ذی‌قعده

ذی‌قعده

ماه یازدهم بهارسالکان در تقویم قمری است.[۱] بهاری که از ویژگی هایش برتری دادن این ماه بر سایر ماه های حرام است و باعث شده بزرگان عرفان بر مراقبه در آن تاکید کنند. بهاری که اربعین کلیمی در آن است: وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً … و  در قرآن میقات نامش است.[۲] ۳۰ روز آن، در ذی‌قعده و ۱۰ روز آن در اوّل ذی‌حجهاست. اربعین کلیمی همان است که حضرت موسی (ع) برادرش هارون را در میان بنی اسراییل به جای خود گماشت.[۳]  در ذی‌قعده که شادی و غم به هم آمیخته، آغازی با سرور و پایانی اندوهگین دارد. این ماه ابتدایش ولادت خواهر امام (س) و امام رضا (ع) ۱۱ ماه و ۲۳ این ماه، روز زیارتی حضرت (ع) است. شب ۱۵ ذی‌قعده از شب های بابرکت سال که اعمالی دارد. ۲۵ ماه دحوالارض روز با برکتی است. روزهای یکشنبه‌ی ماه هم، ایّام توبه است.[۴] ذی‌قعده در وقت شدّت و سختی، محلّ اجابت دعا است.[۵] ماهی است که بعد از چهل روز خدا حضرت یونس (ع) را از شکم ماهى بیرون آورد.[۶] پایان ماه هم شهادت فرزند امام (ع) است. او ۱۰ رجب ۱۹۵ ه  در مدینه متولد و «محمد» نام یافت تا تجدید کننده خاطرات پیامبر (ص) باشد. بعدها بر اثر تقوایش به لقب «تقی» و با بخشندگیش لقب «جواد» یافت.[۷]  یکی از یاران امام رضا (ع) گوید: در محضر امام (ع) بودیم. شخصی پرسید: … اگر پیش آمدی رخ دهد، به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام (ع) فرمود: «به فرزندم ابوجعفر» آن شخص با تعجب، سن امام جواد (ع) را کم شمرد. امام رضا (ع) فرمود: «خداوند عیسی (ع) را در سنی کم تر از سن ابوجعفر،  پیامبر قرار داد.»[۸]  امام جواد (ع) را در ۲۵ سالگی (۲۲۰ ق)، به بغداد آوردند تا از نزدیک مراقبشان باشند. دسیسه چینی درباریان باعث شد تا معتصم با دستیاری جعفر (پسرمأمون) و فریب ام الفضل (خواهر جعفر و همسر امام)، جهانی را از فیض وجودش محروم ساختند. پیکر امام (ع) را کنار امام کاظم (ع) در کاظمین گورستان قریشِ بغداد به خاک سپردند.[۹]

[۱]  یا ذوالقعده الحرام، از ماه های میان شوال و ذوالحجه و یکی از ماه های حرام که در آن جنگ نمی کردند و به سفر نمی رفتند. در وجه نام گذاری ماه ذی‌قعده گفته شده: چون در این ماه همه مردم از جنگ و غارت دست بر مى‏دارند، و مى‏نشینند. و قَعده از قُعود، به معنای نشستن می آید در مقابل قیام، که به معنای ایستادن می باشد. (مروج الذهب، ج ۲، ص ۱۸۸ و ۱۸۹) ذی‌قعده اوّل ماه‌های حرام است. ماه حرام به معنای [ماه‌] احترام است؛ یعنی ماه‌هایی که از نظر پروردگار عالم محترم‌تر از ماه‌های دیگر قرار است؛ با یک محدوده‌های مشخّصی از احکام که این احترام در چه چیزی و در چه امری است. إِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا في كِتابِ اللَّهِ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ مِنها أَربَعَةٌ حُرُمٌ ۚ ذٰلِكَ الدّينُ القَيِّمُ ۚ فَلا تَظلِموا فيهِنَّ أَنفُسَكُم ۚ وَقاتِلُوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقاتِلونَكُم كافَّةً ۚ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ: تعداد ماه‌ها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است؛ که چهار ماه از آن، ماه حرام است؛ (و جنگ در آن ممنوع می‌باشد.) این، آیین ثابت و پابرجا (ی الهی) است! بنابر این، در این ماه‌ها به خود ستم نکنید (و از هرگونه خونریزی بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار می‌کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! سوره مبارکه التوبة آیه ۳۶[۲] الأعراف، ۱۴۲٫  آیت الله جوادی آملی در باره اربعین کلیمی، آثار آن و شروع این ملاقات فرمودند: وجود مبارک موسای کلیم که چلّه گرفت و اربعینی داشت که به اربعین کلیمی معروف است. این چهل شبانه روز وجود مبارک موسای کلیم در طور مهمان خدا بود؛ نه خوابی داشت نه غذایی ونه استراحتی. در طیّ این چهل شبانه روز مهمان مناجات الهی بود [۳] از خصوصیات ماه ذی‌قعده که این ماه را از سایر ماه های حرام امتیاز می بخشد و باعث شده بزرگان عرفان بر مراقبه آن تاکید نمایند، موافقت این ماه است با اربعین حضرت موسی (ع) که در قرآن از این اربعین به میقات حضرت موسی (ع) نام برده شده است که سی روز از آن، ماه ذی‌قعده و ده روز آن دهه اوّل ماه ذیحجه است که به عید قربان ختم می شود. وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً ... و ما با موسى سى شب قرار ملاقات دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنکه زمان وعده پروردگارش به چهل شب تکمیل شد... الأعراف، ۱۴۲٫ وعده ابتدایی خدا در پذیرایی از حضرت موسی (ع) ۳۰ شبانه روز بود اما از آنجایی که اشتیاق وی را دید ۱۰ روز دیگر بر آن افزود و این ۱۰ روز از تمام آن ۳۰ روز ارجمندتر است به جهت آنکه این به درخواست خدا بود. این اربعین همان است که حضرت موسی (ع) برادرش هارون را در میان بنی اسراییل به جای خود گماشت و به آنان توصیه در اطاعت از وی نمود اما پس از اینکه بازگشت، دید که قومش به سبب سرپیچی از فرمان برادرش، همگی گوساله پرست شده اند.[۴] ر.ک: مفاتیح الجنان،اعمال ماه ذیقعده. خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْمَ الْأَحَدِ فِي شَهْرِ ذِي الْقَعْدَةِ فَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُرِيدُ التَّوْبَةَ قُلْنَا كُلُّنَا نُرِيدُ التَّوْبَةَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ع اغْتَسِلُوا وَ تَوَضَّئُوا وَ صَلُّوا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ اقْرَءُوا فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ مَرَّةً ثُمَّ اسْتَغْفِرُوا سَبْعِينَ مَرَّةً ثُمَّ اخْتِمُوا بِلَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ ثُمَّ قُولُوا يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ ثُمَّ قَالَ ع مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ أُمَّتِي فَعَلَ هَذَا إِلَّا نُودِيَ مِنَ السَّمَاءِ يَا عَبْدَ اللَّهِ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَإِنَّكَ مَقْبُولُ التَّوْبَةِ مَغْفُورُ الذَّنْبِ وَ يُنَادِي مَلَكٌ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ أَيُّهَا الْعَبْدُ بُورِكَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِكَ وَ ذُرِّيَّتِكَ وَ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ تَرْضَى خُصَمَاؤُكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يُنَادِي مَلَكٌ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ تَمُوتُ عَلَى الْإِيمَانِ وَ لَا أَسْلِبُ مِنْكَ الدِّينَ وَ يُفْسَحُ فِي قَبْرِكَ وَ يُنَوَّرُ فِيهِ وَ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ يَرْضَى أَبَوَاكَ وَ إِنْ كَانَا سَاخِطَيْنِ وَ غُفِرَ لِأَبَوَيْكَ ذَلِكَ وَ لِذُرِّيَّتِكَ وَ أَنْتَ فِي سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ يُنَادِي جَبْرَئِيلُ ع أَنَا الَّذِي آتِيكَ مَعَ مَلَكِ الْمَوْتِ ع أَنْ يَرْفُقَ بِكَ وَ لَا يَخْدِشَكَ أَثَرُ الْمَوْتِ إِنَّمَا تَخْرُجُ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِكَ سَلًّا [سَلَاماً] قُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ عَبْداً يَقُولُ فِي غَيْرِ الشَّهْرِ فَقَالَ ع مِثْلَ مَا وَصَفْتُ وَ إِنَّمَا عَلَّمَنِي جَبْرَئِيلُ ع هَذِهِ الْكَلِمَاتِ أَيَّامَ اللَّهِ رَبِّي [أُسْرِيَ بِي‏.]:  رسول خدا(ص) در روز یکشنبه ماه ذى القعده فرمود: «ای مردم! کدام‌یک از شما می‌خواهید توبه کنید؟» گفتند: رسول خدا! همه ما می‌خواهیم توبه کنیم. پیامبر فرمود: «غسل کرده، وضو گرفته و چهار رکعت نماز بجا آورید. در هر رکعت یک‌بار "فاتحة الکتاب"، سه‌بار "قل هو اللّه احد" و یک‌بار "معوذتین" (قل اعوذ برب الفلق ‏و قل اعوذ برب الناس) بخوانید. آن‌گاه هفتادبار استغفار نموده و در پایان "لا حول و لا قوّة إلا باللّه" بگویید. سپس بگویید: "یا عزیز یا غفّار اغفر لی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فإنّه لا یغفر الذّنوب إلا أنت"؛ اى عزیز! اى بخشاینده! گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤمن را بیامرز که جز تو کسى گناهان را نمی‌آمرزد». آن‌گاه فرمود: «بنده‌اى از امت من چنین عملى را انجام نمی‌دهد، مگر این‌که از آسمان به او ندا می‌رسد: بنده خدا! عمل را از نو شروع کن که توبه تو قبول، و گناهانت آمرزیده شد. فرشته دیگر از زیر عرش ندا می‌کند: اى بنده! مبارک باد بر تو و بر خانواده و خاندانت. منادى دیگرى صدا می‌زند: در روز قیامت، دشمنانت را از تو راضى می‌نمایند. فرشته دیگرى ندا می‌کند: اى بنده! با ایمان از دنیا می‌روى. دینت از تو گرفته نشده و قبر تو وسیع و نورانى خواهد شد. منادى دیگرى صدا می‌زند: پدر و مادرت راضى می‌شوند، گرچه خشمگین باشند، پدر و مادر، تو و خاندانت بخشیده شده و در دنیا و آخرت خوش رزق خواهى بود. جبرئیل ندا می‌کند: من با فرشته مرگ پیش تو آمده و به او دستور می‌دهم که با تو خوش‌رفتار بوده، به‌خاطر مرگ آسیبى به تو نرسانیده و به نرمى، روح را از بدنت خارج نماید». گفتند: ای رسول خدا! اگر کسى در زمان دیگرى چنین بگوید چطور؟ آن حضرت فرمود: چیزهایى را که گفتم براى او نیز خواهد بود. جبرئیل این مطالب را در شب معراج به من گفت. إقبال الأعمال، ج‏۱، ص ۳۰۸.[۵] سیّد بن طاوس (ره): ذى القعده در وقت شدّت و در سختی ها، محلّ اجابت دعا است. شیخ مفید (ره) از پیامبر (ص): هر کس در ماه حرام سه روز پنجشنبه و جمعه و شنبه را روزه بگیرد، خداوند برای او عبادت یک سال را بنویسد. المراقبات ، ص ۳۶۹ .[۶] با گفتن ذکر یونسیه؛ لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ، الأنبیاء، ۸۷ و ۸۸، امالى صدوق، ص ۷۷٫[۷] شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ص۹۷ (به نقل از ابن عیاش)؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۴.در برخی از نقل ها ۱۵ و ۱۹ رمضان ۱۹۵ ق است. منتهی الامال، ص۹۳۷ و بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۵. عقیقی بخشایشی، چهارده نور پاک، چاپ اول، انتشارات نوید اسلام، ج۲، ص۱۲۱۱. ۱۴۱۳ – ۱۴۱. زکی، مرتضی، مختار و متّقی هم از دیگر القاب امام جواد (ع) است. ر.ک: جعفر مرتضی العاملی، زندگانی سیاسی امام جواد (ع)، ترجمه سید محمد حسینی، ص۲۶. ر.ک: مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۱، ص۵۳۸؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۳۲۲.[۸] در قرآن (مریم، ۱۲) داستان اعطای رسالت به حضرت یحیی (ع) در کودکی و سخن گفتن حضرت عیسی (ع) در گاهواره شاهدی بر این معناست. قاسم بن عبدالرحمن گوید: در بغداد ازدحام مردم را دیدم. پرسیدم: چه خبر است؟ گفتند: فرزند امام رضا (ع) عبور می کند. وقتی کودکی را بر اسب دیدم، با خود گفتم: خدا لعنت کند کسی را که گوید: خداوند اطاعت این کودک را واجب کرده است. در همین هنگام امام جواد (ع) نزد من آمد و با خواندن آیه ۲۴ سوره قمر (گفتند: اگر از انسانى همانند خود پيروى كنيم گمراه و ديوانه باشيم.) به من فهماند که دستور خدا باید اجرا شود و کوچکی و بزرگی مطرح نیست. وقتی چنین شد با خود گفتم: او جادوگری است که از درون من آگاه است. در این هنگام بار دیگر حضرت (ع) به سوی من بازگشت و با خواندن آیه ۲۵ سوره قمر (آيا از ميان همه ما كلام خدا به او القا شده است؟ نه، او دروغگويى خودخواه است.) تهمت سحر را از خود زدود. وقتی که او می رفت به حقانیّت راستین او ایمان آوردم. سِبط ابن جوزی گوید: «امام جواد (ع) در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدرش بود.» اِبْن‌ِ حَجَرِ هَیْتَمی‌ گوید: «امام جواد (ع) را مأمون به دامادی انتخاب کرد؛ زیرا با وجود کمی سن، از نظر علم و آگاهی و حلم، بر همه دانشمندان برتری داشت.» شیخ مفید و فتّال نیشابوری گویند: مأمون شیفته امام جواد (ع) شد؛ زیرا می دید که با وجود کمیِ سنّ، از نظر علم و حکمت و ادب و کمالِ عقلی، به چنان رتبه والایی رسیده که هیچ یک از بزرگان علمی آن روزگار بدان پایه نرسیده اند. امام جواد (ع) به کوفه رسید. مردم به استقبالش آمدند. در هنگام نماز واپسین، برای حضرت (ع) کوزه ای آوردند تا در کنار درخت خشکیده خرمایی وضو بگیرد و نماز را به جماعت اقامه کند. بعد از نماز، مردمان به هنگام خروج از مسجد، آن درخت را سرسبز و پر میوه دیدند. از لذیذی و شیرینی آن خرما شگفت زده شدند.مریم، ۱۲. سیره پیشوایان، ص۵۳۵. قاسم میرخلف زاده، داستان هایی از امام کاظم و امام جواد (ع)، ص۱۵۵ ابتدا از مخالفان امام جواد (ع) بود. ر.ک: سیره پیشوایان، ص۵۴۳ و ۱۷. تذکرة الخواص، مکتبة الحیدریة، نجف، ۱۳۸۳ ق، ص۳۵۹. الصواعق المحرقه، الطبعة الثانیة، مکتبة القاهرة، قاهرة، ۱۳۸۵ ق، ص۲۰۵. الارشاد، مکتبة بصیرتی، قم، ص۳۱۹؛ روضه الواعضین، الطبعة الاولی، بیروت، ۱۴۰۶ ق، ص۲۶۱. سیره پیشوایان، ص۵۵۵ (با اندکی تلخیص و اضافه) همان، صص۵۵۶ – ۵۵۹.[۹]  داستان هایی از امام کاظم و امام جواد (ع)، ص۱۴۹ (با تغییر)؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۲۱. ر.ک: پیشوایان (ع)، ص۲۲۹ و سیره پیشوایان، صص ۵۶۳-۵۶۴. ر.ک: چهارده نور پاک، ص۱۵۳۸. پیشوایان (ع)، ص۲۳۰.

باکس شناور "همچنین ببنید"

مولود بابرکت

فرزند بابرکت

در میان اهل‌بیت (ص)، پس از حضرت فاطمه (س)، کوتاه‌ترین زندگانی را کسی دارد که …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *