۱۱۶ و ص۱۹۱ همان جلد و قاموس کتاب مقدس ذیل سموئیل شود. در لغتنامه دهخدا در مورد این پیامبر آمده: «پیغمبری از یهود بود که طالوت را به سلطنت بنی‌اسرائیل برگزید.» صاحب حبیب السیر می‌آورد: «در وقتی که عالی نام امام مدبر بنی‌اسرائیل بود، اشمویل(ع) متولد گشت. بقعه اشموئیل (سموئیل) نبی، آرامگاه اشموئیل نبی(ع) در شهرستان ساوه، بخش مرکزی، روستای پیغمبریه، ۳۹کیلومترى شهر ساوه، در جادّة بوئین زهرا، حد فاصل شهر مأمونیه و رازقان بقعه‌ای وجود دارد که مقبره او به بقعه اشموئیل پیامبر معروف است.
  6. المیزان، ج ۲، ص۱۴۰
  7. وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِن قَبْلِكَ مِنْهُم مَن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَ مِنْهُم مَن لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَما. سوره مؤمن، آیه۷۸  بر اساس روایات، تعداد انبیا ۱۲۴هزار نفر است، ولی در قرآن تنها نام ۲۶نفر از انبیا آمده است: آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زکریا، یحیی‏، عیسی‏، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذاالکفل، ایوب، یونس، عُزیر و محمّد علیهم السلام. از مجموع اين تعداد، ۵نفر از آن ها به دلالت قرآن اولوا العزم بوده‌اند كه به ترتيب عبارتند از: نوح‌،‌ ابراهيم، موسي و عيسي و محمد عليهم السّلام. بقيه پيامبران غير اولوا العزم بوده و استمرار دهنده آئين و شريعت پيامبران اولوا العزم بوده‌اند. قرآن به برخي از انبياء با كنايه اشاره مي‌كند مثلاً: «فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا؛ تا بنده‌اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديم. آیه ۶۵ سوره کهف» و قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا؛ موسى به او گفت: «آيا تو را -به شرط اين كه از بينشى كه آموخته شده‌اى به من ياد دهى- پيروى كنم؟» كهف، ۶۶؛ مفسرين معتقدند كه اين پيامبر كه با موسي ملاقات كرد خضر بود كه اين آيه به كنايه از او ياد كرده است. موسى به او(خضر) گفت: آيا (اجازه مى‌دهى) در پى تو بيايم، تا از آنچه براى رشد وكمال به تو آموخته‌اند، به من بياموزى؟ پيامبر(ص) فرمودند: هنگامى كه موسى، خضر را ملاقات كرد، پرنده‌اى در برابر آنان‌ قطره‌اى از آب دريا را با منقارش برداشت و برزمين ريخت. خضر به موسى گفت: آيا رمز اين كار پرنده را دانستى؟ او به ما مى‌آموزد كه علم ما در برابر علم خداوند، همانند قطره‌اى در برابر دريايى بى‌كران است.طىّ اين مرحله بى‌همرهى خضر مكن ظلمات است بترس از خطر گمراهى.حافظ(تفسیر نور، قرائتی محسن، ج۵، ص۲۰۰)
  8. بهترین داستان‌ها؛ این تعبیر در سومین ‌آیه سوره یوسف/۱۲ آمده ‌است: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَـذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ»؛ ما ‌نیكوترین قصه (یا قصه‌سرایى) را به موجب این قرآن كه به تو وحى نمودیم، بر تو حكایت مى‌كنیم و تو قطعاً پیش از آن از بى‌خبران بودى. «احسن» صفت تفضیلى به ‌معناى نیكوترین و شگفت‌انگیزترین[تفسیر قرطبى، ج‌۹، ص‌۸۰] و «قصص» مصدر به ‌معناى پیگیرى و جستجوى چیزى است[مفردات، ص‌ ۶۷۱، «قصص»؛ تفسیر قرطبى، ج‌۹، ص‌۸۰] و گویا داستان را از آن روى قصه نامیده‌اند كه راوى، آن را جزء به جزء پى مى‌گیرد.[الكشاف، ج‌۲، ص‌۴۴۱؛ التفسیرالكبیر، ج‌۱۸، ص‌۸۵] به جز مفهوم لغوى قصص، مفسران در بحثى ادبى از تركیب نیز گفتگو كرده‌اند. برخى قصص را اسم مصدر دانسته و معنایى مفعولى براى آن قایل شده‌اند؛ در این صورت احسن القصص به ‌معناى بهترین داستان خواهد بود.[روض‌الجنان، ج‌۱۱، ص‌۶؛ تفسیر قرطبى، ج‌۹، ص‌۸۰]
  9. کفالت: [ک ِ ل َ](ع اِمص) کفالة. پذرفتاری و تعهد و ذمه داری. (ناظم الاطباء). پایندانی.(مجمل اللغة، زمخشری، مهذب الاسماء، فرهنگ فارسی معین) ضمانت (مجمل اللغة، فرهنگ فارسی معین، ناظم الاطباء) پذیرفتاری(مجمل اللغة،زمخشری) ذمه، ذَمامَة، ذِمامَة(یادداشت مؤلف). || به مجاز، عهده داری. سرپرستی.نگهداری: آن ولایات به کلی در ممالک اسلام افزود و به شعار دعوت حق آراسته شد و به حسن کفالت و یمن ایالت ناصرالدینی مشرف گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ۴۲) از احوال ملک خراسان و انتظام امر آن دولت در ضمن اهتمام و کنف کفالت و عهد تدبیر و وزارت شیخ ابوالحسین عتبی استکشاف کرد.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۷) به عدل و احسان و امن و امان به یمن کفالت و حسن ایالت شمس المعالی راست و آراسته گشت.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۲۷۳). || در اصطلاح حقوقی، کفالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد می کند. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول له گویند.(ماده ٔ ۷۳۴ قانون مدنی فرهنگ حقوقی جعفری لنگرودی) رجوع به فرهنگ علوم جعفر سجادی شود.

منابع:

  1. المیزان
  2. ری نیوز
  3. ویکی‌پدیا
  4. ویکی‌فقه
  5. پرسشکده
  6. دانشنامه‌ی اسلامی
  7. سیّدهاشم رسولی محلّاتی‌، تاریخ انبیاء، ص۴۹۸.
  8. ناصر مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ج‌۲، ص۲۳۴-۲۴۶.
  9. سید عباس رضوی، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۰۰-۳۰۳٫
  10. ابوعلی فضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان، ج‌۲، ص۲۷۸.
  11. سیّدمحمدحسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج‌۲، ص۴۳۳-۴۴۴ و ج‌۱۴، ص۸۵-۸۷.
  12. تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران: مركز فرهنگى درس هايى از قرآن، ۱۳۸۳ش، چ۱۱٫
  13. فاطمه آزادی نژاد، مقاله حضرت اشموئیل و پادشاهی طالوت، مجله بشارت، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۶، شماره ۵۸.
  14. تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم: بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، ۱۳۸۶ش‌، چ۵٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

روز میثاق الهی

روز میثاق الهی

در آموزه های اسلامی عالمی به نام «عالَم ذَرّ» است که گاه به عالم “میثاق” …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =