پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / باب الحوائج
باب الحوائج الى الله باب الحوائج الى الله باب الحوائج الى الله باب الحوائج الى الله باب الحوائج الى الله باب الحوائج الى الله باب الحوائج الى الله

باب الحوائج

2719
           باب الحوائج الى الله

بابُ الحَوائج امام كاظم حضرت مُوسَى بن جَعفر (ع)(۷صفر ۱۲۸ه.ق)  در أبوا محلى میان مکّه و مدینه دیده به جهان گشود و با نور ولادت خود جهان هستى را روشن کرد. پدرش امام جعفر صادق (ع) امام ششم، و مادرش حمیده بربریه، معروف به حمیده مصفاة است.امام موسى بن جعفر (ع) ملقب به کاظم، صابر، صالح، امین و عبد صالح است و کنیه شریف او، ابوابراهیم، ابوالحسن و ابوعلى است که در میان محدثان به ابوالحسن اوّل معروف است.امام کاظم (ع) در مکتب علمى و معنوى پدرش امام جعفرصادق (ع) پرورش یافت و در میان علویان که نخبگان امت اسلام و پاک ترین ریشه هاى انسانى بودند، به بزرگى و شرافت نایل آمد. به طورى که پس از شهادت پدرش ‍ امام جعفرصادق (ع) در شوال ۱۴۸قمری، به مقام عظماى ولایت و امامت رسید و اکثر یاران و اصحاب پدرش به امامتش اقرار و اعتراف کردند.امام کاظم (ع) در عصر حکومت مروان بن محمداموى معروف به مروان حمار که آخرین خلیفه امویان بود، به دنیا آمد و در آن زمان جنبش عظیمى بر ضد امویان، جهان اسلام را فراگرفته بود و سرانجام در محرم سال ۱۳۲قمری با کشته شدن مروان حمار، حکومت ۹۸ساله امویان به پایان آمد و بنى عباس که شاخه اى از هاشمیان بودند، حکومت مسلمانان را به دست گرفتند. آنان گرچه قیام خویش را با عنوان  الرّضا من آل محمّد (ص)  آغاز کرده و به پیروزى رسانیده بودند ولى پس از به دست گرفتن قدرت، علویان را که تنها بازماندگان خاندان پیامبر (ص) بودند، از سیاست و حکومت به کنارى نهادند.بنى عباس، به ویژه منصوردوانقى دومین خلیفه عباسى  مبارزه بى امانى با سادات حسنى و سادات حسینى در پیش گرفتند و چون آنان را رقیبان اصلى و جدى خود مى دانستند، تلاش کردند تا آنان را به طور کلّى ریشه کن نمایند. امام موسى کاظم (ع) در مدّت عمر شریف خویش، علاوه بر حکومت مروان بن محمّداموى، حکومت ستم گرانه پنج تن از عبّاسیان یعنى: سفّاح، منصور، مهدى، هادى و هارون  را تحمل کرد. آن حضرت چند بار در عصر مهدى، هادى و هاروى از مدینه به بغداد فراخوانده شد و مورد آزار و شکنجه هاى حکومتى قرارگرفت.امام موسى کاظم (ع) در ۲۰سالگى به امامت رسید. مدت امامت آن حضرت، ۳۵سال بود و امامت آن حضرت مصادف بود با خلافت و حکومت هاى پى درپى منصور، مهدى، هادى و هارون الرّشید.آن حضرت جمعا به مدت ۱۴سال، به روایتى ۷سال و به روایت دیگر ۴سال از عمر شریف خود را در زندان هاى عباسیان گذرانید. صاحب کشف الغمه، در توصیف امام هفتم حضرت مُوسَى بن جَعفر (ع) چنین آورده است: مُوسَى بن جَعفر (ع)، پیشوایى کبیرالقدر، عظیم الشاءن و کثیرالتهجد بود. در اجتهاد، تلاش فراوان و در عمل کوشش تمام مى نمود. کرامت های مُوسَى بن جَعفر (ع) براى همگان مشهود بود. مُوسَى بن جَعفر (ع) در عبادت هایش مواظب طاعات بود. در شب، بیدار و به سجده و عبادت مى پرداخت و در روز، روزه دار بود و تصدق مى کرد. حضرت مُوسَى بن جَعفر (ع) به خاطر بردبارى زیاد و بخشش از خطاکاران، به کاظم فروبرنده خشم  معروف گردید. در برابر بدى ها، نیکى مى کرد و از جنایت جنایت کاران مى گذشت. به خاطر کثرت عبادت، عبدصالح خوانده شد. در عراق به باب الحوائج الى الله معروف گردید و برآورده شدن نیازها و حاجت هاى توسل جویان به کرامت ها و مقام هاى وى بستگى تمام یافت و عقل در آن امور به حیرت و علم به حیرانى افتاد. به همین جهت، عقل و علم حکم مى کنند که او در نزد پروردگار داراى مقام و قدم صدق است و این، هم چنان تداوم دارد. بنابر مشهور در ۷صفر حضرت مُوسَى بن جَعفر (ع) به دنیا آمدند.(۱) پدر والا مقام آن حضرت امام صادق (ع) و مادر ایشان حمیده المصفاه سلام الله علیها می باشند.(۲) مشهورترین لقب های آن حضرت صالح، صابر، امین و کاظم، و مشهورترین کنیة آن حضرت ابوالحسن است. اگرچه امیرامؤمنین (ع) و امام زین العابدین (ع) هم مکنی به این کنیه اند، ولی در کتب اخبار از امام کاظم حضرت مُوسَى بن جَعفر (ع) به ابوالحسن اول، و از امام رضا (ع) به ابوالحسن ثانی و از حضرت هادی (ع) به ابوالحسن ثالث تعبیر می کنند. البته گاهی به خاطر تقیه، به عنوان عبدالصالح، فقیه و عالم نیز تعبیر کرده اند. تعداد همسران امام روشن نیست اما نقل شده بیش تر آنان کنیزانی بودند که حضرت (ع) آن ها را می‌خرید و آزاد می‌کرد و یا با آنان عقد می‌بست. نخستین آن ها، نجمه مادر امام رضا (ع) است. در مورد فرزندان نیز گزارش‌های تاریخی متفاوتی وجود دارد. به گزارش شیخ مفید، امام کاظم (ع) ۳۷ فرزند داشته است. وی، ۱۸ پسر و ۱۹ دختر را برای ایشان نام می‌برد. (۳)

سخناني از حضرت مُوسَى بن جَعفر عليهماالسّلام
– جِهادُ المَرأةِ حُسنُ التَّبَعُّلِ؛جهاد زن خوب شوهر دارى كردن است.الكافى، ج ۵، ص ۵۰۷٫
–  التَّوَدُّدُ إلَى النّاسِ نِصفُ العَقلِ؛  مهرورزى با مردم، نيمى از عقل است.تحف العقول، ص ۴۰۳٫
– المَغبونُ مَن غُبِنَ عُمرُهُ ساعَةً؛زيان كار آن است كه ساعتى از عمرش را زيان كرده باشد.نزهة الناظروتنبيه الخاطر،ص ۱۲۳٫
– مَن وَلَهَهُ الفَقرُ أبطَرَهُ الغِنى؛آن كه نادارى حيرانش كند، توانگرى سرمستش سازد.بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۱۹۸٫
– ما تَسابَّ اثنانِ إلّا انْحَطَّ الأعلى إلى مَرتَبَةِ الأسفَلِ؛ ۲نفر دشنام ندهند مگرسقوط كنند.بحارالأنوار،ج۷۸،ص۳۳۳٫
– قُلِ الحَقَّ و إن كانَ فيهِ هَلاكُكَ، فَإنَّ فِيهِ نَجاتَكَ؛ حق بگو، اگرنابودت کند؛زيرانجاتت درآن است.تحف العقول،ص۴۰۸٫
– إنَّ العاقِلَ لايَكذِبُ و إن كانَ فيهِ هَواهُ؛ خردمند دروغ نمى گويد، اگرچه ميل او در آن باشد.تحف العقول، ص ۳۹۱٫
–  إنَّ الحَرامَ لايُنمى و إن نُمِىَ لايُبارَكُ فيهِ؛ مال حرام اضافه نمى شود،اگر هم افزون شود بركت نيابد.الكافى،ج۵،ص۱۲۵٫
–  مَن استَوى يَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ و مَن كانَ آخِرُ يَومَيهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلعونٌ و مَن لَم يَعرِفِ الزِّيادَةَ في نَفسِهِ فَهُوَ في نُقصانٍ و مَن كانَ إلَى النُّقصانِ فَالمَوتُ خَيرٌ لَهُ مِنَ الحَياةِ؛ كسى كه دو روزش با هم برابر باشد، زيان كار است. كسى كه امروزش بدتر از ديروزش باشد، از رحمت خدا به دور است. كسى كه رشد و بالندگى در خود نيابد، به سوى كاستى ها مى رود و آن كه در راه كاستى و نقصان گام بر مى دارد مرگ برايش بهتر از زندگى است. بحار الأنوار، ج ۷۸، ص ۳۲۷٫

شهادت بابَ الحَوائج امام كاظم مُوسَى بن جَعفر (ع)
اَلسّلامُ عَلیک یا بابَ الحَوائج الى اللّه، یا حُجّة اللّه عَلى خَلقِه، یا مَولاىَ مُوسَى بن جَعفر عَلَیه وَ على آبائه الطّاهرین وَ على اءبنائه المَعصُومین آلاف التحیة و السّلام  و رحمة الله و برکاته. قالَ الإمامُ الرّضا (ع):كانَ (الامام الكاظم مُوسَى بن جَعفر (ع))عَقلُهُ لاتُوازي بِهِ العُقُولُ و رُبَّما شاوَرَ الأسوَدَ مِن سُودانِهِ. امام رضا (ع) فرمود:هيچ انديشه اى با انديشه او برابرى نمى كرد و (با اين حال) چه بسا با يكى از خادمان سياه خود مشورت مى كرد.(۴) امام کاظم سلام الله عليه: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللّهِ، فتُنفِقَ مِثلَيهِ في مَعصيَةِ اللّهِ؛ از خرج كردن در راه طاعت خدا دريغ مكن كه [لا جرم] دو چندان آن را در راه معصيت خدا خرج خواهى كرد.(۵)سرانجام در ۵۵ سالگى، در بیست وپنجم رجب سال ۱۸۳قمری در زندان سندى بن شاهک در بغداد، به دستور هارون مسموم گردید و بر اءثر این مسمومیت به شهادت نایل آمد.بدن شریف حضرت مُوسَى بن جَعفر (ع) را پس از شهادت، از زندان بیرون آورده و در مقابر قریش در حوالى بغداد، که هم اکنون معروف به کاظمین است، دفن نمودند.

پانویس:

  1. اعلام الوری: ج۲ ص۶٫ توضیح المقاصد: ص۶٫ مناقب ابن شهرآشوب: ج۴ ص۳۴۹٫ مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶٫ بحارالانوار: ج۴۸ ص۹٫ جلاءالعیون: ص۵۲۴٫ کافی: ج۳ ص۵۰۷٫
  2. ریاحین الشریعة: ج۳ ص۱۸٫ بحارالانوار: ج۴۸ ص۱۶٫
  3. جلاءالعیون: ص۵۲۴٫ منتخب التواریخ: ص۵۱۶٫ منتهی الآمال: ج۲ ص۱۸۱٫
  4. مكارم الأخلاق، ج ۲، ص ۹۹٫
  5. تحف العقول، ص ۴۰۸ و ميزان الحكمه ج ۱۲ ص ۳۸۶٫

منابع:
http://portal.anhar.ir
http://www.shahroudi.com
http://www.ahl-ul-bayt.org

باکس شناور "همچنین ببنید"

حكومت جهاني

این روزها بیش تر از هر زمانی بحث حکومت واحد جهانی، جهانی شدن و جهانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 13 =